تقویم اخبار

اردیبهشت 1397
ی د س چ پ آ ش
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31 1 2 3 4

بایگانی اخبار

لینک به روزنه

www.rovzane.com

طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

 نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد

«نقشه مسیر پیشنهادی اصفهان - مشهد از طریق اصفهان - نایین - خور - بردسکن - نیشابور - مشهد به حدود 900 کیلومتر که نزدیک‌ترین راه می‌باشد. این راه نسبت به مسیر 1200 کیلومتری فعلی، حدود 300 کیلومتر نزدیکتر بوده و از نظر حفظ سرمایه ملی یعنی وقت و سوخت بسیار به صرفه است و دو قطب بزرگ صنعتی و جمعیتی کشور یعنی اصفهان و مشهد را بسیار به هم نزدیک می‌کند.» (منبع: وب‌نوشت جغرافیای شهرستان نیشابور)

در این مسیر پیشنهادی؛ مشهد از طریق رشته‌کوه بینالود (به واسطه یکی از دو مسیر پیشنهادی «طرقبه - درود» یا «شاندیز - خرو») به مسافتی در حدود 90 کیلومتر، به شهر نیشابور می‌رسد (البته میتوان از مسیر 120 کیلومتری موجود نیز استفاده کرد)- ادامه مسیر با مسافتی در حدود 190 کیلومتر با عبور از بخش‌های میانجلگه (دقیقا در مسیر کفکی بهفدیشه) و بخش ششتمد (در مسیر سنگرد) به روستای درونه در 52 کیلومتری غرب شهرستان بردسکن (مسیر جایگزین: جاده نیشابور – کاشمر - بردسکن)؛ و سپس با ایجاد جاده‌ای به مسافتی در حدود 240 تا 260 کیلومتر به شهر خور در شمال شرقی استان اصفهان می‌پیوندد. مسیر کنونی دسترسی درونه بردسکن به خور، از طریق طبس می‌باشد که مسافت 402 کیلومتری را پشت سر می‌گذارد. از شهر خور (مرکز شهرستان خور و بیابانک) با ادامه مسیر در جهت شرق و متمایل به جنوبی، با گذر از چوپانان، انارک و نائین، سرانجام،  شهر اصفهان در دسترس قرار می‌گیرد.// نیشابور، سرزمین بینالود - http://binalud.blogsky.com/1396/08/06/post-242

#1 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
جمال آبادی - یک شنبه 21 آبان 1396  

موافقت عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی با درخواست حسین مقصودی نماینده سبزوار، جوین، جغتای، خوشاب و داورزن مبنی بر لحاظ کردن پروژه احداث جاده سبزوار - روداب - اصفهان و احتمال ارتقای راه و شهرسازی سبزوار به اداره کل با ساخت این جاده به عنوان ششمین جاده شریانی منتهی به سبزوار
متن نامه:

باسمه تعالی
جناب آقای دکتر آخوندی - وزیر محترم راه و شهرسازی

سلام علیکم. با سلام و صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص)
با احترام به استحضار می رساند که احداث جاده سبزوار - روداب - طرود - نائین - اصفهان، می تواند با کاهش ۱۱۵ کیلومتری مسیر مشهد - اصفهان و همچنین کاهش بار ترافیکی جاده مشهد - تهران و جاده مشهد - طبس - اصفهان،
نقش آفرینی گسترده ای نماید و همچنین گذر این جاده از منطقه محروم روداب که به علت خشکسالی های متعدد و پراکندگی بالای جمعیت، دچار عقب ماندگی نسبت به مناطق همجوار شده، باعث مهیا شدن زمینه رونق اقتصادی می گردد. قبلاً از بذل عنایت حضرتعالی کمال تشکر را دارم.

حسین مقصودی، نماینده سبزوار، جوین، جغتای، خوشاب و داورزن در مجلس

هامش نامه عباس آخوندی - وزبر راه و شهرسازی:
جناب آقای مهندس امینی، رسیدگی و در بودجه ۱۳۹۷ که در آذر ۹۶ به مجلس می رود، لحاظ گردد. ۳/آبان/۱۳۹۶

عزیزان دقت نمایید که احداث این جاده فقط نیاز به ۲۲۰ کیلومتر جاده سازی دارد اما در عوض حدود ۱/۵ ساعت مسیر مشهد - اصفهان را کاهش می دهد. اما احداث جاده نیشابور - اصفهان نیاز به ۹۰۰ کیلومتر جاده سازی خواهد داشت که قطعا نسبت به سبزوار - اصفهان برای دولت به صرفه تر نخواهد بود.

#2 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احمد - یک شنبه 21 آبان 1396  

سلام. ما بایستی به دنبال تعریف محورهای جاده ای مبتنی بر جغرافیای خود باشیم، پیشنهاد شما مستلزم هزینه های بسیار هنگفت و عبور از کوهستانهایی هست که احداث هر کیلومتر آن میلیاردها تومان هزینه خواهد داشت.
پس بیایید و همتی کنید تا اولویت طرح احداث جاده نیشابور-مشهد از دل رشته کوههای بینالود را بصورت همگانی مطالبه کنیم تا این طرح استراتژیک در آینده نزدیک ولو با سرمایه گذاری خارجی عملیاتی شود. و اما در خصوص جاده مشهد-اصفهان بایستی گفت که سالیان مدیدی هست که جاده روداب-احمدآباد-طرود با دویست کیلومتر جاده سازی در مسیر هموار و کم هزینه روداب-طرود، ( و نه کوهستان و رشته کوههای مرتفع حدفاصل بینالود و رشته کوههای کوهمیش) در حال پیگیری و انجام مطالعات و سایر مراحل کاری خود هست و امیدواریم که به نتیجه رسانیده شود تا هم مردمان منطقه مسیر و هم مردمان واقع در حوزه مرکزی و شمالشرق کشور و صدالبته نیشابوریهای عزیز نیز بهره آنرا نصیب برند. انشاءالله.

#3 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
علوی - دوشنبه 22 آبان 1396  

جناب جمال ابادی سبزواری! (نوسینده وبلاگ تفرقه انگیز گل زیره!) شما لطفا اظهار نظر نکن!. از دیدگاه متعصبانه شما و امثالهم فقط سبزوار باید رشد کند و نیشابور سهمی ندارد! نمیدانم چرا هروقت صحبت از نیشابور میشود شما سر و کله ات پیدا میشود! براستی دنبال چه هستی؟؟؟ بس کن دیگر. دست شما خیلی وقت است پیش نیشابوریان رو شده است. عرصه سیمرغ جای شما نیست

#4 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - دوشنبه 22 آبان 1396  

سلام به آقای حمیدرضا جمال‌‌آبادی، شهروند سبزواری محصل در زاهدان. ایشان از شخصیت‌های برجسته جنبش تولید محتوا و سیاست رسانه‌ای دیار پرافتخار سربداران هستند. یکی از بزرگترین دستاوردها و شاهکارهای ایشان وبلاگ گل زیره است که به اتفاق شاعر برومندی، در آن به تولید محتوا و سیاست رسانه‌ای می‌پردازند.

قبل از شروع بحث، از دانشجومعلم استاد، جناب جمال‌آبادی فخرآفرین، یک سوال دارم که خواهش میکنم با آن استدلال منحصر به فردشان که در وبلاگ گل زیره و سایت اسرارنامه و چند جای دیگر (نام و نشانشان بماند برای بعد ...) قلم‌فرسایی می‌کنند بفرمایند: شما که با آن بی‌ادبی موذیانه در وبلاگ گل زیره، هم‌استانی‌هایتان و مردمی که حتی روحشان از وجود افرادی با تفکرات عجیب و نامتعارفی مثل شما باخبر نیست توهین می‌کنید، چطور این افاضاتتان را آورده‌اید و در پورتال روزنه که متعلق به همین مردمی است که به آنها توهین و ناسزا گفته‌اید، مطرح می‌کنید؟!
آقای حمیدرضا جمال‌آبادی، در کتاب‌های تاریخ، مرام و منش بعضی عیاران در دوره سربداران، جوانمردی و سرافکندگی و خاکساری پس از تقصیر را متجلی می‌کردند. آیا شما و شاعر برومندی و ... که آن دوره تاریخی را معادل یک تمدن تلقی می‌کنید اینقدر متمدن هستید که بر روی سفره‌ای که نشسته‌اید و دارید از طریق آن، حرفتان را می‌زنید. در مقابل صاحب همین سفره، که جزئی از مردم نیشابور و رسانه مردم نیشابور است، بخاطر ظلمی که با بدگویی‌ها و اهانت‌های چندین‌ساله‌تان به این مردم کرده‌اید، عذرخواهی و شرمساری کنید! آقای حمیدرضا جمال‌آبادی، نشان دهید که ننگ و عار را می‌شناسید.

اما در مورد حرف‌های شما:
- فاصله مستقیم هوایی شهر سبزوار با طرود، بیش از 252 کیلومتر است نمیدانم این 220 کیلومتر جاده‌سازی را از کجا آورده‌اید؟

- نقشه‌ها را ببینید تصاویر ماهواره‌ای را ببینید به منطقه بروید و بررسی میدانی بفرمایید خواهید دید که مسیر سبزوار - روداب - طرود یک مسیر کاملا بیابانی و خشک و بی آب و علف است و از دل کویر مرکزی ایران می‌گذرد در دویست کیلومتر آخر مانده تا طرود، حتی یک آبادی وجود ندارد؟! آن 50 کیلومتر باقیمانده هم که وضعیتش مشخص است. ما به یک فاصله 250 کیلومتری مواجهیم که در بین آن حتی یک نقطه شهری وجود ندارد، یک نقطه شهری که چه عرض کنم، حتی یک نقطه وجود ندارد که جمعیت آن به 5000 نفر برسد!

برای اینکه متوجه شوید 250 کیلومتر یعنی چه، تصور کنید که فاصله بین شهر سبزوار و نیشابور، 100 کیلومتر است تازه این صد کیلومتر، مسکونی است نه بیابان بی آب و علف! برای اینکه سایر دوستان هم بتوانند این مسیر را ملموس‌تر تصور کنند جاده سبزوار به شاهرود حدود 250 کیلومتر است. همه از این جاده به سمت مشهد یا تهران رفته‌اید طاقت‌فرساترین و حوصله سر بر ترین جاده قسمت جاده تهران مشهد همین قسمت 250 کیلومتری است. حالا در نظر بگیرید که منطقه جاده سبزوار-شاهرود، به مراتب خوش آب و هواتر و آبادتر و به شکلی غیر قابل مقایسه مسکونی‌تر از جاده شریانی آقای حمیدرضا جمال‌آبادی است!

این پروژه، حداقل در ظاهر کار، یک پروژه در راستای منافع ملی نیست بلکه بیشتر اهداف محلی در آن برجسته است. به قول جمال‌آبادی: "ششمین جاده شریانی سبزوار"
یادآوری: اگر آقای جمال‌آبادی این بحث را مطرح نمی‌کردند اصلا نیازی به مطرح کردن چیزهایی که در بالا نوشتم وجود نداشت. در مقابل غرض، نباید سکوت کرد.

به امید خدا در فرصتی دیگر، و در ادامه همین نظرات، ابعادی دیگری از موضوع این مسیر را که به نظرم میرسد عرض خواهم کرد.

#5 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - دوشنبه 22 آبان 1396  

احمد عزیز.
سلام علیکم برادر

کلا با حرفهای شما موافقم هر چند یک‌ جاهایی هم انتقاداتی دارم. موافقم که بیاییم و همتی کنیم تا اولویت طرح احداث جاده نیشابور -مشهد از دل رشته‌کوه‌های بینالود را بصورت همگانی مطالبه کنیم تا این طرح استراتژیک در آینده نزدیک ولو با سرمایه‌گذاری خارجی عملیاتی شود. این جاده اگر از طرق کوهستان بینالود به مشهد ایجاد شود مسیر 120 کیلومتری فعلی فعلی به نزدیک 70 تا 90 کیلومتر کاهش می‌یابد یعنی تهران، آذربایجان و همه ایران به مشهد نزدیکتر می‌شود. اما این توجیه مناسبی برای ایجاد یک جاده از منطقه بیابانی و تقریبا غیرمسکون و در حالی خالی از سکنه شدن (به علت شرایط نامناسب اقلیمی و آب و هوایی بیابانی) روداب به طرود نیست. این فقط می‌تواند یک توجیه باشد برای بهتر کردن موقعیت مواصلاتی شهر سبزوار. به قول آقای جمال‌آبادی تولیدگر محتوا و سیاستمدار رسانه‌ای بوالعجب و وا اسفا!!!: "ششمین جاده شریانی منتهی به سبزوار"

شما اگر بدنبال توسعه منطقه هستید بیایید روی این فکر کنیم که اگر جاده کفکی - فدیشه - شامکان به جاده سبزوار - بردسکن متصل شود ما هم ارتباط جاده‌ای پابدار بین بخش ششتمد سبزوار و میانجلگه نیشابور ایجاد کرده‌ایم که ان شاءالله این 2 تا بخش شهرستان شوند، همین کار خوب ما و شما، زیرساختی خواهد بود تا این شهرستان‌ها، قوی‌تر و غنی‌تر کار خود را شروع کنند. خودخواهی هم نکرده‌ایم که بخاطر منافع یک نقطه از کل این منطقه بزرگ، با صرف منابع ملی، مسافر و زائر بخت‌برگشته را از آن بیابان برهوت عبور دهیم!

در ضمن اینکه چون ادامه این جاده کفکی- شامکان - جاده 87 (سبزوار - بردسکن) از شهرستان بردسکن می‌گذرد، کمکی هم به تقویت موقعیت مواصلاتی بردسکن کرده‌ایم. خودتان هم بهتر می‌دانید که هم جاذبه‌های گردشگری و هم وضعیت اقلیمی و هم جمعیت و هم پتانسیل توسعه این منطقه میانجلگه - ششتمد - بردسکن از منطقه بیابانی روداب و ... به مراتب، بهتر و بیشتر و اقتصادی‌تر است.

حالا این را هم لحاظ بفرمایید که از فدیشه یک جاده می‌رود به سمت عشق‌آباد و از آنجا باز یک جاده می‌رود به سمت باقریه و همایی و کدکن. یعنی با اتصال پایدار فدیشه میانجلگه به شامکان ششتمد، ارتباط این دو منطقه را با منطقه کدکن (در ادامه: رباط‌سنگ و تربت حیدریه) که بخش کدکن، خودش هم قابلیت شهرستان شدن را دارد، ایجاد کرده‌ایم. یعنی سه تا منطقه مهم ششتمد، میانجلگه و کدکن که تا امروز در حاشیه بوده‌اند با این اتفاق خوب و همکاری ما به اصل متن، برمی‌گردند.

من مطمئنم که اگر همه مسائل و قابلیت‌ها و ابعاد منطقه، برای وزارت راه و ترابری تشریح شود، آن وزارتخانه هم بودجه و اعتبارات ملی را که از محل فروش نفت و منابع ملت شرف ایران بدست می‌آید در یک جایی خرج می‌کند که بیشترین منفعت برای تاثیرگذاری مفید بر روی معیشت بیشترین جمعیت داشته باشد. ما رفاه و تقویت معیشت را برای همه مردم منطقه می‌خواهیم و نه فقط یک شهر خاص مثل نیشابور و سبزوار و .... لطفا بیایید اینطور فکر کنیم.

جناب آقای مقصودی هم قطعا گوشه‌چشمی به آینده توسعه ششتمد دارند و حتما دلسوزی می‌کنند و کمی از تلاشهایشان را به بهبود موقعیت مواصلاتی منطقه جنوبی حوزه انتخابیه‌شان یعنی بخش ششتمد و بهتر شدن معیشت مردم بخش ششتمد که جمعیتش 2 برابر بخش روداب است صرف می‌کنند. منطقه ششتمد واقعا بااستعداد است چه انز نظر اقلیمی و چه از نظر سرمایه انسانی و چه از نظر گردشگری. واقعا حیف است.

فقط اگر به جاذبه‌های گردشگری ششتمد نگاه کنیم، این استعداد که کمتر به آن توجه شده است، کاملا خودش را نشان می‌دهد. بخش ششتمد با داشتن چاذبه‌های گردشگری فراوان مثل شهر زیبا و سرسبز ششتمد (زادگاه و آرامگاه استاد ابوالحسن بیهقی تاریخنگار و خاستگاه عالم ربانی حاجى ميرزا محمدباقر شريعتمدار)، درخت کهنسال کیذقان، بافت پلکانی زیبای روستای تندک، مناظر کوهستانی زیبای کوه‌میش، روستاهای کوهپایه‌ای چشم‌نوار، امامزاده یحیی روستای عزیزآباد، امامزاده شاهزاده ابوالقاسم، دریاچه و سد سنگرد و ... واقعا شایسته توجه بیشتر از اینهاست. این جاده که به شکل پایدار خود برسد، شهرستان ششتمد مخاطب گردشگر نزدیک به نیم‌میلیونی نیشابور، فیروزه، کدکن و حتی مشهد و شرق خراسان رضوی (با جمعیت چند میلیونی) (بخاطر دسترسی راحتی که ایجاد می‌شود) خواهد بود.

در حال حاضر، ششتمد یک راه اصلی برای ارتباط با خارج از محدود خود دارد (از شمال به شهر سبزوار و از جنوب به شهر بردسکن) و در واقع برای مناطق بزرگ جمعیتی مثل نیشابور و مشهد، در یک نقطه کور دسترسی قرار دارد؛ آن وقت، چطور انتظار داریم که علی‌رغم این جاذبه‌های گردشگری خوب، این منطقه بتواند گردشگری و اقتصاد خود را رونق بدهد وقتی که کاری برای دسترس‌پذیری مفید به آن نشده است؟!

این جاده برای ششتمد موقعیت مواصلاتی ایجاد می‌کند. حالا اگر موضوع را در ابعاد بزرگتری ببینیم و تصور کنیم که این بخش در مسیر بزرگراه اصفهان به مشهد است. ششتمد متحول خواهد شد چرا که با جاذبه‌های گردشگری و اقلیم خوبی که دارد در مسیر پرتردد 2 کلانشهر شمال شرق و مرکز کشور، توقفگاه مسافران و زائران خواهد بود در ضمن اینکه با فاصله خیلی کم در شمال هم به شهر مهم سبزوار دسترسی دارد.

آقای احمد! ما اگر مسیر بزرگراه اصفهان - مشهد را از این منطقه پیگیری کنیم همه این دستاوردهایی که برای ششتمد عرض کردم به نوعی دیگری و هر یک به فراخور خود، برای میانجلگه و بردسکن و شهرستان‌ها و بخش‌های اطراف مسیر در جنوب غربی استان خراسان رضوی هم خواهد بود.

