تقویم اخبار

اردیبهشت 1398
ی د س چ پ آ ش
31 1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31 1 2 3

بایگانی اخبار

لینک به روزنه

www.rovzane.com

شهر ریوند کجاست؟

 ریونت نیشابور

 

  «رَئِوَنت»؛ نامی است کهن، که ریشه در ایران مزدیسنایی دارد؛ این نام، در «اوستا» صفت اهورامزدا و برخی از ایزدان و آدمیان است و بیشتر با فرّ‌ه‌مند -برخوردار از فرّه-، همراه می‌گردد. رئونت، همچنین نام کوهی است در نیشابور که در فارسی؛ «رِیوَند» خوانده می‌‎‌شود و جای آتشکده نامور آذر‌بُرزین‌مهر بر این کوه، بوده است.(اوستا، ج2،ص990) در بند ششم «آتش بهرام نیایش» از بخش «خُرده اوستا»، بر این کوه نیز، ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین گفته شده: «ای آذر اهوره‌مزدا! کوه ریوند مزداآفریده، فرّکیانی مزداآفریده، آذر اهوره‌مزدا، ای آذر اَشَوَن ارتشتاران! ای ایزد نریوسنگ، آذر نافه شهریاری! شما را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین»(همان، ج2، ص606) «ریوند» که در نسک‌های دینی کهن پارسیان، دارای چنین جایگاهی است؛ سرزمین نیشابور را با کهن‌ترین دوران اساطیری و تاریخی‌اش، «پیوند» می‌دهد؛ پیوندی پیوسته و پایدار که در دوران اساطیری و آیینی، با «کوه رئونت» آغاز می‌گردد و در دوران تاریخ‌ورزی و تمدن‌سازی، با نام «ربع ریوند»، شکوه‌افزای روشنای ابرشهر خراسان است. هنوز هم و از پس هزاره‌ها، رایومندی و ریوندی، در ژرفای جان ابرشهر(1)، جاری است؛ هرچند نامردمی بیگانگان ویرانگر و نامهربانی طبیعت طغیانگر، چشم ریوند نیشابور را که همانا «شهر ریوند» بود، بر جهان بست؛ اما اقلیم ریوند نیشابور –نمادین‌بوم آیینی کشاورزان ایران-، از خورآیان‌‌‌سوی گنبدهای آجری مهرآباد(2)، گرفته تا ‌دیگر‌سوی کان فیروزه نامدار(3)، همچنان بر این بر و بوم ابرشهری، پایدار و پدیدار است. «کارنامک ریوند نیشابور»، کوششی برای شناخت ریوند است. این بار نیز می‌خواهیم از سرزمین ریوند –بوم سپند کشاورزان- بگوییم و چشم فیروزه‌ای آن؛ «شهر ریوند» ...

 نام ریوند:

 «اوستا» را می‌توان کهن‌ترین متنی دانست که در آن، واژه «ریوند» آمده است. ریوند را در یشت‌ها (ماه‌یشت، تشتریشت و زامیاد یشت) از کتاب اوستا می‌یابیم.(یشت‌ها، ج2، ص330) «ریوند» در اوستا، به گونه raēvant (یشت‌ها، همان)، در زبان پهلوی (پارسی میانه)؛ به گونه rēwand (بندهش، ص172) و در گویش نیشابوری نیز نزدیک به زبان پهلوی و به گونه «رِوَند» و «رِیوَند» بیان می‌گردد.(نگارنده) پورداوود، در یاددشت‌هایش بر یشت‌ها، درباره «رئونت» می‌‎‌نویسد: «این کلمه، صفت است به معنی باشکوه و بسا در اوستا صفت مردان یا ایزدان آمده غالباً با صفت فرهمند یا خرهمند یکجا استعمال شده ... در ]زبان[ پهلوی، «رایومند» گویند.»(یشت‌ها، همان)

