تقویم اخبار

فروردین 1396
ی د س چ پ آ ش
28 29 30 1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31 1

لینک به روزنه

www.rovzane.com

مقالات


نیشابور؛ رونمایی از اثر برجسته موسیقایی-نمایشی «اپرای خیام»، اردیبهشت ۱۳۹۶

 «اپرای خیام» روایتی است نمایشی-موسیقایی بر زندگی و اندیشه حکیم نیشابور. به گفتهنویسنده و کارگردان اپرای خیام: «با اجرای این اثر، پنجگانه خداوندان شعر و اندیشه ایران (فردوسی، مولوی، حافظ، سعدی و به زودی خیام) را برای دوستداران هنر ایران‌زمین تکمیل می‌کند.» آخرین خبرها حاکی از این است که قرار است از اپرای خیام در اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ در نیشابور، زادگاه این شخصیت سرشناس بین‌المللی ایرانی، رونمایی ‌شود.

 

اپرای خیام: روایت زندگی و اندیشه خیام

بهروز غریب‌پور، نویسنده و کارگردان «اپرای عروسکی خیام»، در بخش هایی از مصاحبه ای که در ۳۱ خرداد ۱۳۹۴ در سایت خبری تئاتر منتشر شده، این اثر را چنین معرفی کرده است: «در این اپرا گوشه‌هایی از زندگی خیام و افکار او و همچنین تاثیری که روی مردم ایران و حتی جهان داشت‌، دیده خواهد شد. اگر سعدی خودش سفر کرد‌ه بود، خیام با رباعیاتش در جهان سفر کرده و به همین دلیل در این کار موسیقی جایگاه ویژه خود را دارد و خاص و غنی ساخته خواهد شد.» موسیقی این اپرا «از کشور خودمان آغاز می‌شود و تا نقاطی دیگر از جهان که آثار خیام به زبان آن مملکت‌ها ترجمه شده می‌رود. در واقع، جامعیت خیام و تاثیر او بر فلسفه قرن بیستم هم بررسی می‌شود و در این راستا پژوهش‌هایی را از گذشته شروع کرده بوده‌ایم که در کار مورد استفاده قرار می‌گیرد.» داستان اپرای خیام  «از نقطه‌ای آغاز می‌شود که خیام به یک بلوغ فکری فلسفی و علمی می‌رسد و اندیشه‌هایش در تقابل با جهان پیرامون و جنبش حسن صباح قرار می‌گیرد. او به عنوان یک انسان اعتدال‌گرا، به دور از تعصبات در حال کشف و شهود جهان پیرامون خود است.» 

 

 پدیدآورندگان اپرای خیام:

در گزارش خبرگزاری مهر در ۱۷ آبان ۱۳۹۵ به نقل از غریب‌پور آمده است: به محض خروج خبر «اپرای خیام» از مرزهای کشور و اطلاع علاقه‌مندان به این شاعر بزرگ از انجام چنین پروژه‌ای، نوید نیکبخت آهنگساز و موسیقیدان ایرانی، برای همکاری با گروه اعلام آمادگی کرد. «ایشان کار خود را به عنوان مدیر تولید برای اجرا و ضبط موسیقی سمفونیک پروژه در لندن کلید زد و فرنوش بهزاد، رهبر ایرانی ارکستر، نیز به واسطه او به گروه ملحق شد. به هر حال این کار بزرگ با حداقل هزینه در حال انجام است در صورتی که ضبط موسیقی در لندن به کیفیت پروژه کمک زیادی می‌کند. لازم به توضیح است که هنرمندان ایرانی که در لندن درگیر این پروژه هستند دستمزدی برای کار خود دریافت نمی‌کنند و اعضای ارکستر سمفونیک نیز به دلیل شهرت بین‌المللی خیام حداقل دستمزد را دریافت کرده‌اند.» «بعضی از خوانندگان از جمله همایون شجریان، مهدی امامی، روشنک کی‌منش و مهرداد ناصحی که در پروژه‌های پیشین حضور داشتند و وقفه‌ای در همکاری آنها با گروه ایجاد شده بود بار دیگر در این پروژه حضور پیدا کرده‌اند و بعضی از دیگر خوانندگان گروه نیز از تجربه‌ای غنی برخوردار هستند اما هنوز صاحب‌نام نشده‌اند.» «از حدود ۱۵۰ نفر برای تشکیل گروه آوازی این پروژه آزمون گرفته شد اما با وجود استعداد قابل توجه بسیاری از آنها به دلیل محدودیت تعداد نقش‌ها، ۱۷ نفر برگزیده شدند.» «تا کنون نزدیک به ۴۰ نفر در  پیشبرد این پروژه همکاری کرده‌اند اما پیش‌بینی می‌شود در نهایت حدود ۹۰ تا ۱۰۰ نفر در بخش‌های مختلف مانند موسیقی، ساخت  عروسک و بازی‌دهندگی حضور یابند. البته در اپرای عروسکی خیام ۳۰ بازی‌دهنده همکاری می‌کنند و نزدیک به ۸۰ عروسک و ۷۰ عروسک ماکت باید ساخته شود به گونه‌ای که حدود ۱۵۰ عروسک در این پروژه به کار می‌رود. به هر ترتیب «اپرای خیام» پروژه بسیار بزرگی است که تعداد هنرمندان و عروسک‌های آن از کارهای پیشین گروه بیشتر است.»

 

موسیقی اپرای خیام:

به گزارش جام جم (۵ مرداد ۱۳۹۵) به نقل از مهر؛ امیر بهزاد، آهنگساز اپرای خیام؛ «همایون شجریان،  قرار است جای خیام بخواند.» بهزاد درباره خیام و و اپرای خیام گفته است: «نکته جالبی که درباره شخصیت خیام وجود دارد ابعاد بین‌المللی این شاعر بزرگ کشورمان است. کشورهای دیگر این شاعر را بیشتر از شاعران صاحب‌نام ما می شناسند از این جهت ما سعی کرده ایم علاوه بر توجه به تمامی دستگاه‌های موسیقی ایرانی از نشانه‌های موسیقی بین‌المللی نیز استفاده کنیم که تصور می کنم می تواند برای مخاطبان جالب توجه باشد.» برپایه گزارش خبرگزاری تسنیم ؛ فرنوش بهزاد، رهبر ارکستر سمفونیک لندن، رهبری و ضبط اپرای خیام را که توسط امیر بهزاد نوشته، بر عهده دارد. ضبط این اثر در استودیوی آنجلز رکوردینگ  (Angel's Recording Studios) که چند اثر موسیقایی ضبط شده در آن برنده جایزه موسیقی اسکار شده است انجام می‌شود. «در اپرای خیام، آواگرانی همچون همایون شجریان، اسحاق انور، وحید تاج، رها یوسفی، روشنک روشن، حامد فقیهی، مهرداد ناصحی، شاهو عنلیبی، تریفه شریفی، بهرنگ عجمی و آیرین غریب‌پور و گروهی از صداپیشگان همچون منوچهر آذری و مهدی بقاییان و گروهی از بازیگران رادیویی حضور دارند.»

 

دست‌اندرکاران ساخت عروسک ها و صحنه:

بر پایه گزارش خبرگزاری تسنیم؛ در کارگاه ساخت عروسک‌ها و صحنه اپرای خیام؛ علی پاکدست (دستیار ارشد و طراح صورت‌ها)، مریم اقبالی (طراح بدن‌ها)، علی ابوالخیریان(طراح قالب‌گیری و ریخته‌گری)، مرضیه نادری (دستیار طراح لباس)، قاسم رحمتی(دستیار طراح صحنه) ، لاله رمضانی (دستیار کارگردان رادیویی)، در این اپرا بهروز غریب‌پور راه همراهی می‌کنند  که بخشی از مراحل ساخت از دو سال پیش آغاز شده است. پیش از این قرار بود که  «اپرای خیام» در جشنواره  فجر  رونمایی شود؛ اما به دلیل عدم همکاری سفارت انگلیس در صدور ویزای  آهنگساز، تمام پیش‌بینی‌های مالی و تقویمی اجرا دستخوش  تغییرات  ناخواسته شد و «اپرای خیام» در سال ۹۶ رونمایی خواهد شد .

