تقویم اخبار

آذر 1396
ی د س چ پ آ ش
27 28 29 30 1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 1

بایگانی اخبار

لینک به روزنه

www.rovzane.com

ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور در دوران ساسانیان

«خراسان غربی»، در اصطلاح جغرافیای تاریخی و فرهنگی به بخش غربی خراسان بزرگ ایران‌زمین اطلاع می‌گردد. این ناحیه، خراسان کنونی ایران را در گستره پوشش خود قرار می‌دهد. نیشابور Neyshabur)؛ نیشاپور Nishapur یا ابرشهر (Abarshahr تقریبا در مرکز جغرافیای این ناحیه‌ گسترده قرار دارد و این شهر، سده‌ها (بویژه در دوران اوج شکوفایی خراسان و ایران بزرگ فرهنگی) مرکز حکومتی و کانون تحولات سیاسی – اجتماعی؛ و امروزه نیز گرانیگاه تاریخ و پایگاه هویت فرهنگی این ناحیه می‌باشد. در «فرهنگ اساطیر ایرانی» درباره این شهر آمده است: »ابرشهر، نام قدیم نیشابور است. کدخدایی ابرشهر را دستان سام، شکوه بخشید. ابرشهر را ابرنگ‌شهر گویند. دریاچه سوبر (سوگر) بر سر کوه توس، در این شهر قرار دارد. سروش و اردیبهشت در حق این شهر، آفرین کرد، بدین روی؛ اسب‌داری، زیناوندی، ستبرکمانی، پاکیزگی و پیدایی و آرامش و خیاگری و بلند‌آوازگی بر این شهر، بیشتر است.» و در جایی دیگر می‌افزاید: «آذر برزین‌مهر، یکی از سه آتش مقدس آیین زردشتی بود که در کوه ریوند در شمال غربی نیشابور، جای داشته است.»(1)

پروفسور «آرتور کریستنسن» (Arthur Christensen) نویسنده کتاب ارزشمند "L'iran sous les Sassanides" که به فارسی، تحت عنوان «ایران در زمان ساسانیان» ترجمه و منتشر شده، نیز درباره آتشگاه نیشابور، نوشته است: «آذر برزین‌مهر یا آتشکده کشاورزان، در مشرق مملکت، در کوه‌های ریوند شمال غربی نیشابور، واقع بود.» کریستنسن، نیشابور (ابرشهر) را همچنین یکی از ایالت‌های امپراتوری ساسانی معرفی می‌نماید که تحت فرمانروایی یک نفر مرزبان قرار داشته و لقب مرزبان نیشابور، «کنارنگ» بوده است. ایالت‌های دارای مرزبان ذکرشده در کتاب «ایران در زمان ساسانیان» عبارتند از: ارمنستان، بیت‌آرمائی، پارس، کرمان، سپاهان، آذربایجان، طبرستان، زرنگ، بحرین، هرات، مرو، سرخس، نیشابور(ابرشهر) و طوس.(2) در نقشه‌ ایران دوره ساسانی‌ها (همچنین درج شده، در بالای همین نوشتار) مربوط به مقاله "The Sasanian Period: Foundation of the Empire" در دانشنامه بریتانیکا (Encyclopædia Britannica)، موقعیت نیشابور (ابرشهر: مرکز ایالت ساسانی به همین نام Abarshahr)، مشخص شده است.

منابع:

1. «فرهنگ اساطیر ایرانی»، خسرو قلی‌زاده، تهران: کتاب پارسه، 1392، ص 60، 39.

2. «ایران در زمان ساسانیان»، آرتور کریستن‌سن، ترجمه رشید یاسمی، تهران: صدای معاصر، 1393، ص121، 98.

#1 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
نیما - یک شنبه 16 مهر 1396  

منتظریم جمال ابادی و امثالش بیان و باز از ساخته های توهمی ذهنشون بگن

#2 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
جمال آبادی - یک شنبه 16 مهر 1396  

نیما جان متوهم شما و امثال شما هستن که غرق در وقایع تاریخی شده اند حال می دانند که اینها سودی برای پیشرفت شهرشان ندارند. متوهم کسانی اند که نیشابور را که در مرکز استان خراسان رضوی واقع شده، مرکز خراسان غربی می دانند. واقعا خنده داره😄😄😄😂😂😂😂

#3 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
جمال آبادی - یک شنبه 16 مهر 1396  

مگه شما نمیگین سبزوار سابقا زیر مجموعه نیشابور بوده، خب عقل کلا شک نکنید که آذر برزین مهر نیشابور همینیه که تو سبزواره منتها اون موقع چون سبزوار از ولایات نیشابور بوده آذر برزین مهر نیشابور خونده می شده. در صورتی که الان هیچ نشانه ای از این آتشکده در نیشابور و کاشمر پیدا نشده در حالی که در سبزوار چهارتاقی ای در سال ۱۳۵۶ پیدا شده که بنا به گفته اکثر پژوهشگران میراث فرهنگی بخشی از آتشکده آذربرزین مهر بوده و اکنون در حال مرمت است

#4 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
صبا - دوشنبه 17 مهر 1396  

سلام، جناب نیما. دوستان سربداری ما مثل آقای ا.ب که البته شعر هم می‌گویند، شب را هم وزن‌کشی می‌کنند و خورشید بودن ستاره‌ها را ارزیابی می‌کنند؛ همگی دستی در کار استان‌سازی به سبک هوچی‌گری و تقلب و تحریف دارند. نگران نباشید حتما می‌آیند و اگر نیامدند در جای دیگری، کاری انجام می‌دهند. اما زهی خیال باطل !!! شاید بتوان گل زیره و اسرارنامه و ... شد و آرزوهای تاریخی را در قالب درد دل یا دل‌درد نوشت اما هویت و پیشینه تاریخی، چیزی نیست که ساختنی باشد و اگر مورد تایید مستندات تاریخی و جامعه علمی نباشد با هما شعرهای ا.ب هیچ فرقی ندارند. (حداقل می‌خواهید تاریخ تخیلی شعری بسازید به یک نفر بدهید بسازد که حداقل شعر گفتنش و تخیلش، خوب باشد!)

راستی اگر آقای جمال‌آبادی را دیدید، سلام برسانید و حضور ایشان بفرمایید: آقای جمال‌آبادی از زاهدان چه خبر؟!

#5 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
ایران زیبا - دوشنبه 17 مهر 1396  

سلام هر واژه یا کلمه ایی که تاریخ برای نیشابور بیان کرده ودوستان زحمت میکشند ودر این سایت رونه مطرح میکنند مانند (گرانیگاه , رئونت ,کارنامک و خیلیه کلمات دیگر) بلافاصله سایت مجهول الهویه اسرارنامه سبزوار تقلب کرده واز این کلمات به دروغ به خورد مردم سبزوار میده.

