تقویم اخبار

آذر 1396
ی د س چ پ آ ش
27 28 29 30 1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 1

بایگانی اخبار

لینک به روزنه

www.rovzane.com

سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

عکسی که در بالا می‌بینید ابراز احساسات تحسین‌برانگیز یک شهروند نوجوان درباره بنیادواژه هویتی «خراسان غربی» است که البته با یک برداشت ساختگی و ناسنجیده، در یک کانال تلگرامی و یک وبلاگ در فضای مجازی منتشر شده است. در این عکس که بر روی ارتفاعات مارکوه خراسان گرفته شده؛ بنری با زمینه سرخ و نوشتاری روشن، در دو دست نمایش‌دهنده نوجوان، به نمایش درآمده است. نوشتار روی بنر، چنین است: «از تبار نظام‌الملک و کاشفی و بیهقی هستیم / زاده خاور ایران و خراسان غربی هستیم.» در جمله نخست این نوشتار، به سه تن از شخصیت‌های تاریخی-فرهنگی قدیم خراسان غربی و در جمله دوم (با بزرگنمایی) به «خاور ایران و خراسان غربی» اشاره شده است. این عکس، بهانه‌ای شد تا محتوای ارائه در آن را با توجه به مستندات تاریخی و فرهنگی خراسان، به بوته بررسی و ژرف‌نگری بسپاریم. «پژوهشنامه خراسان غربی» از بررسی، پژوهش و شفاف‎سازی تمامی مقوله‌های محتوایی مورد توجه مخاطبان گرامی،( مرتبط با پهنه فرهنگی، گستره جغرافیایی و زمینه‌های تاریخی خراسان غربی (ربع نیشابور)؛ با پیش‌شرط دارا بودن ارزش محتوایی و یا نمادین قابلیت بررسی)، استقبال می‌نماید.

 

تبار نظام‌الملک و کاشفی و بیهقی:

- نظام‌الملک توسی؛ ابوالحسن علی‌بن اسحاق‌بن عباس طوسی (408ق، نوغان توس – 485ق، احمدآباد اصفهان)؛ وزیر مشهور دوره ساجوقی و مدرس نظامیه نیشابور؛ او بخشی از تحصیلات خود را در نیشابور گذرانده و همچنین به مدت 20 سال، مدرس نظامیه نیشابور بوده است.(1)

- ملا حسین واعظ کاشفی؛ کمال الدّین حسین بن علی واعظ کاشفی سبزواری (متوفی 910 ق، سبزوار)؛ شاعر و واعظ؛ او مدتی از زندگی خود را در نیشابور گذرانده است.(2)

- ابوالفضل بیهقی؛ ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (385ق، حارث‌آباد بیهق - 470ق، غزنین)؛ تاریخنگار معروف دوره غزنویان؛ او تحصیلات و همچنین بخشی از زندگی خود را در نیشابور گذرانده است.(3)

- بیهقی‌های دیگر: افزون بر خواجه ابوالفضل بیهقی، دبیر و نویسنده دستگاه سلطنت غزنویان و نویسنده کتاب مشهور «تاریخ بیهقی»، بیهقی‌های دیگری هستند که به ولایت بیهق خراسان بزرگ غربی یا ربع نیشابور خراسان بزرگ منسوبند. از این جمله‌اند:

-- ابوالحسن علی‌بن زید بیهقی (قرن 6 هـ.ق، بیهق) معروف به ابن فندق و نویسنده کتاب گرانقدر «تاریخ بیهق»؛ او تحصیلات و همچنین مدتی از عمر خود را در نیشابور گذرانده و در پایگاه علمی نیشابور، از محضر استادانی همچون ابوجعفر بیهقی، احمد بن‌ محمد میدانی، ابراهیم ابن‌ محمدخزاز و علی‌ بن‌ عبدالله بن‌ هیصم بهره فراوان بروده است.(4)

در کتاب «تاریخ نیشابور» ابوعبدالله حاکم نیشابوری (قرن 4 هـ.ق) نام 15 تن از دانشورزان منسوب به بیهق آمده است که ساکن نیشابور بوده و در این مرکز علمی و فرهنگی خراسان، به تحصیل و تدریس علم مشغول بوده‌اند.(5) بیهقی‌های نیشابور به روایت ابوعبدالله حاکم عبارتند از:

-- «ابوعلی احمد بن حمدویه بن مسلم بیهقی» (محدّث)

-- «ابوعلی حسن بن احمد بن حسن بن موسی قاضی بیهقی» (ادیب و فقیه)

-- «ابوعلی حمدان بن محمد بن رجاء بیهقی»

-- «ابوعقیل شریح بن عقیل بن رجاء بیهقی»

-- «ابوصالح شعیب بن محمد بن شعیب بن محمد بن عجلی بیهقی»

-- «ابوطیب طاهر بن احمد بن عبدالله بیهقی»

-- «علی بن حسین بن عبدویه بیهقی نیشابوری»

-- «علی بن عیسی بن حرب بیهقی نیشابوری»

-- «ابومحمد فضل بن محمد بن مسیب بن موسی شعرانی بیهقی نیشابوری»

-- «ابوالعباس محمد بن اسحق بن ابراهیم بیهقی نیشابوری» معروف به ابوالعباس بیهقی زاهد

-- «ابوعلی محمد بن سعدویه بیهقی نیشابوری»

-- «ابوالحسن محمد بن شعیب بن ابراهیم بن شعیب عجلی بیهقی نیشابوری» (فقیه)

-- «ابوبکر محمد بن فضل بن محمد بن مسیب شعرانی بیهقی نیشابوری»

-- «ابوعمران موسی بن حسین بن عبدالرحمن بیهقی نیشابوری»

-- «محمد بیهقی» (فقیه)(5)

گفتنی است که در تاریخ حاکم، از دانش‌ورزان بیهقی‌ دیگر مقیم در نیشابور نیز نام برده شده است که اختصاصا منسوب به قریه‌های ولایت بیهق می‌باشند که به خاطر پرهیز از به درازا کشیدن نوشتار، از ذکر نام‌ آن بزرگان، صرف‌نظر می‌نماییم. باید یادآوری نمود که کتاب تاریخ حاکم، فقط یکی از منابع مرتبط با شناخت بیهقی‌های مقیم، محصل و مدرس نیشابور است و مراجعه به کتاب‌های معتبر دیگر همچون «معجم‌ البلدان» یاقوت حموی، «الانساب» سمعانی، «اللباب فی تهذیب الانساب» ابن اثیر و ... لیست و شرح سرگذشت بیهقی‌های بسیاری در اختیار ما قرار می‌دهد که می‌توان بر اساس آن کتاب مسطاب «دانش‌ورزان بیهقی مقیم پایگاه علمی و فرهنگی نیشابور» را به رشته نگارش درآورد.

نیشابور در تاریخ بیهق ابن فندق

بیهق، ولایتی از ولایات خراسان غربی:

تاریخ‌نگار بزرگ ولایت بیهق، جناب استاد ابوالحسن علی بن زید بیهقی (در قرن ششم هـ.ق) در کتاب گرانقدرشان نوشته‌اند: «قال رسول الله صلی ‌الله علیه: «خیر بلاد خراسان نیسابور». چون نیشابور، بهین بلاد خراسان باشد؛ نواحی آن، بهترین نواحی بُوَد ... در اشتقاق لفظ بیهق ... قول آنست که این بیهه است – بزبان پارسی اصلی، بیهین بود- یعنی که این ناحیت، بهترین نواحی نیشابور است.»(6) شهرستان سبزوار امروزی، بخشی از بیهق قدیم است و نواحی نیشابور عبارتند از: بیهق، جوین، اسفراین، خبوشان، ارغیان، پُشت، رُخ، زوزن، خواف، ازقند، جام، باخرز و جاجرم.(7) و گروهی از جغرافیدانان بزرگ، از جمله شمس‌الدین محمد مقدسی، توس و نسا و ابیورد را نیز در زمره نواحی نیشابور آورده‌اند.(8) شهر نیشابور، مرکز قدیم، کانون تحولات سیاسی و اجتماعی، پایگاه فرهنگ و گرانیگاه تاریخ این منطقه گسترده در غرب خراسان بزرگ یا خراسان بزرگ غربی است.(9) سه شهر بلخ و مرو و هرات، کرسی‌ها و مراکز بخش‌ها یا رَبع‌های دیگر خراسان بزرگ تاریخی-فرهنگی بوده‌(10) و به تعبیر جناب رسول پویان، خراسان‌پژوه نامدار افغانستانی، «ریشه‌های ژرفناک خراسان را بایست در دل تاریخ پردرازنای بلخ، نیشابور، ماوراءالنهر و هرات پیداکرد.»(11) و نیشابور؛ پایگاه فرهنگ، گرانیگاه تاریخ و کانون تحولات خراسان بزرگ غربی (ربع نیشابور) است.