 

رونمایی: اردیبهشت، نیشابور

در گزارشی که ایران‌آنلاین در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۹۵، از آخرین وضعیت تولید «اپرای خیام»، به عنوان جدیدترین فعالیت گروه تئاتر «آران»، به نقل از بهرز غریب‌پور منتشر نموده،  آمده است: «مراحل مختلفی از تولید اپرای عروسکی خیام، نظیر ساخت عروسک‌های این اثر به پایان رسیده و ساخت دکورهای صحنه نیز در دست انجام است. موسیقی این اپرا توسط ارکستر Euroasia  به رهبری فرنوش بهزاد در لندن ضبط شد و در حال  حاضر، مراحل میکس و ادامه ضبط صدای خواننده‌ها نیز در دست انجام است.» «فعلا بیشتر در حال تکمیل کردن بخش موسیقی اپرای عروسکی خیام، هستیم و شرایط ما به گونه‌ای است که حدود ۸۰درصد این اپرای عروسکی انجام شده است.» «ما منتظر پرداخت اقساط از سوی بنیاد فرهنگی و هنری رودکی هستیم زیرا به دلیل مشکلات مالی که بنیاد رودکی داشته، نتوانسته اقساط را بر اساس قرارداد به گروه پرداخت کند.» «اگر اقساط و حمایت مالی به موقع انجام شود امیدواریم بتوانیم در فروردین‌ماه تمرین های گروه را شروع کنیم و در اردیبهشت ماه نیز اپرای عروسکی «خیام» را به صحنه ببریم.» «با شهردار و مدیرکل ارشاد شهر نیشابور نیز مذاکراتی انجام شده تا در صورت وجود حمایت مالی به موقع برای تکمیل کردن اپرای عروسکی خیام، این اپرای عروسکی همزمان با زادروز خیام در شهر نیشابور رونمایی می‌شود.»  ... یار خراسانی ...

دهستان ریوند؛ جغرافیا، پیشینه و گردشگری

دهستان رِیْوَنْد؛ که کهنسالان بومی، آن را «بلوک ریوند» نیز می‌خوانند؛ از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور است. اقتصاد این ناحیه، بیشتر مبتنی بر کشاورزی است. دهستان ریوند، به خاطر بناهای تاریخی گنبدهای آجرین مهرآباد (شادمهر) و همچنین پیوند با ریوند باستانی نیشابور، از سرشناسی و شهرت ویژه‌ای برخوردار است. 

طراحی و تدوین کتاب «نیشابور کهن» ویژه گردشگران پایان یافت

 به نقل از روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی خراسان رضوی، مکرمی فر مدیر پایگاه پژوهشی منطقه تاریخی-فرهنگی نیشابور  بیان کرد: این کتاب عمدتاً به زوایای منطقه تاریخی  و  فرهنگی نیشابور که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است می باشد...

شناسه‌های پازندی نیشاپور؛ رَئِوَنت، بُرزین‌مِهر، سووَر

رَئِوَنت (ریونت؛ raƏvant) یا رِیوَند، گوهرواژه بنیادین اُلکا و قلمرو جغرافیایی و فرهنگی نیشاپور خراسان در دوران باستانی و اساطیری ایران‌زمین است.(

مسجد جامع نیشابور با پیوست تاریخی۵۰۰ ساله

نیشابور، پیش از آن‌که به دست شاپور یکم ساسانی گسترش پیدا کند و به قطب سیاست و فرهنگ خراسان تبدیل شود نیز، شهری پررونق بود و «رَئِوَنت» نام داشت؛ واژه‌ای که بعدها به «ریوند» تبدیل شد و هنوز هم به یکی از نواحی نیشابور اطلاق می‌شود.

سفری به نیشابور، شهر ١٢ تایی تاریخ ایران

هانری رنه دالمانی ابتدا روایتی مختصر از تاریخ نیشابور آورده، سپس درباره زیبایی‌های این شهر می‌گوید «مورخین قدیمی هریک به شرحی از آبادی، اهمیت و زیبایی این شهر پرداخته‌اند. به درستی آن را شهری نشاط‌ انگیز و سحرآمیز معرفی نموده‌اند که اساس این شهر بر رقم ١٢ و مضرب‌های آن قرار دارد،

همراه با یک ایرانگرد در قدمگاه نیشابور / سفر به شهر عطار

علی قوامی، ایرانگردی است که علاقه‌ای فراوان به سفر دارد. او شرحی از گردش‌ها و مسافرت‌های خود را در وبلاگ «ایران را بگردیم»، ارایه داده است.

نیشابور؛ تأثیرگذارترین قطب جمعیتی شمال شرق ایران در جاده ابریشم

«تأثیرات متقابل نیشابور و راه ابریشم در دوره ساسانی»، مقاله‌ای است که در فصلنامه مطالعات باستانشناسی دانشگاه تهران منتشر شده. میثم لباف خانیکی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در بخشی از مقدمه این مقاله چنین نوشته است: «تداوم تولید اقتصادی و حیات ساختار سیاسی- اجتماعی نیشابور، در اثر ارتباط و تعامل  این شهر، با دیگر مراکز تولید و حوزه­‌های جمعیتی و فرهنگی بود.

طنز در رباعیات خیام

طنز خیام، انسان را از درون می خنداند و به تفکر وا می دارد و او را نگران می کند. انتقاد تلخ او نیرومندتر از خنده ی ظاهری است. طنز خیام بیش تر زیر سوال بردن افکار و اندیشه های فلسفی و کلامی حکماست نه روش اجتماعی و سیاسی.

خيام، نيشابور و ياد ايران باستان

از آمـــــدن و رفتــــن مــــا سودی کو؟

وز تـــار امیـــــد عمــــر مـــا پودی کو؟

چنــدین ســر و پـای نازنیـــنان جهان

می‌سوزد و خاک می‌شود، دودی کو؟

بازار سر پوش نیشابور؛ تنها بازار قدیمی خراسان رضوی

بازار تاريخی نيشابور از جمله بازارهای سرپوشيده و منحصربه‌فرد استان خراسان رضوی است كه خوشبختانه عليرغم عمر حدودا پانصدوپنجاه ساله‌اش هنوز مورد استفاده و پابرجاست. این بازار تنها بازار سرپوشیده استان خراسان است که هنوز درصد زیادی از آن سالم باقی مانده است.

فرصتی دیگر پیش روی همکاری‌های گردشگری و فرهنگی نیشابور، مشهد و ترکیه

به گزارش پایگاه خبری الف: سرکنسول ترکیه در مشهد، با بیان اینکه دوستی عمیق ایران با ترکیه، در ایام کودتا آشکار شد، بر ضرورت حفظ روابط صمیمانه دو کشور، و جلوگیری از مسموم شدن روابط، توسط کشور ثالث تأکید کرد.

حضور حکیم نیشابور در آستاراخان؛ بهانه‌ای برای گسترش مناسبات فرهنگی و اقتصادی نیشابور در کشور روسیه

حضور حکیم نیشابور در آستاراخان؛ بهانه‌ای برای گسترش مناسبات فرهنگی و اقتصادی نیشابور در کشور روسیه

پیوندهای تاریخی و فرهنگی جوین و نیشابور در «مرآة‌ البلدان» اعتمادالسلطنه

  در میان ولایات سرزمین خراسان؛ «جوین» و «نیشابور»، از آن دست دیارهای کهن هستند که خود نه به تنهایی، چهره‌ای روشن و پررنگ و درخشان در تاریخ سرزمین خورشید داشتهبلکه پیوندها و ارتباطات و تعاملات گسترده‌ای نیز با یکدیگر دارند. 