#6 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
جمال آبادی - دوشنبه 17 مهر 1396  

سلام صبا خانم. زاهدان اوضاع خوبه و همه خدمتتون سلام میرسونن😄😄😄
با این حال از همین جا خدمت همه نیشابوریها و سبزواریهای عزیز سلام و عرض ارادت داشته و اخبار این دو شهر را کمابیش پیگیرم. موفق باشید در پناه خدا

#7 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
ابرشهر - سه شنبه 18 مهر 1396  

آقای جمال‌آبادی!
درود بر شما. در آغاز، یک خواهش دارم از جنابعالی: لطفا به جناب دلبریان، سلام مخصوص ابرشهر را برسانید.

اما در مورد حرف‌هایتان؛
مجموع رویدادهای تاریخ معاصر خراسان را که مرور می‌کنم یکی از مسائل شاخص اما نه چندان خوشایند تاریخ معاصر خراسان این است: افرادی مثل شما پیدا شده‌اند که هر شهر و شهرستانی که به نحوی در رقابت یا تعارض منافع با شما قرار گرفته؛ بد شده است بدتر از همه چیز، و بدگویی و تخریب شده است از بجنورد و بیرجند و مشهد گرفته تا نیشابور در حال حاضر. شهرستان بعدی کدام است؟ نمیدانم. خدا عاقبتش را به خیر کند.

شما مساله را ایجاد می‌کنید. مساله درست می‌کنید و حتی به طرف مقابل حق نمی‌دهید از خودش دفاع کند و یا حتی کوچکترین انتقادی کند! اگر دفاع کرد و انتقاد کرد و واکنش نشان داد؛ تخریبش می‌کنید و سعی در تضعیفش می‌کنید، هیچ قاعده‌ای وجود ندارد، از هر طریق که شد ... مخفیانه یا آشکار، اخلاقی یا جوانمردانه، درست یا نادرست ... بگذریم. هدف، رسیدن به هدفتان است و گویا هیچ چیز دیگری، اهمیتی ندارد.

عجب جماعتی!؟ جمال‌آبادی! به آن بنده‌خدا انگ متوهم غرق در تاریخ بودن میزنی و بلافاصله در پاراگراف بعدی، حرف از یک موضوع کاملا تاریخی میزنی؟! اگر درد تو و امثال تو، تاریخ و فرهنگ نبود، اگر این رشک و خودخواهی به تو و امثال تو، امان می‌داد ... دست به دامان جعل و مطلب‌سازی بی پایه و اساس نمی‌زدید!
جمال‌آبادی جان! با این روح و روان متناقض، می‌خواهی استان بسازی؟! بساز ...

آن هم از دلبریان‌تان که می‌خواهد یک سکونتگاه پیش از تاریخ را (حتما به استناد یک سنگ تراش خورده بدوی شبیه ساطور) معادل یک تمدن (!!!) قلمداد کند. ایشان، یک خیزش اجتماعی دارای ریشه‌های ماتریالیستی آمیخته با پنداشت‌های عوامانه مذهبی (در نهایت: تلفیق شده با منش‌های متصوفه) را محق بر مردم ایران می‌شمارد!؟!

و این هم تو؛ که ملغمه‌های تبلیغی جاه‌طلب متناقض سست‌بنیان را در سخنگاه گرفته و به این سو آن سوی، رها می‌سازی! آذربرزین‌مهر، اگر آذربرزین‌مهر است باید بتواند از خودش دفاع کند. اگر آن چهارتاقی مخروبه، وجود آذر برزین‌مهر بودن را داشت این همه سال و این همه فرصت (!!!) به قول آقای دلبریان، این همه پروفسور هم که به سراغش فرستاده‌اید آخر این چه آذربرزین‌مهری است که اینطور فشل و درمانده افتاده و هیچ باستان‌شناس و تاریخ‌دان و فیلسوفی نتوانسته است به داد درد برزین‌مهر شدنش برسد؟! و هنوز هم دارد نان احتمالات (هرگز اثبات‌نشده‌ی) جکسن را می‌خورد!؟

جمال‌آبادی جان! لطفا خوب دقت کن! آذر‌برزین‌مهر، یکی از شناسه‌های تاریخی خراسان در دوران پیش از اسلام است؛ اگر میتوانی آن چهارتاقی، را با مشخصه‌های آذربرزین‌مهر، اثباتش کنی، اثبات کن و تمامش کن. و اگر با این همه فرصت که داشته‌ای و این همه کار که کرده‌ای، نتوانسته‌ای اثباتش کنی و هنوز هم داری آن را با اصرار و سماجت عجیب، آذربرزین‌مهر معرفی می‌کنی و حتی از کسانی که بر استدالالات مختص خودت (که به درد خودت می‌خورد) اینطور طلبکاری و واکنش نشان میدهی ... آیا این رفتارهای تو و امثال تو، معنی‌ای به جز خودخواهی و خودپرستی دارد ...؟!؟

اصلا تمایل ندارم بگویم ... اما اینجا جایش هست که بگویم: عاجزانه خواهش می‌کنم که تاریخ خراسان را از چنگال این عوام‌فریبی‌ها رهایش کنید. بگذارید حداقل این یکی، شفاف بماند. هم‌استانی عزیز! خراسان، مال همه ماست، لطفاً حد و اندازه نگه دارید. علاوه بر آقای جمال‌آبادی و امثال ایشان؛ اهالی قائن، رشتخوار، خواف، درگز، اسفراین، طبس، کاشمر، نیشابور، بردسکن، کندر، قوچان، تایباد، فریمان، بجنورد، جاجرم، بیرجند، جوین، فیروزه، تربت حیدریه، چناران، جغتای و ... همه مردم این شهرستان‌ها، خراسانی هستند.

آقای جمال‌آبادی، متوجه هستی؟! همه این مردم خوب و بزرگوار، خراسانی‌اند ولی همه این جمعیت نزدیک هشت میلیون نفر، به اندازه شما چند نفر که می‌خواهید در غرب خراسان رضوی، استان درست کنید، حاشیه و جنجال ندارند!؟
چرا؟! براستی چرا؟!

جواب چرا را می‌دانم و به همین خاطر هم، به نوبه خودم، و به عنوان یکی از فرزندان این بر و بوم کهن، در مقابل هر زدو بند و فعالیتی که بر اثر آن، کوچکترین حقی از مردم خراسان و مردم نیشابور، ضایع شود، خواهم ایستاد.

آقای جمال‌‍‌آبادی! معنی "جان" را حتما می‌دانید. معنی "جان دادن" را چطور؟! جانم را برای مام وطنم و عزت همسرزمینانم می‌دهم.
و در نیشابور (ام‌البلاد خراسان) مانند من، بی‌شمارند. بی‌شمار ...

بگذارید همچون همواره و همیشه، آرام و ساکت بمانیم ... هر چند، سکوت هم سرشار از ناگفته‌هاست ...