به امید خدا در فرصتی دیگر، و در ادامه همین نظرات، ابعادی دیگری از موضوع این مسیر را که به نظرم میرسد عرض خواهم کرد.

#6 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احمد - دوشنبه 22 آبان 1396  

خانم صبا.
ضمن اینکه من به عنوان یک سبزواری شیوه مواجهه آقای جمال آبادی را صحیح نمیدانم، همانطوریکه مواجهه خانم چنارانی را صحیح نمیدانستم ولی خواستم بگویم که مطلب شما کاملاٌ اشتباه میباشد. زیرا فاصله روداب به احمدآباد و سپس به طرود جمعاً 220 کیلومتر میباشد. بعبارتی دیگر با احداث این جاده که مسیرهای روستایی آن آغاز شده است و قسمت قابل توجهی از مسیر که حدفاصل روستاهای مسیر میباشد (فیمابین روداب به احمدآباد) آسفالت نیز گردیده است ،و با اجرای کامل این پروژه، دقیقاً فاصله مشهد به اصفهان 150 کیلومترکوتاهتر میگردد. البته در مقاله بالا مسیری مطرح شده که از اراضی دق میگذرد و اصولاً چنین زمینهایی قابل جاده سازی نمیباشد و موضوع دیگری که شما اشاره کردید کویری بودن جاده هست.
خانم صبا، شما که نقشه هوایی مسیر را تعریف میکنید آیا ندیده اید که کل طبیعت این قسمت از جغرافیای ایران کویر میباشد؟ مگر شما نمیدانید که تمامی جاده های منشعب از جندق (در همان کویر اصفهان) ، اعم از مسیر مستقیم به گرمسار، و مسیر مستقیم به سمنان، و مسیر مستقیم معلمان و دامغان ، و مسیر مستقیم طرود و شاهرود، همگی کویری محض میباشند؟ و آیا شما نمیدانید که همین جاده کویری که در همه شهرستانهای استان سمنان با جاده ای جداگانه تعریف شده است اگر در مسیر طرود به روداب سبزوار مورد بهره برداری قرار گیرد شما 150 کیلومتر کمتر در کویر تردد خواهید کرد؟ آیا چون مسیر منتهی به سبزوار است شما باید برآشفته شوید و بگویید کویری هست؟ . لطفاً قدری منصف باشید. واما نکته آخر اینکه بیاییم از کپی برداری طرحها و پروژه های یکدیگر دست بکشیم. متأسفانه اخلاق بسیار ناپسندی در بین برخی دوستان نیشابوری شکل گرفته که به محض طرح موضوعی خاص، آنرا شبیه سازی نموده و مطالبه مینمایند که چنین رفتاری درخور شأن تاریخ و گذشته این کهن شهر نمیباشد و شاید رفتار آقای جمال آبادی و امثالهم عکس العمل رفتارهای تقلیدی شماست.
بهر تقدیر عذرخواهم از صراحت و شاید هم جسارتم . پوزش میطلبم و انشاءالله امیدوارم که ما هرکدام باتوجه به جغرافیای طبیعی خود ، خواسته هایمان را شکل داده و درخواست نماییم (همچون احداث جاده نیشابور-مشهد از دل کوههای بینالود با ضرورت و الزام وزارت راه و شهرسازی به جذب سرمایه گذار خارجی) درغیر اینصورت حسدها و بغضها جای همه آبادانیها را خواهد گرفت و هیچ کدام از ایندو شهر روی توسعه را نخواهند دید.

#7 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
جمال آبادی - دوشنبه 22 آبان 1396  

باسلام خدمت اقای علوی نیشابوری عزیز

اولاً که باید بگم خیلی خودخواهانه حرف می زنید. یعنی بنده چون سبزواری هستم حق اظهارنظر و تحلیل درباره هیچ مسئله ای ندارم؟؟؟ لطفا دید خود را اصلاح بفرمائید و خود را کدخدای مردم خراسان تصور نکنید که یک روز به سبزوار، روزی به گناباد و شهرهای دیگر استان حسادت و توهین می کنید.

دوماً وبلاگ گل زیره در معدود جاهایی که درباره نیشابور صحبت به میان آورده، حقایق این شهر را به تصویر کشیده خواهد خوشایند مردم نیشابور باشد یا نه. مسایلی مانند رفتار سخیف خانم چنارانی، عقب ماندگی نیشابور در بسیاری از زمینه از سبزوار مانند فرودگاه، بهداشت و درمان، ورزش، آموزش عالی، شهرستانهای اقماری، و...

سوماً این دید امروز در میان نیشابوری ها بیشتر نمود دارد. که کاملا به داشته های سبزوار حسادت میکنند. نمونه اش بخاطر اورژانس هوایی چه جنجالی به پا کردید یا ارتقای بخشهای سبزوار به شهرستان. نیشابور اگر توانایی پیشرفت دارد، خود پیشرفت کند نه با حسادت به داشته های سبزوار

چهارماً همانطور که گفتم سعی کنید خود پیشرفت کنید نه با سرقت ایده ها و طرحهای شهرهای همسایه. طرح جاده سبزوار - اصفهان سالهاست که مطرح بوده و مطالعات آن انجام شده و در بودجه ۹۷ هم گنجانیده میشود چه شما بخواهید و چه نخواهید. بله من بقول شما سر و کله ام پیدا میشود تا از منافع سبزوار دفاع کرده و نگذارم کارشکنی نیشابوریها، مانع از پیشرفتمان شود که این برای شما خوشایند نیست.

در ضمن خیلی به خود مغرور نشده و توهین نفرمایید. شهر خود عرصه سیمرغ و بنده ...... نخوانید. بجای اینکارها سعی کنید به ارتقای زیرساختهای شهر محصور خود بپردازید.

دست حق یارتان

#7.1 عطف به: عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
حامد - سه شنبه 23 آبان 1396  

شما لطفا دلتون برا سبزواربسوزه لازم نیست با تخریب بقیه شهر ها خودتون رو بالا بکشید .

#8 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
یه یازدهمی - سه شنبه 23 آبان 1396  

متاسفم برای شما آقای جمال آبادی
نمیدونم چرا هر وقت حرف از نیشابور می شه
دلتون می خواد بیاین و فقط تفرقه بین دو شهرستان
ایجاد کنین!
بد نیست طرز تفکر تون رو تغییر بدین ایجاد دو دستگی
و اختلاف اونم تو کشور ی مثل ایران که همه چیزش
بخاطر اتحاد بین مردم است و همه دشمنان ایران از
این اتحاد ترس دارن ، اصلا عاقلانه نیست.
اینو یادتون باشه که مهم تر از نیشابور و سبزوار
ایرانه و ایرانی

#9 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - سه شنبه 23 آبان 1396  

بردارم جناب آقای احمد.
سلام.
برای پرهیز از تطویل مطلب، قسمت اول صحبت شما را می‌پذیرم هر چند انتقادات جدی هست.

لطفا نظرتان را درباره اینکه جاده کفکی- فدیشه - شامکان - تقاطه جاده 87، بفرمایید. نظرتان درباره استعدادهای بخش ششتمد که به آن بی‌مهری می‌شود چیست؟! سهم مردم ششتمد و میانجلگه از توسعه چیست؟ توسعه اقتصادی و بهبود وضعیت معیشت مردم این منطقه، آیا به زیرساخت نیاز ندارد؟ چرا شهرهای بزرگی مثل سبزوار و نیشابور و ... جاده‌های شریانی مواصلاتی را طوری طراحی می‌کنند که بخش‌هایی مثل ششتمد و میانجلگه، همیشه طفیلی آن‌ها باشند؟! آیا اگر بخش روداب، برای شهر سبزوار، موقعیت مواصلاتی ایجاد نمی‌کرد آیا باز هم انگیزه‌ای برای این پیگیری‌ها وجود داشت؟ لطفا منصفانه و شفاف پاسخ دهید.
(این موضوع، مصداق‌های بسیار ملموس‌تری در منطقه دارد اگر تمایل دارید بحث را باز کنم)

برداشت شما در مورد شبیه‌سازی و این طور حرف‌ها، کاملا بی‌مورد است نیشابور، از قدیم (با اسناد و مدارک معتبر و مکتوب و مکرر تاریخی) محل تقاطع شش راه مواصلاتی عمده بوده است آن هم نه در این دوران، در دورانی که خراسان، قطب تمدن جهان بود آیا نیشابور، اجازه دارد موقعیت مواصلاتی هزاران‌ساله خود را احیا کند؟!

موقعیت جغرافیایی، هندسی، فرهنگی و تاریخی نیشابور در خراسان به نحوی است که می‌تواند با همه مردم خراسان، منافع مشترک عمیق و فراوان داشته باشد. حتی با جاده بیابانی روداب-طرود هم نیز منافع مشترک دارد بالاخره آن جاده، قرار است از نیشابور رد شود. اما حرف ما چیز دیگری است ما می‌گوییم منابع ملی و پول نفت‌ خام فروشی این ملت، در جایی هزینه شود که بیشترین منفعت و رفاه را برای بیشترین تعداد هموطنانمان داشته باشد. این موضوع، شرافتا از عقل و انصاف به دور است که می‌فرمایید شبیه‌سازی و کپی‌برداری شده است.

جناب احمد، شما که اینقدر منطقی و بزرگوار هستید، با تکرار سخنان نوباوگانی که خیال می‌کنند دارند "کاری" می‌کنند، این حرف‌های پر از بوی غرض را وارد حرفهای خوبتان نکنید. همین الان به وبلاگ گل زیره آقای جمال‌آبادی آدم‌برفی‌ساز، یک سری بزنید که ببینید حیف است از شما که حرف‌های این جماعت ناروای خودپرست تفرقه‌انداز را نادانسته، تکرار کنید.

لطفا این دستاویز را که چند سال است سایت دورو و موذی اسرارنامه دارد در وب تبلیغ می‌کند کنار بگذارید به برومندی، همفکران و اعضای حرمسرایش بگویید همین آخر هفته، فرصت خوبی است به یکی از گورستان‌های اطراف شهر سری بزند و به چشم خود ببیند سنگ‎قبرهایی که بر روی آنها نوشته شده است تاریخ تولد: 1267 (به عنوان مثال) و حالا آنها زیرخاکند. دیر یا زود، نوبت ما هم می‌رسد. قرار نیست چیزی را با خود ببریم! از آن دسته نباشیم که فقط مرگ، این جهان و مردمان آن را از آزارشان، رها می‌سازد.

آقای احمد! یک سال و دو سال نیست که داریم می‌بینیم. هر وقت در مقابل منطق و سند و مدرک، سرشان افکنده شد، رفتند و در جای دیگر بدگویی و جوسازی کردند. این‌ها واقعا خیلی به مردم سبزوار و نیشابور، مخصوصا نیشابور مدیونند.

لطفا عمیقا به این موضوع فکر کنید: اینها بخاطر همه بی‌تدبیری‌ها و آزارهای پنهان و آشکاری که به این مردم رسانیده‌اند به همه مردم نیشابور و سبزوار، مدیونند. اگر بلد نبودند نباید وارد این گود می‌شدند و اگر اشتباه کردند باید متمدنانه عذرخواهی می‌کردند در ساحت شریف و بی‌ریای مردم سبزوار و نیشابور.

آقای حمیدرضا جمال‌آبادی!
متاسفم و نگرانم برای آن نسلی که قرار است مربی‌اش شما باشی. از شما توضیح خواستم درباره رفتارت، و شما رفتی دوباره حقارت را روی دیوار وبلاگت پراکندی؟! امیدوارم همین بزک ناچسب فرهنگی بودن که بر روی خودت کشیده‌ای تاثیری بگذارد و روزی بفهمی، وقتی که داری درباره جمعیتی نیم‌میلیون نفری از مردم شهرستان همسایه‌ات و از هموطنانت صحبت می‌کنی، مرد باشی و خودت را مسولانه در ساحت شرف و آرام و بی‌ریای همین مردم ببینی! بیش از هر کس دیگری، دست حق یار خودت باشد که بتوانی روزی به نعمت فهمیدن ننگ و عار نائل شوی.

مرد حسابی! شما درباره در و دیوار و آجر و بتن صحبت نمی‌کنی، درباره یک جامعه درباره نزدیک به نیم میلیون نفر انسان حرف می‌زنی! میفهمی آقای دانشجومعلم محصل در دانشگاهِ ...؟

#10 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صابریان - چهارشنبه 24 آبان 1396  

جالب است برخی هم استانی های سبزواری کاهش ۱۵۰ کیلومتری راه مشهد_اصفهان را از مسیر سبزوار توجیه پذیرتر از کاهش ۳۰۰ کیلومتری از مسیر نیشابور می دانند!!! و بعد ما نیشابوری ها را به حسادت و هرچیزی که دلشان میخواهد متهم میکنند!!!
ما با پیشرفت سبزوار شما مخالف نیستیم اما اجازه نخواهیم داد جایی که حق ما بیشتر است، حق ما را بیش از این ضایع کنید

#11 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
حجت - چهارشنبه 24 آبان 1396  

سلام به همه دوستان
طرح فوق کمی اصلاح شود بهتر است. با توجه به بزرگراه حرم تا حرم اگر از کفکی که محل بزرگراه حرم تا حرم در نیشابور است به درونه و بعد خور وصل شود، در این صورت فاصله ها به قرار زیر خواهد شد:
مشهد به کفکی 150 کیلومتر معادل 1 ساعت و نیم
کفکی به درونه معادل 250 کیلومتر معادل 2 ساعت و نیم
درونه به خور اصفهان معادل 160 کیلومتر حدود 1 ساعت و نیم.
در مجموع به 410 کیلومتر مسیر احتیاج است و زمان مشهد به اصفهان نیز به 6 ساعت کاهش می یابد.
پایدار باشید

#12 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احسان - چهارشنبه 24 آبان 1396  

دوستان عزییز پولی برای ساخت هیچ کدوم از این جاده ها وجود نداره.چرا الکی با هم بحث می کنید و کدورت ایجاد می کنید.

#13 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
omid - پنج شنبه 25 آبان 1396  

به دلیل همین بیابانی بودن مسیر بود که مسیر تهران سبزوار خوشاب چکنه قوچان را به بزرگراه محور قوچان- بام- اسفراین- سنخواست- جاجرم- میامی تغییر دادند و الان هم در دست احداث است.
این هم آدرسش
http://mashhadomran.ir/ar/item/2219-2219.html
خط آخرش رو بخونید لطفا

#14 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - پنج شنبه 25 آبان 1396  

سلام. اینکه رقابتی ژئوپلیتیک بین شهرهای همجوار مثل نیشابور و سبزوار وجود دارد و این دو شهر از شهرهای بسیار مهم خراسان امروز هستند، تردیدی نیست. رقابت ژئوپلیتیک، در یک جا تضاد منافع دارد و در جای دیگر اشتراک منافع. این مسائل را باید مسولان و سیاستمداران از روش و با زبان مخصوص خود، به پیش ببرند و بصورتی مسالمت آمیز مدیریت کنند. این، روند منطقی و درست مدیریت و سیاستگذاری منطقه است.

اما اینکه چند جوان خام و احساساتی و ظاهرا کم اطلاع، احساس مسولیت کنند (یا این احساس مسولیت به آنها داده شود!) که ناجی وطن شوند بیایند مسائل را حل کنند و حتی (برای تاثیرگذاری بیشتر بر افکار مردم) دشمن فرضی برای وطن، تعریف کنند! نتیجه اش می شود سایت اسرارنامه با وبلاگ اقماری گل زیره که چند سال است دست به کار شده اند!

### آیا مسولان محلی و سیاستمدارن شهرستان عزیز سبزوار در فعالیت سایت برساخته از احساسات مبهم و عوامانه "اسرارنامه"، در طراحی و تداوم ایجاد این فضای بد انگ زنی و تنش زایی در محیط مجازی منافعی دارند؟

### آیا این سایت کارهایی انجام می دهند که مسولان محلی سبزوار در فضای رسمی و شفاف و جوانمردانه نمیتوانند انجام دهند؟

### این کارها چیستند که در فضای رسمی و رایج نمیتوان انجام داد و باید به یک سایت مثل اسرارنامه واگذار شود؟ تحریک احساسات مردم شهرستانهای همسایه و کشاندن مردم به فضای رقابت در راستای اهداف و رویاهای برخی سیاستمداران محلی؟ برجسته کردن نقاط ضعف یا کمتر کار شده رقیب به منظور ضعیف نشان دادن وی؟ تخریب نام و چهره فرهنگی و توانمندیهای رقیب با دستاویز قرار دادن رویدادهای سیاسی روزمره و یا اشتباهات فردی؟ باب کردن و شایع کردن فضای توهین و بدگویی مردم به یکدیگر به منظور غیر قابل اصلاح نشان دادن وضعیت و ایجاد انتزاعی احساس ضرورت منفک کردن منطقه مورد نظر این سیاستمداران محلی از استان؟

تشکیل استانی: بنا شده بر تقلب و پنهانکاری و تجاوز به حریم و تضییع حقوق و آبروی همسایه!

این همه سایت خبری در شهرستانهای سبزوار و نیشابور فعالیت میکند چرا فقط اسرارنامه، گاو پیشانی سفید چموش و موذی فضای رسانه ای خراسان است؟ آیا مسولان محلی که با گرداننده این سایت ارتباطاتی دارند، نقشی در طراحی انگهایی مثل حسادت، تکبر، ستیزه جویی و ... دارند؟
چرا سایتی که با توجه به مطلب و مواضعش، خود مصداق ناب همه اینهاست باید این انگها را به جمعیت کثیر مردم شهرستانهای همسایه سبزوار، در مطالب مختلف و با بیانهای گوناگون نسبت بدهد؟ چه کسانی و چه منافعی در این کار دارند؟

### مسولان محلی سبزوار در فعالیت اسرارنامه، چه منافعی دارند؟ آیا در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سبزوار، اداره اطلاعات سبزوار، فرمانداری سبزوار یک نفر پیدا نمیشود که موضوع به این سادگی را درک نماید دقیقا از زمان و در جریان فعالیت این سایت، نمودار تنش شهرستانهای همسایه به شدت تصاعدی شده است؟

یک شهر بزرگ سبزوار است و این همه سایت خبری، چرا گاو پیشانی سفید این منطقه، اسرارنامه است؟ آیا واقعا درک این موضوع، ضریب هوشی بالایی می خواهد؟ آیا متفاوت بودن اسرارنامه، بخاطر با استعدادتر بودن گرداننده این سایت از مابقی سایتهای سبزواری است یا جسارت و ناپرهیزگاری و بی فکری، بی مسولیتی و وقاحتی است که گرداننده این سایت در طی دوران فعالیت خود و در زیر سایه بی توجهی مسولان، نسبت به شهرستان همسایه به خرج داده و توانسته با تحریک احساسات وطن دوستی مردم، خودی نشان بدهد؟ عجیب است که همه ما در وطنیم و یک سایت پیدا میشود و با تحریک احساس در معرض تهدید قرار گرفتن وطن، این چنین بر کول مردم حداقل دو شهرستان مهم استان، سواری می گیرد؟ در این مورد، اگر منافع ملی کشور مطرح باشد، عملکرد ضعیف مسولان فرهنگی سبزوار، قابل توجیه نیست.