فریدون جنیدی، این واژه را چنین بازشناسی می‌نماید: «بخش نخست این نام؛ « رَئ‍ ِ » و بخش پایانی آن؛ « وَنتَ » است. «رئ‍«؛‍ به معنی درخشندگی، و «ونتَ» نیز پسوند مالکیت است و همان است که امروز در زبان فارسی، «وند»ش می‌نامند. «وند» بهمعنی «دارنده»، هنوز در دماوند، الوند و راوند کاشان دیده می‌شود. این واژه، در گذر زمان و دگرگونی زبان، از اوستائی به پهلوی، به گونه «رای ‌اومند» درآمد که «اومند» در آن، همان پسوند «دارایی» است، و در نوشته‌های پهلوی، این واژه به عنوان صفتی برای خداوند آمده است و در سرآغاز بیشتر نامه‌های پهلوی، به چشم می‌خورد: «پَت نام ای داتار اوهرمزدی رایومندی خَورَه اومند»: به نام دادار اورمزد رایومندِ فرهمند ... اما چون این واژه، به گونه نام، بر شهری نهاده شد، دگرگونی چندان در آن، راه نیافت و هم‌اکنون نیز بخش غربی نیشابور تا مرز سبزوار، رِیوند (Reyvand) نام دارد.»(پایتخت‌های ایران، ص327)

 بنیان ریوند:

 در اوستا، که در برگیرنده کهن‌ترین سرودها و نسک‌های ایرانی است؛ در بند ششم از «زامیادیشت» این کتاب، از کوه «رئونت»، در شمار نخستین کوه‌هایی که از زمین برخاستند، نام برده است.(اوستا، ج1، ص486) در «بندهش» نیز، کوه «ریوند» در میان فهرست بیست و پنج کوه «نیکوفره نگذرا» و جزء 2244 کوهی که در آغاز آفرینش، از البرز رستند، یاد شده است.(بندهش، ص71) پس، نخستین نما از پدیدآیی ریوند (رئونت) را به عنوان یک پدیده جغرافیایی، به عنوان «کوه ریوند» در می‌یابیم. که البته در متون دینی زردشتی؛ نام آن، «پشته گشتاسپان» نیز هست؛ زیرا گشتاسب ]کیانی[ آذر برزین مهر را در این کوه، به آتشکده نشانید.(فرهنگ اساطیر ایرانی، ص153) «ریوند»، نام قدیم کوهستان بینالود است(دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ج13، ص461)(4) که میان دشت نیشابور و توس، پایدار است و در شمال کهن‌شهر نیشابور (ابرشهر پیشین) جای گرفته است.(5) و بینالود، که بلندترین و پیوسته‌ترین کوهستان خراسان است و در گفتار مردمان این دیار، «بام خراسان» نامیده می‌شود؛ به راستی، تجسّم‌بخش و جانمایه «ریوند» است که همانا در او، «جلال و شکوه و فروغ» است.(6)

 اما «ریوند»، به عنوان یکی از نواحی سرزمین نیشابور، در تاریخ دیرین این منطقه، حضور دارد و در دوران‌های گوناگون، با نام‌های جغرافیایی همچون «ربع ریوند»، «طسوج ریوند»، «بلوک ریوند»، و ... نامیده می‌شده و امروز، «دهستان ریوند» یکی از دهستان‌های تابعه بخشی مرکزی شهرستان نیشابور است.(فرهنگ جغرافیای تاریخی نیشابور، ص119-120) در منابع قدیم جغرافیایی و تاریخی؛ از جمله «معجم‌البلدان» حموی، «احسن‌التقاسیم» مقدسی، «الانساب» سمعانی، «تقویم‌البلدان» ابوالفداء، «نزهة‌المشتاق» ادریسی، «تاریخ نیشابور» حاکم، «الاعلاق‌النفسیه» ابن رسته و ... از ناحیه ریوند نیشابور یاد شده است.(7) یاقوت حموی، در بنیان ناحیه ریوند چنین می‌نویسد: «ریوند ... کورة من نواحی نیسابور و هی احد ارباعها ... احدثها رِیوَندَوَیة بن فُزخزاد من آل ساسان، تشتمل علی مائتین و اثنتین و ثلاثین قریة، هکذا قال أبو الحسین البیهقی ...» ریوند، یکی از خوره‌های نیشابور و یکی از بخش‌های نیشابور است، آن را «ریوندویه پسر فرخزاد، از خاندان ساسان» بنیان نهاده است، دربرگیرنده دویست و سی و دو دیه است، این را ابو الحسن بیهقی گفته است.(معجم‌البلدان،ج3،ص115)  

