تقویم اخبار

مهر 1396
ی د س چ پ آ ش
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 1 2 3 4 5

بایگانی اخبار

لینک به روزنه

www.rovzane.com

خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

استفاده نادرست جناب آقای حسینی، معاون محترم سیاسی استانداری خراسان رضوی، از اصطلاح "خراسان غربی" (در اشاره به بخشی از غرب استان خراسان رضوی) در یک نشست خبری، همراه با تذکر مسولانه یک خبرنگار نکته سنج و دلسوز (بلافاصله پس از سخنان ایشان)؛ واکنشهای فراوانی از سوی شخصیتهای سیاسی، رسانه ها و مردم، در انتقاد و نکوهش این بی تدبیری، بی دقتی و اشتباه لفظی بزرگ، در پی داشته است به طوری که عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، خواستار استعفا و یا برکناری مقام نامبرده، شده است.

استفاده از این اصطلاح؛ با نظر به "محل بیان"، "جمع حاضر مخاطب مستقیم سخنرانی" و با نظر به "مسبوق به سابقه بودن" در محملهای دیگر، و "با فرض احتمالیِ سهوی نبودن"؛ اعلام غیر مستقیم و آماده سازی افکار عمومی برای پذیرش چیزی محسوب میشود که منتقدان و حتی مخالفان بسیاری در خراسان و خارج از خراسان دارد. تاسیس استان جدید، مدعیانی در خراسان دارد و یکی از پر سر و صداترین و البته حاشیه سازترین آنها، شهری است که جناب آقای حسینی به آن وابسته است.

بنابراین، خواسته استعفای مقام نامبرده، حداقل بخاطر تسلط نداشتن بر گفتار در جایگاه مقامی که تحلیل و درک مدبرانه از شرایط، در زمره شرایط اولیه و بدیهی تصدی آن است؛ خواسته ای بسیار منطقی و در راستای منافع جمعی مردم استان و تحقق شایسته سالاری است.

اما بکار بردن نادرست و غیرِ مسولانه اصطلاح "خراسان غربی" تبعات عمیق تری دارد که در ادامه، به آن پرداخته میشود.

"خراسان غربی"، اصطلاحی است دارای پشتوانه غنی و تنومند تاریخی و فرهنگی که به جغرافیای بخش غربی خراسان ایران بزرگ فرهنگی اشاره مینماید. این بخش از خراسان که از دیدگاه جغرافیایی، شامل استانهای خراسان ایران معاصر میشود، دارای جایگاه و منزلت ویژه ای در تاریخ و فرهنگ ایران عزیز است.

  • از بخش غربی خراسان کهن و بزرگ، شخصیت های ادبی، علمی و فرهنگی بزرگی همچون حکیم فردوسی توسی، حکیم خیام نیشابوری، شیخ عطار نیشابوری، شیخ عبدالرحمن جامی، ابوالوفاء بوزجانی، عطاملک جوینی، ابوالفضل بیهقی و ... برخاسته اند.
  • خراسان غربی، رقم زننده رویدادهای بزرگ تاریخ و تحولات سرنوشت ساز ایران عزیز، مانند قیام ابومسلم خراسانی، تاسیس اولین حکومت مستقل ایرانی طاهریان، استقبال و میزبانی آبرومند و شکوهمند از حضرت امام رضا به عنوان نقطه عطف تاریخ شیعه، قیام موسوم به سربداران در مقابل بیگانگان ایلخانی و ... می باشد.

بنابراین پیشینه و پایگاه فرهنگی شاخص و تاثیرگذار بخش غربی خراسان بزرگ و کهن به عنوان یکی از حوزه های جغرافیای تاریخی و فرهنگی ایران عزیز، کاملا شناخته شده و دارای مستندات تاریخی حجیم و متواتر است. در واقع؛ عبارت "خراسان غربی" حامل "پیشینه تاریخی"، "میراث مشترک فرهنگی" و "هویت جمعی" همه مناطق و همه خراسانیان مستقر در استانهای خراسان کشور عزیزمان است.

به همین خاطر هم بکار بردن اصطلاح وسیع و سرشار از محتواهای تاریخی و فرهنگیِ "خراسان غربی" برای مورد خطاب قرار دادن قسمتی از غرب استان خراسان رضوی؛ به عنوان حرکتی مستقیم و آگاهانه در راستای مصادره پیشینه تاریخی، چهره فرهنگی و هویت جمعی همه خراسانیان ایران امروز، به نفع یک بخش کوچک در قسمتی از استان خراسان رضوی محسوب میشود و استفاده از اصطلاح خراسان غربی که دارای گستره معنایی وسیع و غنای محتوایی عمیق است؛ در اشاره به سبزوار و منطقه پیرامونی آن؛ اقدامی ناسنجیده است که باعث مخدوش و ضایع شدن هویت تاریخی و فرهنگی منطقه بزرگ خراسان ایران معاصر میشود.

پس بر همه خراسانیان و بخصوص مسئولان، سیاستگزاران و نخبگان فرهنگی این خطه فرهنگی و عزتمند کشور اسلامی عزیزمان است که در برابر این بدعت ناسنجیده که تباهی یکپارچگی و پیوستگی هویت فرهنگی خراسانیان ایران معاصر را در پی دارد و باعث ایجاد ابهام و اختلاف و تفرقه و دوگانگی در میان خراسانیان عزیز میشود، بایستند. و اجازه ندهند که این هویت تاریخی و فرهنگی کهن، باشکوه و آبرومند، قربانی و تباه اغراض و اهداف سیاسی جدایی طلبانه قشری خاص گردد.

ما اهالی خراسان افتخارآفرین، بخاطر این بی دقتی و بی تدبیری فاحش که از شان و مرتبه صلاحیت این مقام بلندمرتبه مسول (متولی و متصدی تصمیم گیری و تصمیم سازی در امور کلان سیاسی و امنیتی یکی از مهم ترین استانهای کشور عزیزمان) و برای "پاسداری از هویت جمعی و میراث تاریخی و فرهنگی خراسان"، "جلوگیری از وجود هر گونه شائبه نفوذ تفکرات افراطی و قشری تفرقه انگیز در امورات مهم و حساس استان بویژه در معاونت سیاسی و حوزه تقسیمات کشوری" و "پیشگیری از هر گونه اقدامات تبعیض آمیز احتمالی در اداره امور استان"؛ خواهان استعفا و یا برکناری جناب آقای حسینی از این مسولیت خطیر و حساس هستیم.

#1 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
تربت حیدریه - سه شنبه 14 شهریور 1396  

http://www.rovzane.com/blog/show/نیشابور-خاورانشهر-خراسان-و-پایهگذار-استان-خاوران-ایران-اسلامی.html

#2 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
سبزواری - چهارشنبه 15 شهریور 1396  

واقعاً به این عصبیت کور و همراه با حسادت شور برخی افراد کج اندیش باید حسرت خورد و افسوس.
اصلاً آیا شما از خودتان پرسیده اید که مگر برای استان شدن یک سرزمین باید از سرزمین مجاورش جواز گرفت. حقیقتا چه ربطی هست بین دنبال کردن سبزواریها برای استان شدن و مانع شدن نیشابوریان برای استان شدن سبزوار .......
واقعاً که سطح فرهنگی و نگاه اجتماعی باید زوال پذیر شده باشد که در این زمانه روزگار چنین شده ایم.
به عنوان یک سبزواری خاطر و خیال همه شما را آسوده نمایم که چه کسی خوشش بیاید و چه کسی خوشش نیاید سبزوار به مرکزیت استان ارتقاء خواهد یافت. فقط این منازعات بیحاصل آینده را از هردوی ما خواهد گرفت.
بیایید عاقلانه بیندیشیم نه آمرانه.

#3 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
فرزند نیشابور - پنج شنبه 16 شهریور 1396  

جناب سبزواری عزیز!
خیلی قشنگ حرف زدید، دست شما درد نکند. خوب بود. آفرین.