#7.1 عطف به: عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
دلبریان - چهارشنبه 19 مهر 1396  

جناب ابر شهر مجهول الهویه
چرا فکر میکنی با بازی کردن با کلمات میتونی حقانیت جعلی مثل هویتتت برای خودت بسازی؟
چرا فکر میکنی همه چیز رو خوب میدو نی و همه نفهمند؟
با این طرز فکر فقط و فقط اسم بزرگ ابر شهر و همه هویت و جایگاه تاریخی این نام بزرگ رو در چشم دیگر هم استانی ها کوچک خار میکنی.
کمی معقول و منطقی برخورد کن برادر یا خواهر گرامی.
با تعصب کور هیچ حقیقتی نمایان نخواهد شد

#8 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
صبا - چهارشنبه 19 مهر 1396  

آقای جمال آبادی، اینور و انور می بینم که دارید بطور شدیدا غریبی ابراز ارادت میکنن به نیشابوریها و سبزواریها. این نوع ارادت فقط به درد مجله اینترنتی اشرارنامه سبزوار میخوره (وای ببخشید بجای س، ش نوشتم، فرصت نشد پاکش کنم، حتما قسمتش همینه) حیف نیست این همه استعداد و معلومات رو آوردین دارین فی‌سبیل‌الله در جامعه مجازی خرج میکنین؟! بابا اینا در حدو اندازه شما نیستن حمیدرضا خان. من که فکر میکنم برید به همون امورات قشنگتون برسید مثلا آدم برفی بسازین و باهاش سلفی بگیرین و ذوق هنریتونو تو برف به نمایش بذارین. البته ببخشین، قبلا این کار رو کردین. منتظر خلاقیتای بعدی شما هستیم. راستی ... از رفیقای گل زیره هم که هستین!!! (برای اطلاع دوستان: این گل زیره، از متخصصای حکیم هستن که تخصصشون باستان‌شناسی من درآوردی و تاریخ‌نویسی دلبخواهی هستش. ایشون از جمله اولین دانشمندان تاریخ هستن که به یک سایت ریفرنس دادن که در یکجاش یک چیزی نوشته بود و در جای دیگه متناقض همون رو و ایشون به اون چیزی که به نفعشون بود ارجاع دادن و اون چیز متناقض رو نه خودشون دیدن و نه گذاشتن کس دیگه‌ای بدونه. آقای جمال‌آبادی. رئونت رو میگم. اوکی؟! )

برای حسن ختام
یه نکته اخلاقی: آدم باس حرفش با عملش، یکی باشه. دوره نون به نرخ روز خوری، بالاخره یه روزی میگذاره. به خاطر اون روزی، امروز، یه جوری باش که سرافکنده و زار نباشی.
و یه نکته عمیق دیگه: ارادت با رذالت، فرق داره. همونطور که اسرارنامه با اشرارنامه.

#9 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
آتش اهورایی - چهارشنبه 19 مهر 1396  

سلام به همشهریان عزیزم وسلام به آقای جمال آبادی وسایر دوستان وهمشهریان ایشان از سبزوار.پیرو فرمایشات آقا یا خانم با نام ابرشهر به عرض میرسانم شما آقای جمال آبادی کمی وقت بزارید ودر اینترنت تمام کلمات تاریخی که برای شهر خود استفاده میکنید را جستجو کنید , خوب نتیجه مشخص است قطعا این کلمات تاریخی ساخته شده برخی از مردم ودوستان شما درسبزوار هست که درتوهم بسر میبرند .وهیچ پایه واساس علمی وتحقیقاتی وسازمانی ومنطقی ندارد.دوست عزیز تمام موسسات ودانشگاهها وکتب تاریخی ومراکز تحقیقاتی نیشابور را گاهواره تمدن ایران زمین میدانند.وتمامی اسناد ومدارک آن موجود میباشد .اگه شما دوست عزیز ترجمه نامه شهرستان های ایران را که درزمان امپراطوری ساسانیان ارسال گردیده وبه زبان پارتی مبیاشد را مطالعه کنید کتوجه خواهید شد که آتشگاه یا همان آتشکده آذر برزین مهر برفراز کوههای برزنون در کنار دریاچه سوگر در منطقه ریوند نیشابور بنا شده که در کتاب اوستا هم عین همین مطلب را تایید میکند وهمه دنیا این را میداند, وچون این آتشکده که مخصوص کشاورزان بوده درمجاور یکی از اماکن زیارتی میباشد توجه زیادی به آن نشده ودر این بین عوامل پشت سایت اسرارنامه از این فرصت سوءاستفاده کرده وجهت تبلیغات برای خود به دلیل همخوانی نام ریوند نیشابور با منطقه ریوند سبزوار به دروغ قصد فریب مردم خوب سبزوار را دارند.دوست عزیز من وشما نمیتوانیم با توهم ودست درازی به تاریخ وتمدن شهرهای دیگه ,تاریخ وتمدن برای شهرمون بسازیم ,

#10 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
شروین آهنچی - چهارشنبه 19 مهر 1396  

نقشهٔ ایران در دوران ساسانی بین سال‌های ۲۲۶ تا ۶۵۱ میلادی
محتویات [نمایش]
شهرهای اردشیر بابکان [ویرایش]



نمایی از بازماندهٔ کاخی که بنام اردشیر بابکان معروف است، در نزدیکی شهر قدیم گور در استان فارس
نام شهر در دوران ساسانی نام شهر در دوران اسلامی ناحیه‌ای که شهر در آن بنا گردید
۱ اردشیر خُوره فیروزآباد پارس
۲ ریو اردشیر ریشهر پارس
۳ رام‌هرمزاردشیر رامهرمز پارس
۴ هرمز اردشیر سوق الاهواز خوزستان
۵ استاذ اردشیر میشان خوزستان
۶ وهشت آباذ اردشیر بصره خوزستان
۷ وه اردشیر بهرسیر میان رودان
۸ بوذر اردشیر موصل میان رودان
۹ وه اردشیر بردسیر کرمان
۱۰ بتن اردشیر مدینه الخط بحرین
[۳]

شهر اردشیر خُوره [ویرایش]
شهر اردشیر خُوره را می توان جزء اولین شهرهایی دانست که توسط اردشیر بابکان بنا گردیده‌است، او این شهر را قبل از دست یافتن به سلطنت ساخت اما اردشیر بزودی دریافت که ایالت پارس از لحاظ سیاسی شایستگی اقامت فرمانروا را ندارد و پایتخت را در نزدیکی تیسفون قرار داد. این شهر که از قدیم‌ترین ادوار باستانی تا زمان هخامنشیان شهری آباد بود و گور نامیده می‌شد، توسط اسکندر مقدونی ویران گردید تا بار دیگر به همت اردشیر بازسازی و آباد شد. دور این شهر دارای برج و باروی محکم و خندق بود. در مرکز شهر یک آتشکده و در جنب آن برجی احداث شده بود که به هنگام تشریفات مذهبی در بالای آن آتش مقدس در هوای آزاد شعله‌ور بود.[۴]
شهر وه اردشیر در کرمان [ویرایش]
وه اردشیر کرمان را به عربی بردسیر گفتند.
شهر هرمز اردشیر [ویرایش]
از روایت حمزه اصفهانی چنین بر می‌آید که شهر هرمز اردشیر از دو بخش مجزا که در جوار یکدیگر قرار داشته و مجموعه‌ای واحد را تشکیل می‌دادند، بوجود آمده بود. این شهر در ناحیهٔ خوزستان بنا گردید. از دو شهر تشکیل دهندهٔ هرمز اردشیر شهری که مرکز تجار و بازاریان بو خوچستان ماچار (خوزستان بازار) نام گرفت که پس از استیلای اعراب به صورت معرب سوق الاهواز در آمد که امروزه آنرا اهواز می‌نامند و بخش دیگر که محل سکونت بزرگان و اشراف بود، هومشیر نامیده می‌شد که بدست اعراب به کلی ویران و بدست فراموشی سپرده شد.
ریو اردشیر [ویرایش]
ریو اردشیر یا ری شهر نیز از شهرهایی است که توسط اردشیر بابکان بنا گردید این شهر یکی از مهمترین مراکز علمی و ادبی محسوب می‌شد.
شهر بوذاردشیر [ویرایش]
بوذ اردشیر یا نوداردشیر یا نوکرداردشیر در ساحل غربی دجله در جائی که شاخه‌های این رود به هم پیوسته و رود بزرگی را تشکیل می‌دهند واقع بود به همین مناسبت پس از پیروزی اعراب آنجا موصل یعنی محل اتصال نامیده شد.
شهر وه اردشیر در تیسفون [ویرایش]