اما ابوعبدالله حاکم، «انوشروان عادل» را بنیانگذار قریه کبیره ریوند (یا «شهر ریوند»؛ در نگارش برخی جغرافیدانان و تاریخنگاران دیگر) معرفی می‌نماید و می‌نویسد: «و ریوند که ربع، به آن، منسوب است قریه کبیره معموره بُوَد، بانی آن انوشروان عادل.»(تاریخ نیشابور، ص214-215) پس، بر پایه گفتارهای نسک‌های ایرانی (اوستا و بندهش)؛ بنیان کوهستان ریوند (رئونت)، به دوره اساطیری (روایت ایرانی آغاز آفرینش) می‌رسد و بر پایه نوشتارهای تاریخدانان و جغرافی‌نگاران سده‌های نخستین هجری؛ بنیان ناحیه ریوند، به ریوندویه (از خاندان ساسان)، و بنیان شهر یا قریه ریوند؛ به انوشیروان عادل، می‌رسد.

 شهر ریوند:

 در بازنگری و بازکاوی تاریخ ریوند، سه شناسه بنیادین جغرافیایی «کوه»، «سرزمین» و «شهر» (آبادی) ریوند –در حوزه جغرافیای تاریخی و فرهنگی نیشابور (ابرشهر)-  که دارای پیوستگی جغرافیایی و استنادات تاریخی می‌باشند، بازنمایی می‌گردد؛ پی‌گیری مراتب نامگذاری و هویت‌یابی این سه شناسه جغرافیایی، شایان کاوشگری و پژوهش ویژه‌ای است. اما، با نگاه به اینکه در میان پژوهش‌ها، گزارش‌ها و نوشتارهای مرتبط با «ریوند»، سامان‌یافته در روزگار ما، کم‌ترین نگاه به «شهر ریوند» گردیده، بازخوانی و بازکاوی در این زمینه را درونمایه دنباله این نوشتار فرانهاده و به پیگرد آن در متون تاریخی و جغرافیایی می‌پردازیم.

از «ریوند»، به عنوان یک نقطه جغرافیایی –شهر (مدینه) و یا روستا (قریه)-، در متون گوناگون، سخن رفته است. ابن حوقل (قرن 4 هجری) شهرهای نیشابور را چنین بر می‌شمرد: «لنیسابور حدود واسعة و رساتیق عامرة و فی ضمنها مدن معروفة کالبوزجان و مالن المعروفة بکواخرز و خایمند و سلومک و سنکان و زوزن و کندر و ترشیز و خان روان و ازاذوار و خسروکرد و بهمن‌آباذ و مزینان و سبزوار و دیواره و مهرجان و اسفرایین و خوجان و «ریوند»، و إن جمع الی نیسابور طوس فمن مدنها الرایکان و طبران و نوقان و تروغوذ»(صورة‌الارض؛ ج2، ص 433-434) مقدسی (336؟-380 هـ.ق)، به گفته مردم روزگار خود، نیشابور را «ایرانشهر» نامیده و از «ریوند»، در کنار دیگر شهرهای قلمرو نیشابور، نام می‌برد: «و لایرانشهر: بوزجان، زوزن، طرثیث، سابزوار، خسروجرد، ازاذوار، خوجان، «ریوند»، مازل، مالن، جاجرم، و خزائنها: طوس؛ قصبتها: الطابران، النوقان، و الرادكان و جنابد، استورقان، تروغبذ، نسا: مدنها اسفینقان و السرمقان فراوة، شهرستانة، و أبیورد: مدنها مهنة، كوفن.»(احسن‌التقاسیم؛ ص50-51)

ابوعبدالله حاکم (321-405 هـ.ق)، می‌گوید: «ریوند، که ربع به آن منسوب است قریه کبیره معموره بود، بانی آن انوشروان عادل.»(تاریخ نیشابور، ص 215) ادریسی (493-560 هـ.ق)، مدُن (=شهرهای) قلمرو نیشابور را چنین نام می‌برد: «لنیسابور، حدود واسعة و رساتیق عامرة و فیها مدن کثیرة معروفة مثل: البوزجان و مالن و خایمند و سلومک و سنکان و زوزن و کندر و ترشیز و خان روان و ازاذوار و خسروکرد و بهمن‌آباذ و اسفرایین و خوجان و «ریوند» و نوقان و تروغوذ. و مدینة نیسابور، قطب لما حولها من البلاد و الأقطار و ذلک من نیسابور ...»(نزهة‌المشتاق، ج2، ص 690) اما ابوالفداء (قرن 8 هجری)، «ریوند» را با عبارت «و هی قریة کبیرة» -و آن، روستایی بزرگ است- یاد می‌کند.(تقویم‌البلدان، ص 505) باری، نام این آبادی (شهر یا قریه کبیره)، در میان شهرهای عمده نیشابور (= بخش غربی خراسان بزرگ؛ دربرگیرنده ناحیه‌ای از غرب ولایت بیهق تا شرق ولایت توس)، در کتاب‌‌های معتبر جغرافیایی و تاریخی قرون نخستین هجری آمده است. برآیند این گفتارها، «شهر ریوند» را به عنوان یکی از آبادی‌های عمده و مطرح خراسان آن روزگاران، نمایان می‌سازد.