نیشابور در تاریخ بیهق ابن فندق

پانویس‌ها و منابع: 

1. «نظام‌الملک طوسی»، حسین کفشگر جلودار، وبگاه پژوهشکده باقرالعلوم، 24 آبان 1393.

2. «ملاحسین واعظ کاشفی»، وبگاه ویکی‌شیعه، 12 آوریل 2017.

3. «بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین»، وبگاه دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی، تاریخ مشاهده: 03/07/1396.

4. «ابوالحسن بیهقی»، دانشنامه ویکی‌فقه، تاریخ مشاهده: 03/07/1396.

5. «تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، 1375، ص 355.

6. «تاریخ بیهق»، تالیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی، با تصحیح و تعلیقات احمد بهمنیار، کتابفروشی فروغی، ص 22، 33.

7. «تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، 1375، ص 215-217.

8. «احسن ‌التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، تالیف ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی، ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مولفان و مترجمان ایران، 1361، ج2، ص436.

9. «نیشابور، مرکز خراسان و قدیم‌ترین پایگاه علوم اسلامی در ایران»، عبدالحمید مولوی، مجله دانشکده علوم معقول و منقول مشهد، سال 1347، شماره 1، ص182-226.

10. «جغرافیای تاریخی خراسان»، محمدتقی رضویان، محمدشالی، فصلنامه خراسان بزرگ، سال دوم، شماره 4، پاییز 1390، ص75-80.

11. «ریشه‌های خراسان کهن»، رسول پویان، وبگاه‌ خراسان‌زمین، 24 مرداد 1391.

#1 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
جمال آبادی - یک شنبه 09 مهر 1396  

قابل توجه عزیزان نیشابوری
۱- خواجه نظام الملک از دهقان زادگان بیهق و اصالتاً از روستای نزل آباد سبزوار هستند و الان در اصفهان مدفون و حلقه پیوند خواهرخواندگی سبزوار و اصفهان هستند.

۲- لطفا وقتی کم میاورید مباحث تاریخی را پیش نکشید. در قدیم نیشابور و سبزوار پایتخت بوده اند آیا الانم باید پایتخت باشند؟ شما الان یه دانشگاه درست و حسابی ندارین بعد همیشه میگن در قدیم دانشگاههای معتبر داشتیم. آیا دانشگاههای اون زمان به حال شما سودی داره؟

#2 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
جمال آبادی - یک شنبه 09 مهر 1396  

چه کنیم که الان زمانه عوض شده و نیشابوریها در بیهق به تحصیل مشغولند😄😄😄

#3 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
امیر - یک شنبه 09 مهر 1396  

نیشابور در قدیم ربع غربی خراسان بزرگ بوده.. اما امروزه سبزوار و مناطق اطراف آن, خراسان غربی را تشکیل میدهند.

#4 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
دلبریان - دوشنبه 10 مهر 1396  

این مطلبتون رو اصلا نمی پسندم
بنا بر این باشه بیشتر مشاهیر نیشابور بزرگ هم نه تنها در نیشابور بزرگ نشدن بلکه بعضی هاشون هم اصالتا نیشابوری نیستند و فقط در نیشابور مدفون هستند.
به هیچ وجه زیر سوال بردن ریشه و اصالت یک دیار و یک منطقه رو به عنوان یک افتخار نپندارین.
نیشابور ما همیشه تاریخ بزرگ و پر افتخار بوده ولی این دلیل نمیشه که ما اصالت و ریشه دیگران رو زیر سوال ببریم و تحقیرشون کنیم.
هر وقت خواستین درباره دیگران نظر بدین همه چیز دیگران رو مد نظر قرار بدین مثلا اینو هم بگین که شهر مجاور مون دوازده هزار سال تمدن و فرهنگ رو ثبت کرده ما چقدریم و چه کردیم. یا بگین شهر مجاور در تعالی مذهب و فرهنگ شیعه در ایران حق بزرگی بر گردن همه ما داره ما چه سهمی داریم...
یادمون باشه تحقیر دیگر شهرها و بلاد تحقیر فرهنگ و تمدن ایران کهن و سرافرازه...
یا علی

#5 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
سروش - دوشنبه 10 مهر 1396  

آقای جمال‌آبادی، باز هم سلام.
اتفاقا خیلی کنجکاو شدم که ببینم این نوجوان، چه می‌گوید. آن وبلاگ را پیدایش کردم دیدم که "پژوهشنامه خراسان غربی" موضوع را خوب تشخیص داده‌اند. کاش مدیر محترم پورتال روزنه، لینک پژوهشنامه خراسان غربی را در بخش لینک‌های پورتال روزنه بگذارند تا با آن وب هم دسترسی و تعامل داشته باشیم.
یکی از چیزهای دیگری که در آن وبلاگ دیدم، اسم "حمیدرضا جمال‌آبادی" است. احتمالا باید خود شما باشید. عجب وبلاگی دارید شما!!! منابعش هم ویکی‌پدیاست و فکر برتر و یا احتمالا تراوشات ذهنی اندیشمندانی مثل جنابعالی ... بگذریم.

اما چند نکته:
1. سبزوار کنونی، فقط بخشی از ولایت بیهق بزرگ ربع نیشابور خراسان بزرگ است. این را از یاد نبرید. از ولایت بیهق، ابوالفضل بیهقی و ابوالحسن بیهقی و ... برخاسته‌اند و از شهر سبزوار، ملاهادی و کاشفی. فکر می‌کنم تا همین حد کفایت می‌کند ... تحلیلش با خودتان.

2. به آن عزیز نوباوه هم که حتما با او آشنایی دارید بفرمایید که اگر معضل شما تاریخ و فرهنگ نیست چرا اسم مشاهیر تاریخی و فرهنگی را روی تابلو آورده‌اید؟! این تناقض‌های عجیب و غریب و پیاپی متناقض همدیگر شما برای چیست؟! پسر خوب! آیا در ولایت شما بجز شما و گل زیره و اسرارنامه و ... که تکلیف مشخصی ندارند و با تغییر آب و هوا؛ رنگشان، حالشان، حرفشان و حتی روحشان دگرگون می‌شود کس دیگری نیست که ادعای استان ساختن داشته باشد؟! اگر این جماعت "اوج"‌گرا می‌خواهد یک استان را اداره کند وا اسفاها و وا مصیبتا به حال توابع آن استان!!!

- یکی مثل شما و اسرارنامه و گل زیره ...، تولید علم و تاریخ سربداری می‌کند و منبعش هم چند سایت و وبلاگ جالب است و بقیه‌اش هم حتما الهاماتی است که از فضا می‌آید و منبع و مستندی بر روی زمین ندارد!!! البته ناگفته نماناد شنیده‌ام بعضی از این عزیزان تولیدگر، در برگزاری کنگره بین‌المللی سربداران هم مشارکت‌هایی داشته‌اند ... چک هم کردم. شنیده‌ها درست است.

- یکی دیگر می‌آید روی نقشه تقسیمات کشوری را دستکاری می‌کند و روستاهای شهرستان همسایه را بدون اطلاع و رضایت اهالی و مسولان آن جدا می‌کند و می چسباند به شهر خودش ...!!!

- آن یکی دیگر می‌آید و در جواب اعتراضات مردم که می‌خواهند بدانند چرا این غلط جداسازی روستاها انجام شده است، می‌گوید: مردم صلاح و مصلح خودشان را بهتر می‌دانند. حالا ارتباط این آقا با آن مردم چیست؟! ارتباط فردی که کوچکترین خط و ربطی به مردم شهرستان همسایه‌اش ندارد، چه چیزی می‌تواند باشد!؟!

- یکی دیگر می‌آید با اهالی محترم سیستان، آن طور رفتار می‌کند که صدای دادخواهی‌شان در کشور می‌پیچد و به مجلس هم می‌رسد ...!!!

- یکی دیگر می‌آید در خاک شهرستان همسایه و در جمع مسولان و نخبگان و خبرنگاران همان شهرستان حرفی بیخودی میزند که هنوز نتوانسته‌اند جمعش کند ...!!!

- آن یکی هم که مثلا لقب دکتر را هم به یدک می‌کشد می‌رود روی کوه و آن تابلوی بانمک را به نمایش می‌گذارد ...!!! این آقای دکتر، آیا آموزش ندیده‌اند قبل از اینکه چیزی را روی چیز دیگری بنویسند و هفتاد هشتاد کیلومتر بروند آن طرف تر و روی دستشان بگیرند و نمایش بدهند، اول رد همان پایتخت سربداران پنج دقیقه روی نیمکت محصلی بنشینند و به محتوای آن چیزی که بر روی آن چیز دیگر چاپ کرده‌اند فکر کنند؟! واقعا که! شنیده بودم بعضی از آموزشگاه‌ها، فقط خودشان را تبلیغ می‌کنند و اسم درکرده‌اند ولی چیز زیادی به محصلین یاد نمی‌دهند!