اما دوستان عزیز، یک چیز می‌ماند:
بالاخره، جناب آقای حسینی می‌خواهند مسولیت اشتباه خودشان را بپذیرند یا نه؟ سابقه ایشان رو هم که بررسی میکنید این روند طرفدارانه دیده میشه. تقسیمات سیاسی استان دست معاونت سیاسی هست، ایشون به عنوان معاون سیاسی استاندار هنوز متوجه نیستند که چه حرفی رو باید در کجا زد و چه حرفی رو نباید زد.
تازه این حرف ایشان، چیزی بود که رسانه ای شد. چه کسی خبر دارد که در معاونت سیاسی استانداری زیر نظر ایشان چه می‌گذرد؟ چه کسی به عدالت و بی طرفی ایشان می تواند تضمین کند؟

#4 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
محمدرضا - آدینه 17 شهریور 1396  

سبزواری عزیز!!!!شما چهار روستا از نیشابور گرفتین ک خوشاب رو ب زور و ضرب کمک نیشابور ارتقا بدین /:بعد دم از فرهنگ و عدم چشم داشت ب شهر همسایه میزنی/:تکلیفت رو با خودت و وجدانت مشخص کن دقیق در جهت فرهنگ سازی/:بدون جوازی ک میگی اینکارو کردین و در سکوت هیچ حرفی از این حرکت نزدین..ب هر حال اون چهار روستا ک باز پس گرفته میشه و جمعیتش ب برتری الان نیشابور هم اضافه میشه بماند فکررکردن ب اینکه با یک حرکت ب نظر هوشمندانه اقای حسینی شرایط و اوضاع سنجیده بشه همرساده لوحانست چون مردم نیشابور ب هیچ عنوان از حق خودشون کوتاه نمی ایند ارتقا حق نیشابور است با این همه ظرفیت ک خوشحال میشم در صورت درخواستت برات یک ب یک ذکر کنم و اگر هم بنا ب انجام کاری باشد رسیدن ب جایگاهی اینگونه باشد حق مسلم نیشابور است...راستی ما الانشم بچه پایتخت ایرانیم (پایتخت کتاب و پایتخت فرهنگی کشور)چیزی ک امسال سبزوار حتی جز نامزدهای ان هم نبود...مثالی از هزاران ظرفیت نیشابور و نیشابوریان برای دوستانی ک خود را ب خواب زده اند...با تشکر

#5 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
کاظم کاظمی جم - چهارشنبه 22 شهریور 1396  

کی نامی از خراسان غربی بوده که حالا هویتش باشه. مثلا آلان خراسان جنوبی هویت جنوب خراسان و با خودش برده . یا مثلا خراسان شمالی مدعی هویت شمال خراسان قدیمه. یا مثلا استان خراسان قبلی مدعی تمام هویت خراسان بزرگ شامل تاجیکستان ازبکستان افغانستان پاکستان ویا جاهای دیگه بود. برید خودتونو اصلاح کنید. به جای حرفای خاله زنکی دنبال برنامه ها و کارهای خودتون باشید. مثلا گفتید این سایت اسرا نامه نامش و از نیشابور دزدیده این نام یکی از کتابای کاستهای ماست خوب دستگاه ما از سهم خودمون یعنی لقب حاج ملا هادی سبزواری استفاده کنیم شما ناراحتی. اسرار لقب حاج ملا هادی سبزواری بوده حال این سایت گفته بزارم اسرار نامه. منطقه سبزوار بزرگ اگه باز گیر نمی دید انقد از خودش هویت داره که نیازی به هویت دیگران نداشته باشه.

#6 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
محمدرضا - پنج شنبه 23 شهریور 1396  

سلام کاظم جان(:
کی نامی از خراسان غربی بوده؟!!!؟؟؟!/:ب اندازه ده صفحه مطلب در بالا برای همین مورد ذکر شده ک خراسان غربی هویت خاصی بوده و هست و در دیگر مطلبی ک در همین بخش مردمی ذکر شده شما در گوگل اسم خراسان غربی را ک سرچ میکنید اسم سبزوار و مرکزیت استانی ک در تلاش است ب این نام بارها ذکر شده.بحث این است ک خراسان غربی یک هویت جامع است ک سبزواریان سعی بیهوده و بی حاصلی در دزدیدن این نام برای خودشان دارند...همان دیار سربداران و قیامش ک حال ب فرمانده ای یک نیشابوریست کافی ب نظر میرسد...زیرکی در استفاده از تاریخ خراسان را با حرف های حاشیه ای مثل اسم خراسان بزرگ ک قبلتر نام جامع بوده است منحرف مکن...بعد هم اگر دقیق نگاه کنی بحث تمام این مطالب این است ک اقای حسینی معاون سیاسی استانداری اسم خراسان غربی را ب مرکزیت سبزوار نام برد حساسیت روی این اسم تاریخی و هویتی جامع دلیل دیگرش این است ک در صورت ارتقا حق نیشابور است ک استان شود نه سبزوار...!پیگیری مردم نیشابور و نمایندگانش ک باعث عذر خواعی این شخص شد ولیکن کافی نیست و باید منصب اینگونه را از این شخص با نگاهی قومیتی و منطقه ای گرفته شود...پس در یک کلام ذکر اسم خراسان خراسان غربی ب دلیل هویت جامع ان کاری اشتباه و دزدی تاریخی برای سبزواری ک هیچ صحبتی از ایجاد استان جدید در کشور نیست اشتباه است ک پر واضح است و دیگر اینکه از این استفاده سیاسی و منطقه ای هم توسط یک شخص سبزواری شده است ک نابخشودنیست و باید استعفا دهد این حرف ها کاملا منطقیست چیز مبهم و گنگب وجود ندارد ک بخواهی دفاعی از ان کنی...با تشکر

#7 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
کاظم کاظمی جم - شنبه 25 شهریور 1396  

یعنی من دیونه تبعات استفاده از این اسم برا استان سبزوارم ..اگه برا انتخاب اسم استان به مرکزیت سبزوار اومدن از نیشابوری ها نظر خواهی کردن و اجازه گرفتن شما اجازه ندید. یه اسم که این همه داستان نداره. من یادمه نیشابور دنبال اسم بینالود بود . حالا چرا علاقه به این اسم پیدا کرده ما بی خبریم. کلا بیخیال .خراسان غربی مال شما. اگه مشکلتون برا استان شدن اینه باشه. مال شما برید استان بشید. راستی چندتا از اسم های مدارس سبزوار به نام عطار و خیامه گفتم بدونید.

#8 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
سروش - سه شنبه 28 شهریور 1396  

به نظر می‌رسد برخی تلاش می‌کنند با مطرح کردن مسائل بی‌ربط و ارتباط دادن آن به موضوع، مطالبه مطرح شده در اینجا را به بیراه بکشانند.
نام اماکن بسیاری در ایران، کشورهای مختلف جهان و حتی بر روی کره ماه به نام خیام و ... نامگذاری شده است. چون ایشان یک شخصیت علمی و فرهنگی بین‌المللی هستند.

اصطلاح خراسان غربی، مفهومی است دارای پشتوانه تاریخی و فرهنگی بسیار پربار که از نظر جغرافیایی از مرزهای جنوبی کشور ترکمنستان تا طبس و از غرب هرات تا شرق بسطام را در پوشش خود می‌گیرد. نمی‌دانم آیا فهمیدن این موضوع، کار سختی است که عده‌ای در امروز پیدا شده‌اند و یک قسمت کوچک در غرب این خراسان غربی تاریخی و فرهنگی بزرگ را استان خراسان غربی می‌نامند.

جناب کاظم کاظمی جم! سفسطه و مغلطه و سوء استفاده از کم‌اطلاعی‌های تاریخی عوام؛ راه درستی برای رسیدن به جاه‌طلبی‌های خودخواهانه نیست. لطفا این رویه بد و خودخواهانه را اصلاح کنید. سعی کنید یک همسایه منطقی و متین باشید.

#9 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
جمال آبادی - چهارشنبه 29 شهریور 1396  

سلام آقا سروش عزیز

۱- در بزرگی نام خیام شکی نیست و ایشون هم از مفاخر بزرگ ایران زمین اند و احترامشون واجبه همونطور که دکتر شریعتی سبزواری از مفاخر این مملکت هستند و بسیاری از معابر شهرها و روستاهای ایران به نان ایشون مزین شده ولی اینا داشتن مفاخر ملاک مناسبی برای مرکزاستان شدن نیستند. حداقل تا الان اینطور نبوده. با نهایت احترام به مردم بیرجند، زاهدان، بجنورد، بوشهر، بندرعباس، شهرکرد، ایلام، یاسوج و بسیاری از دیگر مراکزاستانها، می بینیم که این شهرها در مقایسه با دو کهن شهر نیشابور و سبزوار تقریباً مفاخر چشمگیری ندارند.

۲- در مورد خراسان غربی گفتین که نباید این لفظ به سبزوار محدود بشه. پس با استدلال شما، مردم مرو و عشق آباد ترکمنستان بیان اعتراض کنند که چرا بجنورد مرکز استان خراسان شمالی شده. در حالی که این دو شهر هم در شمال خراسان قدیم بوده اند. یا مثلا مردم فراه افغانستان و گناباد و تربت حیدریه بیان اعتراض کنند که چرا بیرجند مرکز استان خراسان شمالی هستش؟ در حالی خراسان جنوبی و شمالی فعلی بخش کوچکی از شمال و جنوب خراسان قدیم اند. همونطور که میدونید خراسان به بخشهای بزرگی از ایران و ترکمنستان و ازبکستان و افغانستان و تاجیکستان فعلی اطلاق می شده و تقسیمات فعلی خراسان ایران در زمان قاجار انجام شده و خراسان به دو تکه خراسان ایران و خراسان شوروی سابق تقسیم شده است. حالا حساب کنید در تقسیمات فعلی خراسان رضوی استانی تشکیل شود. الان می بینیم در این استان سبزوار در غرب استان، نیشابور و تربت حیدریه در مرکز و قوچان در شمال استان قرار گرفته است. حالا اگر نیشابور مرکز استان خراسان غربی بشود باتوجه به اینکه این شهر در مرکز استان قرار دارد، آیا این تقسیمات مایه تمسخر ایرانیان و جهانیان نمی شود؟ حالا اگر میگفتیم ما میخوایم مرکز خراسان مرکزی بشیم بازم به چیزی ولی نگین نیشابور مرکز خراسان غربی در حالی الان سبزوار و جوین و بردسکن و کاشمر و بجستان و جغتای و خوشاب و داورزن و ششتمد در غرب استان قرار گرفته اند.