 جغرافیای ریوند:

 ابوعبدالله حاکم (قرن 4هـ.ق)، نشابور را در 4 ربع (= بخش) و 12 ولایت (= شهرستان، که عبارتند از: بیهق (سبزوار)، جوین، اسفراین، خبوشان (قوچان)، ارغیان، پُشت (کاشمر)، رُخ، زوزن، خواف، ازقند، جام و باخرز، جاجرم) معرفی می‌نماید. او دریاره ربع‌های (ارباع = بخش‌ها) نیشابور می‌نویسد: «اما ارباع نشابور، چارست: ریوند، مازل، شامات، بشفروش. و کیفیت قسمت و مساحت، آن است که از چار طرف مسجدِ جامع، به هر طرفی رفتند و تا کنارِ زمین ولایت، قری و قنوات را به آن رَبع نسبت دادند و به قریه‌ای که در آن جانب، معمور و بیشتر بود، اضافه کردند.»(تاریخ نیشابور، ص 214) او در دنباله نوشتار خود، بخش ریوند را چنین معرفی می‌نماید: «اما ربعِ ریوند، از حدِّ مسجد جامع بود تا مزرعه احمدآباد، اول حدود بیهق، طول او سیزده فرسخ. عرض او از حدود ولایت طوس تا حدود بشت. پانزده فرسخ. مشتمل بر زیاده از پانصد دیه که بعضی را یک قنات بود یا دو یا سه یا چهار یا پنج. و ریوند که ربع، به آن منسوب است، قریه کبیره معموره بُوَد ...»(همان، ص 214-215)

با این پیشینه، «شهر ریوند»، مرکز بخشی از شهرستان نیشابور، بوده که محدوده آن: از شرق، به مسجد جامع شهر نیشابور؛ از غرب، به مرز شهرستان بیهق (سبزوار کنونی)؛ از جنوب، به شهرستان بُشت (کاشمر کنونی)؛ از شمال یا شمال غرب، به شهرستان توس می‌رسیده است. این بخش، مساحتی در حدود 13 فرسنگ در 15 فرسنگ داشته است. مقدسی، گوشه‌ای دیگر از جغرافیای شهر ریوند را بر ما روشن می‌سازد او در بخشی از کتاب خود که به مسافت بین شهرهای اقلیم خراسان می‌پردازد، می‌گوید: «تأخذ من نیسابور الی ریوند مرحلة ثم الی مهرجان مرحلتین ثم الی أسفراین مثلها»(احسن‌التقاسیم، ص352) از «نیشابور» گرفته تا «ریوند» یک مرحله، سپس تا «مهرگان» دو مرحله، سپس تا «اسفراین» همان اندازه (ترجمه احسن‌التقاسیم، ج2، ص515) چنانکه می‌دانیم، شهر اسفراین –که مهرجان نیز در نزدیکی آن بوده است- در شمال غربی نیشابور واقع شده و امروزه، از طریق جاده ارتباطی موجود، فاصله این دو شهر، در حدود 170 کیلومتر، و فاصله مستقیم هوایی آنها حدود 145 کیلومتر) است.(8) بر پایه این آگاهی‌ها؛ شهر ریوند در حدود یک‌‌پنجم نخست راه نیشابور به اسفراین، یعنی در حدود 30 تا 35 کیلومتری شمال غربی شهر نیشابور، قرار داشته است.