- هر دم از این باغ، بری می‌رسد ... تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد ...
حتما کارهای عظیم دیگری هم هست که بخاطر ریا نشدن، هنوز رو نشده‌اند ... در آینده هم که تا خدا بخواهد زمان کافی، برای کار عظیم انجام دادن و توسعه دادن هست ...

آقای جمال‌آبادی، تا حالا به این فکر نیفتاده‌اید که با این همه استعداد!!! با این همه تدبیر !!! با این همه عقلانیت!!! برای شما حیف است که در این پایین‌ها باشید اصلا "اوج" برای شما ساخته شده است. استانتان را هم ببرید در همان "اوج"ها بسازید!

دلسوزانه خدمتتان عرض می‌کنم، قبل از درست کردن استانتان، یک بار هم که شده بروید در دانشگاهتان با آرامش بنشینید و تحقیق و پژوهش کنید که چرا همسایگانتان، قابلیت‌های خارق‌العاده و عظیم شما را درک نمی‌کنند ... مگر می‌شود آدم، با این همه استعداد (که در بالا به نمونه‌هایی از آن اشاره شد) مرکز استان باشد و شهرهای تابعه‌اش او را درک نکنند و قبولش نداشته باشند و اصلا فکر اشتباه کنند که او فقط خودش و دست و پاهایش را می‌بینید و اگر هم کاری برای دیگران دارد انجام می‌دهد باز هم بخاطر این است که منافع خودش و دست و پاهایش، در آن کار، گیر است!!!

جغتای و جوین حدود 150 سال (از دوره قاجار) زیر حاکمیت و مدیریت عزیزان بوده‌اند اماحتی یک جاده مواصلاتی درست و حسابی ندارند که شهرهای اصلی قسمت شمالی حوزه انتخابیه یعنی سلطان‌آباد و نقاب و جغتای را، بدون دردسر و تلفات و غصه خوردن به هم متصل کند؟ به رسانه‌ها و سایت‌های خبری جوبن و جغتای مراجعه کنید که درک عمیقی از اتفاقی که در سال‌های گذشته افتاده است پیدا کنید. و این، یک حرف از هزاران است.
(تجمع امکانات در پایتخت سربداران؛ سابقه تاریخ و فرهنگ هم، بجز پایتخت سربداران، در بقیه نقاط تا شعاع 300 کیلومتری یا مصادره، یا خفه یا تخریب!!!)

جوین و جغتای و خوشاب که صابون شما به تنشان خورده، حق دارند که پیگیری می‌کنند مانطور که شهرستانشنان را جدا کردند نمایندگی مجلسشان را هم جدا کنند. اینها سال‌هاست دادشان درآمده است ... و نیشابور، بیشتر از همه ... رفاقت و رقابت با کسی که معیارهایش برای رفاقت و رقابت، فقط خودش است!!! اما گوش شنوا کو ...

حالا ... بردسکن مانده است و شاهرود و کاشمر ... شک دارم همانطور که برای توسعه نیشابور و جوین و جغتای و خوشاب، برنامه داشته‌اید برای همسایگان باقی‌مانده، حالا نه عظیم، حداقل برنامه‌ای کوچک نداشته باشید ... حتما در آینده، بالاخره یک چیزی را رو خواهید کرد ...
آن وقت، حتما متوجه می‌شوید که آنها هم ظرفیت این‌ همه استعداد را ندارند و شما را درک نمی‌کنند ... و شما حیف هستید برای همسایگانیتان آقای جمال‌‎آبادی!

آقای جمال‌آبادی، تحلیل من از مجموع شرایط این است شما خودتان ظرفیت‌های اصلی را و حتی بیشتر از ظرفیت را برای ساختن یک استان دارید اما مشکل اینجاست که ظرفیت بالای شما درک نمی‌شود! شما نهایت ظرفیت را دارید اما از طرف همسایگان، سوءبرداشت می‌شود:
- یکی می‌‎گوید به خاطر وجود من این امکانات را گرفته و فقط برای خودش هزینه کرده است!!! قابل اعتماد نیست!
- یکی دیگر می‌گوید عجیب است شاید روابطی باشد چرا دارد تبعیض‌آمیز رفتار می‌شود؟!
- یکی دیگر می‌گوید برادر ما در کنار همیم کاری به کار هم نداریم دستت را بکن در جیب خودت و راه خودت را برو!
- یکی دیگر می‌گوید عزیز دل، مرا به خیر تو امید نیست ... شر مرسان!
- یکی دیگر می‌گوید ...

آقای جمال‌آبادی. چند مدتی است وقت زیادی برای شما گذاشته‌ام. دیگر انتظار ندارم که بحث را در یک جا رها کنید و باز بروید در یک جای دیگر تکرار مکررات کنید ... اگر متوجه شده‌اید لطفا این بازی قایم‌باشک را تمامش کنید. با این بازی‌ها الف استان را هم به شما نمی‌دهند و اگر متوجه نشده‌اید ... لطفا سعی کنید بفهمید ... اگر فهمیدنش سخت است بروید از استادان و پژوهشگران همان دانشگاهی که به آن اشاره کردید کمک بگیرید تا کمکتان کنند. لطفا قدرشناس زمانی باشید که برای شما گذاشته می‌شود. و تمنا می‌کنم اگر برایتان مقدور است سعی کنید حرمت همسایه‌ را نگه دارید.

#5.1 عطف به: عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
جمال آبادی - چهارشنبه 12 مهر 1396  

سلام آقا سروش عزیز

۱- به نظر شما ایرادی دارد که من به قول شما تراوشات ذهنی و تحلیلات گوناگون داشته باشم. اگر اینگونه است که دیگر نویسنده ای در جهان باقی نمی ماند. ویکی پدیا هم درسته که ویرایش میشه اما هر ویرایشی تایید نمیشه و این سایت به عنوان منبع اولیه قابل استناده. در مورد سایت فکر برتر هم در این سایت لیست مناطق ویژه و آزاد اقتصادی نوشته شده که چون نام نیشابور در لیست مذکور نیست، احتمالاً به مذاق جنابتان خوش نیامده است.

۲- نیشابور کنونی فقط بخشی از منطقه ربع نیشابور بوده. این را مدنظر داشته باشید. از ربع نیشابور عطار کدکنی و بیهقی برخاسته اند و از شهر نیشابور فقط خیام و فضل بن شاذان. و امروزه نه کدکن و نه بیهق هیچکدام جز نیشابور نبوده و حتی رقیب آن به شمار می روند. من هم فکر میکنم تا همین حد برایتان کافیست.

۳- آوردن اسامی مشاهیر پرافتخار سبزوار بر روی بنر مذکور به نظر شما مشکلی دارد که تا این حد عصبانی هستید؟؟؟ آیا تاریخ و فرهنگ را معضل می دانید؟؟؟ واقعا که. ما اینگونه فکر نمیکنیم اما حرف ما اینست که تاریخ و تمدن و فرهنگ تاثیری در استان شدن یا نشدن یک منطقه نداشته و ندارد. معلوم است که فرد مذکور و گل زیره و اسرارنامه رسالت خود در راه استان شدن سبزوار را بخوبی برداشته اند که شما تا این حد آشفته خاطرید. اگر در نیشابور چنین چیزی نیست، ما مسئول آن نیستیم.

۴- شما نگران کنگره سربداران نباشید. شما بهتر است فکری برای کنگره های خود کنید که مسئولین کشوری برای مراسمات شهر بی فرودگاه نیشابور مثل مراسمات سبزوار حضور یابند. ما هم جا دارد از رسانه های نیشابور گله کنیم که در نقش جوری و سوقندی در قیام سربداران را بیش از پیش اغراق میکنند. در صورتی که شیخ جوری از روستای گوری جغتای بوده و سوقندی هم در میانه راه سربداران را تنها گذاشته و به مازندران فرار میکند.

۵- درباره ۴ روستا بارها و بارها گفتم که این روستاها به دامان مادری خود بازگشته اند زیرا بخش نیشابور در سال ۲۹ این روستاها را از شهرستان سبزوار گرفت تا به شهرستان ارتقا یابد. حال اگر مسئولینتان عرضه دارند بیایند و پس بگیرند که فکر نمیکنم بتوانند. فرمایش جناب آقای محسنی ثانی کاملا صحیح است. زیرا هم او و هم مردم آن ۴ روستا کاملا می دانند که در سبزوار رسیدگی بهتری به آنها نسبت به نیشابور صورت میگیرد.

۶- صحبت معاون فرماندار سبزوار توهین به مردم عزیز سیستان توهین نبود و بلکه بیان حقایق بود. زیرا بسیاری از چادرنشینان اطراف سبزوار سیستانی اند. در ضمن یادتون نره چند وقت پیش به مردم گناباد چه توهین هایی کردید؟؟؟ اگر حرف جناب اقای حسینی بیخود بود پس چرا اینهمه واکنش بیخود کردید. خواهی دید که حسینی بیخود حرف نمیزند.