۳- گفتید از کم اطلاعی های تاریخی عوام سواستفاده نکنید. اولا باید خدمت شما عرض کنیم و قدمت و مسائل تاریخی نقشی در مرکز استان شدن یک شهر ندارند. مثلا زابل از زاهدان و بروجرد از اراک قدیمی ترند در حالی که این دوسهر مرکز استان نیستند. دوماً شما کم از این سواستفاده ها نکردین اگه میگین سبزوار در بسیاری از زمانها زیرمجموعه نیشابور بوده، اینو هم بگید که در دوران سربداران نیشابور زبرمجموعه سبزوار بوده ولو اینکه مدت زمانی کم بوده. و اینو هم بگین در زمان اولین تقسیمات کشوری ایران در سال ۱۳۱۶ سبزوار جز هفت شهرستان اولیه استان بوده و بعداً در سال ۱۳۲۹ نیشابور با گرفتن بخشهایی از سبزوار، مشهد، قوچان و تربت حیدریه، به شهرستان ارتقا یافته است.
این گونه حرکات از جانب نیشابوریهای عزیز نشان می دهد که اصلا همسایه منطقی برای سبزوار و پیشرفتهای این کهن شهر نیستند.

موفق و موید باشید در پناه ایزد دانا و حی توانا

#10 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
سروش - چهارشنبه 29 شهریور 1396  

آقای جمال‌آبادی عزیز.
سلام برشما.
نظرات شما را کمابیش در پورتال روزنه دیده‌ام و رویکرد فکری شما تا حدی برایم روشن و شناسا است. به هر حال، ممنون از همراهی شما و چالش‌هایی که ایجاد می‌کنید و باعث می‌شود بهانه‌ و تذکر کوچکی داشته باشم که به ارزشمندیهای زادبومم بهتر و بیشتر بیندیشم.

از مدیریت فرهیخته و بلندنظر پورتال روزنه نیز تشکر می‌کنم که با سعه صدر و بردباری بزرگوارانه تلاش می‌کنند افکار عمومی را به معنای تام و واقعی آن، در این پورتال اطلاع‌رسانی و خبری بازتاب دهند. این روحیه و منشی است که متاسفانه در بعضی از رسانه‌ها و سایت‌ها دیده نمی‌شود آن هم مخصوصا در سایت‌هایی که شروع کننده این کشمکش‌هایی که می‌بینید بوده‌اند. آن‌ها نظرات مخالف را حذف می‌کنند و یا در بهترین حالت، بجای قسمتی که مخالف نظرشان است نقطه چین می‌گذارند و بر اساس باقیمانده تضعیف شده مطلب مخاطب، استدلال می‌کنند و جواب می‌دهند و کار خودشان را به پیش می‌برند. هر چند این کشمکش‌هایی که ایجاد کردند برایشان منافع خوبی هم داشت (چه کسی می‌گوید از سایت‌داری نمی‌توان به جاه و منال رسید؟! البته سایت‌داری داریم تا سایت‌داری! server آن هم مهم است که کجا باشد!). خلاصه، جدیدا مشاهده می‌شود با برخی مسولان نشست و برخاست می‌کنند و در دفتر (بی‌نام و نشانشان) با هم جلسه می‌گذارند و بر اساس تجربه‌های آزمایش و خطای گذشته که به قیمت هزار کار جور و ناجور بدست آمده، طرح توسعه رسانه‌ای و خبری می‌ریزند. تعجب هم ندارد که جدیدا اینقدر محتاط و سر به زیر شده‌اند آدم بی‌نام و نشان و کم‌سواد و هوچی‌گر، وقتی به حیلتی، در دل اهل قدرت، جایی باز کرد نباید اشتباهی کند این راهی را که با ضایع کردن حق مخاطبانش بدست آورده به این راحتی از دست بدهد! یک زرنگ حسابی برومند، هیچ وقت غنایم زرنگی‌اش را در معرض خطر قرار نمی‌دهد. بگذریم ... آقای جمال‌آبادی، اینها را گفتم که بدانید بی‌خبر از روزگار نیستم.

دوست عزیز، ما هم مثل همه ایرانیان معاصر با روشنفکر دینی مشهور، جناب آقای دکتر علی شریعتی مرحوم، آشنا هستیم. اما واقعا راضی به زحمت زیرکانه شما برای در کفه قیاس ترازو قرار دادن ایشان و جناب حکیم ابوالفتح عمر خیام نبودیم. به هر حال، ممنون از نظر لطفتان. فکر می‌کنم خود جناب خیام هم اگر اینجا بودند از الطاف شما خیلی تشکر می‌کردند.

در مورد مرکزیت استان، من کلا نظر خاصی ندارم. اما فقط وقتی کتاب‌های تاریخ را می‌خوانم و می‌بینم که از دوران قبل از اسلام، نیشابور مرکز حکومتی و اجتماعی بخش غربی خراسان بزرگ بوده و این خراسان غربی در آن زمانها حتی با اسم‌های مثل ایالت ابرشهر یا ربع نیشابور هم در کتابها آمده است و اینکه خیلی از مشاهیر بزرگ این منطقه مثل همین ابوالفضل بیهقی تاریخنگار یا علی بن زید بیهقی معروف به فرید خراسان در نیشابور زندگی‌کرده‌اند و تحصیل کرده‌اند و در واقع نیشابور، مرکز فرهنگی و تحولات اجتماعی خراسان غربی در دوران اوج شکوه و بالندگی خراسان بزرگ بوده است فکر می‌کنم نه شما دوست فرهیخته و دانشمند خودم بلکه هر صاحب‌نظر تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران، به خودش این حق را ندهد که به این نتیجه شفاف نرسد: موضوع با موقعیت شهرهای مهم و عزیز که شما در پاراگراف اول و دومتان آوردید حداقل "یه کم" فرق میکند. حالا شما اگه مطالعات تاریخی داشته باشید متوجه می‌شوید که مقدار این "یه کم" چقدر است. من که دقیقا نمی‌دانم اما احساس می‌کنم باید "یه کم" قابل بررسی باشد. راستی شما در شهر زیبای و کهن سبزوار عزیز، یک دانشگاه خوب دارید میتوانید پیشنهاد دهید این را موضوع یک پروژه تحقیقاتی قرار دهند. شاید آن موقع، شخصیت‌ها و یا موضوعات دیگری هم شناسایی شوند که بتوان آنها در کفه مقابل ترازوی قیاس موضوعات محتوایی و یا مشاهیر جهانی مثل خیام، قرار داد. (این حرف آخرم فقط یک مثال بود. سوءتفاهم نشود و از آن برداشت کل کل مشاهیر هم نشود. لطفا به عمق مطلب، تفکر بفرمایید.)

دوست عزیز، اسم بردن از کشورهایی مثل ترکمنستان و ازبکستان و ... که در محدوده خراسان بزرگ قدیم بوده‌اند ارتباطی به موضوع ندارد چون این‌ کشورهای عزیز همسایه اکنون هر کدام یک «دولت-ملت» هستند و احیای موضوع و محتوای خراسان بزرگ تا اندازه زیادی با منافع ملی آنها اصطکاک دارد اصلا وجود واژه‌هایی مثل «نرکمن»، «ازبک»، «تاجیک» و ... در اسم این کشورها، بیانگر جهت و اولویت هویت ملی این کشورهاست. ما هم باید بر روی مشترکات تاریخی و فرهنگی با این کشورها کار کنیم و به حریم و هویت ملی آنها احترام بگذاریم.

اما بحث خراسان غربی خیلی متفاوت است. خراسان غربی در حوزه سرزمینی کشور خودمان قرار دارد؛ چیزی از آن از دست نرفته است. این خراسان غربی، هم هویت تاریخی دارد و هم پشتوانه فرهنگی و مرکز فرهنگی و نماد هویت آن هم نیشابور است. ما در کشورمان در دوره معاصر، این بخش غربی خراسان بزرگ را که در مرزهای کشور هست به سه استان شمالی، رضوی و جنوبی تقسیم کردیم. هیچ یک از اسم‌ها در مرزهای کشورمان، با هیچ مخالفتی مواجه نیست چون در ابعاد ملی، هیچ هویتی را مخدوش نمی‌کنند. اما «خراسان غربی» هم هویت را مخدوش می‌کند و هم مدعی‌ای دارد که وزنه تاریخی و فرهنگی خیلی گرانسنگی هم هست. و اگر قرار به تشکیل استانی در غرب خراسان ایران (= سرزمینهای غرب کوهستان بینالود بزرگ) باشد و اسمش هم خراسان غربی باشد اصلا شکی در اینکه نیشابور، مدعی بلندبالا و تنومند مرکزیت این استان باشد، نیست. حالا چه غرب خراسان رضوی، هزار تکه شده باشد و چه فقط چهار تا شهرستان باشد، فرقی نمی‌کند. البته یادآوری دو نکته اساسی دیگر، خیلی مهم است:
1. نیشابور، تنها شهر در نیمه غربی خراسان رضوی است که هم دسترسی نزدیک مواصلاتی به (سه شهر مهم و وزنه خراسان غربی) یعنی شهر بزرگ و تاریخی سبزوار، شهر تربت حیدریه بزرگ و عزیز، و شهر فرهنگی کاشمر کهن و همدل را دارد.