تصویری نقاشی شده از کاخ مدائن در تیسفون
اردشیر بر روی خرابه‌های سلوکیه قدیم شهری بنام وه اردشیر یا به اردشیر در تیسفون بنا نمود و آنجا را پایتخت دولت ساسانی قرار داد. این شهر یکی از شهرهای هفتگانهٔ مدائن و بر مغرب دجله واقع بود.[۵]
شهر استاد اردشیر [ویرایش]
این شهر بصورت استاباد و اشا و استرآباذ و ایساباد نیز در کتب مورخین اسلامی نوشته شده، در محل شهر باستانی کرخای میشان در کنار رود کارون بنا گردید. فعالیت ضرابخانهٔ آن در زمان ساسانیان مخصوصاً دوران خسرو پرویز چشمگیر بود.
شهر شوشتر [ویرایش]
شوشتر که اعراب آن را تستر نامیدند، یکی دیگر از شهرهایی است که ساخت آن را به اردشیر بابکان نسبت می‌دهند.
تن اردشیر [ویرایش]
اردشیر پس از تصرف نواحی بحرین شهری به نام تن ارشیر که به صورتهای بتن فسا و فسا و خوران و بنیاد اردشیر نیز در متون اسلامی آمده‌است در آن ناحیه بنا نهاد و آن را مرکز آن نواحی و جزایر قرار داد. این شهر تا دوران اسلامی برجای بود و عربها آنرا مدینه الخط نامیدند.
وهشت آباد اردشیر [ویرایش]
وهشت آباد اردشیر بوسیلهٔ اردشیر بابکان ساخته و پرداخته شد و ظاهراً این شهر در اواخر دوران ساسانی اهمیت و اعتبار خود را از دست داد اما بعدها به نام بصره آبادی از سر گرفت.
شهرهای شاپور یکم [ویرایش]

در زمان شاپور یکم طرح و روش مستطیل در شهر سازی بیشتر مورد توجه قرار گرفت و هم آهنگی شهر با وضع طبیعی زمین نیز در نظر گرفته می‌شد در شهر گندی شاپور و بیشاپور از همین طرح مستطیل استفاده شد.
نام شهر در دوران ساسانی نام شهر در دوران اسلامی ناحیه‌ای که شهر در آن بنا گردید
۱ وه اندیو شاپور (گندی شاپور) جندی شاپور خوزستان
۲ بیشاپور بیشابور (بشاور) (شابور) پارس
۳ نیوشاهپور نیشابور و نیسابور خراسان
۴ پیروز شاپور انبار میان رودان
۵ شاد شاپور وبها (شاد شاپور) میان رودان
۶ شاپورخواست سابرخواست لرستان
[۶]
شهر گندی شاپور [ویرایش]
گندی شاپور یکی از مهمترین شهرهایی بود که توسط شاپور یکم ایجاد گردید. معروف‌است که وی پس از غلبه بر والرین و ویران ساختن انتاکیه اسیران رومی را در این محل اسکان داد و نام آنرا وه اندیوک شاپور به معنی به از انتاکیه شاپور نامید.[۷]
شهر بیشاپور [ویرایش]


ویرانه‌های بیشاپور در شمال شهرستان کازرون
شاپور در ایالتی که تولد یافته بود، یعنی در ناحیهٔ پارس شهر و کاخی برای خود بنا نمود. این شهر بیشاپور یا به شاپور نامیده شد. طرح این شهر دیگر مانند شهرهای دایره وار اشکانی نبود. نقشهٔ شهر شامل یک چهارضلعی بود که از سوئی محدود به دیوار محوطه و خندق‌ها می‌شد که به کوهی تکیه داشت و یک قلعهٔ نظامی با شبکه‌ای کامل از دیوارها و دژهای کوچک آنرا حفاظت می‌کرد و سوی دیگر آن را رودخانه‌ای فرا گرفته بود.
شهر نیوشاپور [ویرایش]
نوشتار اصلی: تاریخ نیشابور
لشکرکشی شاپور به ناحیهٔ ابرشهر و پیروزی او بر پهلیزک تورانی، موجب بنیاد نهادن شهری در محل کشته شدن پهلیزک شد. شاپور نام شهر مذکور را نیوشاه‌پور خواند که اکنون نیشابور نامیده می‌شود.

#11 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
شروین آهنچی - چهارشنبه 19 مهر 1396  

شهرهای شاپور یکم

در زمان شاپور یکم طرح و روش مستطیل در شهر سازی بیشتر مورد توجه قرار گرفت و هم آهنگی شهر با وضع طبیعی زمین نیز در نظر گرفته می‌شد در شهر گندی شاپور و بیشاپور از همین طرح مستطیل استفاده شد. شاپور اول دومین شاهنشاه ساسانی، پس از پدر به سلطنت رسید. شاهپور در زمره بانیان بزرگ شهرها اسمی از خود به یادگار گذاشته است. مسعودی در مروج الذهب شرح دادهاست که شاپور: «... و ولایتها پدیدآورد و شهرها بنیاد کرد که به نام او معروف شد.»[۴۹] حمزه اصفهانی گزارش دادهاست که: «شاپور شهرهایی نیز بنا کرد، از آن جمله است نی شاپور، بی شاپور،... بی شاپور از شهرهای فارس است، و نیز نام ولایت است و به عربی نام آن را مختصر کنند و «سابور» گویند، شاپور این شهر را به جای شهری ساخت که طهمورث ساخته شده و به دست اسکندر ویران گشته و نام نخستین آن از میان رفته بود.»[۵۰]
نام شهر در دوران ساسانی نام شهر در دوران اسلامی ناحیه‌ای که شهر در آن بنا گردید
۱ وه اندیو شاپور (گندی شاپور) جندی شاپور خوزستان
۲ بیشاپور بیشابور (بشاور) (شابور) پارس
۳ نیوشاپور نیشابور و نیسابور خراسان
۴ پیروز شاپور انبار میان رودان
۵ شادشاپور وبها (شاد شاپور) میان رودان
۶ شاپورخواست سابرخواست لرستان