نیشابور، پایتخت فرهنگی»، یکی از نوشته های استاد فریدون جنیدی است

«نیشابور، پایتخت فرهنگی»، یکی از نوشته های استاد فریدون جنیدی است که به دلایل شکوه و عظمت نیشابور، با نگرشی ویژه به نیشابور قبل از اسلام، پرداخته است.

نیشابور، بزرگ ترین مركز دانش اسلامی و گاهواره ارجمند ترین سخنوران و دانشمندان ایران

نیشابور، بزرگ ترین مركز دانش اسلامی و گاهواره ارجمند ترین سخنوران و دانشمندان ایران بوده و هست. مهم ترین صنایع دستی مردم نیشابور قالی بافی، فیروزه تراشی، سفال سازی، سبد بافی، و…. است. بیش تر مردم نیشابور از نژاد پیشین ایرانی و از تیره های پارسی هستند كه در گذشته های بسیار دور در این سرزمین مستقر شده اند.

شکوه ماندگار؛ فریمان، حلقه پیوند نیشابور و هرات

 شهر فریمان، مرکز شهرستان فریمان، در فاصله حدود 135 کیلومتری جنوب غربی شهر نیشابور و در حدود 75 کیلومتری جنوب شهر مشهد، در استان خراسان رضوی واقع شده است.

خیام در غرب ، از بریتانیا و آمریکا تا حکومت نازی آلمان

حکیم عمر خیام، فیلسوف ، ریاضی دان ، منجم ، طبیب و رباعی سرای جاوید تاریخ ایران زمین از جمله متفکرانی است که آراء و اندیشه هایش از مرزهای جغرافیایی ایران گذشت و طی قرن ها تأثیرات زیادی در اندیشه ها و فرهنگ های ملل مختلف بر جای نهاد.

ناگفته‌های کتاب مزدیسنا؛ ریوند نیشابور و آذربرزین‌مهر

 

ایران در زمان ساسانیان

 برای دریافت فایل PDF این نوشتار، بر روی اینجا کلیک کنید.

- ریوند در آیین مزدیسنا:

ریوند، پاره‌ای از بوم نیشاپور خراسان است.(1) این خطّه از خاک اهورایی ایران‌زمین، در «اوستا» -کهن‌ترین نوشتار ایرانی و نامه دینی مزداپرستان-، با نیکی و ستایش یاد شده، چنانکه در بند ششم «آتش بهرام نیایش»(2) آمده است: «ای آذر اهوره‌مزدا! کوه ریوند مزداآفریده، فرّکیانی مزداآفریده، آذر اهوره‌مزدا، ای آذر اَشَوَن ارتشتاران! ای ایزد نریوسنگ، آذر نافه شهریاری! شما را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین».(3) در گفتار «بُندهش»؛ ریوند، خانه آذر برزین مهر است؛(4) در همین کتاب دینی زرتشتی، درباره آذر‌بُرزین‌مِهر و دو دیگر آتش بنیادین و سپند ایران باستان، گفته شده: «این سه آتش را که عبارتند از آذر فَرنبَغ، گُشنَسب و بُرزین مهر؛ هرمزد در آغاز آفرینش، چون سه فَرّه، به پاسبانیِ جهان، فراز آفرید. بدان تن، فَرّه‌مندانه، همی در جهانند.»(5) پس؛ «کوه ریوند»، در آیین مزدیسنایی، میزبان و جایگاه یکی از سه آذر سپند پاسبان جهان، و دارای جایگاه ارزشی بسی شایان است.

در «زامیادیشت» از کتاب «اوستا»، نام کوه ریوند به گونه «رئونت» آمده و رئونت، به معنی «باشکوه» است.(6) «ریوند»، همچنین نام سرزمین پای این کوه سپند است که این کوه را، امروزه «بینالود»ش خوانیم(7)؛ در نوشتارهای جغرافیایی و تاریخی کهن، گستره و شناسه‌های این سرزمین، به روشنی، ثبت و ضبط گردیده است؛ در بخش پایانی این نوشتار، نگاهی به برخی از آن‌ها خواهیم داشت. اما چنانکه «ریوند» را در پژوهش‌ها و نبشته‌های روزگار ما -که به آیین ایران پیش از اسلام پرداخته‌‌اند-، کاوش و پی‌گیری نماییم؛ یکی از نوشتارهایی که با فراوانی ارجاعات، بازیابی می‌گردد، کتاب ارزشمند و گرانمایه «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی»، نوشته زنده‌یاد استاد دکتر محمد معین است. این کتاب؛ نخستین بار، در سال 1326، به کوشش انتشارات دانشگاه تهران، جامه نشر، بر تن نمود.

 

- شمال غربی نیشابور و بُرزین مهر:

در سرآغازی که زنده‌یاد استاد ابراهیم پورداود، بر کتاب «مزدیسنا»ی دکتر محمد معین، نوشته، چنین آمده است: «موضوع این نامه، بدست دادن رشته‌ایست که ادبیات فارسی را با ادبیات مزدیسنا می‌پیوندد، یا به عبارت دیگر از یکسو نشان دادن برخی لغات و اصطلاحات نظم و نثر فارسی است که معادل آنها در اوستایی که هنوز در دست داریم نیز دیده می‌شود و از سوی دیگر، نمودن افکار و مفاهیم مزدیسنا در ادبیات فارسی است.»(8) سخن‌ مقدمه‌نگار، رویکرد ادبی کتاب «مزدیسنا» را یادآورد می‌سازد. اما اینکه «آیا باید از این کتاب ارزشمند، همچون نوشتاری بنیادین (= مرجع) برای بازیابی جغرافیای تاریخی ایران دوره رواج آیین مزدیسنایی، چشم داشت؟»-، پرسشی است که ما در اینجا به مطالعه موردی آن در مورد جغرافیای تاریخی «ریوند» و موضوع هم‌پیوند آن یعنی «آذربرزین‌مهر»، در این کتاب می‌پردازیم.

از این روی؛ نگاه ما در اینجا به نوشتار «آذر برزین مهر» بخش «آتش» کتاب «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی»، ویژه می‌گردد. این نوشتار، در چهار بخش «آذر برزین مهر»، «پیدایش آن»، «محل و اختصاص آن» و «در ادبیات پارسی» به بازشناسی بُرزین‎مِهر می‌پردازد. آگاهی‌های جغرافیایی، در بخش سوم (= محل و اختصاص آن)، نمودار است؛ چنانکه در بند اول، نوشته است: «بنا به تصریح پهلوی «آتش نیایش»، این آتشکده در ریوند ایالت خراسان، جای داشت.» و در بند دوم، آمده است: «کریستنسن می‌نویسد: لازار فارپی، قریه ریوند را قریه مغان می‌نامد. باعتقاد جکسن، مکان این آتشکده در قریه مهر بوده است که در سر راه خراسان، بیک فاصله از میاندشت و سبزوار قرار دارد.»(9) این گفتار بند دوم، از کتاب «ایران در زمان ساسانیان» نقل شده است.(10)

ریوند در شمال نیشابور، غرب توس و شرق بیهق واقع شده

 

 شوربختانه، نسخه‌ای از کتاب «تاریخ ایران در زمان ساسانیان»، منتشر شده در سال 1317، که در کتاب «مزدیسنا» مورد ارجاع قرار گرفته، در دسترس نگارنده نیست، اما سه نسخه دیگر از کتاب «ایران در زمان ساسانیان» پروفسور آرتور کریستنسن (ترجمه زنده‌یاد رشید یاسمی) را بازبینی کردم. یکی؛ چاپ هشتم است که در سال 1393، توسط انتشارات «صدای مردم» منتشر شده، دیگری؛ نسخه‌ای است که در سال 1368، توسط انتشارات «دنیای کتاب» نشر یافته، و سه‌دیگر؛ چاپ سوم این کتاب است که به سرمایه کتابخانه ابن سینا، در سال 1345 منتشر گردیده و در زیر عنوان اصلی این نسخه، آمده است: «تاریخ ایران ساسانی تا حمله عرب و وضع دولت و ملت در زمان ساسانیان». در دو صفحه پایانی نسخه 1345، نقشه‌ای با نوشتار فرانسه، از ناحیه ایران آمده است که ریوند (REVAND) را در شمال نیشابور (NICHAPOUR) یا ابرشهر (ABHARSHAHR) در ناحیه پارت (PARTHIE) و سرزمین خراسان (CHORASSAN) نشان می‌دهد.