2. نیشابور، پرجمعیت‌ترین شهر و شهرستان نیمه غربی خراسان رضوی است که از تراکم جمعیتی (میزان جمعیت در واحد سطح سرزمین) بالاتری نسبت به شهرستان‌های دیگر این منطقه برخوردار است و در همین روند کنونی هم دارای مزیت است. و قطعا با جبران تبعیض‌های روا شده و غفلت‌های مسولان در رسیدگی به زیرساخت‌هایی مثل فرودگاه و جاده‌های مواصلاتی و همچنین رسیدن ظرفیت‌های دانشگاهی، فرهنگی و گردشگری نیشابور (در یک برنامه کوتاه‌مدت و میان‌مدت) به سطح مورد انتظار توانمندی این منطقه، ما در دوره ده‌ تا پانزده ساله آینده، شاهد ظهور سومین کلانشهر شرق کشور، بعد از مشهد و زاهدان باشیم. ضمن اینکه از یاد نبریم: نیشابور، در طول تاریخ خود تجربه کلانشهری و جهانشهری را تجربه کرده است که نمونه آن از دیدگاه ارتباطات جمعیتی و تعاملات بین‌المللی و جهانی، در شرق کشور، تا امروز نظیری نداشته و با توجه به شرایط موجود، بعید به نظر می‌رسد که تا سال‌ها و دهه‌های بعد هم بتوان تجربه افسانه‌ای نیشابور را تکرار نمود.

دوست عزیز، شما اسم شهرستان‌هایی رو در خراسان عزیز بردید که همه این شهرستان‌ها مثل سبزوار، دارای پیشینه تاریخی و پیشینه فرهنگی غنی و تاثیرگذار در ایران عزیز هستند. بگذارید حاشیه نرویم. با نقاشی کشیدن و دور چند شهرستان را خط گرفتن در روی نقشه خراسان رضوی، نمیشود استان درست کرد. بیایید خیلی رک و صریح فکر کنیم: وزنه مدعیان را با هم بسنجیم. کدام وزنه، قابل توجه است؟! من به دغدغه شما که دوست دارید شهرتان مرکز استان بشود احترام می‌گذارم اما شما همسرزمین فرهیخته من، به این فکر کنید که آیا شهرتان را می‌توان به جای دیگری از کشور منتقل کرد که وزنه‌ای سنگین‌تر از خودش در کنارش نباشد!؟ مشکل شما این است.
و مشکل بزرگتر شما این است که در نوشته‌ها و نقشه‌هایی که در این چند سال‌، تهیه کرده‌اید همیشه گوشه‌چشمی به حریم نیشابور داشته‌اید که حتی بعضی وقت‌ها تبدیل به تعرض‌های عملی و دست‌درازی‌های سرزمینی و جغرافیایی هم شده است که بعضا جنبه محتوایی و حیثیتی هم داشته.

یک داستان کوتاه بگویم: فرض کنیم من و شما دو خانه در کنار هم داریم؛ اگر یکی از اهالی یکی از این خانه‌ها بیایید و اتاقش را در حیاط و یا هال خانه همسایه ایجاد کند، به نظر شما، "یه کم" بد نیست؟! نمی‌شود که دست آدم در جیب همسایه و یا سرش در حیات خانه همسایه باشد و به همسایه بگوید: چون شما اعتراض می‌کنید و نمی‌گذارید من در حال و هوای خودم باشم، "منطقی" نیستید!

این داستانک بالا هم نمونه‌های معنوی دارد و هم نمونه‌های فیزیکی و واقعی که اگر خواستید برایتان شفافش کنم. خلاصه اینکه، همسایگی درست و دوستانه با تجارت زیره، خیلی متفاوت است.

با اشتیاق فراوان، منتظر شنیدن حرف‌های شما که قطعا در پی تفکر و تعمق است خواهم بود.

همسرزمین، همدیار، دست حق به همراهت ...

#11 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
جمال آبادی - شنبه 01 مهر 1396  

سلام آقا سروش عزیز

۱- تشکر میکنم از لطفی که به اینجانب داشتید. از سایت روزنه هم بابت انعکاس مطالب تشکر میکنم. البته در مورد اون سایت که گفتین و حتما هم مدنظرتون سایت اسرارنامه است، باید بگم که همین سایت روزنه شما هم بارها مطالبی رو من فرستادم ولی منتشر نکرد و این گلایه رو من از مسئولین سایت دارم. ضمناً سایت اسرارنامه هم سعی میکنه تمام نظرات رو منتشر کنه. اما بعضی نظرات چه در مورد نیشابور و چه در مورد سبزوار توهین محسوب میشه و نمی تونه انتشار پیدا کنه. اینو من چون با اعضای هیئت تحریریه اسرارنامه و ریاست اون هیئت در ارتباطم میدونم و میگم. در مورد تهمتهایی که روا داشتین هم حتما مدرک دارین و خودتون به عزیزان پاسخ می دهید در اون دنیا. سرور سایت هم مسئله ای نیست که کجا قرار داره. مسئله اینه که سایت و پورتالی جامع واسه سبزواره و پاسخ بسیاری از ادعاهای غلط نیشابوری ها رو داده.

۲- حکیم خیام و دکتر شریعتی هر دو از مفاخر این سرزمینند و اشتباهه که با هم قیاس شده و یکی بر دیگری برتری داده شود. البته این مشاهیر بزرگ باشه واسه نیشابور. چون داشتن مشاهیر بزرگ دردی رو از سبزوار برای استان شدن دوا نمیکنه. همونطور که قبلا هم گفتم خیلی از مراکز استانها مفاخرشون از سبزوار و نیشابور کمتره

۳- دوباره صحبت از تاریخ کردید. درباره بحث مرکزیت استان بهتره این مسئله رو کلاً بی خیالش بشین. چون همونطور که گفتم بطور مثال زابل از زاهدان، بروجرد از اراک و شوشتر و دزفول از اهواز در گذشته شکوه و مقام بیشتری داشتن. همونطور که فرمودید نیشابور در گذشته بر بسیاری از ولایات خراسان حاکمیت داشته اما امروزه شهری است محصور میان سه شهر بزرگ و مدعی مشهد، سبزوار و تربت حیدریه و از بسیاری از زیرساختهای یک مرکز استان مانند فرودگاه، دانشگاه معتبر، شهرستانهای اقماری، مرز مشترک با استانهای دیگر و.... بی بهره است. و خود شهری است اقماری برای مشهد و جمعیت و صنعت سرریز آن. در گذشته حتی شهری مانند توس( مشهد امروزی) زبر نظر نیشابور بوده اما حالا می بینیم که همین توس مرکز استان برای نیشابور است. پس زیاد نباید به تقسیم بندیهای تاریخی توجه داشت و دلخوش کرد که اگر قبلا نیشابور مرکز خراسان غربی بوده، امروز هم مرکر باشد.

۴- بازم که تو تاریخ سیر میکنین. عزیزان از فضل گذشتگانتون، شما رو چه حاصل؟ شما برای نیشابور چه کرده اید؟ گفتین چون نیشابور نظامیه های زیادی داشته و افراد زیادی در اونها تحصیل میکردن، باید مرکز خراسان غربی بشه. آخه دوست عزیز، الان نه تنها خبری از اون نظامیه ها و دانشگاه ها نیست، بلکه جایگاه علمی نیشابور نسبت به مناطق اطرافش خیلی تضعیف شده. دانشگاههای سبزوار خیلی معتبرتر از دانشگاههای بقول خودتون ابرشهرن. و خیلی از نیشابوریای عزیز تو سبزوار مشغول تحصیلن. پس با استدلال شما سبزوار ارجحیت بیشتری در این مورد برای استان شدن داره. یه نکته ای رو هم بدونی بد نیست. فقط دانشگاه حکیم سبزواری با بیش از ۱۱ هزار دانشجو، تعداد دانشجو هاش از دانشگاههای گرگان، بجنورد، قم، ایلام، کاشان، یاسوج، شهرکرد، بندرعباس، بوشهر و قزوین بیشتر و با دانشگاههای مازندران، سنندج، همدان و اراک برابره. دانشگاههای دیگه سبزوار مثل فناوریهای نوین بماند
ضمناً دانشگاه حکیم سبزواری بر روی چیزهای با ارزشتر از مباحثی که گفتید کار میکند و الان با دانشگاههای سوربن و لیون فرانسه و تورین ایتالیا قراردادهای مشترک تحقیقاتی و تربیت دانشجو دارد و ۲۰۰ هزار دلار درآمد کسب کرده تا حالا از این تحقیقات مشترک. شما میتونین بر روی این موضوع در دانشگاه خودتون تحقیق کنین

۵- استدلالتون خیلی ناجور بود. مگر ما الان در همین استان و شهرستانهای خودمان قومیتهای مختلف ترک و کرد و بلوچ و فارس و کرمانج رو نمی بینیم؟ پس با استدلال شما نباید اصلا بر روی مباحث استان شدن نیشابور و سبزوار کار کرد. خراسان جنوبی و شمالی هم در این سرزمین قرار دارند. و اتفاقا با استدلال شما استان شدن بیرجند و بجنورد، قطعا هویت دیگر شهرستانهای آن استانها را نیز مخدوش میکند. چون مثلا در مواقع بسیاری قائن از بیرجند و قوچان از بجنورد بزرگتر بوده و حتی بیرجند در مقاطع بسیاری، زیر مجموعه ولایت قائن بوده است. در زمان تقسیم استان در سال ۸۳ نارضایتی های بسیاری در قاین و قوچان مشاهده شد. اما چون بیرجند و بجنورد در آن مقطع و در آن محدوده جغرافیایی مرکزیت داشته و زیرساختهای آنها از شهرهای اطرافشان قوی تر بود، استان شدند. موقعیتی اکنون سبزوار داشته و زیرساختهای آن از نیشابور قوی تر بوده در منطقه جغرافیایی خود مرکزیت دارد.