۷- فرد مذکور کاملا از محتوای تابلوش خبر دارد و میداند که چگونه نیشابوریها با دیدن این تابلو از درد به خود می پیچند و واکنش تند نشان می دهند. اگر دانشگاه حکیم سبزواری آموزشگاه است لابد دانشگاه نیشابور مهد کودک و پیش دبستانی است. قرار نیست از همه اقدامات سبزوار همسایگان خبر داشته باشند مثل جریان ۴ روستا که مسئولین و مردم نیشابور تازه بعد از یکسال فهمیدند.

۸- با حرف شما تا حدودی موافقم حق سبزوار این نیست که تاکنون بدست اورده بلکه باید در اوج ها بدرخشد چون از نیشابور محصور در میان مدعیان و شهر اقماری مشهد، لیاقت و توانایی بیشتری داشته و زیرساختهای بهتری فراهم آورده. حرف نیشابور را برای سبزوار نزنید. این نیشابور است که همسایگانش در کتشان نمیرود که زیرمجموعه ان شوند. ما نیازی نداریم که نیشابوریها ما را باور داشته باشند یا نه. اما شهرهای دیگر درصد باورشان به توانمندیهای سبزوار یقیناً بالاتر از اعتماد به توانمندیهای نیشابور است. مثل جوین و جغتای و خوشاب و داورزن و ششتمد و کاشمر و خلیل آباد و بردسکن و بجستان

۹- جهت اطلاع جنابتان جاده ترانزیتی سبزوار - بجنورد از جوین می گذرد و هم اکنون در حال دوبانده شدن است. ما سبزواریها داریم از جغتای به داورزن و جاده تهران - مشهد جاده می زنیم تا جغتای را از بن بست در بیاوریم. ایا شما تا بحال فکری برای جاده خرو - زشک کرده اید؟؟!!!! اگر کمی اطلاعات داشته باشید هم اکنون نیز جوینی ها و جغتایی ها برای رفتن به مشهد به سبزوار نمیایند بلکه از جوین به خوشاب جاده آسفالته وجود دارد که اتفاقا از جانب روستای بنده هم می گذرد. با احداث جاده جغتای - داورزن هم تا سال اینده دیگر این عزیزان برای رفتن به تهران به سبزوار نمیایند. راستی از جاده های نیشابور به قوچان و کاشمر و بام - چکنه چه خبر؟؟ خانم چنارانی که اینقدر ادعا داشتند توانستند این جاده ها را سر و سامانی بدهد و به شریانی اصلی ارتقا دهد؟؟؟ برخلاف جاده سبزوار - بردسکن که در حال اتمام روکش آسفالته و جاده سبزوار - قوچان و سبزوار - بجنورد که در حال دوبانده شدن به بزرگراه هستند.

۱۰- لطفا از تجمع امکانات نگویید که میخندیم. نیشابور چه کار مفیدی برای بخشهای تابعه اش کرده؟؟ اکثر صنایعتان را در زبرخان متمرکز کرده و اکنون میترسید که با شهرستان شدن زبرخان در شاخصهای صنعتی و کشاورزی افت کنید و با شهرستان شدن آن مخالفت میکنید. زیرساختهای ضعیف سرولایت و میان جلگه و زبرخان را با جوین جغتای مقایسه کنید. سبزوار اگر به فکر بخشهایش نبود، مانند نیشابور برای ارتقای آنها به شهرستان تلاش نمیکرد. شما برای ارتقای بخشهایتان به شهرستان (بجز فیروزه) چه کرده اید؟؟؟ جوینی ها و جغتایی ها و خوشابی ها حق دارند برای جدا کردن حوزه انتخابیه از سبزوار شان تلاش کنند. چون باعث می شود رسیدگی بیشتری به این شهرستانها شود و همانطور که با کوچک شدن حوزه مدیریتی سبزوار، آنها آباد شدند، اینگونه هم آباد می شوند. مثل نیشابور نیستند که هنوز بخش باشند و از نیشابور ناله کنند و نتوانند سرنوشت خود را خود رقم بزنند.

۱۱- سبزوار برای تمام بخشهایش امکانات فراهم کرده. جوین و جغتای بیمارستان دولتی و خوشاب و داورزن و ششتمد و روداب مراکز درمان بستر دولتی از صدقه سری دانشگاه علوم پزشکی سبزوار دارند. برخلاف شما که فرماندار فیروزه از نبود بیمارستان دولتی گلایه میکند و فقط یک بیمارستان خصوصی در دست ساخت دارد. وضع زبرخان و میان جلگه و سرولایت بدتر است. زبرخان که از جوین هم بزرگتر است، حتی درمان بستر ندارد چه برسد به بیمارستان و شبکه بهداشت و درمان

۱۲- راستی اینو هم بدونین سروش عزیز که مردم سرولایت و چکنه نیشابور از اقدامات اقای مقصودی نماینده سبزوار در گازرسانی به سرولایت تشکر کردند و از نیشابور برای رسیدگی نکردن به توابعش، حسابی گلایه کردند و تاسف خوردند. بیچاره سرولایتی ها حق دارند که خواستار الحاق به قوچان باشند. ناحیه بردسکن هم هم اکنون زیرمجموعه منطقه نفتی سبزوار است و بردسکنی ها رضایت کامل از این موضوع دارند. حالا بگذریم که ناحیه نیشابور هنوز زیرمجموعه منطقه نفتی مشهد است. برخلاف سبزوار و تربت حیدریه.

۱۳- مطمئنا هر برنامه ای برای شهرستانهایی که گفتید داشته باشیم، از برنامه های نیشابور بهتر است، همانطور که تا الان بوده است. نیشابور در اداره توابع خود مانده حالا با شهرستانهای دیگر چه کند. پس بجای این مضحک گویی ها بهتر است بروید به توابع خود رسیدگی کنید تا شاید دیگر شهرستانها بپذیرند زیرمجموعه شما شوند که البته بعید است.

۱۴- لابد سین استان را به نیشابور می دهند با اینهمه مدعی مثل سبزوار و تربت حیدریه و قوچان. و با زیرساختهای ضعیف نیشابور و محصوریت در مرکز استان، لابد زودتر از شهرهای گفته شده استان می شوید؟؟ زهی خیال باطل. از خواب و رویای شیرین خود بیدار شوید. الان فقط بعضی از مردم متعصب نیشابور و نه همه آنها، استان شدن نیشابور را آرزو دارند. و مسئولین و برخی عقلای نیشابور چنین ارزویی ندارند چون می دانند که استان شدن سبزوار حتمی است. مثل آقای مروی که الحق و الانصاف حقیقت را گفت که با وجود شهرهای مدعی سبزوار و قوچان، دولت با استان شدن نیشابور موافق نیست.

#6 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
سعید - دوشنبه 10 مهر 1396  

نیشابور ،ربع نیشابور،ابر شهر و مرکز خراسان غربی در طول تاریخ خراسان بزرگ،اگر نیاز به تشکیل استان جدید باشد بهترین و مناسب ترین گزینه نیشابور است.درود بر شما با این مقاله زیباتون،هیاهوی الکی نشانه ضعف است که دوستان شهر همسایه دارن دنبال میکنند،

#7 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
میلاد - دوشنبه 10 مهر 1396  

سبزوار و اصفهان خواهر خوانده؟؟

چرا نوشابه الکی برای خودتون باز میکنید!! دو شهر در کشور وجود دارد که شباهت فرهنگی و تاریخی زیاد باهم دارن ،یکی نیشابور و یکی هم شیراز که دو روز ملی در تقویم رسمی کشور دارن ،با این نکته که نیشابور در حال ثبت سومین روز ملی در تقویم کشور است با این اتفاق مهم نیشابور در کشور بعنوان تنها شهر ایران خواهد بود که سه روز ملی خواهد داشت.این افتخار بس بزرگ است که همه شهرهای دور بر چون سبزوار که روزگاری جزیی از روستاهای سبزوار محسوب میشدن بدان باید افتخار کنند

#7.1 عطف به: عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
جمال آبادی - سه شنبه 11 مهر 1396  

میلاد جان نوشابه الکی برای سبزوار باز نمیکنیم. قضیه خواهرخواندگی سبزوار و اصفهان الان چند ساله که داره دنبال میشه.
https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=http://www.asrarnameh.com/news.php%3Fid%3D9500&ved=0ahUKEwjfheuuitTWAhVLB8AKHTosBPsQFgg3MAE&usg=AOvVaw2BGDe7ZrpYaH0ZFTb8-HjR

و حالا چندتا از دلایلی که باعث شده مردم و مسئولین سبزوار بدنبال خواهرخواندگی با اصفهان باشند:
۱- مدفون شدن دو شخصیت سبزواری خواجه نظام الملک و علامه محقق سبزواری در اصفهان
۲- دو منارجنبان موجود در ایران در دو شهر سبزوار و اصفهان قرار دارد.
(مسجد پامنار سبزوار و مسجد منارجنبان اصفهان)
۳- قطب بودن هر دو شهر در ورزش هندبال
۴- ساخته شدن بسیاری از بناهای تاریخی سبزوار در دوره صفویان
۵- هر دو شهر پایتخت حکومتهای شیعه اثنی عشری بوده اند.