جای ریوند در جغرافیای خراسان

در این هر سه نسخه از کتاب «ایران در زمیان ساسانیان»، جمله‌ای آمده که در کتاب «مزدیسنا» دیده نمی‌شود: صورت کامل بند یاد شده -همراه با جمله حذف شده در «مزدیسنا»- بدین مایه است: «آذر برزین مهر یا آتشکده کشاورزان، در مشرق مملکت، در کوه‌های ریوند شمال غربی نیشابور، واقع بود. لازار فارپی، قریه ریوند را قریه مغان می‌نامد. باعتقاد جکسن، مکان این آتشکده در قریه مهر بوده است، که در سر راه خراسان، به یک فاصله از میاندشت و سبزوار قرار دارد.»(11) اینکه در کتاب «مزدیسنا»، از چه روی، جمله نخست پروفسور کریستنسن (کتاب «ایران در زمان ساسانیان») نیامده، برای نگارنده، روشن نیست. اما اینکه در برخی از پژوهش‌های جغرافیای تاریخی، مصاحبه‌های خبری و حتی در گزارش‌های باستان‌شناسی، به این نوشتار دارای کاستی «مزدیسنا» ارجاع داده می‌شود، یکی از پرداخته‌های ما در این نوشتار، خواهد بود.

 - «مزدیسنا»، رویکرد ادبی یا سند تاریخی؟

در برخی کتاب‌ها، مقاله‌ها، گزارش‌ها و مصاحبه‌ها، با برداشت از آنچه که پروفسور آرتور کریستنسن، در جایگاه «اعتقاد جکسن» یاد می‌کند، به عنوان موضوعی روشن و قطعی پنداشته، ریوند را چنین تعریف نموده‌اند: «کوهی است در شمال غربی سبزوار ...» و کتاب «مزدیسنا و تاثیر آن بر ادب پارسی» را منبع این گفتار، معرفی نموده‌اند. کتاب «لغت‌نامه» (تالیف استاد زنده‌یاد علی‌اکبر دهخدا) از این دست منابع است. گفتنی است که نام نویسنده ارجمند «مزدیسنا»، در میان دو ناظر «لغت‌نامه» نیز دیده می‌شود. در کتاب «لغت‌نامه»، ریوند را به نقل از منابع قدیم همچون «منتهی‌الارب» و «تاج‌العروس»، «یکی از ارباع (= بخش‌های) نیشابور»، تعریف می‌نماید.(12) و در مدخلی دیگر، چنین می‌نویسد: «ریوند: نام کوهی بوده است در شمال غربی سبزوار ...» و به دو کتاب «مزدیسنا و تاثیر آن در ادب پارسی» و «ایران در زمان ساسانیان» ارجاع می‌دهد.( 13) آیا میان «ربع ریوند» (= بخش یا ناحیه ریوند) و «کوه ریوند» ارتباطی وجود دارد؟ اگر چنین ارتباطی هست؛ چرا نویسنده «مزدیسنا» در این زمینه، سکوت کرده است؟ و اگر نیست؛ چرا دلیلی برای حذف جمله نخست یاد شده در کتاب «ایران در زمان ساسانیان»، ارائه نشده است؟ دلیل این ابهام چیست و چرا در کتاب «مزدیسنا»، جایی برای پرسش‌ورزی و پی‌گیری این موضوع، پیش‌بینی نشده است؟  

صفحه از کتاب ایران درزمان ساسانیان درباره آذربرزین مهر و ریوند نیشابور    

 چنین روشن است که کتاب «مزدیسنا» از زمان انتشار خود و به مدت چندین دهه است که به عنوان منبعی برای شناخت و بررسی آیین مزدیسنا، مورد ارجاع قرار می‌گیرد، و چنانکه دیدیم، در منابع مرجعی همچون «لغت‌نامه دهخدا» نیز راه یافته است. شاید افزون بر ارزش‌های محتوایی و ادبی خود کتاب، بتوان کمبود منابع و پژوهش‌های مرتبط با آیین مزدیسنا را دلیل مهمی بر این رویداد دانست. شاید زمان آن رسیده باشد که پژوهش‌های ژرف‌تر و گسترده‌تری درباره این بخش مهم و ارزشمند از فرهنگ و تاریخ ایران، «با رویکرد تولید منابع مرجع»، صورت پذیرد. به هر روی، اگر بخواهیم «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی» را در جایگاه نوشتاری روشنگر و بنیادین در پژوهش‌های تاریخی و جغرافیای تاریخی مرتبط با «ریوند» و «آذر برزین مهر» به شمار آوریم، باید در نظر داشته باشیم که:

الف) گفتار این کتاب، نقل قول از «اعتقاد»ات یک باستان‌شناس معاصر به نام «جکسن» است و این نقل قول، از کتاب معاصر دیگر به نام «ایران در زمان ساسانیان» برگرفته شده؛ بنابراین به هیچ روی، کتاب «مزدیسنا» و منابع مورد ارجاع آن در زمینه مورد نظر ما، منبع دست اول تاریخی و جغرافیای تاریخی، به شمار نمی‌آید.

ب) چنانکه گفته شد در این کتاب، جمله نخست منبع مورد ارجاع، نادیده انگاشته شده، در حالی که بایسته بود تمام محتوای موردنظر پروفسور آرتور کریستنسن -از پژوهشگران برجسته و نامدار ایرانشناسی-(14) بازتاب داده می‌شد و اگر دلیل و برهانی برای نادیده گرفتن بخش نخست، وجود داشت، بیان می‌گردید. بدیهی است که با نظر به موقعیت جغرافیایی نیشابور و بیهق در سرزمین خراسان؛ شمال غربی سبزوار، شمال غربی نیشابور نیز خواهد بود اما باید در نظر داشت که نیشابور، در موقعیت سرزمینی خود نیز دارای حوزه شمال غربی است؛ چنانکه برزنون (بورزونی)، برکه‌های سی‌سر (به تعبیری: دریاچه سوور)، کان پیروزه (معدن فیروزه) و چهارطاقی آتشکده میرمظفر (در درّه یام) نیز در فاصله‌ای نزدیکتر در شمال غربی نیشابور قرار دارند.