۶- خیالتونو راحت کنم که سبزوار و نیشابور هیچکدام زیر مجموعه دیگری نمی شوند. و دولت هم نمیاید دوباره در ۱۰۰ کیلومتری مشهد یک مرکز استان ایجاد کند که بعد بقول شما دو کلانشهر در کنار یکدیگر قرار گیرند. همان کرج و تهران و مشکلات نزدیکیشان برای هفت دولت بعد بس است.

۷- خیلی اعتماد به نفست بالاست عزیزجان، در منطقه خود، فقط یک فیروزه را به عنوان شهرستان اقماری می بینید. اینکه می گویید چهار تکه شده غرب خراسان خب دلیل آن به نظرتان چیست؟ آیا جز اینست که دولت بر استان شدن سبزوار نظر بیشتری دارد و بازهم برخلاف سبزوار و تربت حیدریه در میان شهرهای اطراف مرکزیت ندارید. و این دو شهر مدعی استان شدن که زیرساختهای بهتر و بیشتری از نیشابور دارند، زیرمجموعه آن نمی شوند. همانطور که سبزوار زیرمجموعه بجنورد نشد.

۸- ذکر چند نکته ضروریست دوست عزیز:
اولاً نیشابور میان شهرستانهایی مرکزیت دارد که همگی یا حداقل دو مورد آن خود مدعی استان شدن هستند و بخاطر یک ساعت نزدیکی راه نسبت به مشهد، به هیچ عنوان زیربار مرکزیت نیشابور نخواهند رفت. دوماً مرکزیت نیشابور دردی نه برای این شهرستانها و نه برای دیگر شهرستانها دوا نخواهد کرد. مثلا فاصله داورزن تا نیشابور بیش از ۱۸۰ کیلومتر و تا سبزوار ۷۶ کیلومتر، یا فاصله کاشمر تا تربت حیدریه ۷۶ و تا نیشابور ۱۴۰ کیلومتر است. و فقط با مرکزیت سبزوار و تربت حیدریه است که نقاط دورتر استان نیز از تقسیم استان بهره خواهند برد. سوما نیشابور بجز جاده سبزوار، راه ارتباطی مناسبی به دیگر شهرستانها مانند تربت حیدریه و کاشمر و قوچان ندارد. برخلاف سبزوار و تربت حیدریه ک به همراه مشهد شاهراه های ترانزیتی شمال شرق محسوب میشوند و اکثر راههای انها شریانی اصلی هستند و به شهرهای اقماری خود از راههای مناسبتری نسبت به نیشابور برخوردارند. اما جاده های نیشابور بجز جاده تهران - مشهد همگی فرعی روستایی یا بین شهری است.

۹- در اینکه نیشابور دومین شهر پرجمعیت استان است شکی نیست اما جمعیت تنها یک ملاک برای استان شدن یک شهر است و بیشتر از آن که جمعیت مرکز استان ملاک باشد، جمعیت محدوده یک استان ملاک است. کما اینکه سبزوار نیز از ملاک بالای ۲۰۰ هزار جمعیت برای استان شدن بهره مند است و فقط مانند نیشابور و بلکه کمتر از آن از مشکل کمبود جمعیت حومه خود رنج می برد. از جمعیت زیاد نیشابور نسبت به سبزوار سخن گفتید اما مگر در همین خراسان سابق بیرجند و بجنورد کم جمعیت تر از سبزوار و نیشابور نبودند؟ اما دیدیم که آنها زودتر استان شدند. یا مثال قزوین و کرج که قزوین با اینکه کم جمعیت تر از کرج بود بخاطر چند دلیل مثل دوری از مرکز استان(تهران)، سیاست دولت مبنی بر تمرکز زدایی و داشتن مرز مشترک با استانهای دیگر زودتر از کرج استان شد.
اینکه فرمودید تراکم جمعیت در نیشابور بالاتر از سبزوار است یکی از دلایل اش اینست که مساحت نیشابور منهای فیروزه کمتر از سبزوار منهای جوین و جغتای و خوشاب و داورزن است.

۱۰- تند نرید وایستید باهم بریم. چه منطقی است که دولت ۱۵ سال صبر کند تا نیشابور تمام زیرساختها را بگیرد و بعد نیشابور استان شود و سبزوار که تقریباً تمام زیرساختهایی که گفتید نیشابور تا ۱۵ سال آینده به آن می رسد، هم اکنون دارد، استان نگردد.فقط دو زیرساخت در منطقه خراسان غربی(سبزوار) ضعیف است یکی بحث صنعت و دیگری مسئله معرفی جاذبه های گردشگری به مردم دیگر نقاط کشور. جاذبه های سبزوار کمتر از نیشابور نیست اما این جاذبه ها معرفی نشدن. در ضمن جاذبه رو هم فقط طبیعی تعریف نکنید و تاریخی رو شاملش کنید که البته سبزوار بیشتر جاذبه تاریخی داره.

۱۱- عزیز دل من اولاً زاهدان که گفتی و من دو سال توش زندگی کردم، هنوز کلانشهر نیست و احمدی نژاد برای دلخوشی به شهرهای بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون جمعیت از جمله زاهدان عنوان کلانشهر درجه دو داد که تعریفی رسمی نیست. کلانشهر به شهرهای بالای یک میلیون جمعیت اطلاق میشه. دوماً این نیشابور شما نه تنها خیلی مونده تا به زاهدان برسه بلکه تا کلانشهر شدن هم راه زیادی در پیش داره و الان سی و یکمین شهر کشوره و سبزوار سی و چهارمین شهر و هردو از ۷ مرکز استان بزرگترند. دوباره چیزی در چنته نداشتین وارد مباحث تاریخی شدید که من جوابتو قبلا دادم و خودتونم گفتین تا رسیدن به گذشته خود راه زیادی داره

۱۲- از نقاشی کشیدن حرف زدین. برادر من اینها اکثراً توابع سبزوار بودن و حتی بردسکن قبل از تشکیل کاشمر جز سبزوار بوده. و این آرزو دیر یا زود به واقعیت تبدیل خواهد شد. مگر مشهد که مرکز استانه یعنی دیگر پیشینه تاریخی و فرهنگی بقیه نقاط مثل نیشابور و سبزوار زیر سوال رفته؟ از وزنه سنگین صحبت نکنید که وزنه نیشابور از سبزوار که هیچ، بلکه در مواردی از تربت حیدریه و قوچان هم بسیار سبکتر است و امروزه میان مدعیان محصور گشته. از دست درازی سخن گفتین. خب اگه مردم و مسئولینتون پای کار بودن میومدن چهارتا روستا رو میگرفتن. از خونه گفتی مثل اینکه یادتون رفته تو همین سایت روی کاشمر و خلیل آباد که هیچ روی خوشاب سبزوار هم دست گذاشته بودین. بقول خودتون نقاشی نکشید

با اشتیاق فراوان بشین این مطالبو بخون دوست عزیز

دست علی به همراهت

#12 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
سروش - شنبه 01 مهر 1396  

آقای جمال‌آبادی عزیز
خسته نباشید

برادر سربداری خودم، میدانم برای نوشتن این 12 پاراگراف وقت زیادی گذاشته‌اید و افسوس می‌خورم که ای کاش بجای آن 12 دقیقه به فکر کردن درباره آنچه به شما گفته شد اختصاص می‌دادید. به نظر می‌رسد باید دوباره شما را به تفکر و تعمق دعوت کنم. این حرف‌ها و کل‌کل‌ها را نیز بگذارید برای فضاهایی مثل آنچه در پاراگراف اول از آن اسم بردید. من اهل این بازی‌ها نیستم.