از دیگر داده‌های جغرافیایی مرتبط با «شهر ریوند» می‌توان به نهری در میان شهر، و همچنین دروازه غربی شهر –به سوی ری گشوده می‌شده- اشاره نمود که در «احسن‌التقاسیم» از آن یاد شده است.(ترجمه احسن‌التقاسیم، ج2، ص463). همچنین گفتارهای حاکم –اشاره به قنات‌های فراوان- و مقدسی که می‌گوید: «ریوند؛ ربع سریّ نزه كثیر الكروم و الأعناب الجیّدة و الفواكه الحسنة و به سفرجل لا یری مثله» بخشی پاکیزه و والا با تاکستان‌های بسیار و انگورهای نیکو و میوه‌های خوب و در آنجا گلابی‌ای است که همانند آن دیده نشده است(احسن‌التقاسیم، ص316)، نشانگر اوضاع بسامان اقتصادی و بَردهی و سودبخشی کشاورزی در «شهر ریوند» و دیگر آبادی‌های ناحیه ریوند است. همچنین «معدن فیروزه» را می‌توان به عنوان شناسه شاخص بخش ریوند نیشابور -و پیرو آن؛ شهر ریوند به عنوان مرکز بخش ریوند- نام برد. مقدسی می‌گوید: «به معادن كثیرة بنیسابور فی رستاق ریوند معدن الفیروزج و ...» معدن‌های بسیاری در نیشابور است، در رستاق ریوند، کان فیروزه است(احسن‌التقاسیم، ص326)  

 شناسه‌های فرهنگی ریوند:

 یکی از شناسه‌های شاخص ریوند که در جغرافیای تاریخی این ناحیه ثبت گردیده(احسن‌التقاسیم، ص326)، «کان فیروزه» است؛ سنگ فیروزه به عنوان سنگی بهادار و دارای ویژگی‌های ارزشی معنوی که ریشه در باورهای عموم مردم –از دیرباز تا کنون- دارد، دارای ابعاد فرهنگی ویژه‌ای است چنانکه، امروز یکی از لقب‌های نیشابور –سرزمین مادر ناحیه و شهر ریوند قدیم- با فیروزه پیوند یافته و «شهر فیروزه» نامیده می‎شود.(9) با این پیشینه، این پندار، چندان دور از ذهن نیست که: شهر ریوند در زمان پویایی زیست‌دوران خود، نقشی برجسته در مبادلات و مناسبات اقتصادی، هنری و فرهنگی مربوط به فیروزه داشته و همچنین، به عنوان نزدیکترین شهر حوزه شمال غربی نیشابور؛ با ارتباطاتی که با مهرجان، اسفراین، آزادوار (جوین) و استوا (خبوشان) داشته، نقشی بسزا در تحولات ارتباطی، اقتصادی و اجتماعی این منطقه، ایفا می‌نموده است.

ابوعبدالله حاکم، رویه‌ای دیگر از زیست فرهنگی «شهر ریوند» را در کتاب خود، بازتاب داده است: «و ریوند که ربع به آن منسوب است ... درو مسجدی جامع منیع رفیع و خانقاه‌های بسیار.»(تاریخ نیشابور، ص215) مقدسی نیز به این مسجد جامع اشاره می‌کند: «بها جامع قد جدّد من الآجرّ» در آن مسجد جامعی است که با آجر تجدید بنا شده است.(احسن‌التقاسیم، ص317) آوردن توضیح «قد جدّد من الآجرّ» (نوسازی با آجر) با نگاه به زمان بیان این گفتار که مربوط قرن چهارم هجری (بیش از 10 قرن پیش) است، نشانگر جایگاه و اهمیت این ساختمان فرهنگی، در دورانی است که بیشتر، بنا‌ها از خشت و گل، برپای می‌گردیده‌اند، توضیح حاکم –با عبارت «منیع رفیع»- در مورد این مسجد، جایگاه و مرتبه آن را روشن‌تر می‌سازد. افزون بر این، شهر ریوند، دارای خانقاه‌هایی بوده که حاکم، به آن اشاره کرده است. وجود چند خانقاه در یک آبادی یا یک شهر، بیانگر وجود حلقه‌های پویای اندیشه‌ورزان و معناجویان در آن منطقه است.