روزهای ملی تون هم نگهدارین برای خودتون. چون فرودگاه ندارین مسئولین کشوری برای مراسماتتون نمیان.یا باید از فرودگاههای مشهد و سبزوار استفاده کنن. در صورتی که وزیر فرهنگ و ارشاد برای مراسم بزرگداشت دکتر شریعتی به سبزوار اومد و برای بزرگداشت عطار نیومد به نیشابور. در صمن سبزوار هم الان ۸ اسفند روز ملی بزرگداشت حکیم سبزواری رو داره و اول ابان هم به تازگی به عنوان روز ملّی بیهقی در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده.

#8 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
میلاد - دوشنبه 10 مهر 1396  

سلام ،روزنه جان پیام فرستاده شده رو در سطح اخر ،جزیی از روستاهای سبزوار ،به جزیی از روستاهای نیشابور ویرایش کن ،به جای سبزوار نیشابور بنویس ممنون اشتباه شد

#9 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
ابرشهر - دوشنبه 10 مهر 1396  

جناب دلبریان عزیز.
درود بر شما
تحت تاثیر سخن شما قرار گرفتم. بله همه ما، و کلا نوع بشر، باید به مشاهیر و فرهنگ و تاریخ یکدیگر و احترام بگذاریم. این حرف شما تا اینجا حداقل هفت‌میلیارد تا لایک دارد. به قول معروف: گُل گفتی ... دمت گرم برادر.

ولی برادر، اصلا تحت تاثیر قرار نمی‌گیرم وقتی می‌دانم پشت این بنر قرمزی که این آقا دستش گرفته، چیست و چه جریاناتی دارد؟!

البته مطلب بالا را هم که می‌خوانم اثری از زیر سوال بردن و تحقیر به قول شما تمدن جایی را نمی‌بینم. شما در هر دایرة‌المعارفی هم که مراجعه بفرمایید صریحاً در زندگی‌نامه بیهقی‌ها آمده است که در نیشابور، تحصیل کرده‌اند و یا زندگی‌کرده‌ و مرکز فرهنگی خراسان را موطن گزیده‌اند. آیا این مطلب، زیر سوال بردن تمدن شماست؟!
شما در هر کتاب جغرافیایی و تاریخی مرتبط با خراسان قدیم که مراجعه کنید می‌خوانید که بیهق از همان اولین دورانی که در کتاب‌های تاریخ، بصورت جدی، نامی از آن آمده است یکی از ولایت‌های نیشابور (ایالت ابرشهر و یا خراسان بزرگ غربی) بوده است. آیا این واقعیت مسلم تاریخی، زیر سوال بردن تمدن شماست؟!

آیا شما انتهای مطلب را ندیده‌اید؟ نویسنده این مطالب را از روی خودش که ننوشته است، منبع و مرجع دارد. منابع و مراجع را که ببینید باز هم حرفی برای زیر سوال بردن تمدن شما می‌ماند؟ مثلا کتاب "تاریخ بیهق" را که همولایتی خودتان، جناب استاد تاریخنگار بزرگ ابوالحسن بیهقی، نوشته است. تصویرهایی که از متن کتاب گرفته شده و عینا در بین مطلب گذاشته شده را ببینید. آیا جناب استاد بیهقی هم تمدن شما را زیر سوال برده‌اند؟

ببخشید که ناامیدتان می‌کنم ولی به نظر بنده، حرف‌های شما کاملا غیرمنصفانه است. شما حتما فرق جوسازی کردن و انتقاد کردن را می‌دانید. فرق مظلوم‌نمایی کردن و صداقت را چطور؟!

زشت‌ترین نوع گفتمان، گفتمانی است شبیه به این:
روباه، خودش را در پوست بره مخفی کرده‌ است
نامتناسب بودن این پوشش، از دور، خود را فریاد می‌زند
پوزه و دم روباه، از زیر جلد بره، بیرون زده است
اما این روباه عزیز، همچنان انتظار دارد او را همچنان بره بپندارند
و چه توهینی، اهانت‌آمیز‌تر از اینکه احمق بپنداری کسی را که رفتار و اندیشه و منش تو را بارها آزموده است و سال‌هاست که می‌شناسد ...

لطفا کمی فکر کنید ... براستی، دارید چکار می‌کنید؟!
تا کِی توقع دارید در مقابل هر چه گفته می‌شود و هر کاری که انجام می‌شود؛ شهرستان‌های دیگر استان، ساکت باشند و حتی حق دفاع علمی و مستند از خودشان را هم نداشته باشند؟! (چون طرف مقابل، ناراحت می‎شود که در مقابله هجمه‌ و آسیب و زخمی که می‌زند از خودت دفاع کنی. این طوری است دیگر ... آقا ناراحت می‌شود و تحمل ناراحت شدن را هم ندارد) چه کسی به آقایان این حق را داده است که اینطورررر متوقع باشند؟! برادر خوبم! اگر به شما تذکر داده می‌‎شود و موقعیتتان به شما یادآوری می‌شود، در نهایت به نفع خودتان است. الان، ما در اینجا در داخل استان خودمان هستیم و یک خانواده‌ایم. اعضای خانواده، به آدم تذکر بدهند و آدم به خودش بیاید بهتر از این که در جای دیگری، تذکر داده شود و حیثیت آدم و همه اعضای خانواده برود.

در گذشته، هر اتفاقی افتاده و هر کاری که شده است؛ گذشته، گذشته است. اجازه بدهید و بگذارید وجهه و اعتبار خراسان فرهنگی را از همین امروز، با منطق و عقلانیت و با پشتوانه و کار علمی، و آن طور که شایسته نام خراسان ایران‌زمین است، احیا کنیم.

در ضمن، بنده مقداری به تاریخ و باستانشناسی منطقه سبزوار آشنایی دارم و تمایل دارم درباره آن تمدن دوازده‌هزارساله که شما فرموده‌اید با هم صحبت کنیم. لطفا یا خودتان اگر اطلاعاتتان تکمیل است اطلاع بدهید تا در همین جا صحبت کنیم یا یکی از دوستان همشهری‌تان را که در این زمینه، اطلاعات خوب و قابل اعتنا دارند دعوت بفرمایید تا در همین جا، ابعاد تمدن 12000 ساله را به دوستان مشتاق دیگر معرفی نماییم.
گفتمان تمدن 12000 ساله را با این پرسش آغاز می‌کنیم:

- نام باستانی و مستند این تمدن 12000 ساله چیست؛ مولفه‌های شناسایی و نظامات آن کدامند؟

#10 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
دوستدرار اعتلای نیشابور - سه شنبه 11 مهر 1396  

باید قبول کرد که مسئولین شهر و نمایندگان نیشابور در یک دوره تاریخی کوتا مدت و شاید به جبرشرایط زمانی، خواسته و ناخواسته به سمت صنعتی کردن شهرستان پیش رفتند که البته در کوتا ه مدت شاید در بهبود اوضاع کسب و کار و مبارزه با بیکاری نتیجه بخش بوده و لی واقعیت این است که نیشابور یک شهر با پیشینه فرهنگی ،علمی و آموزشی بوده و در مرتبه بعد بعلت منابع آبی مناسب و طبیعت بکر یک شهر گردشگری و در مراتب پس از آن یکی از قطب های مهم کشاورزی و دامداری در منطقه می باشد بر همین اساس بایستی اولویت بندی های توسعه ای شهرستان مد نظر مدیرا و پیگران توسعه شهر قرار بگیرد

#11 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
ابرشهر - سه شنبه 11 مهر 1396  

میلاد عزیز!

موضوع خواهرخواندگی، برای نقاطی مانند نیشابور، اصفهان، همدان، تبریز، قزوین، شیراز، یزد و ... که پشتوانه تاریخی غنی و گستره فرهنگی ملی و فراملی دارند، یک موضوع کاملا حل شده است و آن طور که آقای جمال‌آبادی تعریف می‌کنند، واقعا نیاز به پیگیری چند ساله ندارد.

جهت اطلاع شما: نیشابور و اصفهان، از اردیبهشت سال 1394، خواهرخوانده هستند. پاراگراف سوم آدرس زیر را ببینید:

http://www.aryanews.com/News.aspx?code=20150519090825831&Svc=87

میلاد جان! چیزی که ما به عنوان شهروند، باید روی آن تمرکز کنیم خواهرخواندگی نیست چون این موضوع برای شهرداری نیشابور، کاملا جا افتاده هست و همین الان هم دارند به صورت تخصصی، بر روی اشتراکات تاریخی و فرهنگی نیشابور با چندین شهر در داخل و خارج از کشور کار می‌کنند.