[۵۱]
شهر نیوشاپور

در زمان شاهپور یکم در خراسان جنگی درگرفت که با پیروزی شاهپور پایان یافت. از این رو او دستور داد بر آبادی محل پیروزی بیفزایند و شهری از نو بنا کنند و آن را نیوشاپور یا نوشاپور نامید، یعنی شاپور نیک و رادمرد یا شهر زیبای شاپور بعدها این نام کوتاه شد و بصورت نیشابور درآمد. عرب‌ها آن را عربی کرده «نیسابور» خواندند.[۶۴] شاپور اول پس از لشکرکشی به شرق ایران و شکست پهله چک تورانی دستور داد تا در محل درگیری که خراسان بود، شهری بنا شود. وی این شهر را «نیوشاپور» نامید که بعدها به نیشاپور مشهور شد.[۶۵] این شهر در منابع و متون کهن به نام‌های ابرشهر، اپرشهر و در متون متأخرتر به نیشابور از آن یاد شده است. در منابع ارمنی سده ششم و هفتم میلادی این نام صورت اپرشخره (Aparasxarh)، اپرشهر آمده و به نظر مارکوارت این کلمه از اپرنک (اپرنوی یوناین، Aparnoi)نام یکی ا سه قبیله بنیان‌گذار دولت اشکانی گرفته شده است.[۶۶]

نیشابور در دوره ساسانی از چند نظر اهمیت فراوان داشت. نخست اینکه در سرحدات شمال شرق ایران و مرکزی برای تجمع نیروهای ایرانی بود که در مقابل هجوم اقوام آسیای میانه و فراسوی ان بایستند و از مرزهای نگهداری کنند. همچنان که پیروز شاهپور (انبار) این نقش را در غرب ایران بازی می‌کرد. اهمیت مذهبی این شهر به واسطه نزدیکی به آتشکده آذربرزین مهر، آن را در ردیف کاریان و گنجک قرار داده بود. نیشابور از نظر تجاری، سیراف شمال شرق ایران و از نظر صنعت همچون ایوان کرخه و از نظر پزشکی همانند گندی‌شاپور بود که یزدگرد اول برای مداوای خود صدها کیلومتر را طر کرد تا به چشمه شفابخش آن – چشمه سبز – برسد. ثروت، موقعیت و همچنین ایستادگی مردمان نیشابور در مقابل دشمنان ایران موجب تهاجمات مکرر به این شهر و خرابی‌های پی در پی آن گردید. یورش افراسیاب تورانی، اسکندر مقدونی، غزها، مغول‌ها و افغان‌ها ویرانی‌های گسترده و قتل‌عام وسیع مردمان این شهر را در پی داشت. تا جایی که مغول‌ها ابنیه و عمارت شهر را از بیخ خراب و زمینش را شخم کردند. علاوه بر عوامل انسانی، عوامل طبیعی مانند زلزله بر این مصائب افزود. لیکن این شهر برخلاف دیگر شهرهای ساسانی که برای همیشه خاموش شدند، استوار و پابرجا ماند. شاید همین مسئله مجب شده است که لایه‌های باستانی آن با ساخت‌وسازهای ادوار بعد از بین برود و آثاری از آنها مانند دیگر شهرهای ساسانی برجای نماند. افزون بر این، بعد از حمله مغول جماعتی فرصت‌طلب و سودجو حق اصطخراج دفاین نیشابور را به سالی ۳۰ هزار دینار از عوامل خوارزمشاه اجاره می‌کردند. این کیفیت هم علت دیگری برای خرابی اساسی نیشابور شد و کار به آنجا رسید که حتی یک دیوار از آن شهر بر پا نماند.[۶۷] حاکم نیشابوری (متوفی ۴۰۵ هجری) چگونگی ساخت شهرش را چنین توصیف کرده است: وی [شاپور اول] با لشکری جرار بر آن اتراک رفت و به محرابه و مقاتله، ایشان را از ملک ایران خارک کرد و باز به نیشابور آمده و اینجا مقام نمود و بنای شهر، عمارت متصل به قهندز و اقامه شهرستان اخراج و ابراج و تشیید اساس فرمود و محلات و عمارت به هم وصل کرد و خندق شهر و قهندز به هم متصل کرد. وی بر چهار جانب شهر، چهار دروازه مرتب داشت شرقی، غربی، جنوبی، شمالی. مهندسان را فرمود و طریق بنا به ایشان نمود تا چندان بنا نهادند که چون آفتاب طلوع کرد، شعاع آن از چهار دروازه شهر طلوع کردی و آن عجایب بناها بود و به وقت غروب از چهار دروازه، آفتاب در نظر بودی که پوشیده شدی.[۶۸]

#12 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
شروین آهنچی - چهارشنبه 19 مهر 1396  

19 مهر سالروز تولد استاد فرهیخته دکترمحمد رضا شفیعی کدکنی مبارک .

#13 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
یه یازدهمی - چهارشنبه 19 مهر 1396  

حالا این دوستان یه خورده توهم دارن شما چرا جوش می زنید بد نیست کتاب تاریخ یازدهم انسانی رو بخونید تو همه ی نقشه های تاریخی نیشابور هست و سبزوار فقط در دوره صفویه دیده می شه نگران نباشید هم شهر ی های عزیز
ما داریم همون تاریخی رو می خونیم که نیشابور در اون می درخشه
و به خودم میبالم که شهرم تاریخی رو داره که بعضی ها خودشون رو هم بکشن نمیتونن اونو تخریب کنن.

#13.1 عطف به: عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
جمال آبادی - پنج شنبه 20 مهر 1396  

سلام به دوست دانش آموز یازدهمی عزیز.
میخواستم بگم خودت و همشهریان فعلی ات هم باید کاری کنن که همینجور که شما به گذشتگانتون افتخار میکنین، نسلهای آینده تون هم به شما افتخار کنن. غرق شدن و نازیدن صرف در تاریخ، کاری برای نیشابور انجام نمیده و نیشابور الان همینجور در گذشته متوقفه. در ضمن کتابتو بیشتر بخون. سربداران قبل از صفویه بوده و تو قسمت توضیحات مربوط به اون، سبزوار در کتابت به عنوان پایتخت شناخته شده. منظورت از اون بعضی ها هم حتما سبزواری ها هستن. افتخار کردن به مباحث تاریخی خوبه اما تا یه حدی که باعث متوقف موندن ما تو زمان نشه. چون تاریخ هرچه بوده، گذشته الان نیشابور فعلی چی داره و نیشابوریهای فعلی چیکار برای نیشابور کردن؟؟؟ فقط ثپه تاریخی جنوب سبزوار ۶ هزار قدمت اثبات شده و ۱۲ هزار قدمت اثبات شده داره. آتشکده آذر برزین مهر رو که کارشناسان میراث فرهنگی بر بودن این مکان در سبزوار اتفاق نظر دارن

#14 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
محمدرضا - پنج شنبه 20 مهر 1396  

سلاممم ما اومدیم(:روزنه نمیگذرم ازت((:منم هم زمان با نیما جان دقیقا گفتم الان جمال ابادی و امثالش میان پیام میدن ک اومدن(:چرا این لذت رو از من گرفتی((:البته دوستان زحمت کشیدن دندان شکن بهشون پاسخ دادن((:پس اقای جمال ابادی هم رفته سیستان .....((:مرسی از جوابیه های صبا و ابرشهر دابل بیگ لایک.

