تقویم اخبار

مرداد 1398
ی د س چ پ آ ش
29 30 31 1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31 1

بایگانی اخبار

لینک به روزنه

www.rovzane.com

با کریمان(1) واقعا متشکرم آقای دکتر

بعد از نوسانات اقتصادی امسال ذهنم به شدت مشغول پروژه های عمرانی بود. توسعه بیمارستان حکیم، مراکز بهداشتی درمانی در حال ساخت، مرکز شمس شرق  کارهای نیمه تمام ما بود. نرخ اجناس روند افزایشی روزانه داشت و فروشنده ها فقط در قبال دریافت وجه نقد حاضر به معامله بودند.

پروژه شمس شرق به صورت نیمه تعطیل در آمده بود. در زمان امضای تفاهم نامه با برادران بزرگوار شمس شرق دومیلیارد تومان برعهده این عزیزان بود و تکمیل ساختمان، تجهیز و راه اندازی آن برعهده ما بود. برای آسانسوری که قبلا با حدود دویست میلیون تومان می شد آنرا نصب کرد شرکتهای فروشنده قیمتی بیش از دوبرابر را پیشنهاد میکردند و آن هم نقدی! کاشی و سرامیک، سنگ و .. وضعیت بهتری نداشت.

با شرایط اقتصادی کشور ساخت ۲۸۰۰متر مربع فضای درمانی مدرن در حد و اندازه بین المللی بیشتر به رویا شبیه بود. چند باری برای گرفتن اعتبار برای تکمیل پروژه های عمرانی از جمله مرکز شمس شرق به وزارت بهداشت رفتم و مکاتباتی انجام شد. برای پروژه شمس شرق پاسخی که می‌شنیدیم فقط ما را به تجهیز آن امیدوار می کرد آنهم پس از اتمام ساختمان نه برای تکمیل ساختمان!

ساختمان ( با پول خیرین، مدیریت و سرپرستی تیم خیری و همه چیز خیری اما به شدت با رعایت اصول مهندسی)  حدود هفتاد درصد پیشرفت فیزیکی داشت. تقریبا پول خیرین به اتمام نزدیک بود.

برای گرفتن مجوز راه اندازی مراکز پیشرفته پزشکی و تحصیلات تکمیلی و متقاعد نمودن نمایندگان وزارتی، آنها را به سراغ مرکز شمس شرق می بردیم.  اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان وزارت بهداشت از ایده و مشاهده ساختمان مرکز پزشکی ناباروری و سلامت مادر و جنین شمس شرق اظهار خرسندی و شگفتی می کردند و به ما قول های مساعدت می دادند.

در اندوه بودم که خدایا اگر نتوانیم عملیات ساختمانی این پروژه را به انتها برسانیم تمام امیدها و برنامه های ما برای توسعه آموزش و پژوهش و خدمات فوق تخصصی پزشکی بر باد خواهد رفت!

هفته قبل تلفن همراهم به صدا درآمد. تنم لرزید. نمی دانستم جواب بدهم یا نه؟ دکتر احمد شمس شرق بود!! نمی دانستم چه جوابی به او بدهم اگر از من می پرسید دکتر از پروژه چه خبر؟ بالاخره تلفن را باز کردم و همچون همیشه بجز محبت و مهربانی از گوشی تلفن صدا و کلامی دیگر از زبان این مرد شنیده نشد! بعد از احوالپرسی خبر ورودشان به ایران و سفر قریب الوقوع به نیشابور را در چند روز بعد به من دادند. چهارشنبه گذشته در دفترم میزبان این مرد و دونفر از اعضای خانواده مهربانش بودم. صادقانه گزارش وضعیت پیشرفت ساختمان را دادم. برخی پیشنهادات برای تامین کمبود اعتبار مطرح شد ولی قلبم تمایلی برای عملیاتی کردن آن پیشنهادات راضی نمی شد. این پروژه فقط باید به نام شمس شرق بدرخشد نه نامی دیگر!

 با خودم گفتم خدایا تو خود می دانی و مردمی که به آنها قول داده ایم! خودت می دانی و عزت خیرینی که برای خلق تو به میدان آمده اند. این انسانهای شریف، دوست داشتنی و مهربان! در انتهای جلسه فقط گفتم " خدا بزرگ است انشالله مشکل حل خواهد شد ". دستان پرمهر و گرم دکتر احمد شمس شرق در هنگام خداحافظی احساس عجیبی را در من ایجاد کرد! حدود ساعت ۱۰چهارشنبه شب بود. مجدد شماره دکتر احمد شمس شرق روی تلفن همراه من بود. مشتاقانه ولی کمی نگران جواب دادم. کلمات و صدایی سرشار از مهربانی و امید را شنیدم:

آقای دکتر امروز بعد از جلسه با برادرانم دکتر محمد و دکتر حسین در زوریخ صحبت کردم. نگران نباشید! بقیه پول مورد نیاز را برای تکمیل ساختمان پرداخت خواهیم کرد!!

 خانواده شمس شرق یک میلیارد تومان دیگر به پروژه اهدا کردند. بغض گلویم را می فشرد. نمی دانستم و نمی توانستم برای پاسخ به این همه مهربانی و ایثار کلماتی را به زبان بیاورم. 

فقط توانستم بگویم: واقعا متشکرم آقای دکتر.

 

دکتر محسن عظیمی نژاد

بیست و نهم دی ماه 97

درج نظر

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید
XML نظرات: RSS | Atom

پل های ارتباطی کاربران گرامی با روزنه

اوقات شرعی نیشابور

۰۴:۲۴
۰۵:۵۷
۱۲:۳۸
۱۹:۱۸
۱۹:۳۶

آمار بازدیدکنندگان

۹
۱۲۶۵
۱۲۷۱
۱۰۳۸۲۰۱۸