اما چیزی که ما باید با جدیت بر روی آن تمرکز کنیم،همان زیرساخت‌هایی است که در طول تاریخ، جزء امکانات اولیه سرزمینی نیشابور بوده است. اما متاسفانه در دوره معاصر (به دلایل مختلف، که ریشه و سابقه و تاریخ آنها نیز مشخص است و در اینجا جای صحبت از آن نیست) به زیرساخت‌هایی که در طول تاریخ، اصلا شناسه سرزمینی نیشابور بودند، بی‌توجهی شد و نیشابور، از نظر زیرساختی، در حالت ایستایی، باقی ماند. اما در شهرستان‌های پیرامونی، بر روی زیرساخت‌ها تمرکز شد و کار شد و نتیجه‌اش موقعیت نسبتا خوب کنونی است.

آن چیزی که می‌خواهم خدمت شما همشهری عزیزم بگویم این است که همانطور که اگر هزاران سال هم که بگذرد درخشش تاریخ نیشابور و تنومندی فرهنگی نیشابور در ایران و منطقه شمال شرق کشور، خاموش‌شدنی و انکارکردنی نیست؛ موقعیت جغرافیایی نیشابور هم قابل جابجایی و انکار نیست. نیشابور در مرکز جغرافیایی مفید خراسان غربی (بخش غربی خراسان بزرگ) است. این موقیت خاص جغرافیایی، امتیاز بزرگی به نیشابور داده است اگر می‌بینیم که بعضی شهرستانها، در همسایگی ما خوب کارکرده‌اند و با ایجاد و ارتقای جاده‌ها موقعیت مواصلاتی ایجاد کرده‌اند (که الحق و انصافا باید به این عزیزان و همت مسولان آفرین گفت)، بخش بزرگی از این موقعیت مواصلاتی، مرهون این است که نیشابور در مرکز جغرافیایی خراسان بزرگ غربی، پتانسیل‌های مواصلاتی خود را فعال نکرده است. شما در نقشه، جاده‌های قوچان، جوین، سبزوار، کاشمر، تربت حیدریه و مشهد را که از نیشابور خارج می‌شوند را ببینید. همه شهرهای مهم خراسان معاصر (به استثنای بیرجند و بجنورد که در حوزه‌های تقریبا با فصله و جداگانه‌ای قرار دارند)، در شعاع کمتر از 130 یا 140 کیلومتر در دسترس هستند. این موقعیت را در شمال شرق کشور، کدام شهر دارد؟!

ببینید، خداوند بزرگ همه چیز را به ما داده، همه چیز آماده است باید کار کنیم و موقعیت مواصلاتی تاریخی نیشابور، مرکز خراسان غربی، را احیا کنیم. اگر همت کنیم و احیا کنیم، به شما تضمین می‌دهم که برای جابجایی در اکثر نقاط خراسان، نیشابور در مرکز مسیر مسافرت‌ها خواهد بود و این یعنی رونق گردشگری، توسعه دانشگاهی، زیرساخت صنعت و کشاورزی و ... . و اگر وضعیت را همینطور که در دهه‌های گذشته تا امروز بوده، حفظ کنیم به افرادی مثل جمال‌آبادی باید حق بدهیم که بیایند بخاطر این زیرساخت‌هایی که در مدت کوتاه می‌توان آن‌ها را ارتقا داد (سه تا جاده و یک فرودگاه) بر سر من و شما ادعای قهقهه‌آور مرکز استانی بکنند و اینطور هم حق به جانب باشند. بنده که اصلاً، وقعی به این حرف‌های این آقایون نمی‌نهم. اما از کم‌کاری و تغافلی که در نسل گذشته با بی‌توجهی به ارتقای این زیرساخت‌ها انجام شده گله‌مند و متاسفم. واقعا متاسفم ... شدیدا متاسفم ....

- آنطور متاسفم که تاکنون، هیچ وقت اینچنین متاسف نبوده‌ام ...
- متاسفم همشهری، متاسف برای رای‌هایی که به چاه ریخته شد ...
- متاسفم برای همه زمانی که با بی‌تفاوتی‌های دیروز، از فردای نسل‌های آینده‌مان تلف کردیم ...
- متاسفم برای همه فرصت‌ها و افتخاراتی که نیشابور، به حکم استعدادهای اقلیمی، تاریخی، فرهنگی و انسانی خود می‌توانست برای خراسان آینده ایجاد نماید و ما با بی‌تفاوتی‌ها و روزمرگی‌هایمان، این دستاوردها را برای نیشابور و خراسان و ایران‌مان، به تاخیر انداختیم ...
- متاسفم برای این نیشابور دردانه ایران فرهنگی، که بر اثر غفلت‌ها و بی‌تفاوتی‌های ما، افرادی مثل جمال‌آبادی و فلان‌آبادی و فلان‌مندی و فلانی ثانی و فلانی و ... امروز، درباره این نیشابور توانمند، اینطور، ناروا و نابجا می‌گویند ...
- متاسفم ... و ای کاش، این بغض بشکند و مرهمی شود از حب وطن بر زخم کهن تارتاریان ... و انگیزاننده جنبشی شود شوریده بر تاتاروشان امروز ...
و به شدت بر این باورم که شویدن نیشابوریان، نه بر راه عبدالرزاق و خواجه مسعود و علی موید که از جنس و سلاله فضل و خیام و عطار، جوری‌ها و بکتاش‌ها و ادیب‌هاست ... تاریخ نیشابور، به ما ثابت کرده و بر ما حکم می‌کند که راهی بجز تلاش مجدانه در عرصه فرهنگ‌مندانه و اندیشورزانه ساختن و برآوردن ابرشهر خراسان، نداریم ...
به خدا سوگند که راه ذاتی و درست توسعه نیشابور، از گذرگاه اندیشه و فرهنگ می‌گذرد ...
نگذاریم که از راه ذاتی و درست توسعه نیشابور، منحرفمان‌ کنند. آن‌ها راه پیش بردن کارشان را خوب فهمیده‌اند و دارند اجرا می‌کنند ...

آقا میلاد! همشهری خوبم. لطف با این بندگان خاص خدا، جر و بحث نکنید و یا اگر می‌کنید با آنچنان سواد و آگاهی و دانش و اطلاعی باشد که در شان و جایگاه باشد.
دفاع نکردن بهتر از دفاع ضعیف و فشل است.
ضعیف، دفاع کردید ... از این جماعت خاص، انتظار مرام و معرفت و حق محبت همسایگی نداشته باشید. چند سال است که عده‌ای این کارها را شروع کرده‌اند و دارند هم سبزوار را و هم نیشابور و هم همه استان را به جان هم می‌اندازند و تخریب می‌کنند شاید در برخوردهای اولیه، ظاهری موجه از خودشان نشان دهند اما بعد از چند برخورد و مراوده و مباحثه متوجه می‌شوید که این‌ حرف‌های تاریخی و فرهنگی و ... همه‎اش بهانه است ... آنها در نهایت، یک چیز می‌خواهند: مردم نیشابور از حق خود بگذرند تا آنها مرکز استان خودشان را درست کنند.
اما حقیقتا تا به حال، به این اندیشیده‌‌اند و یا اندیشیده‌اید که آیا نیشابوری‌ها گناه کرده‌اند که سرزمینشان دقیقا در همسایگی شهرستانی، استوار و پایدار و برقرار است که آنها می‌خواهند آن شهرستان را مرکز استان کنند؟!

- آقا میلاد، گناه ما چیست؟!
- آیا مسولان همشهری ما به مرکز اداری شهرستان آنها رفته‌اند و در پشت پرده‌ای، زمزمه طرح و نقشه‌ای با از ما بهتران داشته‌اند؟!
- آیا ما در نقشه تقسیمات استان، دست برده و چهار روستا از شهرستان سبزوار را (بدون اطلاع اهالی و مسولان محلی) جدا کرده‌ایم؟!
- آیا نمایندگان مردم نیشابور، از جانب مردم شهرستان همسایه عزیزمان، سبزوار عزیز، حرفی زده‌اند؟! آیا نمایندگان ما، درباره مصحلت مردم سبزوار، حرفی زده‌اند؟!
- آیا یکی از همشهریان ما که در استانداری مسولیت دارد رفته است و در سالن اجتماعات فرمانداری شهرستان سبزوار، آن اصطلاح بی‌اساس و من درآوردی را مطرح کرده است؟!

همه اینها چیزهایی است که برعکسش، در کمتر ار بیست سال گذشته، اتفاق افتاده است.

آقا میلاد! آیا گناه ما این است که حقوق و جایگاه خودمان را می‌شناسیم، از آن دفاع می‌کنیم و به حقارت، تن نمی‌دهیم؟!