### آیا معاونت امنیتی فرمانداری سبزوار، از فرایندهایی که در حوزه مسولیتش طراحی و اجرا میشوند اطلاع دارد؟ آیا این مسولین به این فکر کرده اند که اگر خدایی نکرده در شهرستانهای همسایه، سایتهایی پیدا شوند که بخواهند دقیقا به همین سبک و روش اسرارنامه و گل زیره، مقابله به مثل کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

آیا سکوت مسولان محلی سبزوار، نشانگر وجود منافعی در فعالیتهای سازمان یافته و هدایت شده اسرارنامه و موارد اقماری آن است؟ ما نمیدانیم ... و الله اعلم.

امیدوارم با خواندن این مطلب، بجای اینکه به گرداننده بی قید اسرارنامه احساس مهم بودن دست دهد، تلنگری باشد بر مسولان شهرستان عزیز سبزوار که بیایند بررسی کنند که این سایت در این چند سال چکار کرده است؟ هر به سبزوار عزیز. خدمت کرده بود اثرات این خدمات، گواری وجودتان و هر جا حتی به بهانه خدمت به سبزوار، اقدام به تخریب و تضعیف شهرستانهای همسایه کرده بود، شما هم بیشتر از گرداننده متوهم و خودخواه و بی قید این سایت، به مردم شهرستان های همسایه، مدیونید. با احساس مسولیتی که دارید نشان دهید هیچ جایی برای تفکراتی مثل گرداننده وبلاگ گل زیره، حمیدرضا جمال آبادی، که احساس میکنند مملکت بی صاحب است و هر کاری که دلشان خواست انجام میدهند، نیست؟

اگر هم هیچ کاری انجام ندادید، بدانید که ما در این چند سال، به این روند عادت کرده ایم و مثل قبل شما را به عنوان یک همسایه با همان خصوصیاتی که در عمل، از خود نشان داده اید می شناسیم.

#15 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - پنج شنبه 25 آبان 1396  

پیشنهاد من این است:

"مسیر مشهد - نیشابور (درود یا خرو) - کفکی - فدیشه - شامکان - بردسکن - درونه - خور- اصفهان"
(و یا هر مسیر شبیه که در خدمت مردم شریف میانجلگه و ششتمد یا میانجلگه و کوهسرخ نیز قرار گیرد)

توسط یک تیم کارشناسی متشکل زا نماینده اداره راه و ترابری نیشابور، نمایندگان نیشابور و معاوت عمرانی فرمانداری مورد بررسی قرار گرفته یک طرح با جزئیات تهیه شود و به وزارت راه‌ و ترابری ارائه شود. ن وقت، این طرح در کنار طرح همشهریان محترم و عزیز سبزواری‌مان در اختیار وزارت راه قرار می‌گیرد.

به هر حال این جاده، حداقلش این است که دو بخش میانجلگه و ششتمد را از تنگنای ارتباطی فعلی در می‌آورد و اقتصاد آنها را رونق می‌دهد. در مورد بقیه مسیر هم مزایایی وجود دارد.

به هر حال، روزی باید ششتمد و میانجلگه به هم مرتبط شوند آن وقت، ناخودآگاه؛ این مسیر، راه خودش را پیدا می‌کند. مسافران و زائران، که استفاده‌کنندگان اصلی جاده مشهد - اصفهان هستند، راهی که به نفعشان و باب میلشان هست را انتخاب خواهند کرد. ممنون.

#16 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احمد - آدینه 26 آبان 1396  

سرکار خانم صبا سلام.
به عرضتان میرسانم که بطور کلی ایجاد هر محور مواصلاتی در هر نقطه کشور یقیناً منافع ملی را دربرخواهد داشت. کفکی- فدیشه- شامکان و .... جای خود دارد. خانم صبا ، بهرحال طرح محور روداب-احمدآباد-طرود موضوعی نیست که متعلق به امروز و یا دیروز باشد. شما نیک میدانید که بخش اعظمی از مردم بیارجمند شاهرود دارای مراودات تجاری و اقتصادی دیرینه با سبزوار هستند. حتی بعضاً در این شهر ساکن بوده و یا اینکه خانه دومشان سبزوار هست و اصولاً لهجه آنها همچون لهجه محلی ما میباشد و بطور کلی قسمت قابل توجهی از منطقه بیارجمند پس از انتزاع شاهرود و سپس ایجاد استان سمنان از سبزوار جدا شد. بهرحال امروزه بازار محصولات دامی و کشاورزی آن منطقه در شهر سبزوار بوده و جالب آنستکه آنچه تاکنون از مسیر روداب-احمدآباد اسفالت گردیده با همت بلند مردمان این خطه شکل پذیرفته است. و اما نکته دیگر آنکه مگر چه فرقی بین ششتمد و روداب وجود دارد . هر دو بخش یاد شده بن بست هستند و اینکه روداب در اینخصوص مطرح شده بدلیل ارتباط سهلتر و قرار داشتن در مسیر میباشد. خدای ناکرده کسی با ششتمد دشمنی ندارد که اینگونه بیان فرموده اید. البته یادآوری نمایم هر از چند گاهی مواردی در سایتهای نیشابور دیده میشود که آدمی را به فکر وامیدارد و بعضاً تحریک و بعض دیگر را به واکنش وامیدارد همچون طرح جاده نداشتن جوین و ششتمد و امثال آن. درصورتیکه بطور متوسط برخورداری همین مناطق کمتر از نیشابور نمیباشد و اینکه چرا از حضور امثال آقای جمال آبادی آزرده خاطر میشوید شاید بدین جهت باشد که امیدوارم تدبیری گردد و چاره ای شود.
و آخرین نکته هم آنکه اگر نیشابور در گذشته از شش مسیر جاده داشته است بجهت جغرافیای تاریخی همان دوران بوده است. و اگر جغرافیای همان دوره را در مقایسه با امروز واکاوی کنید یقیناً امروزه نیشابور به مسیرهای بیشتری هم دسترسی دارد و جمله پایانی آنکه هرجا توسعه یابد و هر آجری که در سپهر این وطن کار گذاشته شود اسباب خشنودی همه ماست زیرا که همه خاک ایران سرای من است.

#17 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - شنبه 27 آبان 1396  

جناب آقای احمد.
شیوه نگاه شما به مسائل منطقه، واقعا قابل احترام است و براستی؛ شیوه و نگاه سنتی و همه‌پسند و مورد وفاق همه مردم نیشابور و سبزوار نیز همین دیدگاه است.

اما آنچه در یکی دو دهه اخیر، اتفاق افتاده است مسیر دیگری را برای این منطقه، رقم زده است. حاصل دست‌درازی‌هایی که برخی سیاستمدان به حریم همسایه‌ انجام دادند و سایت اسرارنامه که به عنوان عامل تبلیغی و تسهیلگر فضای روانی فعالیت این طیف سیاستمداران و تفکر همسو با آنان ایجاد شد؛ فضای بد تنش و بی‌اعتمادی را چنان ترویج کرده و گسترده است که به سلامت و آبرومندی، بیرون رستن از این منجلاب برساخته از خودپرستی و قدرت‌طلبی و بی‌تدبیری این گروه معدود اما اتصال یافته به رانت‌های سیاست و قدرت؛ کاری بسیار دشوار است.

علی‌رغم همه دفاع‌های صورت گرفته، اما رنج‌ها و آزارهایی که این قشر، بر روح و حیثیت نیشابور و نیشابوریان وارد کردند، به حجمی است که شرایط کنونی را ایجاد کرده است. خوشبختانه، روحیات "رایج" در عموم نیشابوریان به گونه‌ای است که واکنش نسبت به مرود و فرد ایجاد کننده موقعیت است بر خلاف حرکت ناجوتانمردانه‌ای که در اسرارنامه و گل زیره و چند اکانت و فضای مجازی دیگر در حوزه سبزوار دیده می‌شود. به عنوان مثال؛ نیشابوریان، خواهان تعیین تکلیف شخص حسینی بودند اما این‌ها آمدند و فضا ایجاد کردند که نیشابوریان دارند قیصریه را به آتش می‌کشند! جریان چنارانی را هم که خودتان شاهدید یک نفر و یک گروه وابسته به او یک اقدام انجام داد و اسرارنامه و نوچه‌هایش نوشتند "نیشابوریان در مقابل ایران" ایستاده‌اند آیا حسینی، ایران است؟ متاسفم برای این ایران. و بعضی موضوع را که ربطی به قضیه نداشت و تصاویر گردهمایی 150 تا 200 نفری را که در میدان خلیج فارس سبزوار حاضر شده بودند تا آیینی را برگزار کنند (عکس‌ها گویاست). اینها آمدند در کنار عکس رویداد چنارانی گذاشتند و نوشتند "دریای غیرت ملی در سبزوار و آتش تعصبات قومی در نیشابور، هر دو دریک روز"! من درمورد آن دریای غیرت ملی، اظهار نظری نمی‌کنم اما کدام تعصبات قومی؟! این تیترها، تحلیل‌ها و تبلیغ‌های آبکی و تحریک‌کننده عوام، آیا بجز از ذهن یک آدمی که خود بیمار مزمن تعصبات قومی است می‌تواند بروز پیدا کند؟!

امید برومندی! کدام دریا!؟ کدام آتش؟! کدام قیصریه؟! کجایی برادر؟! چه می‌کنی؟! چه می‌نویسی؟! در چه حالی؟! آیا فکر می‌کنی بجز تو، این سبزوار بزرگ با این همه آدم فرهیخته و تحصلیکرده و فهمیده، کس دیگری را ندارد که بیایید توسعه‌اش بدهد؟! چرا به همشهریان خودت اعتماد نداری و فکر می‌کنی فقط تو می‌فهمی و تو باید ناجی این مردم باشی؟! واقعا فکر می‌کنی در سبزوار به این جمعیت و بزرگی، کس دیگری است که بخواهد به فکر این شهر باشد؟! این رسالت را از کجا آورده‌ای؟! مرد حسابی، آدم واقعا باید اینقدر در حال خودش باشد که متوجه نشود بعضی وقت‌ها واقعا دارد به همشهریان و خانه خودش هم توهین و بد می‌کند؟!

آقای برومندی! به فکر حال خودت و به فکر نجات خودت باش برادر! رفتارت به کودکانی می‌ماند که از بس در خانه کم محبت دیده‌اند و توسری خورده‌اند در مدرسه دائما با خود و این و آن درگیرند! عزیزم! هنوز از شما سن و سالی نگذشته است برو و به فکر درمان باش و ادامه زندگیت را اینطور نباش ... این تناقض‌ها در زندگی شخصی‌ات حتی اگر سعی کنی بهترین رفتار را داشته باشی، در یک جایی میزند بیرون و کار دست خودت و خانواده‌ات می‌دهی. چرا اینقدر وجدان و روان و آخرت خودت را درگیر فعله‌گری و مزدوری برای تحقق آرزوها و تخیلات کسانی می‌کنی که شاید و به احتمال زیاد، کمترین توجه را زمان تقسیم غنائم به تو خواهند داشت؟! اصلا به فرض اینکه این مساله هیچ ربطی به کسی ندارد زندگی خودت هست؛ چرا احساسات خودت را کنترل نمی‌کنی و راه و بیراه و به بهانه‌های مختلف، به همسایه‌ات سنگ پرت می‌کنی؟! چه کسی این مجوز را به تو داده که یک اشتباه فردی یا گروهی در یک جایی اتفاق می‌افتد و برداری و در بلندگو کنی که نیشابوری‌ها فلان کردند؟!

میدانی اگر خدایی ناکرده بخواهد مقابله به مثل شود، آنقدر سوتی و اشتباه فردی و غیر فردی و رسمی و ... هست که فضاحتی ایجاد می‌شود که جمع‌کردنی نیست؟! بفهم برومندی ... بفهم امید خان ... بفهم ای تنها ناجی سبزوار ... بفهم ای کسی نمی‌تواند تو را درک کند ... بفهم ای نابغه رسانه‌ای ... بفهم ای سیاست‌مدار رسانه‌ای ... هنوز هم می‌خواهی با کلمات خودت، خودت را به خودت بشناسانم ... بفهم. همیشه 29 ساله نمی‌مانی برادر! کاری کن که اگر 20 سال دیگر به پشت سرت نگاه کردی، وجدانت راحت و آرام باشد. حق کسی بر گردنت نباشد.

از خوانندگان، بخاطر لحن صریح پاراگراف‌های بالا، عذرخواهی می‌کنم ... یک نفر باید حال نزار این جوان را به او بگوید. من مسؤلیتی نسبت به ایشان ندارم اما در برابر آسیبی که ایشان برای وطنم ایجاد می‌کند چون می‌بینم و درک می‌کنم این آسیب را ... مسؤلم. اگر مسولان دلسوز سبزوار از همان اول کار ایشان حواسشان به این آدم بود و به او نهیب می‌زدند که داری چکار میکنی؟! اصلا نیازی به این حرف‌ها نبود. خدا شاهد است مجموع کارهای این جوان را می‌بینم اگر هدایت می‌شد و درست استفاده می‌شد می‌توانست کمک خوبی برای یک سری فعالیت‌ها در سبزوار باشد ولی مجموع عواملی که نمی‌دانم واقعا چیست یک تفکر هتاک و کینه‌ورز را بوجود آورده که نیش آزار را در لابلای زیرکی الفاظ و تعارفات و احترامات می‌پیچاند و تحویل مخاطب می‌دهد.

آقای برومندی و همکاران! در مطلب قبلی پیشنهاد دادم به گورستان بروید تا دریابید که اینها که برایشان زندگی‌ات را گذاشته‌ای با خودت نمی‌توانی ببری و حالا پیشنهاد می‌کنم وقتی در خیابان قدم می ‌زنی به این مردم نگاه کن و با خود فکر کن تاثیر بدی که با تفکر و رفتار و مطالب موزیانه‌ات بر زندگی آنان و نسل‌های آینده همشهریان خودت می‌گذاری چیست؟! شما فقط میهمان‌کشی!!! در یکشنبه سیاه را در تاریخ ثبت نکردی بلکه کینه‌توزی و نامردی و نگاه لاشخورانه یک فعال رسانه‌ای بسیار مدعی، تاکید می‌کنم: بسیار مدعی!، را در تاریخ ثبت کردی. تاریخ، چنانکه که تو فکری می‌کنی، بچگانه و کور نیست! در اندازه تاریخ باش، بعد به تاریخ، فخر بفروش. اگر متوجه این جمله نمی‌شوی، خبر بده تا برایت تفسیرش کنم.

برومندی! من نه رسانه دارم، نه نویسنده‌ام و نه جنبش رسانه‌ای دارم نه ادعای تولید محتوا، و نه می‌خواهم استانی ایجاد کنم و نه هیچ چیز دیگر ... هیچ کدام از اینها را ندارم ... اما اینقدر می‌فهمم که اگر دارم از یک معضل مثل تو، انتقاد می‌کنم، حداقل در حد و اندازه یک آدم اولیه، مسول باشم، اخلاق داشته باشم، چیزی را به همشهریان تو نسبت ندهم. این قدر معرفت و مرام دارم ...
.
.
برادر گرامی! جناب احمد
از حاشیه‌‌ای که ایجاد شد و وقت شما گرفته شد عذرخواهی می‌کنم.
خدا را شکر می‌گویم که در این وانفسا که هیاهو‌چی‌های نامسول و نیرنگ‌کار همچون اسرارنامه؛ تفکرات خوب و همگرایانه مثل شما هست و من معتقدم که عموم مردم نیشابور و سبزوار اینطور خیرخواه هم هستند. و در پاسخ حرف‌های شما اینطور خلاصه بگویم اگر توسعه را تا جایی که زیان‌رسان برای همسایه نیست، بر یکدیگر روا بداریم. همگی، هم با احداث مسیر اصفهان از طریق سبزوار و روداب همراه خواهیم بود هم با احداث بزرگراه نیشابور و جوین و جغتای، هم با احداث مسیر فدیشه به شامکان و بردسکن و هم با احداث فرودگاه نیشابور و هم با صنعتی شدن سبزوار و هم با سایر برنامه‌های توسعه دیگر که به نفع همه مردم منطقه باشد متحد و همدل خواهیم بود. خدمتتان عرض کردم اگر، روا بداریم ...

از برومندی و جمال‌آبادی و امثالهم بروید بپرسید. حتما می‌گویند نیشابوری‌ها بیایند با ما متحد شوند تا سبزوار را مرکز استان کنیم. بعدش برای نیشابور، حالا یک کاری می‌کنیم ... با توجه به موقعیت جغرافیای و ژئوپلیتیک منطقه، این روا داشتن نیست، بلکه فریب و کلاهبرداری توهین‌آمیز است.

آقایان اسرارنامه‌ای! گل‌زیره‌ای‌ها! سیاستمداران رسانه‌ای! شما اگر در حد انجام دادن کاری بودید، برای خودتان یک کاری می‌کردید! و با این سبک حقیرانه به توهین و تخریب همسایه نمی‌پرداختید! اوباشی‌گری را در غرب خراسان رضوی، تمامش کنید! گناه این مردم چیست؟!

حالا جمال‌آبادی، برود بنویسد و حتی اگر دید نوشتن هم تاثیری ندارد برود بر روی پیشانی‌اش خالکوبی کند و حتی داغ بگذارد که "نیشابوری‌ها از استان شدن سبزوار می‌ترسند" فرقی در چیزی ایجاد نمی‌شود. استان شدن سبزوار، "به تنهایی" (تاکید می‌کنم: "به تنهایی")، در راستای منافع دومین جمعیت استان و مرکز قدیم خراسان غربی در دوران اوج شکوه فرهنگی و تمدنی خراسان نیست. چرا انتظار دارید نیم میلیون نفر آدم، سرنوشتشان را در معرض ابهام و زیان قرار بدهد که شما یک آرزویی دارید؟! وقتی جواب نه می‌شنوید چرا اسیدپاشی می‌کنید؟!