#15 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
ابرشهر - پنج شنبه 20 مهر 1396  

جناب آقای دلبریان! درود فراوان بر شما
آمدی؟ جانم به قربانت ...

عزیز! از شما انتظار داشتم که با مستنداتتان درباره تمدن 12000 ساله می‌آمدید و یا اینکه یک گفتمان خوب، درباره حق سنگینی که تشیع سربداری شما بر گردن ملت ایران دارد را شروع می‌کردیم! منِ خوش‌خیال! حتی به شما پیشنهاد دادم که از تمام پتانسیل علمی آن دانشگاهتان هم که بوغ‌ باتومی‌اش کرده‌اید و بر سر تمام خراسانیان می‌کوبید، می‌توانید کمک بگیرید. من اعتقاد دارم در جایی که نامش حکیم است، قطعا حکمایی هم پیدا می‌شوند که تمدن 12000 ساله را تبیین و تشریح نمایند و یا اینکه آذربرزین‌مهر بودن چهارتاقی کوچک و دورافتاده محلی خانه دیو را به سیاقی انکارناپذیر، اثبات نمایند و یا اینکه کاری را که پایتخت سر به داران، برای تمام ملت ایران انجام داده است که این ملت شریف، چنین عمیق و رهایی‌ناپذیر، مدیون تشیع سربداری‌اند (!!!) توجیه نمایند.

عزیز دل! با هیچ کدام از اینها که باید می‌آمدید، نیامدید ... حالا هم که آمده‌اید؛ مثل قبل دارید به سبک و سیاق خودتان، دلبری می‌کنید ...

بنده که از همان اول شما را به منطق و عقلانیت، دعوت کردم ... گفتم استدلال کنید ... اگر حرف تاریخی می‌زنید با سند تاریخی و اگر ادعای فرهنگی دارید با استدلال روشن ... شما که باز هم دارید به همان روش‌های عبدالرزاقی و مؤیدی رفتار می‌کنید ...

آقای دلبریان! شما نگران اسم "ابرشهر" نباشید. ما هنوز از یک میلیونم ظرفیت تاریخی و فرهنگی و اقلیمی ابرشهر استفاده نکرده‌ایم اینطور حساس شده‌اید و صدای دلبریان و امثال دلبریان درآمده است! اگر مردم این سرزمین بدانند که چه دارند و این آگاهی جمعی، گسترده شود آن وقت، ایمان دارم که صرف کردن زمان برای این حرف‌هایی که در اینجا مطرح می‌شود هیچ معنی‌ای نخواهد داشت. اگر اکنون می‌بینید که وقت‌هایی، صرف پاسخ دادن این حرف‌های دلبریان و جمال‌آبادی و برومندی و گل زیره و ضمیر سبز کویر و قلب تشنه بیابان و ... می‌شود علتش این است که از رهگذر این پاسخ دادن‌ها، آگاهی‌ای در میان مردم گسترده شود تا تدریجا، آنها که نمی‌دانند، بدانند موضوع چیست و در چه موقعیتی قرار داریم و موقعیت واقعی ما چه باید باشد و چه راهی را باید رفت.

آقای دلبریان! متاسفانه، با همه فرصت‌های بی‌نظیر و تاریخی که در اختیارتان قرار گرفته است؛ شما و امثال شما نتوانسته‌اید از ظرفیت فضای باز و بدون تعصبی که مدیریت سایت روزنه، با صبوردی و بردباری و آزاداندیشی؛ برای گفتمان درباره مسائل مشترک، ایجاد کرده است؛ استفاده کنید. (هر چند، بنده از دیدگاه خودم، انتقاداتی بر این صبوری بیش از حد سایت روزنه دارم) خودتان هم، علی‌رغم اینکه حسرت ایجاد چنین فضایی را داشته‌اید و دارید و بسیار هم تلاش می‌کنید ... اما بخاطر همین تفکری که به دیگران تهمت تعصب کور می‌زنید، تهمت فخرفروشی می‌زنید، تهمت ... می‌زنید؛ نتوانسته‌اید و نمی‌توانید این فضا را داشته باشید. چون کسی، این رفتار متناقض را باور نمی‌کند ... حتی اگر به مدت 150 سال، شهرستان محل تولدش، با شناسنامه شما، یک چیز، نوشته شده باشد.

بخاطر نوع تفکر و رفتار متناقض شما دوستی و نادوستی‌تان بر کسی روشن نیست ... همواره، منافع‌‌تان از معرفت و مدارایتان، به سرعت سبقت می‌گیرد ... به همین خاطر هم شرکای قابل اعتمادی نیستید ... هر کسی با شما همپیمان ‌می‎شود باید دائما مراقبت کند که نکند غافل شود و ضربه خورد! طرف مقابلتان، تجربه کرده است و دیده است که وقتی صحبت از کوچکترین منافع است، همه چیز یادتان می‌رود ... حاضر به پذیرش اشتباهاتتان نیستید ... مثال خیلی واضح؛ ماجرای آن چهار روستا، حتی یک نفر هم یک عذرخواهی حتی ساده نکرده است (حالا از دهن‌کجی رسانه‌ای آقای م.ر.م.ث، مرتبط با همین مورد نیز بگذریم) ...

و از این مثال‌ها بسیار است، اگر برایتان دشوار نیست دل تاریخ را باز کنم و برایتان باز هم مثال بیاورم ...

خلاصه کنم حرفم را ... در برابر نیرنگ و دورویی، نه تنها "قیصریه" که خود "قیصر مظلوم‌نمای مکار" را هم باید به آتش کشید. خدا نکند که کسی دوباره جرات کند و به فکر غلط "دستمال" قبلی بیفتد. آدم عاقل، از یک سوراخ، چند بار باید گزیده شود؟!

آقای دلبریان، حتما از حرف‌هایم فهمیده‌اید که اهل خواندن و تحقیقم. مال دلبری کردن نیستم؛ و چون در آخر حرفتان به "حقیقت" اشاره کردید، خوب است که بگویم؛ گاه حقیقت را روشن و سرخ‌فام، آویخته بر دروازه‌ نشابور، در کران مزار اسرار می‌بینم ... . ما عطاریان، منصور را داریم.

آقای دلبریان! یک بار دیگر، تکرار می‌کنم:
- من فرزند نیشابورم و همچون همه همسرزمینان خرسانی‌ام؛ همه اهالی خراسان غربی: از سرخس گرفته تا طبس، از تایباد گرفته تا داورزن و از باجگیران گرفته تا نهبندان؛ میراث‌دار و پاسدار تاریخ و فرهنگ خراسانم.
- من به خراسانی بودنم افتخار می‌کنم و برای خراسان شدن این خراسان، آرزوها دارم ...
- من، به عنوان یکی از فرزندان این بر و بوم کهن، در مقابل هر زد و بند و فعالیتی که بر اثر آن، کوچکترین حقی از مردم خراسان و مردم نیشابور، ضایع شود، خواهم ایستاد.
با "جانم" خواهم ایستاد ...