آیا گناه ما این است که خواستار داشتن زیرساخت‌های بهداشتی و درمانی، حمل و نقل هوایی، مواصلات جاده‌ای، آموزشی و دانشگاهی در حد و اندازه جایگاه نیشابور در کشور و حداقل در حد شهرستان‌های مشابه در همسایگی خودمان هستیم؟!

امیدوارم بزرگترین گناه ما این نباشد که به این باور رسیده‌ایم: بهره‌مندی شهرستان نیشابور از اعتبارات، زیرساخت‌ها و منابع ملی، در مقایسه با شهرستان‌های همتراز همسایه، ظاهراً تبعیض‌آمیز به نظر می‌رسد.
امیدوارم ...


و حُبّ الوطن مِن الإیمان

#12 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
شروین آهنچی - چهارشنبه 12 مهر 1396  

سلام خدمت دوستان , بخصوص دوستان عزیزسبزواری که با احساسات شدید خود راجب منطقه خود مطلب مینویسند. در فهرست قدیمی ترین تمدن های جهان , نام ایران با 5300سال تمدن در رتبه اول قراردارد که نام این تمدنها در کشور عزیزمون بدین قرار بوده: تمدن های ماقبل تاریخ شامل :
1- تمدن سیلک
2- تمدن مارلیک
تمدن های تاریخی شامل :
1-ایلامی ها
2- کاسیها
3- اورارتوها
4- آشورها واکد
5- سایرتمدنهای مستقر درفلات ایران
که هرکدام از این تمدنها مربوط به یک شهر ومنطقه خاص از کشور هست وتمامی این تمدن ها بدون علت در این مناطق به وجود نیامده اند که تاثیر موقعیت آب وهوا وجغرافیایی درشکل گیری این تمدن ها بیشتر بوده .
دوستان عزیز سبزواری در نظر داشته باشید که تمام شهرهای تاریخی ومتمدن دنیا حداقل یک نام ویا صفت تاریخی در کتب تاریخی از خود دارند . شهر نیشابور از قدیم الایام به جهت موقعیت جغرافیایی وآب وهوایی وپتانسیلهای قوی که داشته مورد توجه حکومت های فراوانی بوده که در اوسطی به اسم رئونت ( با شکوه وجلال) که درمتن نامه شهرهای ایران که به خط پارتی ها نوشته شده وترجمه گریده نام نیشابور ,نیوشاهپوهر وابرشهر همراه با آتشکده آذربرزین مهر که بر فراز ارتفاعان کوه برزنون کنار دریاچه کوچک سوور به چشم میخورد.که همانطور خودتان مطلع هستید درطول تاریخ نیشابور به علت های مختلفی ویران گشته که در آخرین بازسازی توسط شاپور اردشیر بابکان به نام نیشاپور تغییر کرد وبه خاطر اینکه تنها شهر ایران است که بارها بازسازی گردیده است وبه همین خاطر یونسکو نیشابور را شهر پایدار وملی ایران معرفی ونیز در زمره شهرهای تاریخی جهان به ثبت رسانیده است.شما در هر نقطه سرزمین نیشابور خاک برداری کنید حتما به یک اثر باستانی مربوط به دوره های مختلف تاریخی برخورد میکنید. مثلا منطقه قاراچشمه در غرب نیشابور که بیش از 7500سال قدمت داره که مرکز تهیه ظروف مرمرین بوده وآثر فلزکاری هم وجود داشته ومنطقه چمالان که بیش از 4500سال قدمت که واقع در شهرک فیروزه نیشابور جنب پمپ بنزین میدان پلیس میباشد . منطقه سه تپه بیش از5500سال قدمت .منطقه آلپ ارسلان وترب آباد وسبزوپوشان ولک لک آشیان وفوشنجان وبرج و.. وآخرین دوره ها که مربوط به منطقه شادیاخ میباشد.آثار واشیاء باستانی که در موزه های مختلف دنیا وجود داره نیشابور را به همه دنیا شناسانده, یک نمونه کوچک این اشیاء باستانی مهرهای شطرنجی است که در موزه متروپلیتن نیویورک نگهداری میشه که نشان میده در 900سال پیش در شهر نیشابور چه سرگرمی های امروزی وجود داشته است .درسته که نیشابور در گذشته بیشترین دانشمندان وعلما را داشته وبیشترین وبهترین دانشگاهها وکتابخانه ها ومساجد وکلیساهها وبازراها واولین پزشک تاریخ باستان ایران را داشته والان باید بهترین فارغ تحصیلان تخصصی پزشکی ومهندسی از دانشگاههای نیشابور میبودند ولی الان هم با کمی تلاش دوستان ومسئولین محترم باز هم عظمت گذشته به نیشابور برمیگرده.دوست عزیز سبزواری یکی از تمدن های ایران تمدن حصار در شهر دامغان واقع در استان سمنان میباشد.خواهش میکنم با منطق ومطالعه مطلب بنویسید.ممنون میشم.

#13 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
ابرشهر - چهارشنبه 12 مهر 1396  

درود دوباره

با تشکر از اطلاعات خوبی که جناب آهنچی گرامی، ارائه نمودند.
همانطور که قبلا از این، حضور جناب آقای دلبریان عزیز که با طرح تمدن 12000 ساله، دل بنده را برده‌اند؛ خواستم دوباره، خدمت این دوست عزیز تاکید نمایم که بنده آمادگی گفتمان درباره تمدن 12000 ساله را دارم و همانطور که قبلا مطرح کردید، گفتمان تمدن 12000 ساله را با این پرسش آغاز کرده‌ام:
- نام باستانی و مستند این تمدن 12000 ساله چیست؛ مولفه‌های شناسایی و نظامات آن کدامند؟

از جناب آهنچی نیز خواهش می‌کنم در صورتی که همشهری فرهیخته عزیز سبزواری‌مان، جناب آقای دلبریان عزیز، وارد گفتمان تمدن 12000 ساله (مطرح شده توسط خودشان) شدند، ایشان نیز از اطلاعاتشان ما را بی‌بهره نگذارند.

همانطور که خدمت ایشان عرض نمودم از حضور فرهیختگان دانشمند و دارای اطلاع درباره این تمدن 12000 ساله مورد ادعای جناب آقای دلبریان، و همچنین ارائه هر گونه سند و مدرک و مقاله علمی تاییدکننده و تثبیت‌کننده این تمدن 12000 ساله، استقبال می‌کنم.

دوباره که مطلب آقای دلبریان را خواندم ایشان به نقش ولایت ایشان در تاریخ تشیع اشاره کرده‌ بودند و حقی که بر گردن همه ما دارند صحبت کرده بودند. در این مورد نیز در زمینه آغاز گفتمان «تحلیل تاریخی و محتوایی تشیع مورد نظر ایشان» اعلام آمادگی می‌کنم. و تمایل دارم که این گفتمان را با بررسی منبع زیر با عنوان «خراسان و تشیع» آغاز نمایم:

http://www.hawzah.net/fa/Article/View/92350

باید خاطرنشان نمایم که علت طرح گفتمان دوم، فقط به خاطر شفاف‌سازی و نشان دادن ریشه، جهت و هدف ادبیات عوامانه و نمایشی است که در سال‌های اخیر، توسط بعضی از افراد دارای جهت و منافع خاص، همچون جناب "دلبریان" (والبته بطور خاص، یک سایت محلی)، در فضای مجازی انتشار داده شده است. بنده به هیچ وجه، مسائل مطرح شده توسط ایشان و یا این قشر فکری خاص را دلیل برتری و یا قوت منطقه‌ای از ایران عزیز و یا سایر ممالک، بر مناطق و ممالک دیگر نمی‌دانم. خداوند متعال در آیه 13 سوره مبارکه الحجرات فرموده‌اند: "إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم" بنابراین اگر کسانی هستند که از کانال دین و مذهب، داعیه برتری و داشتن حق بر دیگر بلاد و ممالک و نوع بشر می‌کنند انتظار است که حداقل رفتار و وضعیت گذشته و امروزشان، مصداقی از این آیه شریفه باشد. جناب دلبریان هم از این موضوع، مستثنی نیستند.

در صورتی که جناب دلبریان، هدفشان از مطرح کردن این موضوع، پرداختن به جنبه‌های تاریخی بوده است. باز هم باید خاطرنشان نمایم که بنده، بدون هیچ ملاحظه‌ای، به بازگو کردن مستندات معتبر مرتبط با موضوع خواهم پرداخت. هدف بنده در این گفتمان، "دلبری" کردن از کسی نیست، بلکه دفاع از حقی است که باید ادا شود. بنابراین جناب دلبریان عزیز، انتظار نداشته باشند که مثل ایشان، جلدم را عوض کنم و یک ضربه آرام به نعل بزنم و تمام زورم را به میخ! بنابراین، به آقای دلبریان، اکیدا توصیه می‌کنم که قبل از آغاز گفتمان دوم، حتما با متخصصان موضوعی، مشورت و حتی از آنان دعوت کنند و بعد وارد گفتمان شوند.