برومندی! جمال‌آبادی! تولیدگران محتوا در سال 1396! سیاستمدارن رسانه‌ای! چرا اسیدپاشی می‌کنید؟! منطقی باشید و خودتان را با شرایط واقعی، وفق بدهید. چرا از مردمی که از شما هیچ انتظار و توقع و خواسته‌ای ندارند اینقدر متوقع هستید؟! اصلا دقیقا شما چه مسولیتی در قبال مردم سبزوار و نیشابور دارید که برای این مردم، اینطور تعیین تکلیف می‌کنید و اگر کسی مخالف شما حرف زد اینطوری همه همشهریانش را با خودش به باد توهین و تحقیر می‌گیرید؟! خودتان را معرفی کنید. نماینده مردم هستید؟ فرماندار هستید؟ وکیل هستید؟ دقیقا شما چه نسبتی با این مردم دارید که این رسالت بزرگ به شما اعطا شده است که هر کچه دلتان خواست درباره این مردم بنویسید و در وب منتشر کنید؟ لطفا بفرمایید و توضیح دهید. بجای توهین و فحاشی به مردم نیشابور، توضیح دهید که این رسالت عظیم را چه کسی برای شما تدارک دیده است؟

جناب احمد بزگوار! به نظر من هم هر چیز که به نفع "همه مردم منطقه" باشد را باید حمایت کرد. ممنون از حسن نیت شما.

#18 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
omid - شنبه 27 آبان 1396  

عطف به احمد
سلام
بیارجمند کلن 2000 نفره
ولی ششتمد و میانجلگه 40 50 هزار نفر
........
ضمناً مطلب که بالاتر درج کردم نیز بخوانید
تشکر

#19 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احمد - یک شنبه 28 آبان 1396  

آقای امید.
مثل اینکه موضوع بحث را متوجه نشده اید. بحث این بود که از مسیر کویری اصفهان به سمت شمال در حوزه جندق چندین مسیر جداگانه به سمت گرمسار، سمنان، دامغان و شاهرود آنهم بصورت مجزای از یکدیگر ساخته شده است. حال با توجه به اینکه از احمدآباد شاهرود به طرف روداب سبزوار (به طول 75 کیلومتر) جاده سازی شده و یا در حال ایجاد آن میباشند و از آنجایی که ارتباطات و تعاملات روستاهای مسیر یادشده با سبزوار بوده و حتی به این شهر بسیار نزدیکترند تا شاهرود، لذا خود مردم آن منطقه مترصد این راه مواصلاتی (حدفاصل احمدآباد به روداب) هستند و باز هم عرض کردم حال با درنظر داشتن وضعیت یادشده و اینکه فاصله احمدآباد به طرود کمتر از 150 کیلومتر هست که با احداث این مسیر ( در دشت هموار و بدون مواجهه با اراضی دق کویر مرکزی ایران ) ، میتوان حداقل فاصله بدنه مرکزی ایران را به حوزه شمالشرقی کشور 150 کیلومتر نزدیکتر نمود. حال درد اینجاست چرا این همه مسیر مجزا از جندق به شهرستانهای استان سمنان تعریف شده ، کسی منازعه ای ندارد ولی برای این مقدار اندک جاده سازی حدفاصل طرود به روداب که بسیار استراتژیک بوده و مستلزم نزدیکی بیشتر همه اهالی خراسان و منجمله نیشابوریهای عزیز میباشد و صدالبته به جای کمک همگانی مردمان شمالشرق ایران ، بایستی بعضی ها مکدر شوند.
دوستان عزیز نیشابوری، خطای ما آنجاست که این جاده را از برای مردم سبزوار بدانیم و کاملاً در مغایرت و تضاد با نیشابور. اشتباه آنجاست که فکر کنیم با یک مشابهت سازی ناصحیح، جاده سازی اندک فیمابین طرود به روداب را با پیشنهاد جاده سازی طولانی ، آنهم با ترسیم مسیری خط کشی شده از نقشه های جغرافیایی ( و بدون درنظر گرفتن موانع طبیعی و اراضی دق منطقه ) مشوه نماییم. به نظر میرسد منطق آنستکه آنچه را حصولش امکان پذیر هست با یک تصور نامحتمل آمیخته ننماییم. بهرتقدیر بیاییم اینگونه بیندیشیم که اگر این جاده سامان یابد حداقل برای مردم نیشابور هم این منفعت را خواهد داشت که دو ساعت به اصفهان نزدیکتر میشوند. آقای امید در فاصله بین اصفهان تا شهرهای کویری منشعب از جندق با محورهای جداگانه خود ، شاید نزدیک به هزار کیلومتر جاده سازی شده و جمعیت کل سکنه طول مسیر ؛ یقیناً پنجاه هزار نفر هم نگردد پس اینجا ملاک جمعیت نیست بلکه جغرافیای محدوده مورد نظر مهم هست. بعلاوه اینکه اتفاقاً آبادترین و پرجمعیت ترین مسیر، همین حدفاصل احمدآباد به روداب میباشد.
پس لطفاً غبارهای چشم را شسته و دیدگان خود را به دیدن دنیایی بهتر عادت دهیم. سپاس از همه شما و خدا نگهدار.

#19.1 عطف به: عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
جمال آبادی - دوشنبه 29 آبان 1396  

سلام بر احمدآقا عزیز و هموطنان نیشابوری.

۱- اگر مردم مناطقی مانند ششتمد، میان جلگه، بردسکن و خور نسبت به ساخت جاده سبزوار - طرود اعتراض داشته باشن باز یه چیزی نه نیشابوریای عزیز. چون بالاخره اون خودروها و مسافرانی که از سمت اصفهان قراره بیان سبزوار، از نیشابور هم عبور میکنن و به اقتصاد نیشابور هم کمک می شود.

۲- احداث جاده سبزوار - طرود، مسیر مشهد - اصفهان را حدود ۱۰۰ کیلومتر نسبت به محورهای دامغان، بیارجمند و طبس نزدیکتر می کند.

۳- احداث ۲۲۰ کیلومتر جاده در منطقه بیابانی و مسطح روداب - طرود بسیار آسانتر و به صرفه تر از ساخت جاده در کوههای کوه میش ششتمد، کوهسرخ و کوههای جنوب نیشابور است.آنهم ۹۰۰ کیلومتر.

#20 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
محسن - سه شنبه 30 آبان 1396  

عطف به امید:
آیا می‌دانید دقیقا همین که شما میگید منطقه بعلت بیابانی بودن و فعالیت شدید شن‌های روان، یکی از مناطق معروف طوفان شن یا طوفان سیاه در کشور هست؟ آیا می‎دانید این حرکت شن‌های روان، طوری هست که به تهدید درجه یک برای شهر سبزوار تبدیل شدن؟
آیا در طوفان شن، رانندگی کرده‌اید؟ اگر رانندگی نکرده‌اید بدانید تنها کاری که در این جور وقتها میشه انجام داد اینه که بزنی کنار و وایستی که طوفان تمام بشه.
آیا میدانید که هیچ شبیه‌سازی‌ای در کار نیست و احمد آقا داره جوسازی میکنه؟ چون اصلا این دو تا جاده به هم ربطی ندارن. باید تفکرات جهان سومی رو کنار بذاریم و یک گروه کارشناسی، مسیرها رو بررسی کنن. منافع کوتاه‌مدت رو نباید بخاطر پول، به منافع بلندمدت کشور و امنیت و رفاه ایرانیان ترجیح داد.

#21 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احمد - چهارشنبه 01 آذر 1396  

آقای جمال آبادی. محور طرود-احمدآباد-روداب بمیزان 150 کیلومتر تقلیل مسافت ایجاد میکند.
آقای محسن. کدام جوسازی؟ شما از کدام شرایط اقلیمی صحبت میکنید؟ گویی که به غیر از کویر ، در انتخاب دیگری مخیر هستیم و ابا میکنیم و ....
من نمیدانم چرا برخی میخواهند اینگونه بحث نمایند.
بهرحال وقتی که چارچوب تعاطی افکار بر این مدار باشد و خط کشی و عصبیت و شعار و تحمیل و .... چاره کار شود ، لاجرم باید گفت که شما راه خود را بروید و ما راه خود را میرویم. ولی یادمان باشد که چنین رویکردی یقیناً هم افزایی را به ارمغان نخواهد آورد و .....

#22 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
محسن - چهارشنبه 01 آذر 1396  

احمد جان. لطفا آرامش خود را حفظ بفرمایید. هر پروژه‌ای موافقان و منتقدانی دارد. من نوشتم که باید این مسیرها بررسی کارشناسی بشن.
با اتهام ردن و فرار به جلو کردن که کاری پیش نمی‌رود. شاید کار شما پیش رفته است که افرادی مثل جمال‌آبادی و شما و ... وقتی می‌بینید طرف پا نمی‌دهد سریع می‌زنید زیر کاسه کوزه‌ها و همه می‌شکنید.
مگر شما تا حالا راه دیگری به جز راه خودتان را رفته‌اید که این حرف‌ها را می‌زنید شما از اولش هم راه خودتان را می‌رفتید الان هم دارید راه خودتان را می‌روید. دمتان هم گرم. آفرین.
ولی لطفا منت نگذارید، منت گذاشتن از طرف کسی قبال تحمل است که یک ایثاری، یک لطفی، عنایتی کرده باشد. اگر کرده بودید من خودم شخصا به دستبوسی می‌آمدم، از آزارها و جوسازی‌‌ها و مخفی‌کاری‌ها بگذریم ... نمی‌دانم معنی این‌همه طلبکاری، چیست بخدا؟!
خدا توفیق داشتن یک رقیب خوب و بااخلاق را به ما عنایت کند.

#23 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احمد - پنج شنبه 02 آذر 1396  

آقای محسن. لطفاً خودتان را انسان با منطق جا نزنید.
شما هم با نوع بحث کردنتان و زور چپانیتان ، به حق همچون خانم چنارانی عمل میکنید.
این که آشفتگی ندارد و من باکی ندارم که حرف کارشناسی به خرجتان نمیرود.
متأسفانه رویکرد شما نشان میدهد که هم بر طریقت تقلید هستید و هم ید طولایی در مشابهت سازی دارید و هم در کپی برداری از سبزوار هیچ خجالت زده هم نمیشوید.
آقای محترم و سایر کسانی که خود را صاحب رأی میدانید به والله و تالله سوگند که عمده شما موضوع جاده اصفهان - مشهد را از سبزوار کپی برداری کرده اید. به مقدسات سوگند که این قماش حاضرند این جاده و یا هر جاده دیگر از سبزوار رد نشود ولی هر چه میشود بشود. به عزیزترین عزیزان سوگند چنان سیاهی بر دیدگان غلبه کرده که دیگر بجای داشتن استراتژی منطقای که پوشش دهنده همه استان باشد فقط در یک منازعه حقیر و سلبی و حذف کننده سرگرم شده اید.
عبارات فرار به جلو و طلبکاری و زیر کاسه و کوزه زدن چه عبارات سخیفی هست که شما به کار می برید. من که حرمت گذار شما بودم و بهترین دوستان و خویشاوندانم از نیشابور هستند واقعاً از جمع اندکی که به نام نیشابور داعیه دار شده اند افسوس میخورم.
بهرتقدیر این نوع مواجهه سبب میشود که نابخردی و ناجوانمردی جای همه چیز را بگیرد و در این بین خیل عظیم انسانهای نیکو سیرت از این وقایع مکدر شوند.
بهرحال برای همگان ، و بیش از همه برای خودم آرزوی انصاف و بزرگی دارم.

#24 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
محسن - آدینه 03 آذر 1396  

احمدجان. خواهش می‌کنم آرام باشید.
چرا به راه و رسم تاجران زیره، بحث می‌کنید؟!
یا زنگی زنگ، یا رومی روم؟ تکلیف را مشخص کن. یا قهر کن و برو و یا اگر می‌خواهی بمانی و تاثیر بگذاری، بمان و تاثیربگذار. اما اینکه با آن لحن، قهر می‌کنی، دو روز بعد باز برمی‌گردی و عشوه می‌کنی خدایی من یکی مانده‌ام!!! این اداها نمی‌دانم یعنی چی؟!
کسی هم در اینجا وظیفه‌ای در قبال ناز کشیدن ندارد. پس بهتر است اگر می‌خواهید فضا را رومانیتک کنید و ماجرای «دختر بابا یار بابا، شمع شب تار بابا» را شبیه‌سازی بفرمایید بهتر است پیش همان اقوام که می‌فرمایید و در جمع صیمیانه خودمانی، درد دلهایتان را افاضه بفرمایید. عجب دارم از شما که هر جا قافیه‌تان به تنگ آمد رفتید سراغ قومی و فامیلی و عاطفی کردن موضوع ...

مقدساتتان را هم برای خودتان نگه دارید. اگر این مقدسات، برایتان مقدس بودند دائما سردستتان نمی‌گرفتید و خرجشان کنید.

نگاه راهبردی به توسعه استان این است که بیشترین جمعیت استان از بیشترین امکانات بهره‌مند شوند. مزخرفاتی مثل کپی‌کاری و شبیه‌سازی هم به کسی می‌چسبد که خودش اصالت نداشته باشد. نیشابور، به عنوان مرکز خراسان بزرگ غربی، از دوران بسیار قدیم، جاده ارتباطی به مرکز کشور و از جمله اصفهان داشته است. حالا یک نفر آمده و یک طرح خیلی خام (آن چیزی که در بالا می‌بینیم خیلی خام است) برای احیای این ارتباط، مطرح رکده برای شما باید اینقدر سخت و غیر قابل هضم باشد؟!

توهمات خاص از وقایع این ده بیست سال گذشته را بگذارید کنار. فرض را بر این بگیرید، که نیشابور کم کم دارد بر می‌خیزد که خود را احیا کند. این نیشابور را قبول کنید بجای اتهامات بیخود و وهمی اذهان حاسد و بیمار؛ واقعیت را بپذیرید که موقعیت نیشابور در مرکز خراسان بزرگ غربی، موقعیتی است که می‌تواند صد در صد و در همه چیز و همه معادلات تاثیرگذار باشد. تهمت نزنید. تحریف نکنید. آزاررسان نباشید. امید برومندی نباشید. حمیدرضا جمال‌آبادی نباشید. (اسم نوچه‌ها و کارگرها را نوشتم ... مهره‌ها هم سرجای خودشان یادآوری نوشتم)

برداشت تاسف‌آور شما از مسائل بخاطر این است که روش خود شما همین است شما به داشتن دشمن و رقیب بد برای توسعه نیاز دارید ایجاد درگیری و چالش و بدگویی، سوخت موتور شما برای حرکت در راستای توسعه است می‌دانید سایت اختلاف‌افکن اسرارنامه تا همین چند سال پیش بر روی سرور دانشگاه سبزوار مستقر بود؟! چرا از امکانات دولتی و ملی برای پشتیبانی یک سایت به شدت متعصب و اختلا‌انداز استفاده شده است؟! و احتمالا خیلی چیزهای دیگر در جاهای دیگر هست که ما نمی‌دانیم. پس مشکل را در درون خودتان چاره‌جویی کنید.

جاده سبزوار طرود را هم خواستید بسازید از من دعوت کنید تا بیاییم چهار تا کلنگ هم من بزنم که حمایت رسمی‌ام را از این جاده، اعلام کنم. انتقاد هست اما مشکلی با جاده طرود وجود ندارد.

ببین پسر خوب! یک مطلب خیلی کوتاه در بالا منتشر شده که درباره جاده مشهد - نیشابور - اصفهان صحبت می‌‌کند نه حرفی از سبزوار است نه دعوتنامه‌ای برای شما و جمال‌آبادی و ... برای دفاع از سبزوار، به اینجا فرستاده شده است. در متن مقاله هم صد بار ببینید یک کلمه سبزوار هم نیامده ... درد شما چیست؟!

آقای احمد! کسی از شما درخواست دعا نکرده است. پس بهتر است بجاری آروزی انصاف و بزرگی برای خودتان و همگان؛ ابتدا برای خودتان، و فقط برای خودتان، از همان مقدساتتان کمک بگیرید و آرامشی بخواهید که بتوانید درست فکر کنید و سنجیده صحبت کنید.

بزرگترین مشکل توسعه در نیمه غربی خراسان رضوی، دیوار بلند بی‌اعتمادی است که در اثر عملکرد خودخواهانه، قدرت‌طلبانه و قشرگرایانه افرادی مانند شمقدری، سیدجواد حسینی، محسنی ثانی و ... دامن سرنوشت مردم این منطقه را سیاه کرده است.

اقدام چنارانی، که با مدیریت درست می‌توانست یک جنبش اعتراضی مفید را بوجود آورد، اما با اشتباه بزرگ احساسات‌زدگی، تنش‌ها را بالا برد و این جریان، مثل همه جریانات دیگر، سرد و خاموش می‌شود. چنارانی اشتباه بسیار بزرگر کرد. اما از این همه، یک چیز واضح و شفاف می‌ماند: دیوار بلند بی‌اعتمادی نسبت به کسانی که حقوق و حیثیت مردم نیشابور را ضایع کردند.

نتیجه‌اش برای شمقدری و حسینی و محسنی ثانی و ... چه شد؟! اینکه هزینه رویابافی، همیشه «دختر بابا، یار بابا نیست»!
غلط‌های بزرگ‌تر = هزینه‎‌های سنگین‌تر.
(احمد جان! سه تا پاراگراف آخر هم بخاطر این بود که به احساسات شما درباره خانم چنارانی هم پاسخی داده باشم)

#25 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احمد - شنبه 04 آذر 1396  

آقای محسن .
شما به حق مصداق دلبر جانان من برده دل و جان من، برده دل و جان من دلبر جانان من، هستید.
اصلاً شما به جوهره بحث توجه ندارید و مدام تصورات خود را تکرار میکنید.
البته من از محتوای بحثهای شما و اقرارهای صریحتان و چگونگی زمان انتشار نظرات، متوجه میشوم که به نامهای گوناگون ، ولی در حقیقت توسط یکی دو نفر حرفهایتان گفته میشود که البته ملالی نیست و این دوران جوانی شما نیز خواهد گذشت.
بهرتقدیر آرزومندم که به آرزوهایتان نایل شوید که آرزو بر جوانان عیب نیست.

#26 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
محسن - سه شنبه 07 آذر 1396  

آقای احمد!
جوهره بحث شما این است: کعبه آمال شما، شهر سبزوار و منافع آن است ... بی حد و حصر. هر طرح و برنامه و پروژه‌ای که یک پایه آن شهر سبزوار نباشد، در محاسبات شما هیچ جایگاه و ارزشی ندارد و هزار بهانه جور واجور، می‌بافید که موضعتان را توجیه کنید.

جوهره بحث من هم این است: خیرخواهی و به فکر منافع جمعی مردم منطقه بودن، آبنبات چوبی نیست که هر وقت، گیر کردی و به جفنگ آمدی، بیندازی وسط، و انتظار داشته باشی به واسطه آن، مردم ساکت شوند؟! اینکه شما می‌خواهی منافع جمعی مردم منطقه را همان منافع شهر سبزوار، تعریف کنی اشکال ندارد اما به شرط اینکه شدنی باشد. عبور جاده اصفهان از بیابان روداب، نسبت به منفعتی که عبور همین جاده از بخش میانجلگه و ششتمد دارد، به نفع و در راستای منافع جمعی مردم منطقه نیست.