بی‌گمان عارفان و صوفیان و اندیشمندانی از ریوند برخاسته‌اند که شوربختانه، رویدادهای ناگوار تاریخی -از یورش‌های تمدن‌سوز مهاجمان بیگانه گرفته تا بالایای ویرانگر طبیعی، مدارک کمی از آنان را به روزگار ما رسانیده است. در «معجم‌البدان» به دو تن از دانشورزان ریوند اشاره شده است؛ یکی، أبوسعید سهیل بن أحمد بن سهل الریوندى النیسابوری (دانشمند علوم حدیث، متوفی 350ق) و دیگری، محمد بن الحسن بن علی بن عبدالرحمن ابن التیلویه أبوالفضائل المعینی الریوندی الفجكشی (دانشمند لغت‌شناس و ادیب، متوفی 537ق) است.(معجم‎البدان، ج3، ص 115 و ج4، ص236) در «تاریخ نیشابور» حاکم نیز از سه تن مشایخ مولف اهل حدیث به نام‌های ابراهیم بن احمد بن محمد بن عبدالله ریوندی، سهل بن احمد بن سهل ریوندی -ابوسعید مزکّی- و محمد بن احمد بن هارون ریوندی -ابوبکر شافعی نیشابوری- نام برده شده است.(ص155، 163و174) همچنین ابوعبدالله حاکم، سه تن دیگر از اهالی سرشناس ریوند را بدین شرح یاد می‌کند: «در اولِ اسلام، حکّام ماوراء‌النهر، سه برادر بودند: محمد و عطریف و مسیّب، هر سه از ریوند. هر یک، در آن مملکت، درم و دینار بسیار زدند و آثار آن پیداست.»(تاریخ نیشابور، ص215)

اما «بُرزین‌ مهر» را باید شایان‌ترین شناسه فرهنگی ریوند معرفی نمود که البته با پویایی و سامان کار کشاورزی در بوم ریوند بی‌مناسبت نیست.(10) «خرده‌اوستا» در بخش «آتش بهرام نیایش»؛ بر کوه ریوند، ستایش و آفرین گفته و در گزارش پهلَوی آن آمده است: «جای آذر برزین مهر، در کوه ریوند است. کار آذربرزین‌مهر، کشاورزی (واستریوشی) است، از یاوری این آتش است که کشاورزان (واستریوشان)، در کار کشاورزی، داناتر و تخشاتر و پاکیزه‌تر (شستک‌جامه‌تر) هستند.» (خرده‌اوستا، ص132؛ یسنا، ص184) ابراهیم پورداوود درباره برزین‌مهر نوشته است: «این آتشکده کشاورزان در خراسان و پایگاه آن، بر بالای کوه ریوند در ابرشهر یا نیشاپور بوده و با این همه پیدا کردن ویرانه آن، امروزه در آن سرزمین، آسان نیست.»(یسنا، ص185) و درباره «شهر ریوند» و پیوند آن با «آذر برزین‌مهر» می‌نویسد: «ریوند یکی از شهرهای معروف نیشاپور یا ابرشهر بوده، ابن رُسته می‌نویسد: ابرشهر، دارای 13 رستاق (معرب از روستاک پهلوی) و چهار طسّوج (معرب از تسوک پهلوی، در فارسی: تسو) یعنی محل است. ریوند یکی از آن چهار طسوج است. این شهر، بخصوصه بواسطه آذر برزین مهر که یکی از آتشکده‌های معروف ایران قدیم بوده شهرت داشت؛ مانند آذرگشسب «شیز» (در آذربایجان) و آذرفرن‌بغ «کاریان» (در فارس)، بسیار متبرک و زیارتگاه بود.»(یشت‌ها، ج2، ص230)

 یادداشت‌ها:

1. ابرشهر: نام پیشین نیشابور است. برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به: نعمتی، بهزاد، «نام‌شناخت؛ ابرشهر، نیشابور»، خراسان پژوهی، سال اول، ش 2، ص 191-196.

2. گنبدهای آجری مهرآباد: دو بنای آجری تاریخی، در 3 کیلومتری جنوب شهر نیشابور، که به نام‌های مهروا، مهرآباد و یا شه‌میر (شه‌مهر) خوانده می‌شوند. قدمت گنبد بزرگتر را دوره سلجوقی، و گنبد کوچکتر را دوره ایلخانی دانسته‌اند. با توجه به اطلاعات موجود، ابهاماتی در مورد گذشته پُرفراز و نشیب این محوطه تاریخی وجود دارد؛ به طوری که برخی از مورخین، وجود کلمه «مهر» در نام‌های محوطه، از ارتباط تاریخی آن‌ها با دوران رواج آیین مهرپرستی و یا وجود آتشکده آذر برزین‌مهر از دوران رواج آیین زرتشت، در زمان حکومت ساسانیان، در ایران باستان، خبر می‌دهد.(درآمدی بر جغرافیا و تاریخ نیشابور، ص121-122)