#13.1 عطف به: عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
دلبریان - شنبه 15 مهر 1396  

سلام دوباره خدمت جناب ابر شهر که جای تعجبه که احساس وضیفه سنگینی میکنند در خصوص پاسخ دادن به همه در این سایت.
جناب ابر شهر با هویت مجهول الهویه
ابتدا باید خدمتتان عرض کنم که بنده زاده روستای دلبران و بزرگ شده شهر عزیزم نیشابور هستم.
دوما با این لحن بیان و مواضع کور کورانه شما کاملا به شهر های دیگه علی الخصوص سبزواریها کاملا حق میدم که مطالبشون به لحن تند ارسال کنند.
سوما کافیه یک تحقیق ساده در خصوص تپه باستانی سبزوار که تا دو سال پیش هفت هزار سال قدمت رو ثبت کرده بود و بعد پیدا کردند ابزار بنایی و نجاری در همون محل با قدمت دوازده هزار سال تمدن خودشون رو ثبت کردند حال با زیر سوال بردن یافته هاشون توسط بنده و شما که اون چیزی که حقیقت داره کتمان نخواهد شد حال چه ما خوشمون بیاد و چه نیاد اونا یافته های خودشون رو دارن رو میکنند البته هنوز در مرحله ابتدایی ثبت هستند و چیزی که مهمه اینه که چند پروفسور باستانشاس فرانسوی این مطلب رو تایید کردند و دانشگاه سبزوار هم شدیدا در حال پیگیری ثبت جهانی این تمدن دوازده هزار ساله است.
و در آخر هم باید عرض کنم تمدن سبزوار و نیشابور و تربت و شیراز و اصفهانه همه باید مایه افتخار همه ایرانیها باشه نه وسیله نفرت پراکنی...
سبزوار در قلب نیشابور و نیشابور در قلب سبزوار قرار داره بدون همدیگه یقینا همانند موجودی ناقص و عقیم خواهند بود.

#14 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
میلاد - آدینه 14 مهر 1396  

اقای جمال ابادی باز هم نوشابه!!!....خخخخ
چیزی به عنوان روز ملی در شورای انقلاب فرهنگی به تصویب نرسیده مثل سال 86 که این طرح از طرف شورای انقلاب رد شد .دلیل انهم کامل مشخص است. روز ورود امام رضا به نیشابور بعنوان سومین روز ملی نیشابور منتظر تصویب شورای انقلاب فرهنگی است.در مورد فرودگاه هم در انشاا...خبرهای خوشی در راه است که در ماه های بعد انشاا...میشنوید

#15 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
شروین آهنچی - شنبه 15 مهر 1396  

ممنونم مخاطب عزیز و همشهری خوب من با نام ابرشهر.مشکل مسئولین نیشابور این است که اکثرآنها با تاریخ آشنایی ندارن به همین دلیل است که با افتخار نیشابور را با شهرهای کوچکتر از خودش مقایسه میکنند وباز همین امر باعث عدم رشد وتوسعه نیشابور مطابق با ظرفیتهای خودش میشه.

#16 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
ایران زیبا - شنبه 15 مهر 1396  

سلام , نظام الملک چه ربطی به سبزوار داره ؟ ایشان در سال 408هجری در شهرطوس متولد شدند ودر نظامیه ها ومدارس نیشابور تدریس میکردن ودر آن زمان اصلا شهر سبزوار وجود نداشته .فقط روستایی به نام بیهق از توابه نیشابور وجود داشته.

#17 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
جمال آبادی - شنبه 15 مهر 1396  

خطاب به میلاد عزیز
در سال ۸۶ بخاطر کم کاری مسئولینمون رد شد اما امسال با پیگیریهای آقای مقصودی دوباره در شورای فرهنگ عمومی کشور تصویب و مجددا به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارسال شده. شما فعلا منتظر تصویب سومین روز ملیتون باش چون اونم خیلی وقته منتظر تصویبه. هرچند که این روزای ملی خیلی بدردتون نمیخوره چون فرودگاه ندارین و وزرا و مسئولین کشوری نمیان. چرا برای خودتون نوشابه الکی باز میکنین؟؟؟ کدوم خبر خوش در مورد فرودگاه؟؟ همین فرودگاه تفریحی - آموزشی تون ۱۰ روز بعد از افتتاح تعطیل شد بعد شما عرضه داشتن فرودگاه مسافربری دارین؟؟؟ برین جک تعریف نکنین واسه ما

خطاب به ایران زیبا عزیز:
نظام الملک اصالتی سبزواری دارد و از دهقان زادگان بیهق است که در نوغان توس بدنیا آمده. اصالت هم خیلی مهم است برای ما اما برای شما نمیدانم. توابع رو هم درست بنویس. البته که در بسیاری از زمانها مثل دوران سربداران یا دوران معاصر تا قبل از سال ۱۳۲۹ نیشابور از توابع سبزوار بوده است.

#18 عطف به: سُهشی سُرخ با پُشتوانه‌ای پُربار؛ ژرفایشی کوتاه‌وار در بنیادواژه‌ی هویتی «خراسان غربی»

avatar
ابرشهر - یک شنبه 16 مهر 1396  

آقای دلبریان عزیز
نظر لطف شماست. کاش واقعا اینطور که شما می‌فرمایید باشد و ما بتوانیم کمترین دین و رهنی که بخاطر وابستگی به این فرهنگ‌شهر خراسان کهن‌دیار دیار ایران، بر گردن ماست ادا نماییم. بنابراین هر چه دلتان می‌خواهد از این حرف‌ها بزنید که عزم بنده برای مطالعه بیشتر در باره نیشابور و دیگر ولایت‌های حوزه فرهنگی نیشابور، بیشتر و بیشتر می‌شود.

دلبریان عزیز! در جامعه و در اینترنت، نیازی به اینکه شناسنامه‌ات را در دستت بگیری و به همه نشان بدهی نیست. شما با کیفیت و استحکام و منطقی بودن سخن و رفتارت، هویت خودت را مشخص می‌کنی.

جناب آقای دکتر رازقندی و امثال ایشان، اگر متوجه حرفهای شما و شرایط و مصلحت منطقه بودند با این اعتراضاتی که در مورد آقای حسینی پیش آمد، احساساتشان را کنترل می‌کردند و آن تابلو را دستشان نمی‌گرفتند و بروند بالای کوه ...! آقای دلبریان! شما یا نمی‌دانید و یا اگر میدانید، بدجوری در آن جلد که خدمتتان عرض کردم فرو رفته‌اید.

میدانید تصور دیده نشدن از خود دیده شدن بدتر است؛ بعضی آدم‌ها وقتی میدانند دیده می‌شود حداقل تلاششان را می‌کنند که طبق نرم‌ها و استانداردهای اجتماعی عمل کنند اما همان آدم‌ها بعضی وقت‌ها فکر می‌کنند دیده نمی‌شوند و کارهایی می‌کنند که حکایت از واقعیت‌هایی دارد.
آقای دلبریان، دیده می‌شوید ... نه در اینجا در روزنه، در جاهای دیگر هم دیده می‌شوید ... اما اگر کسی به رویتان نمی‌آورد علتش این است که تفکر و تعمقی وجود دارد ... همه قرار نیست احساساتی شودند و بروند بر روی قله، تابلو دستشان بگیرند ... خلاصه و مفید: آقای دلبریان! دیده می‌شوید.

در مورد تمدن 12000 ساله شما؛ لطفا وقت مخاطبان را با این حرف‌های تکراری تلف نکنید بجای خبر دادن از رفت و آمد پرفسورها، تشریف بیاورید سر بحث علمی و همانطور که خدمتتان عرض کردم بفرمایید: نام باستانی و مستند این تمدن 12000 ساله چیست؛ مولفه‌های شناسایی و نظامات آن کدامند؟

در مورد پاراگراف‌های آخرتان هم بهتر است بجای حرف زدن، عامل به حرف‌ها باشید ... از این حرف‌ها زیاد زده‌اید ... موضوع روباه و بره را که قبلا خدمتتان عرض کردم! اولین قدم در راه عامل بودن به گفته‌هایتان، پذیرفتن این است که دورنگی، به نتیجه نمی‌رسد؛ چون، همانطور که خدمتتان عرض شد: دیده می‌شوید قربان! باوری کنید که دیده می‌شوید ... شک نکنید که دیده می‌شوید ...

درج نظر

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید
XML نظرات: RSS | Atom

پل های ارتباطی کاربران گرامی با روزنه

تبلیغات

دریافت اخبار نیشابور
شهروند خبرنگار

اوقات شرعی نیشابور

۰۵:۰۶
۰۶:۳۸
۱۱:۲۹
۱۶:۲۱
۱۶:۴۰

آمار بازدیدکنندگان

۲۰
۲۲۵۱
۳۱۶۲
۸۷۹۲۸۱۹