پ) کاوش پیشینه «مهر» و «ریوند» در جغرافیای تاریخی منطقه مورد نظر نیز، چندان تاییدگر گفتار جکسن، نقل شده در «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی»، نیست. در دنباله این نوشتار، نمار و گریزی بر این مایه خواهیم داشت:

 

پ- 1) نام‌های «مهر» و «ریود» در جغرافیای تاریخی بیهق:

پیش از این نیز گفته شد: در نوشتار کتاب «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی» به نقل از کتاب «ایران در زمان ساسانیان» و به اعتقاد «جکسن»؛ قریه مهر، که به یک فاصله از میاندشت و سبزوار (جزو بیهق قدیم) قرار دارد، مکان آتشکده آذربرزین‌مهر، دانسته شده است. با این مایه، اگر بخواهیم نظرات و گمانه‌های «جکسن» را نمایان‌گر محل «بُرزین مهر» بدانیم؛ باید برای روستای «مهر»، «قدمتی بسیار کهن» و «اهمیت دینی و آیینی ویژه» (در دوران‌های پیش از اسلام) در شمار آوریم. آیا «پیشداشته‌های تاریخی» و «یافته‌های باستان‌شناسی»، گمان جکسن را پشتیبانی می‌نمایند؟ اگر متون جغرافیایی-دینی مربوط به آیین مزدیسنایی همچون «اوستا»، «بندهش» و «گزیده‌های زادسپرم» را بازبینی نماییم. هیچ نام و نماره‌ای، به نقطه جغرافیایی به نام «مهر» که «به یک فاصله از میاندشت و سبزوار» قرار داشته باشد دیده نمی‌شود.(15)

همچنین در متون جغرافیایی و تاریخی دوران نزدیک به دوره ساسانی؛ همچون «مسالک و ممالک» ابن خرادادبه (قرن 3هـ.ق)، «کتاب البلدان» یعقوبی (قرن 3هـ.ق)، «البلدان» ابن فقیه (قرن 3هـ.ق)، «احسن‌التقاسیم» مقدسی (قرن 4 هـ.ق)، «حدود العالم» (قرن 4 هـ.ق)، «الاعلاق النفسیه» ابن رسته (قرن 4 هـ.ق)، «صورة‌الارض» ابن حوقل (قرن 4 هـ.ق) بازیابی نمی‌گردد.(16) شاید بتوان کتاب «تاریخ بیهق» ابوالحسن بیهقی (ابن فندق، قرن 6 هـ.ق) را قدیم‌ترین منبعی معرفی نمود که قریه یا روستای «مهر» در آن، معرفی شده است. در این کتاب که جامع‌ترین و تخصصی‌ترین مرجع تاریخ، جغرافیای تاریخی و اعلام منطقه بیهق (سبزوار جدید) به شمار می‌آید؛ نام روستای «مهر» در «ربع مزینان» بیهق آمده است. بدین گونه: «ربع مزینان: و این مزینان بود، و مایان، و کموزد، و داورزن، و صدخرو، و طرز، و بهمن‌آباد، و مهر –که در آنجا مزارع اقلام بحری باشد- و ماشدان، و سویز، و غیر آن.»(17) در پایان کتاب نیز توصیفی از نوعی خامه (قلم تحریر)، فرآورده دو روستای مهر و ششتمد آمدهپ(18)، اما در هیچ جای کتاب، اشاره‌ای به پیشینه یا اهمیت آیینی آن در دوران پیش از اسلام نشده است.

گاه، در برخی نوشتارها و مصاحبه‌ها و گزارش‌های معاصر، دیده می‌شود که با معرفی روستایی دیگر (به نام معاصر «ریوند» = Rivand) در کنار روستای «مهر»، کوشش می‌گردد تا از کنار هم گذاشتن این نام‌ها و ارتباط دادن آن با میتراییسم و دوران پیش از اسلام، پیوندی میان این ناحیه و «ریوند (Reyvand) باستانی و آذربرزین‌مهر» ایجاد گردد، چرا که بر پایه متون دینی زرتشتی؛ «ریوند، خانه آذر برزین مهر است.» اما چنین باید گفت که؛ بررسی‌ در جغرافیای تاریخی ناحیه، تاییدکننده این مدعا نیست. زیرا، این نام جغرافیایی (ریود یا ریوذ)، افزون بر تفاوت آوایی که با رِیوَند (Reyvand) آیینی و باستانی دارد، پیشینه آن، از حدود صد و اندی سال اخیر، فراتر نمی‌رود؛ از بررسی متون تاریخی چنین دریافت می‌گردد که نام این روستا، حداقل تا اوایل دهه سوم قرن 13 هـ.ق (همزمان با دوران سلطنت مظفرالدین شاه قاجار)، «ریود» بوده است. حسین‌خان افضل‌الملک، در سفرنامه خود که در سال 1320 قمری نگاشته است از روستای «ریود» یاد می‌کند و به خوبی موقعیت جغرافیایی این روستا (در بلوک «نامن و باشتین») و نقاط همجوار را توصیف می‌نماید.(19) هفت سده پیش از افضل‌الملک، ابوالحسن بیهقی در کتاب «تاریخ بیهق» از این روستا در کنار دیگر نقاط ربع باشتین بیهق، چنین نام می‌برد: «... ربع باشتین: و آن، باشتین بود و نامین ]=نامن[ و «ریود» و دستجرد نامین و کراباد و شعرانی و بلاجرد و بفره و ساروغ و بشتنق ]=فشتنق[ و غیر آن.»(20)

ریود بیهق در سفرنامه حسین خان افضل در دوره قاجاریان

 در متون دوران پیشین همچون «اللباب فی تهذیب الانساب» ابن اثیر، «معجم البدان» یاقوت حموی، «الانساب» سمعانی، «سیر اعلام النبلاءط الرساله» ذهبی، «مراصد الاطلاع» ابن عبدالحق و ... نیز نام این روستا به صورت «ریوذ» آمده است. به عنوان نمونه در کتاب «اللباب» ابن اثیر در مدخل «الرِّیوَذی» چنین آمده است: « الرِّیوَذی: بکسر الراء و سکون الیاء و فتح الوار و فی آخرها ذال معجمة – هذه النسبة اءلی رِیوَذ، و هی قریة من قری بیهق من ناحیة نیسابور، منها أبومحمد الفضل بن محمد بن المسیب بن موسی بن زهیر الشعرانی الریوذی ...»(21) تا اینجا، در برابر گفتارهایی که وجود روستایی به نام ریوند (در غرب سبزوار) را نشان و شاهدی بر آذربرزین‌مهر بودن «چهارطاقی خانه دیو» (چهارطاقی‌ای مربوط به دوران ساسانی در فراسوی شمال روستاهای ریود و مهر) می‌دانند باید این پرسش را مطرح نمود که براستی مستندات و پیشینه جغرافیایی-تاریخی این «ریوند» کجاست؟!

ریوذ یا ریود بیهق در کتاب اللباب ابن اثیر

 برای روشن‌تر شدن بیشتر موضوع، به «تاریخ بیهق» ابوالحسن بیهقی باز می‌گردیم که با توجه به نگاه تخصصی آن به جغرافیا و تاریخ ناحیه بیهق، شاخص‌ترین مستند تاریخی-جغرافیایی مرتبط با این ناحیه و آبادی‌های آن، از جمله «ریود» و «مهر» نیز به شمار می‌آید. اگر از اهمیت آیینی این دو روستا در دوران پیش از اسلام، نشانی در «تاریخ بیهق» نمی‌یابیم، نمی‌توان دلیل آن را بی‌توجهی ابوالحسن بیهقی، به این موضوع دانست. چرا که وی در کتاب ارزشمند خود، از آتشکده‌های در «گنبد» (در نزدیکی ششتمد) که یکی از آبادی‌های ربع زمیج بیهق است نام ‌می‌برد(22) که اهمیتی به مراتب، کمتر از «آذربُرزین‌مهر» (یکی از سه آتشکده اصلی ایران) دارد. حتی در ربع ششم بیهق (ربع خسروجرد) به آبادی دیگر به نام «دسکره بیت‌النار» اشاره می‌نماید. (بیت‌النار، همان آتشکده است در زبان تازی)(23) آیا درباره اثر ارزشمند این تاریخنگار نامدار که در نوشتاری مشروح به سرو زرتشت پیامبر کاشته شده در کاشمر و فرومد می‌پردازد(24) و حتی در «باب در بیان بنای سبزوار»، پدران بانی آن آبادی را تا پانزده نسل پیشتر (از پادشاهان دوره اساطیری ایران) بر می‌شمارد(25) می‌توان چنین پنداشت که به تاریخ و آیین دوران پیش از اسلام، بی‌توجه بوده است؟! باری، کتاب تاریخ ابوالحسن علی بن زید بیهقی، سرشار از این گونه اشاره‌هاست اما در آن، نشانی از برزین‌مهر ( مهم‌ترین آتشکده‌، بیت‌النار و یا نیایشگاه مزدیسنایی خراسان) نیست.