#16 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
نیما - آدینه 21 مهر 1396  

درود...
خب من یکم دیر متوجه پیام ها شدم چون فکر نمیکردم روزنه پیاممو تایید کنه...
جمال ابادی عزیز همشهریای عزیزم با درک و منطق و سواد تاریخی خودشون جوابتو ب خوبی دادن و حرفایی که قرار بود من بزنم رو زدن امیدوارم ک هدایت بشی ب راه راست و دست از این تفرقه افکنی ها و توهمات ذهنی برداری

#17 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
آتشکده آذربرزین مهر نیشابور - آدینه 21 مهر 1396  

سلام به دوستان عزیز،از همه دوستان وهمشهریان عزیزم خواهش میکنم که همگی از مسئولین نیشابور خواهش کنیم که بیان وپرچم آتشکده آذربرزین مهر نیشابور را بر محل آن واقع در ارتفاعات برزنون نصب کند که منطقه مزبور هم زیارتگاه داشته باشد وهم آتشکده که باعث جلب گردشگر وزائر فراوان برای منطقه میشود وخیال سایت اسرار نامه سبزوار راحت بشه که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشه وبا دروغ پردازی ودست درازی کردن به تاریخ وتمدن شهرهای دیگه نمیتونه به مردم خوب سبزوار توهین کنه .

#18 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
ابرشهر - آدینه 21 مهر 1396  

درود بر دوستان
نگاهی به متن مقاله انداختم؛ فقط دو پاراگراف است؛ منابعش هم (تا ذکر شماره صفحه) در زیر آن آمده است. این مطالب صرف و مستند تاریخی، برای بعضی‌ها اینقدر حساسیت ایجاد کرده است. با خودم فکر می‌کردم که این عزیزان در مقابل حجم بیشتر و بیشتری از مستندات تاریخی قرار بگیرند چه خواهند کرد!؟

قطعا یکی از واکنش‌ها، همان واکنش گل‌زیره‌ای است که داستان‌نویسی و تخیل‌پردازی را به جای تاریخ به خورد فضای مجازی می‌دهد و سایت‌هایی مثل اشرارنامه هم آن‌ها را منتشر می‌کند. نوعی دیگر واکنش، یا ژست‌های احساساتی مثل رازقندی است و یا تعصب و انکار و بلاتکلیفی مثل جمال‌آبادی و یا عوامفریبی و ادبیات کوچه‌بازاری مثل دلبریان ...

فرض را بر این می‌گیریم که تمام محیط وب و فضای مجازی را از اطلاعات تحریف‌شده و تفسیرهای عوامانه از تاریخ، پر کردید. اما بالاخره، یک روز کار به عقلانیت و ارائه مستندات علمی می‌رسد آن وقت، با دستان خالی بضاعت علمی و روی سیاه تقلب مدام، چه خواهند کرد؟!

آقای جمال‌آبادی! کوچکترین کاری که فرزندان نیشابور برای ام‌البلاد خراسان کرده‌اند (البته منظورم آنهایی است که جدی کار کرده‌اند و نه این کل‌کل‌های مزمنی که با شماها می‌شود)، معرفی علمی و مستند تاریخ و فرهنگ مادرشهر خراسان غربی است.

کارهای عمران و توسعه‌ای خیلی خوبی نیز انجام شده است که چون بر آنها اشراف ندارم، لیست نمی‌آورم ولی فقط یک نشانی می‌دهم که درک شفافی از موضوع داشته باشید. به قول شما در نظراتتان در صفحات دیگر همین سایت روزنه، ما هنوز ظرفیت فرودگاه را در نیشابور، فعال نکرده‌ایم، جاده‌های مواصلاتی را هم ارتقا نداده‌ایم، توسعه دانشگاهی را هم چند سالی است شروع کرده‌ایم ... اینها را همه بر آن اذعان دارند که نیشابور، به هر دلیلی، از ظرفیت‌های خود، استفاده نکرده است ... حالا این را داشته باشید ... و بروید بررسی بفرمایید که آمار مهاجرت از شهرستان‌های همسایه به نیشابور، در چه سطحی است. بنده به شما تضمین می‌دهم که شهروندان عزیز نیشابوری سبزواری‌الاصل، بالاترین درصد از آمار مهاجرت به نیشابور را تشکیل می‌دهند.

این را دوباره خدمتتان یادآوری کنم که توسعه دانشگاه نیشابور در اول راه است؛ احداث فرودگاه، در مرحله جنینی است؛ و ارتقای راه‌های مواصلاتی هم در حد پیگیری‌های اولیه است ... اگر این ظرفیت‌ها در حد مطلوب و واقعی خود فعال شوند، واکنش شما چه خواهد بود؟!

نیشابور امروز به این آگاهی رسیده است که از بعد پتانسیل‌های فرهنگی، انسانی و نرم‌افزاری بسیار غنی است و باید بر روی مسائل زیرساختی که خدمتتان گفته شد، کار کند و آن ظرفیت‌های را گام به گام، به فعلیت و ظرفیت واقعی خود برساند ...

جمال‌آبادی! به آن جمال بی‌نظیرت، سوگندت می‌دهم که این اتل‌متل‌های بچگانه برومندی را از اینجا بردار و به همانجا که آورده‌ای ببر و در قاب طلا، قابش کن شاید ضمیر سبز کویرتان و گل زیره‌تان، بتوانند از بخاراتش، الهامات بیشتری برای جنبش رسانه‌ای‌تان ببرند. کسی را مایوس کن که پتانسیل مایوس شدن را داشته باشد. ببخشید خیلی صریح خدمتتان عرض می‌کنم: جنابعالی، جناب آقای دلبریان و ... (شما در مقایسه با این غیره، که بنا به مصلحت‌ نمی‌خواهم اسم‌ها را بیاورم، حتی نقش خیمه‌شب‌بازی را هم ندارید!) در حد و اندازه بازی کردن در این میدان نیستید ...
آن زمان گذشت، دهه هفتاد و هشتاد گذشت ...

در مورد آذربرزین‌مهر هم که یک موضوع تاریخی و باستان‌شناسی است یعنی روش مستند و علمی دارد و این روش، قاعدتا تفاوت‌های خیلی زیادی با تعیین قیمت زیره و هندوانه و خربزه و گوجه دارد ...
بنابراین بهتر است توافق و اتفاق نظر کارشناسان (آن هم کارشناسان محلی) را در همان سطح محلی، مورد توجه قرار داد چرا که مطرح کردن جدی و غیرتبلیغی موضوع در جامعه علمی، حداقل نیاز به یک مقاله علمی-پژوهشی دارد که با تکیه بر همه مستندات انکارناپذیر تاریخی و باستان‌شناسی، ادعای وارده را اثبات و ایرادات مطرح‌شده را رد کند. آن وقت، اگر مورد تایید صاحبنظران شاخص در جامعه علمی داخلی و بین‌المللی (و نه کارشناسانی که شما می‌فرمایید) بود می‌توان آن چهارطاقی کوچک مستقر بر روی تپه سنگلاخی دورافتاده را به عنوان آتشکده بزرگ و اصلی کشاورزان ایران باستان (!!!) معرفی کرد.