به هر حال، روزی خواهد رسید که آگاهی‌های مردم به حدی می‌رسد که با زبان‌بازی و جنباندن رگ غیرت و توهم دشمنی دادن به مردم، نمی‌توان آنها را فریفت. روزی خواهد رسید مردم دقیقا حسب و کتاب می‌کنند بین هویت‌های ساختگی و منافع واقعی جمعی، تمایز قائل می‌شوند.

گسترش آگاهی‌های جمعی؛ جلوی همه استثمارهایی که در دهه‌های گذشته به این مردم روا شده است را خواهد گرفت.

#27 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احمد - چهارشنبه 08 آذر 1396  

محسن نام جوان.
منافع مردم و خیرخواهی گفتن تو از یکطرف.
مطرح نمودن قلابی ششتمد بواسطه توجیه عبور مستقیم جاده بر مبنای مکنونات خود از طرف دبگر.
درک نکردن جغرافیای کویری منطقا حدفاصل اصفهان به سمنان و خراسان، نفهمیدن حقیقتی که تمام شهرستانهای سمنان بصورت مستقل و از کویر مرکزی ایران به اصفهان دارای جاده مخصوص به خود هستند، ندیدن سبزوار آنهم علیرغم استعدادی که با کمترین جاده سازی و مواجه نشدن با اراضی دق و نظایر آن ، قابلیت ارتباط خراسان با اصفهان را فراهم میسازد و نفی همه اینها بخاطر لجاجت و حسادت و .... ، که چون سبزوار قرار است محوری برای این مسیر باشد پس باید اصل موضوع را پاک کرد .... و بدتر از همه تقلید و کپی برداری و بهانه جویی کودکانه ، که هر آنچه را سبزوار بخواهد ما هم میخواهیم و به آب نبات چوبی هم بسنده نمیکنیم و .....
آسمان و ریسمان را به هم بافتن و حرفهای عبث و پوچ زدن از سوی دیگر.
بسته بودن چشمها و کر بودن گوشها و فهم نکردن حرفها و شاید هم به کوری و کری و نفهمی زدن.
نه عزیز جان .....
شما را همان خانم چنارانی لایق وکیل بودن است که شیوه صغری و کبری چیدن و نتیجه برگرفتنش اظهر من الشمس است.
پاسخهایت را دوباره ورانداز کن.... براستی آنچه را که بر من خطاب نموده ای، دقیقاً همان اندیشه و دغدغه و ذهنیت خودت هست. تو و امثال تو بر همین سیاق ، تربیت فکری شده اید.
من به تو کاری ندارم و عذر خواه همگان هستم از این مجادله تهوع آور که مضر نفس و مخل عقل است. فقط از آن کسانی که احتجاج این مطلب را پیگیر هستند استدعا دارم بحث را از همان ابتدا دوباره مرور کنند تا بهتر در جریان قرار گیرند و نتیجه اش را خود قضاوت کنند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

#28 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
جمال آبادی - چهارشنبه 08 آذر 1396  

سلام به محسن عزیز

شما اگه خیلی دغدغه منافع جمعی مردم رو داری اولا برو مرمت و ارتقای جاده تربت حیدریه - نیشابور - قوچان رو که نزدیکترین جاده از دریای عمان به ترکمنستان، قزاقستان و روسیه است، از مسئولینتون بخواه ثانیاً در امور ششتمد سبزوار دخالت نکن. ششتمد همین الان در مسیر جاده ترانزیتی و شریانی اصلی بندرعباس - بجستان - بردسکن - سبزوار - بجنورد قرار داره و موقعیتش عالیه شما برو فکری برای بخش محصور میان جلگه خودت باش. ثالثاً ایجاد جاده سبزوار - روداب - اصفهان گامی در جهت منافع جمعی کل ایرانیان هستش. میگی چرا؟؟ چون با احداث این جاده مسیر خودروهای ترانزیتی و حمل کالاهای صادراتی از اصفهان و خوزستان و فارس و بوشهر به مسیر ترانزیتی سبزوار - قوچان - ترکمنستان پیوند میخوره و سریعترین راه از جنوب غرب به شمالشرق ایجاد میشه. در صورتیکه اگر جاده اصفهان - نیشابور ساخته بشه، خودروهای ترانزیتی از جنوب غرب باید از مرز سرخس به ترکمنستان برن و راهشون دور میشه چون نیشابور جاده مستقیم به ترکمنستان نداره و باید برن از نیشابور برن سرولایت که بازم در مقایسه با سبزوار - سرولایت - قوچان راه دورتر میشه

#29 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - چهارشنبه 08 آذر 1396  

*** چند نکته خیلی مهم درباره جاده کفکی - فدیشه - شامکان - بردسکن:

- کفکی در کیلومتر 22 مسیر جاده 44 ( نیشابور - تهران) قرار دارد.

- دقیقا از کنار جاده 44 و از روستای کفکی تا حصار سرخ، حدود 27 کیلومتر جاده روستایی داریم. روستای مهم فدیشه در کیلومتر 14 قرار گرفته.

- از حصار سرخ تا روستای مهم شامکان، حدود 9 کیلومتر، جاده خاکی وجود دارد اما به آسفالت و طراحی استاندارد جاده نیاز هست که با احداث این جاده 9 کیلومتری، بخش‌های مهم و آینده‌دار ششتمد و میانجلگه اتصال پایدار جاده‌ای پیدا می‌کنند.

- فاصله‌ای در حدود 25 کیلومتر برای ارتباط مستقیم شامکان با جاده 87 (بردسکن) وجود دارد که در این فاصله، اراضی کشاورزی قرار رگفته‌اند یعنی عارضه طبیعی مشکل‌ساز خاصی وجود ندارد.

با توجه به ژئومورفولوژی و دشت نسبتا هموار در مسیر جاده، فکر میکنم بتوان جاده کفکی - فدیشه - شامکان - تقاطع جاده بردسکن را با طراحی مسیر بهینه جاده، به کمترین و اقتصادی‌ترین فاصله ممکن کاهش داد.

- مسیر دیگری هم هست که از طریق شامکان به سمت جنوب می‌رود از از طریق حسین‌آباد به سنگرد می‌رسد.

- این مسیر از شامکان تا سد سنگرد، حدود 27 کیلومتر جاده آسفالته روستایی دارد.

- از سنگرد به بعد، حدود 22 کیلومتر در دره رودخانه‌ای که از سد سنگرد خارج می‌شود تا روستای البلاغ در کنار جاده بردسکن، فاصله داریم که باید این 22 کیلومتر جاده‌سازی شود. این جاده میتواند به روستاهای بیروت و روشن‌آباد که در فاصله خیلی نزدیک مسیر قرار دارند خدمات ارائه کند.

------------
جالب است بدانید که در نزدیکی همین جاده کفکی -فدیشه - شامکان - بردسکن، شهرک صنعتی عطار که یکی از بزرگترین شهرکهای صنعتی خراسان خواهد بود در حال احداث است یعنی این جاده، زیرساخت شهرک صنعتی عطار هم می‌باشد.

اگر همین جاده روستای کفکی را به سمت شمال برویم، جاده‌ای هست که از طریق حسن‌آباد سالار و همت‌آباد زمانی به شهرستان فیروزه می‌رود یعنی این جاده؛ اتصال جاده‌ای مستقیم بین بخش ششتمد و میانجلگه با شهرستان‌های فیروزه و خوشاب برقرار می‌کند.

#30 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
محسن - پنج شنبه 09 آذر 1396  

سلام
قبل از هر چیز، واجب است چیزی را یادآور شوم که معمولا براحتی فراموش می‌شود. اگر مخاطبان می‌بینند افراد با نظرات مختلف و حتی بعضا متضاد با هدف اصلی سایت می‌آیند و در این فضایی که در سایت روزنه فراهم شده به تبادل نظر می‌پردازند این موهبتی است که افرادی مثل جمال‌آبادی و احمد در محل خودشان، چیزی شبیه به آن را کمتر می‌توانند پیدا کنند و مطمئنم که اگر در جمع به این موضوع، اذعان نکنند حداقل در مقابل وجدان خودشان، معترف خواهند بود. مخصوصا حمیدرضا جمال‌آبادی، دانشجومعلم دانشگاه فرهنگیان زاهدان، که مبرهن است در چند اکانت وبی از جمله یک وبلاگ، فعالیت‌هایی در جهت تخریب نیشابور انجام می‌دهد. این افراد می‌دانند که در سایت‌های محلی خودشان، چه سطحی از سانسور و برنتابیدن تفکر مخالف حاکم است. در اینجا، متواضعانه از مدیریت محترم پورتال روزنه تشکر می‌کنم و معتقدم در پشت این فضای باز تبادل افکار، حقیقتا باید یک فکر بزرگ با روحی بردبار باشد. ببخشید که تعریف کردم اما از انصاف به دور بود که این را نمی‌گفتم. خدا خیرتان بدهد.

اما آقای احمد. در جاهای دیگری دیده‌ام که شما حرف از اتحاد سبزوار و نیشابور می‌زنید. نمی‌دانم از نظر شما اتحاد دو شهرستان برای توسعه به همبندی دو زیره‌فروش برای بدست آوردن منافع بیشتر یا دو راننده کامیون برای گرفتن بار بیشتر، چه تفاوتی وجود دارد؟! شما چند بار صریحا و با ایما و اشاره، مردم شهرستان همسایه‌تان را به مسائلی مثل حسادت متهم کردید. شما یک میلیون سال هم سنتان باشد برای من فرق نمی‌کند رفتارتان را می‌بینم شما متن مطلب بالا را ببینید من که چند بار دوره کرده حتی یک بار اسم سبزوار نیامده بود، وقتی کسی درباره سبزوار، صحبت نمی‌کند معنی کارهای شما و آقای جمال‌آبادی دانشجو معلم دانشگاه فرهنگیان زاهدان، چیست؟! ببینید دو تا زیره‌فروش، وقتی منافعشان به هم گیر کند، اتحاد و غیر نمی‌شناسند ممکن است همدیگر را به هر چیزی متهم کنند تا بتوانند طرف مقابل را تضعیف کنند و منافع بیشتری بدست آورند. شما واقعا با این سن و سال بالایتان، و با این تفکر زیره‌فروشی، با چه استدلالی فکر می‌کنید باید یک اتحاد ایجاد شود؟! وقتی این سطح از بی‌اعتمادی نسبت به مسولان یک طرف این معادله شما وجود دارد فکر نمی‌کنید قبل از این ساده‌لوحی‌های کوچه‌بازاری ساده‌لوحانه، باید به فکر این باشید که این اعتماد از دست رفته را جبران کنید؟! خبرنگار پیام سبزوار از آقای محسنی ثانی، نظرش را درباره روستاهایی که مخفیانه از حوزه انتخابیه نیشابور و فیروزه جدا کرده بودند پرسیده بود. آقای محسنی گفته بود "مردم صلاح و مصلحت خود را بهتر می‌دانند". حالا شما بروید بررسی کنید که این حضرت محسنی، حتی یک رای از آن چهار روستا داشت؟! اصلا مردم این روستاها حتی یک رای در صندوق‌های حوزه انتخابیه ایشان انداخته بودند؟! ایشان درباره کدام مردم صحبت می‌کنند؟! آقای احمد! شما با این تفکر، با این طرز فکر و عمل، انتظار چه اعتمادی دارید که بخواهید تبدیل به اتحاد شود؟! تازه این حرفه‌های محسنی شما، پیش پا افتاده ترین و یک حرف از هزاران است!
پدرم بزرگم! احمد عزیزم! ای پیشکسوت همه‌چیز فهم! به همشهریتان، آقای حمیدرضا جمال‌آبادی دانشجومعلم دانشگاه فرهنگیان زاهدان، بفرمایید که من الان یک موضوعی را تعریف کردم که همین چجند سال پیش اتفاق افتاده است نه بد گفتم و نه توهین کردم به کسی. این آقای دانشجومعلم، که قرار است نسل آینده این مملکت را تربیت کند، نرود این ور و آن ور بنویسد نیشابوریها از همه خراسان و ایران طلب دارند ننویسد متعصبان نیشابور فلان، برود سراغ همان آقای محسنی ثانی از ایشان بپرسد آن مردمی که ایشان دم از صلاح و مصلحتشان می‌زند چرا هنوز که هنوز است تن به حضور اجباری در حوزه انتخابیه سابق حضرت ثانی نداده‌اند؟!
آقای احمد! با این همه تجربه که دارید برای حمیدرضا جمال‌آبادی دانشجو معلم و امید برومندی شعرنویس، جا بیندازید استعدادشان را برای همین سبزوار خودتان نگه دارند و افاضات تاریخی در مورد بقیه شهرستانهای استان را بگذارند برای کسانی که از تاریخ و فرهنگ، سر در می‌آورند. آیا حمیدرضا جمال‌آبادی دانشجو معلم دانشگاه فرهنگیان زاهدان، متوجه نیست که حسادت دقیقا همین کاری است که ایشان و برومندی دارند می‌کند! آقای احمد! آخر این چه حماقتی است که بگویی من مال دارالمومنین هستم بعد بیایی در کنار همان شروع کنی به بد و بیراه نوشتن درباره شهرستان‍های همسایه!
آقای احمد! بزرگ! سالار! ببین برادر، شما به کسی کار نداشته باشید، مردم بیکار نیستند که بیایند با دانشجومعلم حمیدرضا جمال‌آبادی کل کل کنند! جالب اینجاست که شما کار دارید باز هم این مردم به شما کاری ندارند! شرم نمی‌کنید!

آقای جمال‌آبادی دانشجومعلم دانشگاه فرهنگیان زاهدان، که هنوز دارد کاریکاتورهای خانم چنارانی را در این ور و آن ور منتشر می‌کند! کجایی پدرم؟! یک دستی به سر آقا حمیدرضا خان همشهری‌ات بکش، احساسات ایشان، هنوز در همان دو ماه پیش، گیر کرده است. دستش را بگیر و بیرونش بیاور! این آدم می‌خواهد صدقه سرش، معلم شود و نسل آینده این مملکت را تربیت کند! وای بر ما! وای بر این مصیبت!

آقای احمد! اسم تاریخی نیشابور، ابرشهر است، در بندهش اپرنک شهر آمده است بعضی‌ از نویسندگان محلی، درباره جنبه‌های فرهنگی نیشابور مطلب می‌نویسند و با توجه به پتانسیل‌های تاریخی این منطقه، برندسازی می‌کنند. اینها باید اینقدر برای حمیدرضا جمال‌آبادی دانشجومعلم و امید برومندی شعرنویس سخت باشد که بروند بنویسند مردم ایران از نیشابور به تنگ آمده‌اند؟! بردار! شما توقعتان دقیقا چیست؟! چه چیزی به این مردم داده‌اید که این توقعات را دارید؟! شما هم بروید برای سبزوار، کار کنید کسی جلویتان را گرفته است؟! چرا به همسایه روا نمی‌دارید؟! ما تا کی باید بکشیم این درد بی‌درمان را؟!
همه شهرهای اصلی کشور دارند برندسازی می‌کنند از اصفهان بگیرید تا شیراز و مشهد و همدان و رشت و ... شما هم بروید و از تاریختان، از سابقه فرهنگی شهرستان مستند پیدا کنید و برندسازی کنید. این کارها چیست؟! تخریب؟! بدگویی؟! اتهام؟! بعد آمده‌اید می‌گویید به ما حسادت می‌کنید؟! به چی شما حسادت می‌کنیم؟!

جاده و فرودگاه تفکرش وجود نداشت حالا ایجاد شده است با توجه به پیتانسیل‌های نیشابور، پیگیری می‌شود و کم کم ایجاد خواهد شد همانطور که دانشگاه، تفکرش وجود نداشت و حالا ایجاد شده و با قوت دارد پیگیری می‎‌شود ما در یکی دو دهه آینده، مدعی هستیم در اینها. اما در مورد تاریخ و فرهنگ که معیارمان اصلا چیز دیگری است. بروید دنبال کار خودتان. بجای تلاش‌های احمقانه برای تخریب همسایه، بروید دنبال شناختن تاریخ خودتان و توانایی‌های خودتان. این کارها چیست؟! احمد جان! پدرم! برو گوش این حمیدرضا جمال‌آبادی و امید برومندی را بگیر به خودش بیاور که دارند چکار می‌کنند!
من باور نمی‌کنم که سبزوار با این همه فرهیخته و دانشمند و درس‌خوانده محتاج هویت‌سازی دو نفر مثل برومندی و جمال‌آبادی باشد؟ آیا واقعا این احتیاج هست که شهرستانهای همسایه تخریب شوند تا مثلا یک شهر خاص، قوی‌تر دیده شود؟! اگر واقعا این احتیاج وجود دارد! متاسفم. بخدا متاسفم!
احمد! پدرم! بجای کل کل کردن درباره مبحثی که در اصل آن اصلا اسمی از سبزوار نیامده است برو از اعتبار موی سپیدت برای فهماندن این بچه‌ها استفاده کن.
پدرم! حیف این تجربه و کمالات شما نیست که به همشهری‌های واقعا نیازمند خودت، برومندی و جمال‌آبادی، خدمت نمی‌کنی. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است پدر.
پدر! اگر نمی‌دانستم نمی‌گفتم. حالا که می‌دانم چه خبر است و می‌گویم شما مدیونی که با این سن و سال و تجربه و حکمت و ریش سفیدی که داری نروی این بچه‌ها را نصحیحت کنی که راه و رسم اسم درآوردن و رقابت کردن این نیست. سبزوار، خیلی بزرگتر از اینهاست که بازیچه احساسات بچگانه افرادی مثل برومندی و جمال‌آبادی شود. حالا برومندی که راه و زندگیش همین است از همین راه، نان می‌خورد. اما جمال‌آبادی مثلا صدقه سرش، قرار است معلم شود! وااسفا بر بچه‌هایی که زیر دست این معلم بیفتند!
احمد جان! بروید سراغ این همشهریان خودتان، شاید بتوانید در یک زندگی یک تغییر خوب ایجاد کنید. نگران جاده روداب هم نباشید. ساخته می‌شود ان شاءالله.