3. کان فیروزه: معادن فیروزه نیشابور، در 53 کیلومتری شمال غربی مرکز شهرستان، در دامنه‌های جنوبی ارتفاعات بینالود و در 4 کیلومتری دو روستای معدن سفلی و علیا، از دهستان فیروزه بخش تحت جلگه واقع شده است.(درآمدی بر جغرافیا و تاریخ نیشابور، ص128) با ارتقای بخش تحت جلگه به شهرستان، و تاسیس «شهرستان فیروزه»، امروزه این منطقه، از توابع شهرستان فیروزه محسوب می‌گردد.(نگارنده)  

4. همچنین نگاه کنید به: «بندهش»، فرنبغ دادگی، ص172، یادداشت شماره 17.

5. درباره موقعیت و مشخصات جغرافیایی «بینالود» نگاه کنید به: «گیتاشناسی ایران»، عباس جعفری، تهران: موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، ج1، ص 126.

6. در اوستا؛ «ریوند» (رئونت) به معنی دارنده جلال و شکوه و فروغ است. نگاه کنید به: «اوستا»، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، ج2، ص 990.

7. نگاه کنید به: «معجم‌البدان»، ج3، ص 115؛ «احسن‌التقاسیم»، ص 317؛ «الانساب»، 265b و 266a؛ «تقویم ‌البدان»، ص 505؛ «نزهة المشتاق»، ج2، ص 690؛ «تاریخ نیشابور»، ص 214؛ «الاعلاق‌النفسیه»، ص171.

8. نگاه کنید به: بخش «شهرستان فیروزه و قلمرو فیروزه‌ای ریوند» در نوشتار «در قلمرو فیروزه‌ای ایرانشهر؛ رئونت، ریوند و کان فیروزه»، نشر وبی توسط «کارنامک ریوند نیشابور».

9. این نام، همچنین بر دو کتاب نیشابورشناسی نیز گذاشته شده است یکی کتاب «نیشابور؛ شهر فیروزه» زنده‌یاد استاد «فریدون گرایلی» است و دیگری کتاب عکس «نیشابور؛ شهر فیروزه» به اهتمام دکتر «محمود اسعدی» است.

10. در بند سوم بخش «جغرافیای ریوند» همین نوشتار، بر پایه متون تاریخی و جغرافیای قدیم، به سامان کشاورزی ریوند، اشاره شده است.

 

منابع:

- «احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، تالیف شمس‌الدین ابی‌عبدالله محمد المقدسی، بیروت: دار صادر، ۱۹۰۶م/ ۱۲۸۵ق.

- «احسن‌التقاسیم فی معرفة الاقالیم» تالیف ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسی، ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مولفان و مترجمان ایران، 1361.

- «الاعلاق‌النفیسه»، تصنیف ابی‌علی ‌احمد بن‌ عمر ابن ‌رسته، لیدن: مطبعه بریل؛ ۱۳۱۲ق/۱۸۹۲م.

- «الانساب»، عبدالکریم بن محمد السمعانی، اعتنی بنشره د.س مرجیلوث، لیدن: بریل، 1912، موسسه اوقاف گیپ. نقل از: «تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، تهران: 1375، ص 282و403.

- «اوستا؛ کهن‌ترین سرودها و متنهای ایرانی»، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: مروارید، 1375.

- «بندهش»، فرنبغ دادگی، گزارنده مهرداد بهار، تهران: توس، 1390.

- «پایتخت‌های ایران»، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1374.

- «تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، 1375.

- «تقویم البلدان»، تالیف اسماعیل بن علی ابوالفداء، قاهره: مکتبة الثقافة الدینیة، 2007م.

- «خرده اوستا؛ بخشی از کتاب اوستا»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1386.

- «درآمدی بر جغرافیا و تاریخ نیشابور»، علی طاهری، نیشابور: ابرشهر، 1384.

- «دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی»، زیر نظر کاظمی موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی،1383.

- «صورة الارض»، تالیف ابی‌القاسم ابن حوقل النصیبی، بیروت: دارصادر، 1317ق/ 1938م.