بنابراین؛ ناهمخوانی نظریات «جکسن» با مستندات موجود در کتاب‌های تاریخ، کاملا روشن است. یافته‌های کاوش‌های باستانشناسی تا امروز نیز، رنگی از یقین و روشنی، بر اعتقادات و گمانه‌های جکسن، نپراکنده است و به قول دکتر فرهنگ خادمی ندوشن و همکارن در مقاله پژوهشی که مرتبط با همین موضوع (عنوان آن: چهارتاقی خانه دیو، آتشکده‌ای نویافته از دوره ساسانی)، در زمستان 1389 در فصلنامه «باغ نظر» منتشر کرده‌اند؛ پس از چند فصل کاوش‌های باستان‌شناسی توسط هیات‌های ایرانی و خارجی، به دلیل به دست نیامدن مدارک و شواهد باستان‌شناسی «کافی» در این منطقه، «موضوع مكانيابي آتشكده آذربرزين‌مهر همچنان موضوعي سرگشاده و قابل بحث و بررسي است.»(26) برای آشنایی با نظریه‌های دیگر در زمینه مکان‌یابی آذر برزین‌مهر، مطالعه مقاله‌های «محل آذر برزین مهر» علی‌اشرف صادقی که محل برزین‌مهر را در پیرامون روستای جنبد در نزدیکی ششتمد نشان می‌دهد(27) و «نیشابور و آتش اهورایی» احمدرضا سالم که بُرزین‌مِهر را در نزدیکی روستای برزنون سرولایت نیشابور جانمایی می‌کند(28) پیشنهاد می‌گردد.

پ-2) قریه ریوند، ناحیه ریوند و پیوند آن با نیشابور:

در کتاب «ایران در زمان ساسانیان» پروفسور کریستنسن، به نقل از لانگلوا (Langlois) و هوفمان (Hoffmann) آمده؛ «لازار فارپی، قریه ریوند را قریه مغان ]روحانیان زرتشتی[» دانسته است.(29) درباره قریه ریوند، از متون تاریخ و جغرافیای قدیم دانسته می‌شود که مرکز یا آبادی عمده ناحیه‌ای به همین نام (= ریوند) بوده است؛ در «تاریخ نیشابور» ابوعبدالله حاکم (321-405 هـ.ق) آمده «ریوند که ربع، بدان منسوب است، قریه کبیره معموره بود»(30) در منابع دیگر همچون «احسن التقاسیم»، «تقویم‌البلدان»، «صورة‌الارض»، «نزهة‌المشتاق»، «معجم‌البدان» و ... به این نقطه در جغرافیای نیشابور، اشاره شده است(31) گفتار ابن حوقل در «صورة‌الارض» و مقدسی در «احسن‌التقاسیم»، نشانگر قرارگیری ریوند در شمال غربی نیشابور است به گونه‌ای که نقاطی همچون راوینج، اسفراین و مهرجان در فرادست شمال، جوین در غرب، و توس در شرق این نقطه، قرار داشته‌اند. بر پایه «احسن‌التقاسیم»، فاصله این نقطه با شهر نیشابور، یک مرحله (واحد مسافت‎شمار قدیم) است و این راه که از طریق ریوند به اسفراین می‌رسد 5 مرحله است.(32)

چنانکه گفته شده، قریه ریوند در ناحیه‌ای به همین نام (= ربع ریوند) قرار گرفته و این «ربع ریوند»، ناحیه‌ای است که «از حدّ مسجد جامع ]شهر نیشابور[ بُوَد تا مزرعه احمدآباد، اول حدود بیهق، طول او سیزده فرسخ. عرض او از حدود ولایت طوس تا حدود بشت، پانزده فرسخ.»(33) مقدسی (قرن 4 هـ.ق) در «احسن‌التقاسیم»، ریوند را در شمار بخش‌های چهارگانه نیشابور (شامات، ریوند، مازل، بشتفروش) بر می‎شمارد درباره این ناحیه می‌نویسد: بخشی است پاکیزه و والا با تاکستانهای بسیار و انگورهای نیکو و میوه‌های خوب و در آنجا گلابی‌ای است که همانند آن دیده نشده است، شهری نزه آنجاست به نام ریوند که نهری از آن می‌گذرد و در آن مسجد جامعی است که از آجر آن را تجدید بنا کرده‌اند.(34) کتاب «احسن‌التقاسیم» همچنین خاطرنشان می‌سازد که «معدن فیروزه» در این ناحیه قرار دارد(35) ابوعبدالله حاکم، این ناحیه را چنین توصیف می‌نماید: «... مشتمل بر زیاده از پانصد دیه که بعضی را یک قناة بود یا دو یا سه یا چهار یا پنج و ریوند که ربع به آن منسوب است قریه کبیره معموره بود، بانی آن، انوشروان عادل. درو مسجدی جامع منیع رفیع و خانقاه‌های بسیار ...»(36)

 - نگاهی به مآخذ مزدیسنا:

چنانکه از نظرتان گذشت؛ بررسی منابع تاریخی کهن، با وجود تکرار فراوان و ذکر جزئیات، جایی برای گمان‌ورزی در وجود منطقه‌ و شهر و قریه‌ای به نام «رِیوَند» در نزدیک و پیوسته به نیشابور، و همچنین هیچ گمانی در عدم وجود منطقه و نقطه‌ای به نام «ریوند» در جغرافیای تاریخی بیهق، باقی نمی‌گذارند. نگاهی به منابع استفاده شده در کتاب ارجمند «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی» نیز به روایتی دیگر، موید همین معنی است. در «مآخذ کتاب»، نام مراجعی همچون «احسن‌التقاسیم»، «صورة‌الارض»، «البلدان» ابن فقیه و ... که از منابع مهم جغرافیای تاریخی ایران و خراسان به شمار می‌آیند، دیده نمی‌شود.(37) هر چند در مآخذ کتاب، نام «تاریخ بیهق» آمده و چند صفحه از کتاب، به «سرو کاشمر» (سرو کاشته شده به دست زرتشت پیامبر) به نقل از تاریخ بیهق پرداخته است(38)، اما چنین به نظر می‌رسد: این مهم برای مولف مزدیسنا، پرسشی ایجاد نکرده که چگونه است در «تاریخ بیهق»، به «سرو زرتشت کاشمر» که در خارج از جغرافیای بیهق، قرار دارد چنین به تشریح، پرداخته می‌شود اما به «آذر برزین مهر» که از نیایشگاه‌های بنیادین آیین زرتشت است، اشاره‌ای نمی‌گردد؟! مگر نه این است که در کتاب «مزدیسنا»: «باعتقاد جکسن، مکان این آتشکده در قریه مهر بوده است، که در سر راه خراسان، به یک فاصله از میاندشت و سبزوار (بیهق) قرار دارد»!؟!