#31 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
احمد - شنبه 11 آذر 1396  

آقای محسن گرامی.
آنچه که میراث کهن ایران را تهدید جدی میکند تعصبهای بیجا و ندانم کاریهای بیمورد است. من حقیر سراپا تقصیر ، فقط و فقط برای پایین کشیدن فتیله این جریان ناصواب احساس خطر کردم. از رفتار عجیب و غریب آن روز سیاه توسط آن نماینده خانم ، که هویت ملی یک تمدن بزرگ را به سخره گرفت سخت بر عاقبت کشورم لرزیدم.
محسن گرامی و صبای محترم و هر آن کسی که دغدغه خاستگاه و تبار اجدادی خود نیشابور عزیز را دارد و ای همشهریان سبزواری که در اندیشه فردای خود هستید ، ما باید و الزاماً درک نماییم که بایستی از هجو و حذف فاصله بگیریم و بهمان سان وظیفه و تکلیف همه ماست که حرمت دار یکدیگر باشیم. اگر قرار باشد گذشته ای و پیشینه ای و میراث و عقبه ای برای ایران وجود داشته باشد یقیناً ایندو شهر در زمره سرآمدهای ایران باستان تا به امروز هستند.
دوستان گرامی نیشابور و سبزوار بنده قصد نداشتم اینگونه سخن بگویم ولی برای خیر بحث و ختم کلام نکته ای را میگویم و استدعای تعمق و تفکر و تدبر را دارم، من نگارنده حقیر توفیق آنرا داشته ام که شش کشور باستانی دنیا را رفته و شهرهایش را از نزدیک دیده ام و نیز کشورهایی دیگر و شهرهای معدودی از تمامی قاره ها را رفته ام و دیده ام و مطالعه و بررسی و اندیشه کرده ام. خواستم حقیقتی را به ضرس قاطع بگویم و آن اینکه مشهد و نیشابور و سبزوار به عنوان یک مسیر مکمل گردشگری، توانایی و قابلیت تورگردانی در مقیاس بین المللی را دارد. امروزه در دنیای معاصر دیگر همه راهها به یک رم واحد ختم نمیشود. ما بایستی این گنج پنهان را بیابیم و با تشریک مساعی، خود را در این دنیای پر از تحولات و سرعتهای سرسام آور عرضه نماییم و به جرأت و بدون هیچ تعصب و بر اساس مطالعات و تجارب مکرر عرض مینمایم که ما میتوانیم خود را در این هیاهوی جهانی ( که سهم کشورها به اندازه خرد و عقلانیت شان است ) جایگاه نیشابور و سبزوار را به جهانیان نشان دهیم. اینها همه یک شرط دارد و آن اینکه ما خودمان را مکمل همدیگر بدانیم نه مزاحم یکدیگر. و اگر همه ما بر این مسیر قرار گرفتیم و خود را در این مدار قرار دادیم آینده از آن ما خواهد بود وگرنه تقابلهای بیحاصل، فرجامی جز تلخکامیهای بیشمار در پی نخواهد داشت. راستی چه میشود که ما از آنچه که بر یکدیگر روا نموده ایم عذر خواهی کنیم. چه میشود که از آنچه سبب شده تا روزگارمان اینچنین حقیر شود ابراز ندامت کنیم .....تا از این پس یکدیگر را یاور باشیم و هیچوقت همدیگر را مهار نکنیم و هر روز عقب ماندگی را با خود بیگانه نماییم. بیاییم عذر خواه نیاکانمان و نسلهای آینده مان شویم و طرحی نو دراندازیم.
ما دارای تاریخ مشترکیم و برای من هنوز خاطره بخارای کمونیست زده در ذهنم زنده و پویاست آنجا که مردی در آنجا با ترس به من از تبار نیشابورش گفت و از هجران و سپس بسرعت از من دور شد.
دوستان گرامی. راه گریز ، و داروی درمان ما ، فقط و فقط همکاری و همراهی مشترک هست. با احترام و علاقمندی و اشتیاق این حرکت را آغاز کنید و از سیاسیون برای بهره مندی ایندو سرزمین استفاده کنید نه آنکه سیاسیون برای استمرار خود ، گذشته و حال ما را قربانی هوای نفسانی امروز و فردای خود نمایند.
بهر تقدیر اول از همه بنده عذر خواه همه شما هستم و من آنچه که به ذهنم میرسید و سخت به آن باور داشتم را بی پرده گفتم و دیگر سخنی ندارم تا عارض شوم و به محسن گرامی هم قول میدهم که دیگر مرا نه تنها در این ستون ، بلکه در سایت خود نخواهند دید. خدانگهدار همگی.

#32 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
جمال آبادی - شنبه 11 آذر 1396  

با سلام خدمت محسن و تمام هموطنان عزیز نیشابوری.

۱- قبل از هر چیز سعی کنید بر عصبانیت خود فائق آیید و در هنگام عصبانیت کامنت نزنید. در سایتها و وبلاگهای سبزوار از جمله اسرارنامه و گل زیره که گویا همچون آب در خوابگه مورچگان بوده، نظرات هموطنان نیشابوری تا آنجا موازین عرفی و ادب در کلام رعایت شود، منتشر می گردد. قبلاً در همین سایت روزنه نیز بنده چندین کامنت گذاشتم که تایید نشده و هرزنامه شدند. اما رویکرد فعلی روزنه که همان زنده باد مخالف من، قابل تقدیر است.

۲- مطالب اینجانب در وبلاگ گل زیره به هیچ عنوان برای تخریب وجهه نیشابور عزیز نبوده و واقعیتهای امروز نیشابور و توانمندیهای سبزوار نسبت به شهرهای مجاورش را به تصویر می کشد. که البته نیشابوریان به نوعی باید از این وبلاگ تشکر کنند که ضعفهای زیرساختی شهرشان را بیان میکند و بروند دنبال رفع ضعفها.

۳- اگر احمدآقای عزیز حرف از اتحاد میان نیشابور و سبزوار می زنند، منظورشان اتحاد در برابر مرکز استان است که بیشتر بودجه های استان را می بلعد.
اما شما ایشان را با گفتن کلمات زیره فروش و راننده کامیون تمسخر نموده اید در حالیکه در ادامه متن ایشان را بزرگ خواندید. در حالیکه احترام بزرگتر واجب است، اما شما فرموده اید که اگر احمد آقا یک میلیون سال هم سن داشته باشد برایتان فرقی نمیکند. پس معلوم است که در نیشابور احترام کوچکتر به بزرگتر بخوبی رعایت نمی شود و یا حداقل شما این مسئله را یاد نگرفته اید.

۴- اگر این مورد حسادت نیست، پس چیست؟؟ چرا طرح احداث این جاده را درست در زمانی که قرار جاده سبزوار - طرود در بودجه گنجانده شود، مطرح شده؟؟؟ آیا میخواهید برای خودتان بزور هم که شده موقعیت مواصلاتی پوشالی ایجاد کنید؟؟؟ در موارد دیگر هم حسادتهای برخی نیشابوریان عزیز مشهود بود. مانند اورژانس هوایی و ارتقای بخشها و آموزش عالی و بهداشت و درمان و...... ریواس فروش هم باید یاد بگیرد که خلاقیتهای دیگران برای خود استفاده نکند و خود خلاق باشد. تا وقتی تفکر ریواس فروشی بر بعضی از نیشابوریان حاکم است، ابداً نباید حرفی از اتحاد سبزوار و نیشابور زد.

۵- در مورد ۴ روستای ۲۵۰۰ نفری هم من قبلا هم گفته ام که حرفی ندارم و شاید کمی هم مخالف آن باشم چون اساساً نیازی به این کار نبود. خب بسم الله اگر شما و مسئولینتان توانایی و عرضه دارید بروید برای بازگشت چهار روستایتان پیگیری کنید. اگر نمیتوانید، ما مسئولیتی نداریم.

۶- از اینکه به خود زحمت داده و مشخصات بنده را از گوگل دریافت کرده اید ممنونم. این نشان دهنده اهمیتی است نیشابوریان عزیز به بنده و نوشته هایم است. پپیشاپیش از همه شما عزیزان سپاسگزارم. امیدوارم که از پس وظیفه معلمی که بر دوش دارم، بخوبی برآیم با دعای شما.

۷- این رفتار و عملکرد نیشابوریان است که شخصیتی را از آنها در برابر بقیه شهرها می سازد. اگر تا دیروز عطار و خیام نمادهای افتخارآمیز نیشابور در ایران و جهان بوده اند، امروز رفتار خانم چنارانی مقابل معاون استاندار، ضربه بزرگی را به اعتبار نیشابور وارد ساخته است. قطعاً از برخی نیشابوریهای متعصب که چشم خود را بر حقایق بسته اند و حسادت مدام به شهرهای مجاور دارند در آینده خواهم نوشت. حالا اگر به سبزوار حسادت دارید، به گناباد و تربت حیدریه و بقیه شهرها چرا؟؟؟

۸- آقای محسنی هرچه که بود، رفت. عدم پیگیری مسئولینتان را با کینه از محسنی توجیه نکرده و نپوشانید. مسئولین توانمند و بانفوذ نقش عمده ای در پیشرفت هر شهر دارند. مانند کاری که محسنی برای سبزوار کرد. ضمناً شما حقی ندارید که برای بنده تعیین تکلیف کنید که در کجا اظهارنظر کنم و در کجا نه؟؟؟

۹- حالا شما که اینقدر غرق در تاریخ هستید، به کجا رسیدید؟ استان شدید؟ پایتخت شدید؟؟؟ گیرم تاریخ تو بود پربار، از فضل تاریخ شما را چه حاصل. شما چه کاری برای نیشابور کرده اید؟؟؟ چه بسیار شهرهای مهم و بزرگی که از بین رفتند مانند کرج ابودلف پایتخت آل بویه و یا از اهمیت آنها کاسته شد. مانند زابل در برابر زاهدان تازه تاسیس.

۱۰- در اینکه سبزوار دارالمومنین است، شکی نیست. ولی ما هم بد و بیراه به شهرهای همسایه نگفته و نمی گوییم. بلکه یا توانمندیهای سبزوار را به تصویر کشیده و یا در برابر کسانی که پایشان را از گلیمشان درازتر میکنند، مطالبی می نویسیم که بفهمند در چه جایگاهی هستند. اگر شما جوابهای منطقی ما را بد و بیراه محسوب می کنید، ما صمیمانه از شما عذرخواهی می کنیم. کاملا برای ما عیان است که برخی مردم نیشابور بیکار نیستند تا بیایند خود را با سبزوار مقایسه کنند و با آنها کل کل کنند. یک نمونه خود شما که اصلا بیکار نیستید و کل کل هم نمی کنید.

۱۱- بنده هیچ موقع کاریکاتوری از خانم چنارانی در جایی پخش نکرده و اصولاً با تمسخر افراد مخالفم تا وقتی که مرا تمسخر نکرده باشند. ولی شما که چشمتان برای دیدن کاریکاتور خانم چنارانی خوب کار می کند، برای وارونه کشیدن عکس معاون استاندار در نشریه طنین فردا نیشابور و نوشتن پان سبزواریسم در زیر عکس هم خوب بینا باشد.

۱۲- تبعات رفتار خانم چنارانی حالا حالاها گریبان خودش و شهرش را گرفته و رها نمی کند. شاید هم ایشان محاکمه شود. و مهم تر اینکه نام خراسان غربی به مرکزیت سبزوار بر سر زبانهای ایرانیان انداخت که جای تشکر دارد. این مسائل کوچکتر از آن است که من در کلاس درس مطرح نمایم و چه بسا خود بچه ها نیاز رفتار خانم چنارانی را دیده باشند و بدآموزی شده باشد.

۱۳- نام قدیم نیشابور مقتضی همان زمان بوده که نیشابور هشتمین شهر جهان بوده و مجوزی برای بزرگ ماندن نیشابور در عصر کنونی نیست. سبزوار و نیشابور هم اکنون در ردیف شهرهای متوسط ایران است و نه بالاتر. شاید هم از دید نیشابوری ها شهرشان کلانشهر باشد. مثل حرف آقای مروی نماینده قبلی تان.

۱۴- مردم ایران از نیشابور به تنگ نیامده اند زیرا نیشابور یکی از ستارگان افتخار آمیر ایرانشهر است ولی رفتار برخی نیشابوریا، ایرانیان را در برابر سایر ملت ها شرمسار کرده. مثل رفتارهای خانم چنارانی و یا اعتراض مردم نیشابور به قیمت مرغ در بحبوحه جنگ اقتصادی با دشمن که دستمایه رسانه های ضدانقلاب شد

۱۵- خدا را هزاران مرتبه شکر سبزوار استعداد بالایی برای برند سازی دارد. یک نمونه آن سربداران اولین حکومت شیعه اثنی عشری در ایران است که بسیاری شهرها حتی برخی از مراکز استان برندی به اهمیت آن ندارند. تخریب و بدگویی از نیشابور نکرده و نمی کنیم اما می گوییم شهرهای به برندها و یا ایده های پیشرفتی که سبزوار برای خود تهیه دیده، دست اندازی نکنند. بهتر بود می پرسیدید که به چه چیز سبزوار حسادت نمی کنیم؟؟؟ به احداث یکی از مدرن ترین مجتمع های بین راهی ایران در زعفرانیه سبزوار و فرهنگسرای آستان قدس بگیر تا مراتب بالاتر. ما باید از شما بپرسیم که چرا پیشرفتهای همسایه را برنمی تابید و تا همسایه تان چیزی می خواهد یا برنامه توسعه ای دارد شما هم می گویید ما می خواهیم.

۱۶- اگر منظورتان از جاده، محور مشهد - تهران است که باید بگویم از این جاده از سبزوار هم می گذرد و در آینده هم با احداث آزادراه حرم تا حرم شاید فقط از سبزوار بگذرد و در نیشابور جایی نداشته باشد. حالا بگذریم که سبزوار هم اکنون پنجراه شریانی منطقه است و در مسیر ترکیه به آسیای میانه قرار دارد. از کدام فرودگاه حرف می زنید؟ حتما منظورتان همان فرودگاه آموزشی باغرود است که تعطیل شده؟؟ شما توانایی اداره همین فرودگاه را هم نداشتید بعد فرودگاه مسافربری می خواهید؟ باید بگویم که با در دست احداث بودن فرودگاه مدرس تربت حیدریه، و با توجه به نزدیکی به فرودگاههای مشهد و سبزوار، بایستی مطلقا فکر ساخت فرودگاه را کنار بگذارید.

۱۷- از منظر آموزش عالی، نیشابور سالها از سبزوار عقب بوده و به گرد پای آن نمی رسد. به عنوان نمونه، دانشگاه نیشابور کمتر از ۲ هزار و دانشگاه حکیم سبزواری بیش از ۱۱ هزار دانشجو دارد که با مراکز استانها رقابت می کند. اگر شما تا یکی دو دهه دیگر در اینها مدعی هستید، (که بازهم بعید است) سبزوار هم اکنون مدعی می باشد.

۱۸- به نظر می رسد که بنده و همکارانم در عملکرد خود برای اطلاع رسانی توانمندیهای سبزوار، موفق بوده ایم که خاطر برخی هموطنانمان آزرده شده. من از آزرده خاطران عذرخواهم. یکی هم باید گوش شما و همفکرانتان را بگیرد که اینقدر به سبزوار حسادت نکرده و ایده های پیشرفت آن را سرقت نکنید.

۱۹- در اینکه سبزوار افراد فرهیخته و دانشمند بسیاری دارد، شکی نیست. حتی بعضی از هموطنان شهرهای مجاور نیز، در این شهر به فرهیختگی رسیده و می رسند. افراد بسیاری در هویت سازی برای سبزوار نقش داشته و دارند که بنده و همکارانم در مقابل آنها، کوچکیم. اما همین افراد کوچک نیز به نظر می رسد در اهداف خود موفق بوده اند. چه برسد به افراد هویت ساز بزرگتر.

۲۰- در متن نوشتار نامی از سبزوار نیامده اما اصل موضوع از جاده سبزوار - روداب - طرود کپی برداری و سرقت شده است. سرقت ایده های مربوط به یک شهر، به اندازه همان ۴ روستا، بد و ناپسند است. ما نیز از ریش سفیدان نیشابور می خواهیم تا به برخی خشکه متعصبان واقعیات امروز را متذکر شده و آنها را از حال و هوای تاریخ بیرون بیاورند. و هم چنین به آنها بفهمانند که سرقت یک ایده خوب نیست. انسان باید خود خلاق باشد.

۲۱- شما لازم نیست نگران بچه های زیردست اینجانب باشید. بروید نگران افسوس خوردن بچه های نیشابور باشید که گذشته باشکوه خود را خوانده ولی اکنون می بینند که خبری از آن همه شکوه و جلال نیست. شک نکنید که جاده سبزوار - طرود زودتر از طرح کپی برداری شما به سرانجام خواهد رسید. چون به صرفه تر است و چون چند مرحله جلوتر است. مطالعات آن به اتمام رسیده و با موافقت وزیر راه در بودجه ۹۷ گنجانیده می شود.

#34 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
محسن - دوشنبه 13 آذر 1396  

جناب احمد عزیز!سلام و سپاس. متوجه هستم فرمایش شما چیست. اما آب از سر چشمه، گل است. عدم حسن همجواری، عدم رفتار همسایگی خوب و تجاوز به حقوق و حدود همسایه، کاری است مکرر و مستند که توسط برخی سیاستمداران سبزواری انجام شده و دیوار بسیار بلند بی‌اعتمادی بین این دو شهرستان مهم استان کشیده است. موضوع چنارانی، بازخوردی بود به این موضوع که البته توسط خانم چنارانی، خوب انجام و مدیریت نشد. (رفتار احساسی ایشان قابل دفاع نیست اما به هیچ وجه؛ تعدی‌های انجام شده توسط بعضی سیاستمداران سبزواری در سالها و دهه‌های گذشته را توجیه نمی‌نماید. هر چیز به جای خود. عدد یک مساوی با 10 یا 100 یا 1000 یا 10000 نیست.) لطفا، دانشجومعلم دانشگاه فرهنگیان زاهدان، حمیدرضا جمال‌آبادی، منت بر سر ما بگذارند و بنده‌نوازی بفرمایند و در این زمینه نظر ندهند. به هر حال، ممنون از وقتی که گذاشتید و تشکر از بزرگواری شما.

حمیدرضا جمال‌آبادی، دانشجو معلم دانشگاه فرهنگیان دانشگاه زاهدان!
اشتباه آمده‌اید.
1. وقت کل کل کردن با شما را ندارم. بروید در همان زیره‌فروشی خودتان و جنبش رسانه‌ای حرمسرای آقای امید برومندی و افاضه بفرمایید.
2. من به عنوان یکی از کوچکترین زادگان این بر و بوم، با همین دانش کم، نه معیارها و فاکتورهای توسعه نیشابور را مرتبط با مسائلی که شما تصور می‌کنید می‌سنجم و نه نیازی وجود دارد که بخواهیم مقایسه‌ای انجام دهیم.
3. ما را با شما کاری نیست. اگر در اینجا نوشته شد که چه کار کرده‌اید بخاطر این بود که بفهمید دیده می‌شود و این، یک حرف از هزاران بود. اگر می‌بینید که واکنش (حتی دفاعی) در برابر همه کارهایی که انجام می‌‌دهید، از سمت ما دیده نمی‌شود علتش این است که تفکراتی، متفاوت با تفکرات شما وجود دارد. ما وقت کل کل کردن و عکس درست کردن و مطلب بی‌سند و غیرقابل دفاع علمی نوشتن نداریم. اینطور در نظر بگیرید که الگوی ما متفاوت است. پس انتظار نداشته باشید آبرو و حیثیت دو شهرستان همسایه را ابزار هوس و لذتجویی قرار دهیم. پس خودتان بنویسید، خودتان عصبانی شوید و خودتان، عکس‌العمل نشان دهید.
ما وارد این بازی نمی‌شویم آقای دانشجومعلم!