- «فرهنگ اساطیر ایرانی، بر پایه‌ی متون پهلوی»، خسور قلی‌زاده، تهران، شرکت مطالعات نشر کتاب پارسه، 1392.

- «فرهنگ جغرافیای تاریخی نیشابور»، سیدحسین مجتبوی، جواد محقق نیشابوری، حسن نظریان، نیشابور: دانشگاه آزاد اسلامی، 1392.

- «معجم البلدان»، شهاب‌الدین أبی عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموی الرومی البغدادی، بیروت: دار احیاء الثراث العربی، ۱۳۹۹ق./۱۹۷۹م.

- «نزهة المشتاق فی إختراق الآفاق»، تالیف شریف الادریسی، بیروت: عالم‌الکتب‏، ۱۴۰۹ق./۱۹۸۹م.

- «یسنا؛ بخشی از کتاب اوستا»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1387.

- «یشت‌ها»، تفسیر و تالیف ابراهیم پورداود، تهران: اساطیر، 1377.

#1 عطف به: شهر ریوند کجاست؟

avatar
مهدی - سه شنبه 12 خرداد 1394  

ریوند در سی و پنج کیلومتری غرب سبزوار در حاشیه جاده داورزن (به سمت تهران) واقع شده است

#2 عطف به: شهر ریوند کجاست؟

avatar
رضا - سه شنبه 19 خرداد 1394  

هر گردی پسر جان که گردو نیست یکی از دهات کرج اسمش اصفهانه پس یعنی سی و سه پل مال کرجه به تعبیر شما

#3 عطف به: شهر ریوند کجاست؟

avatar
مهدی یار - چهارشنبه 20 خرداد 1394  

مهدی عزیز! اجازه بده بهت کمک کنم. اون جایی که شما میگی، اسمش واقعیش "ریود" هست و در معجم البلدان یاقوت حموی، الانساب سمعانی، تاریخ بیهق ابواحسن بیهقی و .... که همه این کتابها مال 1000 تا 700 سال پیش هستن، اسم این روستا «ریود» ثبت شده. مردم روستا هم هنوز به روستاشون "ریود" میگن. در ضمن روستای ریود که امروزه جزء بخش باشتین شهرستان داورزن هستش و وابسته به سبزوار نیست، هیچ وقت شهر نبوده که جای بحث اون در اینجا باشه. بحث این مقاله در مورد شهر ریوند نیشابور است و نه روستای ریود ولایت بیهق نیشابور. (جهت اطلاع: سبزوار، فقط یکی از قریه های ولایت بیهق نیشابور بوده.)
در ضمن برای اینکه مطمئن بشی که حرف آقا رضا هم بی دلیل نیست میتونی به «سفرنامه خراسان و کرمان» غلامحسین خان افضل الملک که در دوره قاجاریه نوشته شده مراجعه کنی و ببینی روستایی که امروز اسمشو عوض کردن و ریوند میگن تا همین یک قرن پیش اسمش ریود بوده و ریود، ربطی به ریوند نداره.
از کارنامک ریوند تشکر می کنیم که ما رو با گوشه ای از تاریخ سرزمینمون داره آشنا میکنه و این اطلاع رسانی ها باعث میشه که مردم آگاه باشن و نذارن از تاریخ و فرهنگ سرزمینشون، سوء استفاده بشه. دمت گرم کارنامک ریوند. خوب، خواب و خیال ساختگی بعضیا رو آشفته کردی.

#4 عطف به: شهر ریوند کجاست؟

avatar
مهدی - چهارشنبه 27 خرداد 1394  

مهدی یار عزیز (بدون علامت تعجب)
ممنونم از کمک و مطلب مفیدتون
جوابی که به اقا رضا دادم با توجه به نوشته خودش بود...
بگذریم ...
ضمنا از سایت به روز و پر بازدید روزنه بابت اطلاع رسانی مفید سپاسگذارم

درج نظر

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید
XML نظرات: RSS | Atom

پل های ارتباطی کاربران گرامی با روزنه

اوقات شرعی نیشابور

۰۴:۱۷
۰۵:۵۰
۱۲:۳۳
۱۹:۱۶
۱۹:۳۴

آمار بازدیدکنندگان

۸
۱۹۷۷
۲۶۰۸
۱۰۰۴۸۸۵۹