درباره یک موضوع لازم هست توضیح کوتاهی بدهم؛ استفاده از امکانات دولتی و بیت‌المال برای تولید و اشاعه محتواهایی که باعث تفرقه و کدورت مردم شهرستان‌های همسایه می‌شود، هیچ توجیهی ندارد و موضوع سرور و چیزهای دیگری که گفته نشد به همین مضمون اشاره می‌نماید. قبلا خدمت شما عرض کردم که "همسایگی درست و دوستانه، با تجارت زیره خیلی متفاوت است" و اکنون هم با این نکته کامل‌ترش میکنم که "تولید محتوای فرهنگی و اطلاع‌رسانی درست و مطمئن، با گوجه‌فروشی بر روی وانت، بسیار متفاوت است."

آقای جمال‌آبادی، شما از "آن دنیا" صحبت می‌کنید حتما فلسفه‌ای پشت این حرف و اعتقادتان هست. من به شما توصیه می‌کنم اگر به آخرت و حساب و کتاب آن، اعتقاد دارید؛ آن دنیایی که دم از آن می‌زنید را برای این دنیای هوچی‌گران و هوچی‌سازان سالوسی و رنگارنگ خراب نکنید!

از شما که با توجه به حرفهایتان که برای استان درست کردن به هر قیمت و حق و ناحقی، اینقدر عجله دارید که سر از پا نمی‌شناسید و زمان و مکان و حتی خودتان را گم کرده‌اید بعید است حرف از آن دنیا زدن ... برادر مومن، هشدار! هشدار! حواستان باشد گمارده بی‌جیره و مواجب اشرار ریاپیشه و مظلوم‌نمای موریانه‌وش که عکس سرهای مجازی‌شان را بر دارهای دورنگی دیجیتال آویخته‌اند، نشوید.

اگر وجود دارند، سر توهم‌زده‌شان را از آن پوشال لجنی‌ اشرارنامه بیرون بیاورند و بجای لقب "پهلوان" بستن به دُم نامردمانِ معلوم‌الحالِ تاریخ، پاسخگوی فضای بد بی‌اعتمادی، کدورت و دلخوری عمیقی باشند که در میان مردم خراسان، ایجاد کرده‌اند.

اشراریان!
لطفا این مظلوم‌نمایی وقیح را تمام کنید!
لطفا مرد باشید و منش شرم‌آور "بزن‌ در رو" را کنار بگذارید!
لطفا قبل از اینکه در گوش مردم روزگار، توقعات بی‌ حد و حصرتان را فریاد کنید؛ یاد بگیرید ابتدا برای خودتان و چیزی که به آن علاقه دارید احترام قائل باشید!
لطفا نام لاس‌پَرسه‌های مجازی را (آغشته با چنان بَزَکی که رُخ نفاق و کلاشی بیرون نزد)، "جنبش رسانه‌ای" و "تولید محتوا" نگذارید! وقاحت را تکثیر نکنید و تفرقه را نگسترانید!
لطفا قبل از جاری کردن "تن به ذلت ندادن" بر زبانتان، دستان را از فضاحت تقلب و جعل و تحریف، پاک کنید!

آقای جمال‌آبادی،
این حرف‌های آخری را گفتم که بدانید خیلی عمیق‌تر از آن چیزی که شما تصور می‌کنید با این داستان و نویسندگان آن، آشنایم. اگر سکوت کرده‌ام و سکوت میکنم، به حرمت مام وطن و شرافت اهورایی خراسان‌زمین است.
هم‌تبار بیهقی عزیزم، دوباره از شما هم‌سرزمینم، تفکر و تعمق بیشتر را تقاضا دارم. موفق باشید.

#13 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
جمال آبادی - شنبه 01 مهر 1396  

آقا سروش عزیز. سلام

۱- برادر ابرشهری خودم. من هم از شما تقاضای تفکر و تعمق بسیار دارم. مهم نیست من چقدر وقت صرف نوشتن این مطالب کردم، مهم اینه که بسیاری از واقعیات امروز نیشابور و سبزوار بازگو شد. این چند دقیقه فدای یه تارموی کل سبزواریها و نیشابوریهای عزیز.

۲- گفتید استفاده از امکانات دولتی. خب شما برچه اساس و مدرک و سندی میگین سرور این سایت در دانشگاه حکیم قرار داره؟ برین یکم تحقیق کنید. سرور و دفتر تحریریه سایت اسرارنامه در خیابان قاضی زاده سبزوار در مرکز شهر قرار داره نه در دانشگاه حکیم. شاید اون ابتدا که سایت راه اندازی شده مقطعی در دانشگاه حکیم بوده که اونو هم من براساس حدسیات میگم و اطلاع دقیق ندارم از حضورشون در دانشگاه.

۳- فرمودید تجارت زیره با همسایگی درست تفاوت دارد. در بسیاری از موارد دوستان نیشابوری نیز حق همسایگی را ادا نفرموده اند. از توهین به داشته های شهرهای مختلف مانند سبزوار و گناباد و قوچان و تربت جام که بگذریم، اتهام زنی به مسئولین پرکار سبزوار که برای گرفتن امکانات برای سبزوار از نمایندگان خاموش نیشابور تلاش بیشتری می کنند فقط یک مورد از ادا ننمودن حق همسایگی نیشابوریهاست. مثل اون سایت خیام نامه که در متنی به مضمون بزکشی امکانات یا شان نمایندگان مجلس نماینده سبزوار رو به سیاسی کاری درباره اورژانس هوایی متهم کرده بود. ادانمودن حق همسایگی با تجارت ریواس بر روی وانت در میدان باغرود متفاوت است.

۴- منظورتان از هوچی گر چیست؟ آیا سایت اسرارنامه که پتانسیلهای سبزوار و ضعفهای نیشابور را مطرح و چون برای استان شدن سبزوار تلاش می کند، هوچی گر و هوس باز است؟ پس با این حساب تمام سایتهای شهرهای مختلف از شهر خود دفاع میکنند هوس بازند؟ از جمله نیشابور

۵- فرمودید استان شدن سبزوار به هر قیمت و به ناحق. چرا فکر می کنید استان شدن سبزوار ناحق است حال آنکه بسیاری از زیرساختها را در بالا مطرح شد، داشته و نیشابور از آنها بی بهره است. زمان و مکان جای خود هستند و همیشه به سود سبزوار و به ضرر نیشابور در جریان است. عزیزجان من فقط از عشق و علاقه این بحثها و کامنتها رو خودم مطرح میکنم و به جایی وابسته نیستم.

۶- خخخ. به سایت اسرارنامه توهین و آنرا اشرارنامه خواندید. از قدیم گفتن کسی توهین میکنه در مقابل کسی یا چیزی کم میاره. من میدونم که روشنگریهای اسرارنامه خوب بعضی حضرات نیشابوری رو منقلب و عصبانی میکند و وقتی جوابی برای آن ندارند شروع به توهین میکنند. ولی ما سبزواریها اینقدر شعور و شخصیت داریم که به مخالف خود توهین نکنیم بقول معروف زنده باد مخالف من.

۷- چرا یکطرفه فکر میکنید. در سایتهای خود به بسیاری از شهرهای استان توهین کرده و خود را مالک آنها و داشته هایشان می دانید صرفاً به دلیل آنکه در مقطعی از تاریخ تحت حاکمیت حاکمان ستمگر نیشابور مانند سلجوقیان و طاهریان بوده اند. و باز در همینجا به مفاخر سبزوار در حکومت سربداران توهین میکنید.حال من نمیخواهم در اینجا بسیازی گفته های تاریخی را درباره خیام مطرح کنم. چون او در حال حاضر یکی از مفاخر نیشابور بوده و همچنین صحت این گفته های تاریخی قطعی نیست. همانطور که شما نیز حق ندارید به مفاخر سبزوار توهین کنید و حقایق قطعی نشده تاریخی را درباره آنها مطرح سازید. اگر سربداران نبود. اگر سربداران و حاکمانش نبودند، نیشابور و بسیاری از شهرهای استان، هنوز باید طبق احکام اهل سنت عمل می نمودند. همانطور اختلاف در میان سربداران و شکست در جنگ هرات، موجب شده تا الان مناطق مرزی استان اهل سنت باشند.

۸- احتمالا چون اسرارنامه حقایق را باز گفته به مظلوم نمایی وقیحانه متهمش میکنید. لطفا یاد بگیرید به داشته های یک شهر حسادت نورزیده و مانع پیشرفت آن نشوید اگر واقعا همسایه خوبی هستید که تاکنون این چنین نبوده. مشخص شد دقیقا از کجا خشمگین هستید. از بحث تولید محتوا برای سبزوار که در اسرارنامه مطرح شده و میترسید که ظرفیتهای فرهنگی سبزوار، نیشابور را به کلی در نوردد. در این مطلب که از طرف آقای نورآبادی در سایت اسرارنامه نوشته شده، اصلا به نیشابور و نیشابوریان اشاره ای نشده. پس چرا شما خشمگین هستید و از پنهان کردن خشمتان ناتوانید.

#14 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
جمال آبادی - شنبه 01 مهر 1396  

رسانه های نیشابور پیشتاز تحریف و تقلب و جعل هستند. آتشکده آذربرزین مهر و آبشار بفره سبزوار رو به نام خودتون زده بودید. آقای محمود دولت آبادی رو جزو مفاخر نیشابور معرفی کرده بودند.