یک نصیحت شخصی و انسانی با شما: بازیچه کسی و کاری شوید که ارزشش را داشته باشد. در ضمن، توجه داشته باشید که دانشگاه فرهنگیان زاهدان، نهادی به نام "حراست" دارد و همین نهاد در اداره کل آموزش و پرورش، هم فعالیت دارد. خدا شاهد است که تا همین لحظه هیچ اقدامی انجام نشده است. اما میخواستم خدمت شما معلم آینده عرض کنم شما امید برومندی نیستی، هوچی‌گر مظلوم‌نمای مکار ریاکار نباش، در حد و اندازه یک فرهنگی و یک معلم باش. طوری باش که نه شرمنده وجدانت باشی، نه شرمنده این مردم که حتی روحشان از فعالیتهایت بی‌خبر است و نه در وجهه و سابقه شغلی‌ات مشکلی ایجاد شود. قطعا واکنش حراست اداره آموزش و پرورش و یا دانشگاه، با واکنش مدیریت بلاگفا متفاوت خواهد بود. طوری زندگی و رفتار کن که در حد یک معلم و یک فرهنگی باشی.

خدمت دوستان و همشهریان عزیز عرض می‌نمایم. من بشخصه با هر گونه واکنشی در وبلاگ گل زیره، سایت مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار و مجموع فعالیت‌هایی که قصد تحریک مردم این دو شهرستان را به بهانه استان درست کردن و ... در سبزوار را دارند، مخالفم. و هر گونه اظهار نظر در زیر مطالب این وبلاگها و سایتهایی که گفته شد را دون شان خود و پایگاه فرهنگی سرزمین خود می‌دانم.

و اما یک هشدار به همشریان عزیز! اگر افرادی مثل احمد، برومندی، جمال‌آبادی و ... در سبزوار هستند که هم‌استانی‌های مشهدی را مانعی برای توسعه شهر خود می‌دانند به ما هیچ ارتباطی ندارد. آگاهان میدانند که معیارها، روندها و راهبردهای توسعه نیشابور با مناطق دیگر متفاوت است نیشابور، از راه تعامل خوب و سازنده با همه شهرستانهای همسایه که فرایند و سابقه قابل اعتمادی را دارند مسیر توسعه را خواهد پیمود. (البنه قابل ذکر است که غیرقابل اعتماد، فعلا فقط یک مورد است) نگذارید که این افراد دارای این نوع تفکر تاسف‌آور، بر دوش احساسات وطن‌دوستی ما کولی بگیرند تا به اهداف و اغراض مبهم خود برسند.
یادمان باشد ما با همشهرسان عزیز مشهدی، علاوه بر اینکه تفاهمات و مراودات زیادی در سطح کشور و استان داریم پروژه‌های مشترک استراتژیکی مانند قطار شهری مشهد - نیشابور، همکاری برای احیای هویت و غنای فرهنگی خراسان، برنامه‌های مشترک گردشگری مبتنی بر زیارت و ... را داریم. حتی اگر بخواهیم اقتصادی هم به موضوع نگاه کنیم؛ مشهدی‌ها به مراتب شرکای غنی‌تر، قابل‌اعتمادتر و همدل‌تر نسبت به تفکری هستند که سربازان و فعله‌های مجازی آن افرادی مثل برومندی و جمال‌آبادی است و در راس مدیریتی آن افرادی مثل محسنی ثانی، شمقدری، حسینی و ... است. مگر زمان، در آینده چیزی مخالف این سابقه‌ای که تا الان ساخته شده است را ثابت نماید. راه برای همکاری باز است؛ اما به شرط صداقت، اعتمادسازی و جبران ناروایی‌های گذشته.

خلاصه: اشتراک مساعی را با کسی انجام دهیم که برادری‌اش را ثابت کرده باشد.
با تامل بسیار زیاد توجه داشته باشیم که درگیر معیارهای احساسی و کوچه‌بازاری ساخته شده توسط بدخواهان و حاسدان نشویم زیرا بحث، بحث دلالی و تبلیغ گوجه بر روی وانت و زیره‌فروشی و مخ‌زنی نیست. بحث توسعه و احیای توانمندی‌های واقعی وطن است. حتی اگر زیرساختی در نیشابور، ضعیف است و یا آن را نداریم، استانداردها و نمونه‌های زیادی در سطح کشور خودمان داریم کافی است فقط کمی نگاهی بلندتر بیندازیم تا به عنوان مثال این 21 موردی که در همین بالا نوشته شده است معنی واقعی خود را نشان دهد. مراقب باشیم که توجه به تفکرات کوتوله، قد نگاه و بلندای پرواز ما را دچار کوتولگی نکند. برای هر چیزی، در حد ارزشی که دارد، ارزش قائل شویم.
بگذارید بروند و هزاران بار بنویسند و در متلک‌هایشان، ما را متهم به متعصب بودن کنند. آنها همینطوری هستند و از آنها، بیشتر از این هم انتظاری نیست. ما باید چطور باشیم؟! آیا واقعا دنیا به کل کل‌های سبزوار و نیشابور که این آقایون براه انداخته‌اند، ختم می‌شود؟! خراسان، ایران و اهل مطالعه و فرهنگ جهان، نیشابور و نیشابوری را مستند و مکتوب و معتبر و متقن می‌شناسند. چرا معیار ما باید ناله‌های تاسف‌برانگیز کوتوله‌ها باشد؟! البته ببخشید با صراحت می‌گویم: کوتاهی از خود ماست اگر به همدیگر و با بعضی افراد کم‌اگاهتر می‌گفتیم و تذکر می‌دادیم با کسی طرف مباحثه شو که ظرفیت داشته باشد، توهم برش ندارد و اندازه خودش را بداند حالا این مسئله هم وجود نداشت.

از این به بعد بیایید بجای جواب دادن به حسد-ناله‌های این آقایان و اهالی حرمسرایشان، دقیقا عین گفته‌هایشان را با ذکر نام و عکس گوینده منتشر نماییم تا کم‌سن‌ترها بدانند که این یک چیزی است که در اطراف ما وجود دارد و باید طبیعی شود و تحملش کنیم. چاره‌ای نیست. تا شاید به خود بیایند و بفهمند که در چه موقعیتی هستند.

در ضمن، اگر نیاز به عکس امید برومندی و اهالی حرمسرایش و حمیدرضا جمال‌آبادی هست که در زیر چهره این عزیزان، عین افاضتشان را به مردم اطلاع‌رسانی نماییم من آدرس اکانت‌هایی که این بچه‌ها عکس‌هایشان را گذاشته‌اند دارم. شاید این آقایان که حتی حس شهرت‌طلبی خودشان را نمی‌توانند کنترل کنند با دیدن گل‌وازه‌هایشان در زیر عکس‌هایشان، احساس مسولیت‌پذیری بیشتری نسبت به جامعه پیرامونشان و بخصوص مردم عزیز شهرستان سبزوار پیدا کنند. بخدا سبزوار و همشهریان سبزواری، هیچ گناهی ندارند که اینها می‌خواهند با این روش بد و موذیانه و بداخلاقی، آن را توسعه بدهند. حتی خیلی از شهروندان سبزواری، روحشان هم خبر ندارد که دارد چه اتفاقی به اسم شهر آنها می‌افتد. بیچاره سبزوار، بیچاره ما ...
ممنون.

#35 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
کامیار - سه شنبه 14 آذر 1396  

خانم چنارانی عزیز ومحترم درود برشما و حمایتت می کنیم
ایشالله همه دردو بلاهات بخوره تو سر دشمنات و دشمن های نیشابور
خانم جنارانی خوب دل دشمنای نیشابور لرزوندی و ناراحتشون کردی
ببین چقدر از شما ناراحت وعصبانی هستن که همه جا دارن سعی می کنن شخصیت شما رو تخریب کنن
که زهی خیال باطل
که این ادم هایی که قصد تخریب نیشابور و نیشابوریان عزیز دارن فکرشون و عقیده شون و حسادتشون هم مثل خودشون حقیر و کوچک هست

#36 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
جمال آبادی - آدینه 17 آذر 1396  

سلام به محسن و هموطنان عزیز نیشابوری؛

۱- بله دقیقاً موافقم که آب از سرچشمه گل آلود است. عدم حسن همجواری، عدم رفتار همسایگی خوب، حسادتهای مکرر به سبزوار و سنگ اندازیهای فراوان در مقابل پیشرفت آن، مواردی است که سبزواریها با استناد به آن قید اتحاد با نیشابوریان عزیز را می زنند.

۲- ماجرای حسینی بازخورد خوبی بود. چرا که نشان دهنده حسادت همسایه شرقی به سبزوار شد. اگر خانم چنارانی و سایر مسئولینتان دنبال استان شدن نیشابور هستند، خب تلاش خود را بکنند، چکار به استان شدن سبزوار دارند؟ باز که برای بنده تعیین تکلیف کرده و گفتید اظهار نظر نکنم؛ چرا؟؟ لابد نخواهید توانست جواب خوبی به بنده بدهید.

۳- نگویید وقت کل کل ندارم، بهتر است که بگویید پاسخ قانع کننده ای ندارم. واژه زشت حرمسرا دیگر در جامعه ایران جایگاهی نداشته و متعلق به دوران قاجار است. البته شاید هم نیشابور در همان حال و هوای قاجار باشد و هنوز حرمسرا در برخی نقاط آن وجود داشته باشد و یا شاید هم شما علاقه خاصی به حرمسرا دارید. شما نماینده فرهنگ غنی نیشابور بوده و این حرف زدنتان کمتر از رفتار چنارانی ضربه به حیثیت و فرهنگ نیشابور وارد نمی کند.

۴- صد البته که در مقام مقایسه در بسیاری موارد از سبزوار پایین تر هستید که این حرفها را بیان می کنید. ما را هم با نیشابوریان کاری نیست به شرطی که حسادت نورزیده و ایده های پیشرفت سبزوار را کپی برداری نکنند. خاصیت فضای مجازیست که همه را از همه جا باخبر میکنند. مثلا مردم ایران را از حمله پایه میکروفونی خانم چنارانی به معاون استاندار باخبر میکند.

۵- از کدام عدم واکنش حرف می زنید؟؟ شما به احداث یک مجتمع بین راهی مدرن و فرهنگسرا در سبزوار حسادت می کنید. و اگر هم در مواردی واکنشی انجام نمی دهید، علتش ضعفتان در برابر سبزوار است. کمی سرچ کنید و ببینید همشهریانتان چه موارد اغراق آمیز یا دروغ و بعضاً در مورد سبزوار در سایتها و وبلاگهایشان منتشر می کنند و به آبرو و حیثیت مردم دو شهر لطمه می زنند. رسانه های سبزواری در اکثر موارد با هجمه ها و دروغهای نیشابوریان مقابله می کنند. پس خودتان بنویسید و خودتان هم حسادت کنید.

۶- سخت در اشتباهید. اینجانب بازیچه هیچ فرد و نهادی نبوده و نیستم. و فقط در مورد دروغهای نیشابوریان و موارد مربوط به سبزوار قلم می زنم. لازم هم نکرده بنده را از حراست بترسانید. حراست در این موارد بسیار کوچک خود را دخیل نمی کند. حرفهایی را هم که به فردی زدید، مطمئناً مدرک داشته و در قیامت پاسخگوی سخنانتان خواهید بود. باز هم شما در حدی نیستید که شیوه زندگی فرهنگی را به بنده آموزش دهید.

۷- کافیست اگر مایل بودید، سری به سایتهای سبزوار بزنید تا کامنتهای بعضاً توهین آمیز همشهریان بافرهنگتان را مشاهده کنید. این را همه هم استانیها از جمله نیشابوریان می دادند که بودجه منطقه شان را مشهد می بلعد. این حسابش با تعاملات فرهنگی فرق می کند. یعنی نباید بخاطر داشتن تعامل، از حقوق خود صرف نظر کنیم. تعاملات فرهنگی شما هم واقعاً زیاد است. توهین و حسادت مکرر به مردم گناباد، تربت حیدریه و مشهد و.... نمونه آن است. حالا توهین و حسادت به سبزوار جای خود دارد.

۸- طرحهایی که ذکر کردید، دهها سال دیگر هم معلوم نیست ساخته شود. مثل همان فرودگاهتان. حالا بسازید اگر می توانید. چون اینها چیزی نیست که سبزوار به آن حسادت بورزد. چون سبزوار پروژه های بزرگتر اجرا کرده یا در دست اجرا دارد. بله درست می فرمایید. مشهد قابل اعتماد است. همان مشهدی که با برگزاری نمایشگاه ناشران کتاب کشور در نیشابور مخالفتهای بسیار کرد. یا قطار نیشابور را حذف کرد. و..... شما نیشابوریان نیز کاری نکردید که بشود به شما اعتماد نمود. سنگ اندازیهای مختلف در پیشرفت سبزوار نمونه ای از آن است.

۹- صد البته که بحث، بحث دلالی فیروزه و ریواس فروشی بر روی وانت نیست. مواظب باشید که امثال خانم چنارانی، با رفتارهای مفتضحانه فرهنگ غنی نیشابور را تحت الشعاع قرار ندهند. مانند آقای گرمابی که نشان دادند که یک اصلاح طلب واقعی بوده و مانند پایداری چی ها هوچی گری نمی کند. البته نگران نباشید. ما سبزواریها هم به حسادت و سنگ اندازی برخی از نیشابوریان عزیز عادت کردیم. خیلی ممنون که به خودتان زحمت داده و اظهارات ما را پیدا کردید. ما راضی به زحمت نبوده و نیستیم. دایه مهربان تر از مادر برای مردم سبزوار نشوید. اگر واقعا به فکر آنها هستید، به پیشرفتهای آنها حسادت نکرده و به کار خود واگذارشان کنید.


یاعلی؛ دست حق یارتان

#37 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
محسن - دوشنبه 20 آذر 1396  

خوانندگان عزیز سایت روزنه. سلام

یک سری مباحث در این صفحه مطرح شد که انصافا اکثرا بی ربط به موضوع اصلی این صفحه است. اما برای ما پیام دارد.
ریشه‌های اشتراک و تعاملات فرهنگی و تاریخی نیشابور و بیهق (شامل سبزوار امروز) بسیار غنی و نزدیک است. آنانکه تاریخ و سبقه این منطقه را می‌شناسند نه به حرف من توجهی دارند نه به هرزه‌نگاری‌های اشرارنامه و نه به تعصبات حمیدرضا جمال‌آبادی دانشجوی دانشگاه فرهنگیان زاهدان صاحب وبلاگ گل‌ زیره. تاریخ این منطقه بصورت مستند در منابع مختلف موجود است و می‌توان بررسی کرد و شناخت. بنابراین، بحث‌های احساسی (بدون سند و منبع معتبر و روش علمی و قابل‌اعتماد) مطرح شده در اینجا و جاهای دیگر، نباید ملاک سنجش واقعیت‌های تاریخی، فرهنگی و حتی توسعه‌ای باشد. ضمن اینکه رویدادهای امروز نیز، مستندات معتبری در نشریات محلی و کشوری و همچنین آرشیوهای ادارات دولتی مربوطه دارند که در آینده می‌توانند مورد رجوع تاریخنگاران قرار بگیرند و بررسی شوند که واقعیت چه بوده است. اعتقاد من به عنوان یک نیشابوری، این است و اگر غیر از این بود، یک سایت مثل مجله اینترنتی اشرارنامه سبزوار و یک وبلاگ مثل گل زیره و وبلاگهای اقماری دیگری می‌ساختیم و آشکار یا در لفافه و زیرپوستی اقدام به تخریب شهرستانهای همسایه و یا ایجاد اختلاف می‌کردیم.

به همشهریانم پیشنهاد می‌کنم از این سایت‌ها و وبلاگهایی که این قبیل محتواهای تفرقه‌انگیز را اشاعه می‌دهند فاصله بگیرند. هیچ شکی وجود ندارد که برای بعضی سیاستمداران سبزواری؛ ایجاد درگیری و چالش بین شهرستانهای تاثیرگذار استان از قبیل مشهد، نیشابور، تربت حیدریه و ... منافع کوتاه‌مدت و بلندمدتی وجود دارد. همانطور که قبلا عرض کردم معیارها و ملاکهای توسعه نیشابور، به علت شرایط جغرافیایی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی این شهر، می‌تواند تفاوت‌های عمده‌ای با شهرستانهای دیگر از جمله سبزوار داشته باشد. با مطالعه عمیق ابعاد مختلف نیشابور و با آگاهی و شناخت، وارد بحث‌های که اشرارنامه سبزوار از حدود اواخر دهه 1380 به راه انداخته است نشویم. از سطح دانش گردانندگان اسرارنامه که بگذریم (از محتوای مطالبشان مشخص است اگر متخصص موضوعی باشید) متاسفانه سابقه اینطور نشان داده است در این جماعت، ظرفیتی برای تعامل و تبادل وجود ندارد. حتی آن موقع که احساس می‌کنی ظرفیتی ایجاد شده است بررسی و تعمیق که می‌کنی می‌بینی ظاهرسازی و فریب افکار عمومی است.

من با جمال‌آبادی و حرف‌هایش کار ندارم. ایشان با همان تسبیحی که در جلوی شاهچراغ در دستش گرفته و یا با همان آدم برفی که ساخته و با ذوق در اکانتش منتشر کرده و ... چهره مناسب‌تری دارد تا این مسائل که در اینجا و در جاهای دیگر مطرح می‌کند. بر سر سفره روزنه می‌نشیند و نان و نمک روزنه و فضای اطلاع‌رسانی نیشابور را می‌خورد، حرفش را در اینجا می‌زند و در وبلاگ گل زیره‌اش، به فنون مختلف یه همین سایت و به مردم نیشابور توهین و بدگویی می‌کند!

عزت و شرافتم را در میان می‌گذارم که تمام آن 20 مورد و تمام این 9 مورد و هر چیز دیگر، جواب منطقی و شفاف‌ساز دارد. در ضمن، باید خدمت دوستان عرض نمایم من واژه‌هایم را با دقت انتخاب می‌کنم مثلا اگر در جایی، نام حرمسرا آمده است حکمتی و ریشه‌ای دارد. اما هدف حضور من در اینجا، جواب دادن به اینها نیست.

"پرده برداشتن از آفتی است که بر جان غرب خراسان رضوی افتاده است."