آقای جمال‌آبادی می‌دانید شما در چه وضعیت جالبی قرار دارید؟
وضعیت شما، مثل آن کسی است که در خانه خود نشسته است؛ ناگهان نوک انگشتش را به زمین می‌رساند و می‌گوید این انگشت من، ستون جهان است و اینجا که من ایستاده‌ام مرکز جهان است و این من هستم که در مرکز جهان، جهان را به نوک انگشت و قدرت خویش، پابرجا نگه داشته‌ام!!!

به تازگی فول‌باستان‌شناسی بنام گل‌زیره از دانشمندان گمنام دیار پرافتخار سربداران، ادعا کرده است که چون چهارطاقی خانه دیو، آذربرزین‌مهر است و آذر‌برزین‌مهر هم در رئونت بوده است. پس چون چهاطاقی خانه دیو در نزدیکی سبزوار است، پس نام باستانی سبزوار، رئونت است!

جالب است که مطلب این دانشمند گمنام زیره‌فروش، در سایت کنگره بین‌المللی سربداران وابسته به یک مرکز دانشگاهی، عینا بازنشر گردید. حال اینکه سایت (وابسته به یک همایش علمی در سطح بین‌المللی) چطور یک ادعای بدون پشتوانه و بدون منبع قابل اعتماد و با نویسنده‌ای به نام «گل زیره» (صاحاب وبلاگ گل زیره) را منتشر کرده بود، بماند!!! وقتی خواهش می‌کنند که هموطن زیره‌ ‌دوست عزیز! رئونت و اینها بمان پیشکشتان، حداقل آذر برزین‌مهر بودن چهارتاقی خانه دیو را ثابت کنید، دوستان زیره‌دوستمان با تهمت و عصبیت، جواب می‌دهند. این را کجای دلمان بگذاریم؟! شما بفرمایید ...

آقای جمال‌آبادی! همکار شفیق صاحاب وبلاگ گل‌زیره! یک سوال جدی البته همراه با کمی شوخی از شما دارم: اصلا از نظر شما تفاوت آذربرزین‌مهر با باربی چیست؟!

ببخشید، جسارت شد ... واقعا چیز دیگری نمی‌توانستم بگویم.
متاسفم که میراث فرهنگی خراسان، بازیچه دست کسانی شده است که با خیال خام بدست گرفتن سیادت و سرنوشت مردم بخشی از سرزمین خراسان، از هیچ فعالیتی برای تحریف تاریخ خراسان و تخریب شهرهای رقیب، دریغ نمی‌کنند!

ننگم باد،
پیکرم را بر روی خاکی بکشانم
که سیاست و سیادتش و اعتبار و هویتش را
به ید قدرت دلال‌‌وش چنین زیره‌فروشان، واگذار کرده باشد!

#19 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
سینا - شنبه 22 مهر 1396  

سلام به همه.
پیشنهاد همشهری عزیزی که به اسم "آذربرزین مهر نیشابور" نظرشون رو نوشتم، خیلی خوب و بجاست.
البته فقط یک انتقاد کوچیک به ایشان دارم. آذربرزین‌مهر متعلق و میراث فرهنگی همه ایران و خراسان هست و اصلا خوب نیست مثل بعضیا که چند ساله دارن اسم یک شهر خاص رو بدنبال آذربرزین‌مهر میارن، این کار رو انجام بدن. یادمون باشه کسی که برزین‌مهر کشاورزان ایران رو با این مرزبندی‌های تبلیغی، به یه اسباب بازی یا یه پارک، تقلیل میده، اصلا نمیدونه آذر برزین مهر چی هستش. پس لطفا در شان و اندازه نیشابور باشیم و آذربرزین‌مهر رو فقط به اسم آذربرزین‌مهر بشانسیم و نه با پسوند و پیشوند دیگه. ممنون.

پیشنهاد ایشون رو اینطور میتونم تکمیل کنم که یک چهارتاقی نمادین (دارای مجمر آتش) در محوطه و ترجیحا مشرف به حوزه شهرستان فیروزه و دشت نیشابور (یعنی تقریبا بر لبه کوه اردلان مشرف به سمت روستای گرماب شاهزاده) ساخته بشه. از این محل، از دوردست‌ها میشه شب‌ها، نور آتش (که در فرهنگ ایرانی، نشان پاکی و راستی و حرکت در راه روشن نیایش پروردگار و نیکی به مخلوقات خدای بزرگ هستش) رو دید. اون وقت، دوستان با چشم خودشون خواهند دید که اگر برزین‌مهر در حملات بنیان‌کن اقوام بیگانه به این سرزمین از بین نمی‌رفت، جای واقعیش کجا بوده و چه روشنایی به دشت نیشابور و جوین می‌داده و در شبهای تاریک، دل کشاورزان خراسانی این خطه ابرشهربوم رو چطور، مملو از نورامید میکرده.

این قسمتی از ایده من برای احیای میراث فرهنگی آذربرزین‌مهر خراسان در منطقه برزینان (برزنون) نیشابور هستش. اگه مسولان، تمایل داشتن میتونم از طریق همین سایت روزنه، طرح کامل رو خدمتشون تقدیم کنم. این طرح، فقط شامل برزین‌مهر نیست و همه نقاط مرتبط با جغرافیای برزین‌مهر رو در دشت نیشابور، پوشش میده. ممنون.

#20 عطف به: ایالت ابرشهر (خراسان غربی؛ به مرکزیت نیشابور) در دوران ساسانیان

avatar
آتشکده آذربرزین مهر نیشابور - شنبه 22 مهر 1396  

سلام به همشهری خوبم آقا سینا،از انتقاد شما بسیار متشکرم ودر تکمیل فرمایشات شما عرض کنم که در سطح کلی تمام مفاخر چه اماکن وچه شخصیت ها در هر منطقه از ایران مایه افتخار ملی وفرا ملی ما هستن ،ولی علت تاکید بنده برپسوند آتشکده آذر برزین مهر صرفا جلوگیری از تعرض ودست درازی برخی سرزمین ها به اماکن باستانی وتاریخ نیشابور هست .وگرنه خیام درسته نیشابوری هست ولی مایه افتخار دنیا هستش ویک چهر بین المللی هست.

درج نظر

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید
XML نظرات: RSS | Atom

پل های ارتباطی کاربران گرامی با روزنه

تبلیغات

دریافت اخبار نیشابور
شهروند خبرنگار

اوقات شرعی نیشابور

۰۵:۰۵
۰۶:۳۷
۱۱:۲۹
۱۶:۲۱
۱۶:۴۰

آمار بازدیدکنندگان

۱۳
۲۸۳۳
۳۰۱۴
۸۷۹۰۲۳۹