در «مآخذ کتاب» مزدیسنا، نام منابعی همچون «خرده اوستا» و «یسنا» و «یشتها»، هر سه؛ تفسیر و تالیف استاد ابراهیم پورداود، به چشم می‌خورد. اوستاشناس برجسته و فقید، جناب استاد زنده‌یاد ابراهیم پورداوُد، در این سه کتاب ارجمند، چنین نگاشته‌اند: «بنا به تصریح تفسیر پهلوی آتش نیایش، آتشکده آذر برزین مهر، در ریوند در ایالت خراسان بوده»(خرده‌اوستا)(39)، «این آتشکده کشاورزان، در خراسان و پایگاه آن بر بالای کوه ریوند در ابرشهر یا نیشاپور بوده»(یسنا)(40)، «یشت‌ها: ریوند، یکی از شهرهای معروف نیشاپور یا ابرشهر بوده ابن رُسته می‌نویسد: ابرشهر دارای 13 رستاق (معرب از روستاک پهلوی) و چهار طسوج (معرب از تسوک پهلوی و در فارسی تسو) یعنی محل است، ریوند یکی از آن چهار طسوج است. این شهر بخصوصه به واسطه آذربرزین‌مهر که یکی از سه آتشکده معروف ایران قدیم بوده شهرت داشت.»(یشت‌ها)(41) استاد در جلد اول «یشت‌ها» درباره «رئونت» و «ریوند» و «آذربرزین‌مهر» نوشته‌اند: «کلمه «رئونت» (Raevant) که در تفسیر پَهلَوی، «رایومند» شد و به همین ترکیب در ادبیات زرتشتیان، محفوظ ماند. معنی آن؛ «دارنده شکوه و فروغ» می‌باشد. «ریوند» اسم محل قدیم «نیشاپور» (ابرشهر) که به واسطه آتشکده معروف «آذربرزین‌مهر»، زیارتگاه مشهور ایران قدیم بوده است، از همین کلمه اوستائی رَئِوَنت است.»(42) استاد، در نوشتار «برزین‌مهر» از کتاب «یسنا»، بر جای داشتن آن آتشکده در کوه ریوند نیشابور، تصریح می‌نماید و در ادامه می‌نویسد: «با این همه، پیدا کردن ویرانه آن، در آن سرزمین، آسان نیست.»(43)

 - نتیجه:

با نگاهی هماییک به آنچه گفته شد؛ برآیند و دستاورد این نوشتار، عبارت است از:

-- نخست: کتاب ارجمند «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی»، با همه ارزش‌های بسیار و ماندگار ادبی آن، اما به دلیل عدم اشراف قابل قبول، به منابع جغرافیایی و تاریخی مرتبط با «ریوند» و «آذربرزین‌مهر»، نمی‌تواند در جایگاه یک مرجع قابل اتکا در این حوزه، استوار و پایدار باشد. استاد محمد معین نیز در بخش پایانی «دیباچه» این کتاب ارزشمند، بر رویکرد ادبی آن، تاکید کرده و نوشته‌اند: «منظور نگارنده از تدوین کتاب حاضر، نشان‌ دادن تاثیر مزدیسنا –آئین زرتشت- در ادبیات پارسی است.»(44) بنابراین، شایسته است؛ برای رسیدن به دقت و جامعیت یک پژوهش تاریخی، به منابع دست‌اول تاریخی و جغرافیایی این حوزه، مراجعه نمود.

-- دوم: کتاب «مزدیسنا» از زمان انتشار خود و به مدت چندین دهه است که به عنوان منبعی برای شناخت و بررسی آیین مزدیسنا، مورد ارجاع قرار می‌گیرد، و چنانکه دیدیم، در منابع مرجعی همچون «لغت‌نامه دهخدا» نیز راه یافته است. شاید افزون بر ارزش‌های محتوایی و ادبی خود کتاب، بتوان کمبود منابع و پژوهش‌های مرتبط با آیین مزدیسنا را دلیل مهمی بر این رویداد دانست. شاید زمان آن رسیده باشد که پژوهش‌های ژرف‌تر و گسترده‌تری درباره این بخش مهم و ارزشمند از فرهنگ و تاریخ ایران، «با رویکرد تولید منابع مرجع»، صورت پذیرد.

-- سوم: تاریخ و جغرافیای تاریخی، جایگیری و حدود ریوند را به خوبی نشان می‌دهد، پس بر پژوهشگران تاریخ و باستانشناسان است که با کاوش‌ها و پژوهش‌های علمی پیوسته و نستوه، پرده از چهره ناپیدای نیایشگاه اهورایی کشاورزان خراسان، بردارند.    

 - پانوشت‌ها و منابع:

1. «فرهنگ اساطیر ایرانی بر پایه متون پهلوی»، خسرو قلی‌زاده، تهران: کتاب پارسه، 1392، ص231؛ «فرهنگ جغرافیای تاریخی نیشابور»، مولفان سید حسین مجتبوی، جواد محقق نیشابوری، حسن نظریان، نیشابور: دانشگاه آزاد اسلامی، 1392، ص119-120؛ «یسنا؛ بخشی از کتاب اوستا»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1387، ص175؛ «بندهش»، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، تهران: توس، 1390، ص182.

2. آتش بهرام نیایش: یکی از «پنج نیایش» دفتر «خرده‌ اوستا» از نامه دینی «اوستا» است. خرده‌ اوستا، مجموعه‌ای است از نیایش و نماز و درود، از برای هنگام‌های مختلف شبانه‌روز و روزهای متبرک ماه و جشن‌های دینی سال و از برای هنگام‌های مهم دیگر ... این دفتر، هشت بخش را در بر می‌گیرد: اشم و هو یتا اهو، نیرنگ کشتی بستن، سروش باژ، هوشبام، پنج‌ نیایش، پنجگاه، دو سیروزه، چهار آفرینگان. «پنج نیایش»، در برگیرنده پنج نماز و آفرین درباره خورشید و مهر و ماه و آب و آتش می‌باشد و «آتش بهرام نیایش»، پنجمین نیایش‌ است که آن را در هر پنجگاه، موبدان در آتشکده می‌خوانند و در آذر-روز (نهم) هر ماه نیز خواهده می‌شود. بهرام، صفت و به معنی «پیروزمند» است. برای آگاهی بیشتر، نگاه کنید به: «خرده اوستا؛ بخشی از کتاب اوستا»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1386.

3. «اوستا؛ کهن‌ترین سرودها و متنهای ایرانی»، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: مروارید، 1375، ج2، ص606.

4.  «بندهش»، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، تهران: توس، 1390، ص72.

5.  همان، ص90.

6.  «یشت‌ها»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1377،ج2، ص330.

7.  نام قدیم رشته‌کوه‌های بینالود، ریوند است. «دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی»، زیر نظر کاظمی موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، 1383، ج13، ص461.

8.  «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی»، تالیف دکتر محمد معین، تهران: دانشگاه تهران، 1326،  ص نوزدهم.

9. همان، ص217. ارجاع داده است به: «ایران در زمان ساسانیان»، نوشته آرتور کریستنسن، ترجمه یاسمی، شرکت چاپ رنگین، 1317.

10. همان، نگاه کنید به پانویس ص217 و همچنین بخش «مآخذ کتاب» در صفحه اول.

11. «ایران در زمان ساسانیان»، تالیف آرتور کریستنسن، ترجمه رشید یاسمی، ویراستار حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: صدای معاصر، 1393، ص121؛ «ایران در زمان ساسانیان»، تالیف آرتور کریستن‌سن، ترجمه رشید یاسمی، تهران: دنیای کتاب، 1368، ص243؛ «ایران در زمان ساسانیان»، تالیف آرتور کریستنسن، ترجمه رشید یاسمی، تهران: کتابخانه ابن سینا، 1345، ص191.

12. «لغت‌نامه»، تالیف علی‌اکبر دهخدا، زیر نظر محمد معین و سیدجعفر شهیدی، تهران: دانشگاه تهران، 1377، ج8، ص12496.

13. همان، ج8، ص 12497.

14. برای آشنایی بیشتر با ارزش پژوهشی که متن اصلی آن به زبان فرانسه نگاشته شده (L'Iran sous les Sassanides)، مطالعه مقدمه مترجم و ویراستار متن فارسی این کتاب (چاپ 1393، انتشارات صدای معاصر)، پیشنهاد می‌شود. ویراستار در این درباره، نوشته است: «درباره ارزش این کتاب، همین بس که ایران‌شناسی را نمی‌توان یافت که آن را جزو معتبرترین منابع در تاریخ ساسانیان، به شمار نیاورده باشد.» زنده‌یاد رشید یاسمی نوشته است: «می‌دانستم که ]پروفسور آرتور کریستینسن دانمارکی[ قریب سی سال در تالیف آن رنج برده‌اند و تقریبا همه منابع قدیم و جدید را، از یونانی و رومی و سریانی و ارمنی و عربی، خاصه کتاب‌هایی که در دو قرن اخیر به خامه خاورشناسان و محققان آثار باستان نگارش رفته، از نظر انتقاد گذرانیده‌اند.» با بررسی پیشینه پژوهشی کریستنسن، شاید بتوان به نظرگاه ژرف‌تری درباره عبارت «به اعتقاد جکسن ...» و اینکه چرا از این عبارت، استفاده شده، دست یافت! شایان ژرف‌نگری است که جمله نخست (حذف شده در مزدیسنا)، اطلاع روشن و قطعی می‌دهد، در حالی که در جمله «به اعتقاد جکسن ...»، مسولیت محتوا، مستقیماً به گوینده (= جکسن) واگذار شده است.