۹- آقا سروش عزیز اتفاقا معلومات شما درباره سبزوار و سایتهای خبری آن بسیار کم است. شما توهین نکنید سکوت کردن بخاطر منافع ایران و خراسان زمین پیشکشتان و آرزوی تفکر و تحقیق بیشتر در مورد سبزوار و سبزواریان رو براتون دارم. در پایان یک سوال داشتم از خدمتتون. شما مدیر وبلاگ نیشابوری ها هستین. چون مدیر این وبلاگ هم نام سروش دارد.

#15 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
سروش - یک شنبه 02 مهر 1396  

آقای جمال‌آبادی، سلام و سپاس از شما بخاطر اینکه دارید تلاش می‌کنید که بحث را در روند و لحنی منطقی و آرام به پیش ببرید.

1- اشتباهات فردی را نباید به پای یک ملت گذاشت. هر چند افراد باید همیشه این را با تعمق بسیار بدانند که آنها جزء یک ملت هستند. اگر تمایل دارید لیستی از اشتباهاتی که دوستان عزیز سبزواری نیز انجام داده اند را خدمتتان تقدیم کنم. اما رویکرد من به موضوع، پرداختن به ریشه‌هاست و به ریشه‌ها هم پرداختم ... اگر دریابید. پس لطفا کل‌کل‌ها را هم بگذارید برای همان اسرارنامه و ....

2- اما اسرارنامه یک فرد نیست؛ یک سایت است که از همان ابتدای فعالیتش ارتباطات این سایت با برخی مسولان محلی، مشخص شده است. بنابراین اشتباهات این سایت را نمی‌توان به پای اشتباهات فردی گذاشت؛ اگر نمی‌خواستند خرابکاری کند، باید جلویش را می‌گرفتند و اگر نگرفته‌اند یعنی همراهی‌اش کرده‌اند. مدیریت بد، بی‌تجربگی، ناشیگری و روند آزمایش و خطای اسرارنامه بر هیچ کس پوشیده نیست. اسرارنامه، دارد تجربه و پختگی را به قیمت آبروی مردم نیشابور، سبزوار و خراسان بدست می‌آورد. و با این همه هزینه، هیچ وقت حتی یک بار هم که شده وجود نداشته است در ساحت مردم نیشابور، سبزوار و خراسان که بیش از همه به آنها ظلم کرده است، صادقانه عذرخواهی و شرمساری کند.

3- نسبت چهارطاقی خانه دیو در شهرستان داورزن به آذر برزین مهر، فقط یک بازی بامزه هویت‌سازانه است که سالهاست ادامه دارد. حتی یک مقاله علمی وجود ندارد که این چهارطاقی را به عنوان آذر برزین مهر ثابت و تثبیت نماید. باید توقعات را در اندازه توانایی‌ها و ارزش‌هایی که داریم، تنظیم کنیم. از توقع زیاد، خودخواهی و بی‌منطقی برداشت می‌شود.

4- من هیچ وقت شماری از کارهایی زیرساختی خوب که در سبزوار انجام شده است را منکر نمی‌شوم. اما این زیرساخت‌ها را در کوتاه‌مدت می‌شود ایجاد کرد. مردم نیشابور، قطعا حاضر نمی‌شوند هزینه و خسارت کم‌توجهی و بعضا کوتاهی برخی مسولان را بدهند. باید این تبعیض، در یک روزی به پایان برسد. اینجا کویر لوت یا صحرای آفریقا نیست. اینجا خراسان است و اینجا نیشابور است که بیش از هر نقطه‌ای در خراسان، سابقه تمدن و شکوه تمدنی را تجربه کرده است. باید به نیشابور در حد و اندازه استعدادش، زیرساخت بدهند. این تبعیض، باید پایان بپذیرد. من به عنوان یک شهروند نیشابوری، به هیچ وجه زیر بار این تبعیض نمی‌روم و ما بسیاریم ...

5- من برای تاریخ همه خراسان و ایران ارزش قائلم و هر چیز را در اندازه واقعی خودش به رسمیت می‌شناسم. سربداران هم استثنا نیست. تاریخ را از کتاب‌های معتبر تاریخی می‌خوانم نه از اسرارنامه و گل زیره و ضمیر سبز کویر و کنگره بین‌المللی سربداران و .... اگر نیاز به توضیح هست بفرمایید تا بصورتی خیلی عمیق، برایتان شفافش کنم.

6- من ارتباطی با وبلاگ نیشابوری‌ها ندارم. اما به هر کسی که برای آگاهی و روشنی مردم و توسعه ایران عزیز قلم می‌زند و کار می‌کند ارادت وافر دارم.

موفق باشید

#16 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
جمال آبادی - سه شنبه 04 مهر 1396  

آقا سروش عزیز. سلام

۱- من هم در ابتدا از شما برای شرکت منطقی در بحث تشکر میکنم. با حرفتون موافقم که نباید اشتباهات یک فرد رو به نام همه آدمها نوشت. شاید اسرارنامه هم در مقاطعی تندروی کرده اما هیچ وقت به نیشابور و نیشابوریان توهین نکرده و به داشته های این شهر حسادت نورزیده و همیشه آرزوی موفقیت برای نیشابور داشته. مثلا انتشار مطلب نیشابور و سبزوار دو شهر هم چند و هم تاریخ یا آرزوی افزایش روز افزون امکانات پزشکی برای نیشابور در لینک زیر
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=16448
بحث، بحث کل کل نیست. بحث این است که بعضی از هموطنان نیشابوری کور خود و بینای سبزوارند و اشتباهات خود را نمی بینند.

۲- بله اسرارنامه مانند روزنه نیشابور یک فرد نبوده و سایت است. شما نیز مانند برخی همشهریانتان و برخی که در سبزوار منافعشان به خطر افتاده فکر میکنید این سایت وابسته به آقای محسنی ثانی نماینده سابق سبزوار است که این چنین نیست. بالفرض هم که چنین باشد، این مسئله تازگی ندارد که سیاستمداری برای پیشبرد اهداف خود در دنیای امروز که عصر ارتباطات است، سایتی زده باشد. بسیاری از وبلاگهای شهرهای مختلف وابسته به افراد مختلف است. پس بحث را منحرف نکنید، شما از اسرارنامه بدتان میاید، چرا آن را وابسته به این و آن می دانید؟

۳- شما با خودتان چند چند هستید؟ آنجا که میخواهید در مورد اشتباهات سایتهای نیشابور توضیح دهید، میگویید اینها اشتباهات فردی است و نباید آنرا به حساب کل نیشابوریها نوشت اما خودتان اشتباهات اسرارنامه را فردی نمی دانید؟ پس با استدلال شما، مسئولین فرهنگی نیشابور باید جلوی سایت روزنه را بگیرند وگرنه خود نیز در اشتباهات بقول شما فردیِ روزنه شریک هستند. اما چنین کاری نمی کنند چرا که امروزه وجود پورتالهای جامعی برای هر شهر الزامی است. تمام ویژگیهای منفی ای که برای اسرارنامه ذکر کردید در سایتهای دیگر شهرها از جمله نیشابور و از جمله روزنه نیز به چشم میخورد.

۴- یک نمونه از ناشیگریهای روزنه نیشابور این است که با خبرهای کذب مردم نیشابور را علیه سبزوار و سبزواریان تحریک می کند. مثلا گفته بودند که سبزوار در طمع دانشکده کشاورزی نیشابور است که اصلا واقعیت نداشت. سبزوار که از نظر کمیت و کیفیت دانشگاهی از چندین مرکز استان بالاتر است، واقعا چه نیازی به دانشکده های فکستنی نیشابور دارد. بزودی هم پردیس خواهران دانشگاه فرهنگیان سبزوار (مرکز شهید چمران) افتتاح خواهد شد. اسرارنامه با بیان پتانسیلهای سبزوار و ضعفهای نیشابور، تهدیدی برای آبروی سبزوار و خراسان نبوده و مایه فخر ما سبزواریهاست. شما فکری برای آبروی نیشابور کنید. هر وقت رسانه های نیشابور از دروع پردازی علیه سبزوار دست برداشته و عذرخواهی کردند، چشم ما هم از اشتباه نکرده خود برای دلخوشی شما که شده، عذرخواهی میکنیم.