15. نسک‌های پیش‌روی مورد بررسی قرار گرفته‌اند: 1) «بندهش»، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، تهران: توس، 1390. 2) «بندهش هندی؛ متنی به زبان پارسی میانه»، تصحیح و ترجمه رقیه بهزادی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1388. 3) «گزیده‌های زادسپرم»، ترجمه راشد محصّل، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1366. 4) «اوستا؛ کهن‌ترین سرودها و متنهای ایرانی»، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: مروارید، 1375.

16. متون پیش‌روی مورد بررسی قرار گرفته‌اند: 1) «المسالک و الممالک»، تصنیف ابن خرداذبه، ترجمه سعید خاکرند، تهران: موسسه مطالعات و انتشارات تاریخی میراث ملل، موسسه فرهنگی حنفا،1371. 2) «کتاب‌ البلدان»، تالیف احمدبن ابی یعقوب‌بن واضح‌ الکاتب المعروف بالیعقوبی، بیروت: دار احیاء ‌التراث العربی، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م. 3) «البلدان»، تالیف ابی عبدالله احمد بن محمد بن اسحاق الهمذانی، تحقیق یوسف الهادی، بیروت: عالم الکتب،۱۴۱۶ق/۱۹۹۶م. 4) «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، تالیف شمس‌الدین ابی‌عبدالله محمد المقدسی، بیروت: دار صادر، ۱۹۰۶م/ ۱۲۸۵ق. 5) «حدود العالم من المشرق الی المغرب»، تحقیق یوسف الهادی، قاهره: دارالثقافیه، ۱۴۱۹ق/ ۱۹۹۹م. 6) «الاعلاق‌النفیسه»، تصنیف ابی‌علی‌احمدبن‌عمر ابن‌رسته، بیروت: دارصادر‏، ۱۳۱۲ق/۱۸۹۲م. 6) «صورة الارض» تالیف ابی القاسم ابن حوقل النصیبی، بیروت: دار صادر، ‌۱۹۳۸م.

17. «تاریخ بیهق»، تالیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی، با تصحیح و تعلیقات احمد بهمنیار، کتابفروشی فروغی، چاپ سوم، 1361، ص39.

18. همان، ص 279.

19. «سفرنامه خراسان و کرمان»، غلامحسین خان افضل‌الملک، به اهتمام قدرت‌الله روشنی زعفرانلو، مشهد: بی‌تا، انتشارات توس، ص40-41.

20. «تاریخ بیهق»، همان، ص38.

21. «اللباب فی تذهیب الانساب»، تالیف عزالدین ابن الاثیر الجزری، بیروت: دار صادر، 1400 ق = 1980م، الجزء الثانی، ص 49.  

22. «تاریخ بیهق»، همان، ص37.

23. همان، ص38.

24. همان، ص281-283.

25. همان، ص 40-41.

26. «چهارتاقی خانه دیو، آتشکده‌ای نویافته از دوره ساسانی»، حسن هاشمی‌زرج آباد و دیگران، فصلنامه باغ نظر، شماره 15، سال هفتم، پاییز و زمستان 1389، ص81، بند نخست.

27. «محل آذر برزین مهر»، علی اشرف صادقی، نامه ایران باستان، سال سوم، ش2، پاییز و زمستان 1382، ص5-28. «نیشابور و آتش اهورایی»، احمدرضا سالم، کتاب ماه هنر، آذر و دی 1383، ص 146-152.   

29. «ایران در زمان ساسانیان»، همان، چاپ 1393، ص121.

30. «تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، 1375، ص215.

31. «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، تالیف شمس‌الدین ابی‌عبدالله محمد المقدسی، بیروت: دار صادر، ۱۹۰۶م/ ۱۲۸۵ق، ص50 و316 و 352؛ «تقویم‌البلدان»، اسماعیل بن علی ابوالفداء، قاهره: مکتبة الثقافة الدینیة، 2007م، ص 505؛ «صورة‌الارض»، تالیف ابی‌القاسم ابن حوقل النصیبی، بیروت: دارصادر، 1937م=1317ق، ج2، ص433؛ «نزهه المشتاق فی اختراق الافاق‌» تالیف شریف الادریسی، بیروت: عالم‌الکتب‏، ۱۴۰۹ق‏‏= ۱۹۸۹م‏، ج2، ص 690.

32. «صورة‌الارض»، همان، ج2، ص428؛ «احسن‌التقاسیم»، همان، ص352. صورة الارض: «یأخذ من نیسابور أیضا طریق الی الیسار الی سرخس علی النهر الآتی من الفوق و تقع من أسفل هذا الطریق طبران و تروغوذ ثمّ تحت ذلک کتابة طوس و تحت هذه الکتابة نوقان و بنواذه کتب عن یسارها بغیر خطّ الناسخ یبایه، ثمّ رایکان، سنج، دزک، و عن یسار کتابة طوس راوینج و ریوند، و کتب تحتهما بغیر خطّ الناسخ جوین...» احسن‌التقاسیم: «و تأخذ من نیسابور الی ریوند مرحلة ثم الی مهرجان مرحلتین ثم الی أسفراین مثلها...»

33. «تاریخ نیشابور»، همان، ص 214-215.

34. «احسن‌التقاسیم»، همان، ص316-317: «ریوند ربع سریّ نزه كثیر الكروم و الأعناب الجیّدة و الفواكه الحسنة و به سفرجل لا یری مثله به مدینة علی اسمه نزهة یشقّها نهر و بها جامع قد جدّد من الآجر.» برای اطلاع بیشتر درباره تقسیمات جغرافیایی نیشابور و ربع ریوند، همچنین نگاه کنید به: «تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، همان، ص 214-217 (متن کتاب)، 282-289 (تعلیقات دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی).

35. همان، ص 326: «به معادن كثیرة بنیسابور فی رستاق ریوند معدن الفیروزج ...»

36. «تاریخ نیشابور»، همان.

37. «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی»، همان، چاپ 1326، ص اول-دهم.

38. همان، ص 340-342.

39. «خرده اوستا؛ بخشی از کتاب اوستا»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1386، ص 132.

40. «یسنا؛ بخشی از کتاب اوستا»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1387، پخش دوم، ص 185.

41. «یشت‌ها»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1377، ج2، ص330.

42. همان، ج1، ص43.

43. «یسنا؛ بخشی از کتاب اوستا»، همان، ص185.

44. «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی»، همان، چاپ 1326، ص21.

منبع: کارنامک ریوند نیشابور

نیشابور، پایتخت فرهنگی خراسان

«ریشه‌های ژرفناک خراسان را بایست در دل تاریخ پردرازنای بلخ و نیشابور و مرو و هرات بازجست.» در جغرافیای امروز؛ «نیشابور» در ایران، «بلخ» و «هرات» در افغانستان و «مرو» در ترکمنستان، واقع شده است. 

صفحه قبل 1 2 3 4 ... 15 صفحه بعد
288 مطلب

مناسبت ها

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
کلاس آموزش قرآن کریم بصورت زنده

آمار بازدیدکنندگان

۳۲
۹۵
۲۹۴۶
۸۰۸۴۵۱۳