۵- اگر سرچی ساده در اینترنت کنید می بینید که در ویکی پدیا نوشته شده چهارتاقی خانه دیو موسوم به آتشکده آذر برزین مهر. در ضمن بنا به گفته پژوهشگران کشوری، این چهارتاقی بخشی از بنای بزرگتری بوده که آتشکده مخصوص کشاورزان (آذر برزین مهر) محسوب می شده است. بنا به گفته پژوهشگران فعلا این چهارتاقی محتمل ترین مکان برای آتشکده مذکور است. در ضمن مگر شما نیشابوریا نمیگین سبزوار در قدیم زیر نطر نیشابور بوده. خب اگه جایی عنوان شده آذر برزین مهر نیشابور دقیقاً به این خاطره. نه الان که نیشابور و سبزوار از همدیگه مستقلن. شما که استاد محمود دولت آبادی و آبشار بفره را به نام خود ثبت میکنید، از هویت برای ما حرف نزنید. در ضمن برای اطلاعات بیشتر از آتشکده آذر برزین مهر می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://journals.research.ac.ir/rdsm_jarticle_list.php?slc_lang=fa&sid=3&mod=jarticle_profile&jart_id=155344&rds_id=

۵- اگر کارهای زیرساختی انجام شده در سبزوار را انکار میکردید، جای تعجب داشت. همونطور که بعضی همشهریانتان انکار میکنند. از نظر ما نیز نیشابور در موارد نادری پتانسیلهایش بیشتر لز سبزوار است. فرمودید که این زیرساختها در کوتاه ندت انجام می شوند. اگر اینطور بود چرا در این ندت مدید ایجاد نکردید و الان مثلا به گفته خودتان ۴۰ سال از سبزوار در امور بهداشتی عقب هستید. ارتقای بخشها و ساخت فرودگاه پیشکشتان. مردم نیشابور همین حالا دارند هزینه برخی امور مانند کم کاری مسولینشان نسبت به مسئولین سبزوار، نزدیکی به مشهد، محصور بودن در میان مدعیان و.... را می دهند. شما دیگر به زخمشان نمک نپاشید.

۶- سبزوار را با کویر لوت و صحرای افریقا مقایسه کردید، لابد در نیشابور جنگلهای سرسبز آفریقا و رودهای پرآب آمازون وجود دارد و ما نمیدانستیم. این را هم بدانید که بعضی نقاط در کویر لوت و صحرای آفریقا از نه تنها از مناطق جنگلی آفریقا و شهرهای در مجاورت رود آمازون پیشرفته ترند، بلکه از نیشابور هم بسیار پیشرفت بیشتری دارند. مثالش کرمان در کویر لوت و طرابلس و مراکش در صحرای آفریقا. بازهم زدید به جاده خاکی و تاریخ را پیش کشیدید. در این مورد در دفعات قبل به کرّات بحث کردم و بازهم میگویم تاریخ ملاک مهمی در پیشرفت یک منطقه تیست. چه بسا مناطق تاریخی با ارزشی که متروکه شدند. شما باید الان ببینید که خود برای نیشابور چه کردید. گر نیای تو بود فاضل از فضل نیا تو را چه حاصل.

۷- تا حال بیشتر از استعداد نیشابور به آن امکانات رسیده است. چون به کلانشهر مشهد نزدیک بوده و از این نزدیکی سودهای زیاد برده مثل تعداد زیاد صنایع. ولی سبزوار و مناطق تابعه اش، مثل جوین، خوشاب، جغتای، داورزن، ششتمد، بردسکن، بجستان، کاشمر و خلیل آباد بدلیل دوری از مرکز استان در حقشان اجحافهای زیادی شده است. در ضمن بر کم کاری مردم و مسئولین خود اسم تبعیض نگذارید. سبزوار هرچه بدست آورد از همت مردمانش و تلاش و پشتکار و اتحاد مسئولینش بدست آورد. فرودگاه های سبزوار و قشم و کیش تنها فرودگاههای ایران اند که با سرمایه مردمی ساخته و تحویل دولت شده است. ضمناً یادتان رفته که چطور نیشابور و سبزوار زیربار تبعیض در مساله استان شدن رفتند؟ این چیزها و مخصوصا در مسائل مربوط به تقسیمات کشوری فقط دولت و حکومت فصل الخطاب است نه مردم

۸- ما نیز همچون شما به تاریخ پرشکوه میهن و استانمان می بالیم و به هرچیز به اندازه خودش اهمیت می دهیم به نیشابور به اندازه ای که پایتخت حاکمان ستمگر طاهریان و خوارزمشاهیان بوده و به اندازه ای که اکنون شهر اقماری مشهد و شهر محصور در میان مدعیان است، اهمیت می دهیم. معلومه که سایتهایی که اسم برده اید، در مسیر درستی قرار دارند که نیشابوریان اینگونه از آنها خشمگین اند. مخصوصا گل زیره که توسط بنده و اقای برومندی، سردبیر اسرارنامه اداره می شود. تاریخ را هم از روی سایتها و وبلاگهای نیشابور و براساس تعصب نخوانید تا بیش از اندازه بر روی نقش نیشابور اغراق و نقش تاریخی سبزوار را نادیده بگیرید. در ضمن بیشتر شکوه تاریخی نیشابور برخلاف سبزوار در دوره اسلامی بوده اما سبزوار نزدیک به ۷ هزار سال قدمت اثبات شده و نزدیک به ۱۲ هزار سال قدمت تخمینی دارد.

#17 عطف به: خراسان غربی؛ هویت جمعی همه خراسانیان

avatar
سروش - سه شنبه 04 مهر 1396  

سلام.
به آقای جمال‌آبادی پیشنهاد داده بودم که اگر ایشان تمایل دارد لیستی از اشتباهاتی که دوستان عزیز سبزواری انجام داده‌اند را خدمتشان تقدیم کنم.
اما بعد به این صرافت افتادم بخاطر اینکه تصور نشود مثل حرفهایی که در اسرارنامه می‌زنند بلوف بوده است؛ اعلام آمادگی می‌کنم که به عنوان نمونه و مطالعه موردی، فقط با تمرکز بر سایت اسرارنامه که از آن حرف زده شد به ازای هر ماه فعالیتش، یک اشتباه از آن سایت که به طریقی در تعرض به همسایگان و یا ایجاد اختلاف و یا تخریب ذهنیت‌ها در مورد همسایگان سبزوار بوده است را معرفی نموده و مورد بررسی و تحلیل قرار دهم. اما یک پیش شرط دارم: تضمینی از سایت اسرارنامه گرفته شود: در مطلبی که در زیر عکس گردانندگان آن سایت قرار می‌گیرد، گردانندگان اسرارنامه، از مردم شریف خراسان، بخصوص شهرستانهای نیشابور و سبزوار، بخاطر همه اشتباهاتی و اعمال غلطی که باعث اختلاف و کدورت و تخریب چهره فرهنگی این منطقه و منجر به درگیری‌ها و جدال‌های لفظی و ایجاد جو کدورت و بی‌اعتمادی در بین مردم منطقه شده‌اند، عذرخواهی و اظهار شرمساری و طلب بخشش نمایند. لیست اشتباهاتی که با دلیل و تحلیل، از آن سایت استخراج می‌کنم با یک توضیح کوتاه در زیر مطلب شرمساری اسرارنامه می‌آید و این مطلب دو بخشی، باید مادامیکه آن سایت فعالیت می‌کند به عنوان مطلب ثابت صفحه اول سایت اسرارنامه باشد. هر چند فکر نمی‌کنم تخریبی که بصورت تدریجی و زیرکانه توسط آن سایت در طی سالها در محیط وب، اشاعه یافته است به این راحتی‌ها قابل ترمیم باشد.

متاسفانه نگاه قومی و قشری خودبرتربینی و برنتابیدن تفکرات و شیوه‌های متفاوت که دائما یکی از شهرهای استان، دیگران را به آن متهم می‌کند به صورتی زننده در برخی افراد در خود آن شهر دیده می‌شود. در اینجا به لینک یک نمونه شاخص اشاره می‌کنم که ابعاد ملی نیز یافته است. اگر آقای جمال‌آبادی تمایل داشتند می‌توانیم نمونه‌های دیگری را هم مورد بررسی قرار دهیم.

واكنش سيد باقر حسيني به سخنان معاون فرمانداري سبزوار عليه اهالي سيستان
http://www.oshida.ir/vdcdsz0f.yt0o96a22y.html

تلاش، تا اینجا بر این بوده و پس از این هم هست که وارد کل کل و مقابله به مثل نشویم و بیشتر نگاه راهنمایی و مدارا داشته‌ایم.
امیدوارم دفاع‌های بعضا ضعیف که برخی شهروندان از روی اطلاع کم و با احساسات تحریک شده در اثر تندزبانی و حرمت‌شکنی طرف مقابل، انجام داده‌اند باعث سوءتفاهم برای آقای جمال‌آبادی، اسرارنامه، گل زیره، ضمیر سبز کویر و .... نشود! واقعیت پایدار اینها نیست؛ واقعیت پایدار، سکوت و بردباری معنادار است که در برابر همه تخریب‌ها و تحریف‌ها، به خرج داده شده است. علتش هم این است که ما خودمان، الگوی تاریخی و فرهنگی داریم و نیاز نیست که خودمان را با کس دیگری مقایسه کنیم و یا از لزوما از ملاک‌ها‌ی او پیروری کنیم یا تحت تاثیر معیارها و بروندادهای فکری او باشیم.

درج نظر

XML نظرات: RSS | Atom

پل های ارتباطی کاربران گرامی با روزنه

مناسبت ها

فهرست وقایع ماه محرم الحرام

تبلیغات

دریافت اخبار نیشابور
شهروند خبرنگار

اوقات شرعی نیشابور

۰۴:۰۰
۰۵:۲۶
۱۱:۲۵
۱۷:۲۴
۱۷:۴۲

آمار بازدیدکنندگان

۱۲
۲۱۹۰
۲۳۴۳
۸۵۷۳۴۶۷