و این آفت را با طرح یک سوال می‌توان بررسی و تحقیق نمود: در تفرقه و اختلاف‌افکنی بین مردم این دو شهرستان، چه منافعی برای برخی سیاستمداران سبزواری و مزدورانی مثل اسرارنامه وجود دارد که در یک پروژه منسجم از دهه 1380 تا امروز در حال پیگیری است؟

(اسم اشرارنامه را آوردم. این برداشت نشود که استعداد خاصی در آن هست شما می‌توانید بجای اشرارنامه، همان شعبان استخونی در فیلم‌های مربوط به وقایع 1332 را بگذارید. معمولا در تاریخ سیاسی ما اینطور بوده است وقتی که منطق و شفافیت، قابل تحمل نبوده است بعضی‌ها از این پهلوان‌های افسانه‌ای برای کاتالیزور مسائل به نفع خود استفاده کرده‌اند. البته بنده‌نوازی فرموده‌اند و جیره و مواجبشان را هم، به موقع داده‌اند. نمونه‌های دیگری هم در تاریخ هست که اگر خواستید درباره‌ آنها صحبت می‌کنیم به عنوان نمونه: یک مورد شاخص هم با یک شکل دیگر، در قرن هشتم هجری داریم.)

امیدورام مطالبی که در این صفحه مطرح شد وسیله‌ای باشد برای اینکه با تعمق به مسائل و مطالب نگریسته شود. و همشهریان عزیزم در نیشابور و همچنین همسایه‌های خوبمان در سبزوار، از این فتنه و دامی که، این افراد معدود با منافع مشخص، در این سالها برای این منطقه آبرومند گسترده‌اند، فاصله بگیرند. یادمان باشد که همه در یک کشتی نشسته‌ایم. ممنونم.

#38 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - چهارشنبه 22 آذر 1396  

در تکمیل مواردی که آقا محسن مطرح کردند لازم میدانم به یک نکته اشاره کنم:
- پیشنهاد اتحاد، همیشه توسط بعضی فعالان فرهنگی و سیاسی سبزوار مطرح شده و دقیقا توسط برخی معدود سیاستمداران منسوب به همین شهر، آنچنان به این هدف، لطمه زده شده که امروز توجیه قابل اتکا و باورپذیری برای این موضوع وجود ندارد؛ به نظر من عمده‌ترین لطمه‌های وارد شده عبارتند از:
-- ماجرای مخفی‌کاری موضوع فرمانداری ویژه در اوایل دهه 1380.
-- ماجرای جانمایی عجیب فرودگاه در غرب سبزوار در حالی که همین فرودگاه برای توسعه و ادامه حیات خود، چشم به مشتریان جمعیت نیم میلیونی نیشابور در شرق شهرستان سبزوار دارد!؟
-- موضوع دستکاری و تقلب در نقشه تقسیمات سیاسی استان و جداسازی 4 روستا از حوزه دشت نیشابور (شهرستان فیروزه) به نفع ارتقای یکی از بخش‌های شهرستان سبزوار. از مسائلی مانند جداسازی دره یام و بخش بزرگی از سرولایت در دهه‌های گذشته بگذریم.
-- تدارک هجمه شدید رسانه‌ای از اواخر دهه 80 به نیشابور و تحریک عوام مردم در راستای اهدافی که همسو با بعضی از سیاستمداران سبزواری است و تا امروز هم ادامه دارد.
-- اقدامات تبعیض‌آمیز مدیریت سبزواری معاونت سیاسی استانداری بطوریکه در حالیکه هنوز وضعیت 4 روستای جدا شده برای بازگشت به سرزمین مادری مشخص نشده است 2 روستا از شهرستان کم‌جمعیت خوشاب جدا شد و به شهرستان سبزوار ملحق شد.
-- وقایع ماه‌های اخیر که با بی‌درایتی و خودنگری مدیریت سبزواری معاونت سیاسی استانداری، استان را در معرض بحران قرار داد. جالب اینجاست که سیدجواد حسینی، معاون سیاسی استانداری در سال‌های گذشته مقاله‌ای با استدلالات خاص خودش در باره تجزیه استان نوشته است که نتیجه اجرایی شدن آن مقاله یکسویه، چیزی بجز تضییع حقوق مردم نیشابور و بسیاری دیگر از شهرستانهای مستعد استان نیست.

این موارد و موارد دیگری که من نمیدانم، دیگر بحث حسادت و اینطور چیزها نیست. حمیدرضا جمال‌آبادی با آن تفکر و ادبیات عوامانه، یا خودش را به آن راه زده است و دارد رد گم می‌کند یا در باغ تعصبات کوچه‌بازاری خود، آنچنان پاتیل شده و تلو تلو میخود که متوجه نیست اصلا موضوع چیست و هی حسادت حسادت میکند. مرد حسابی! بحث این است که یک عده می‌خواهند به هر طریقی و به هر فن و حیله‌ای، امتیازی را بدست بیاورند که مدعیان دیگری هم در استان دارد.

قطعا یک چیز اساسی، خط قرمز ماست. ارتقاء و توسعه، حق همه شهرستانها در استان و کشور است. اما با توجه به اینکه نیشابور دومین منطقه مهم و تاثیرگذار در حوزه خراسان کنونی است؛ ارتقاء هر شهرستانی، قبل از تعیین تکلیف قطعی ارتقای نیشابور به مرکزیت استان، تضییع حقوق حقه این شهرستان است.

زیر بار این قبیل تبعیض‌ها رفتن دیگر مثل جانمایی افتضاح فرودگاه و یا جداسازی چند روستا نیست؛ دقیقا مساوی با لگدمال کردن حیثیت مردم نیشابور و تحت تاثیر ابدی قرار دادن توسعه این شهرستان است که قرن‌ها سابقه مرکزیت بخش غربی خراسان (یعنی همه خراسان‌های ایران معاصر) را داشته است.

بنابراین مطرح کردن مزخرفاتی مثل حسادت و ...، ترفندهای عوامانه‌ اشرارنامه‌ای است برای راه گم کردن و به انحراف کشیدن اصل موضوع. در هر طرح تقسیم در شمال شرق کشور، نیشابور با توجه به تمام شرایط خود، اولویت یکم ارتقاء و تشکیل واحد استانی جدید است. بهانه‌هایی مثل داشتن شهرستانهای پیرامونی، ارتباط خاصی با مردم نیشابور و سرزمین نیشابور به عنوان منطقه عمده تاثیرگذار در خراسان ندارد. هزینه و خسارت کم‌کاری‌های سیاستمداران و مدیران دولت‌های پیشین را نباید مردم نیشابور بدهند. قطعا این درایت در نظام مقدس اسلامی‌مان هم وجود دارد که استعدادکشی و ناراضی‌پروری نمی‌‍‌کند.

این حرف آخر است قابل مذاکره هم نیست. آقای جمال‌آبادی و مابقی پهلوانان سربداری اگر فکر میکنید بین شما و هم‌استانی‌های مشهدی اختلاف منافع شدید وجود دارد و می‌خواهید با این هم‌استانی‌های عزیز درگیر شوید و این عزیزان را تضعیف کنید، خودتان وجود داشته باشید و از جیب خودتان هزینه کنید. این از حماقت شماست است که فکر می‌کنید می‌توانید بر دوش هم‌استانی‌های دیگر سوار شوید تا تفرقه بیندازید و از طریق آن به اهداف خود برسید.

در نیشابور، کما فی السابق با همشهریان عزیز مشهدی، تعاملات و مراودات گرم و صمیمی وجود دارد. اختلاف سلیقه و تداخل منافع هست اما این قدر هم ظرفیت و اخلاق و منش فرهنگی در بین میراث‌داران ابرشهر و توس کهن، رایج هست که به سبک شما جمال‌آبادی‌ها و ... با مسائل برخورد نشود.

خلاصه کلام، اگر کسانی در سبزوار هستند (از جمله گردانندگان اسرارنامه) که دنبال فضاسازی و تحریک افکار عمومی برای اختلاف و درگیری بین شهرستانهای استان هستند. از پستوخانه‌ بیرون بیایند و وجود داشته باشند و تمام‌قد، مثل مرد، هدفشان را خودشان دنبال کنند. عجب جماعت دلال‌وش ریاکار مکاری که حتی حاضر نیست هزینه‌های تمایلات خودش را از جیب خودش، پرداخت کند؟!

جمال‌آبادی! باز این مطلب را بخوان و برو در وبلاگ گل زیره‌ات و این ور و آن ورد بنویس که متعصبان نیشابوری، فلان و مدان.
برادرم! یک کم فکر کن. تو و امثال تو، برای این مردم چکار کرده‌اید که اینقدر از این مردم، متوقع هستید؟!

#39 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
جمال آبادی - آدینه 24 آذر 1396  

سلام به همه مخاطبان عزیز روزنه و صبا خانم

۱- اتفاقا پیشنهاد اتحاد از جانب بسیاری از فعالان فرهنگی - اجتماعی نیشابور داده شده ولی نیشابوریان به آن لطمه زده اند. مثلا در همین سایت فردی به نام آقا مسعود پیشنهاد ایجاد ادارات کل در سبزوار و نیشابور داده بودند که نیشابوریان عزیز برنتافته و مخالفت کردند. حسادتها و سنگ اندازیهای نیشابوریان در مقابل سبزوار، نیز مورد لطمه زننده ی دیگری بر اتحاد میان این دو شهرستان است. موضوعاتی که به آن پرداخته اید اصلا ارتباطی به جاده سبزوار و نیشابور به اصفهان ندارد اما جواب آنها را بگیرید.

۲- فرودگاه سبزوار یکی از سه فرودگاه کشور بوده که با سرمایه مردم و بخش خصوصی ساخته و به دولت تحویل داده شده. انگار انتظار دارید سرمایه گذاران سبزواری بیان تو نیشابور فرودگاه بسازند. همین که سبزواریها صنایع نیشابور رو رونق دادند باید ممنون آنها باشید. البته توجه خاص مرحوم هاشمی رفسنجانی رو هم در دادن مجوز ساخت فرودگاه در سبزوار نباید نادیده گرفت. چون در آن زمان احداث فرودگاه در کشور ممنوع بود. خلاصه اگر توانایی دارید خود فرودگاه بسازید و یا می توانید از فرودگاههای سبزوار و مشهد استفاده کرده و ممنون آنها باشید.

۳- اتفاقاً برخلاف عقیده شما، فرودگاه سبزوار برای حیاتش هیچ نیازی به نیشابوریان ندارد. بلکه موجب آسایش آنهاست که موجب آسودگی آنها از ترافیک و تاخیرهای فرودگاه مشهد است. سبزوار برای فرودگاهش اینقدر مشتری دارد که محتاج دیگران نباشد. حالا بماند که از اسفراین و کاشمر و بردسکن و میامی و فیروزه هم مشتری دارد. در همین آبانماه، مطابق آمار شرکت فرودگاههای کشور، فرودگاه سبزوار با انجام ۴۰ پرواز و جابجایی ۲۷۰۰مسافر، بالاتر از فرودگاههای بجنورد و همدان و زنجان و اراک و زابل قرار گرفته.

۴- در اوایل دهه ۸۰، چیزی به نام فرمانداری ویژه وجود نداشت و این موضوع از دولت دوم احمدی نژاد شروع شد. چیزی که در آن زمان مطرح بود، امتیاز معاونت استانداری بود که با اعتراضات فراوان و غیرت سربداری پس از تقسیم خراسان، از سوی دولت خاتمی به سبزواری ها رسید و ربطی به مخفی کردن مسئولان سبزوار نداشت. در صورتی که نیشابوریها در آن هنگام در موضع انفعال بودند و بعد از سبزوار به اعتراض پرداختند و آن امتیاز را گرفتند.

۵- همانطور که قبلاً هم گفتم، بنده با موضوع گرفتن ۴ روستا زیاد موافق نبوده و نیستم ولی معتقدم این روستاها به سرزمین مادری خود برگشتند. زیرا در سال ۱۳۲۹.ش برای ارتقای نیشابور به شهرستان، از شهرستان سبزوار گرفته شده و به نیشابور الحاق شده بود. راستی چرا نیشابوریها در امر شهرستان شدن زبرخان و میان جلگه سنگ اندازی کرده و می کنند؟؟ می ترسید که در شاخصهای استانی افت کنید؟؟ در صورتی که سبزوار ۴ بخش خود را شهرستان کرد و لایحه شهرستان ششتمد به هیئت دولت ارسال شده.

۶- از کدام هجمه سخن می گویید؟ در حالی که عمده تلاش رسانه های سبزوار مقابله با هجمه رسانه ای و دروغها و حسادتهای نیشابوریان است. مثلاً به دروغ خبر پخش میکنید که قرار است امتیاز دانشکده کشاورزی نیشابور به سبزوار داده شود. یا به خبر افتتاح مجتمع مدرن بین راهی در سبزوار حسادت و حساسیت نشان می دهید تا مردم نیشابور را بر علیه سبزواریها تحریک کنید. چرا از منافع سیاستمداران نیشابوری در این کارها بحثی نمی کنید. می خواهند شما را درگیر مسائل سبزوار کنند تا حواس شما را از انجام وظایف پرت کنند.

۷- کم مدیر نیشابوری در دستگاههای تصمیم ساز استان بویژه در استانداری نداریم. چرا برای شهرشان کاری انجام نمی دهند. کم کاری مسئولانتان بویژه نمایندگانتان را به حساب حسینی نگذارید. جدایی ۲ روستا از خوشاب و الحاق به سبزوار را مقصودی نماینده سبزوار از مدتها قبل به وزارت کشور داده بود و در نهایت دولت موافقت کرد. چرا خانم چنارانی به جای هوچی گری که ذات پایداری چی هاست، برای بازگشت ۴ روستا، همانند آقای گرمابی پیگیری نمی کند.

۸- بخش عظیم اتفاقات اخیر که آبروی نیشابور را در سطح کشور برد، بخاطر بی مبالاتی خانم چنارانی بود. چرا که آقای حسینی فی المجلس از اشتباه خود عذرخواهی کرده بودند اما خانم چنارانی برای سرپوش گذاشتن بر عملکرد ضعیفش در نیشابور، پرت کردن حواس نیشابوریان و برکناری شیبانی فرماندار نیشابور دست به این کار زشت زد. اگر با مقاله نوشتن چیزی عوض می شود، خب شما هم مقاله بنویسید. چه کسی جلویتان را گرفته؟ دولت که برای تشکیل استان به یک مقاله توجه نمی کند بلکه پارامترهای مختلفی مدنظرش است که توضیحش را در کامنتهای مطالب روزنه برای استان شدن نیشابور و سبزوار داده ام.

۹- بله تفکراتم را به زبان عوامانه بیان می کنم تا برای همه قابل فهم باشد اما دلیلی بر عوامانه بودن آنها نیست. اما معلوم نیست که شما چرا از بیان این افکار ناراحت و هراسان هستید. خب اگر شما هم مدعی امتیازی هستید، بسم الله. تلاش کنید و آنرا بگیرید. اگر نمی توانید حقتان را بگیرید یا شایستگی آنرا ندارید به گردن سبزوار نگذارید.

۱۰- در اینکه ارتقا حق هر شهرستانی است با شما هم عقیده ام. اما این ارتقا از سوی دولت و نظام باید مبتنی بر ظرفیت هر شهرستان باشد. بحث ساخت زیرساخت از سوی مردم یک شهرستان در منطقه شان جداست و دیگران حق اظهارنظر درباره آن را ندارند. در اینکه نیشابور یکی از مناطق مهم استان می باشد نیز شکی نیست اما مناطق مهمتر از نیشابور هم در استان وجود دارند. سبزوار و تربت حیدریه را عرض میکنم که تا تکلیفشان روشن نشود، نیشابورِ محصور در میان مدعیان و نزدیک به مرکز استان، ادعایی برای استان شدن ندارد. خود تلاش کنید استان شوید نه اینکه در امر استان شدن سبزوار و تربت حیدریه سنگ اندازی کنید. اگر فکر میکنید با استان نشدن، حثیتتان لگدمال می شود خب تلاش کنید. در تاریخ فرو نروید. امروزه سبزوار در غرب خراسان و نیشابور در مرکز خراسان است.

۱۱- معلوم نیست چرا اینقدر از اسرارنامه بدتان می آید و واهمه دارید که به آن توهین میکنید در صورتی که ما توهینی به روزنه نمی کنیم. خخخ. واقعا از چه لحاظ می گویید نیشابور اولویت اول در استان شدن است؟ بدون فرودگاه و با فیروزه میخواهید استان شوید؟؟؟ هنوز دانشگاهتان ۲ هزار دانشجو ندارد. بله ما هم معتقدیم در این نظام مقدس استعدادکشی وجود ندارد و نظام بیشتر از ظرفیت نیشابور به آن امکانات داده. نمونه تعداد زیاد صنایع که آبهای زیرزمینی تان را نابود کرده است.

۱۲- بله سبزوار و نیشابور و همه شهرستانهای استان از مشهد ناراضی هستن در عین حال با مشهد تعاملات فرهنگی زیادی دارند اما این تعاملات فرهنگی سبب آن نمی شود که ما از حقمان چشم پوشی کنیم و سربدارانه دنبال احقاق حقوقمان از مشهد هستیم حالا شما را نمی دانم. ما با هم استانی هایمان سر جنگ نداریم به شرط آنکه مانند نیشابور به ما حسادت نورزیده و کاری نداشته باشند.

۱۳- لطفا شما که پرچمدار تفرقه میان هم استانی هایمان هستید، حرفی نزنید. با حماقت به داشته های گناباد و تربت حیدریه و سبزوار حسادت کرده و توهین می کنید. اخلاق و منش کاملا فرهنگی تان را هم در مهمان نوازی خانم چنارانی دیدیم. باقی حرفایتان هم ارزش پاسخگویی ندارد چون سراسر دروغ و تهمت است.

#40 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - آدینه 24 آذر 1396  

آقای جمال‌آبادی!
تکلیف شما کاملا روشن است. چه اصراری به ادامه دارید؟!
دست از تحمیق افکار عمومی بردارید؛ خودتان هم میدانید آن مسعود که شما می‌گویید از شهروندان فرهیخته سبزواری است که سایت روزنه را امید و موثق دیده و درد دلش را در اینجا مطرح کرده است. آقا مسعود عزیز و محترم، سبزواری است و شما و گردانندگان اسرارنامه هم خودتان را سبزواری می‌دانید. ایشان و همه شهروندان سبزوار، اینقدر فرهیخته و احترام برانگیز و شما آقای جمال‌آبادی، اینقدر دو-رو و رقت‌انگیز!؟

کارهایی که در این ور و آن ور می‌کنید، بسیار مشمئزکننده است و هیچ جوابی ندارد. خودش جواب خودش است. لطف کنید به خودتان و بخودتان بیایید حداقل اسم سبزوار و سبزواری را با این کارهایتان، خراب نکنید! حیف از سبزوار. به قول معروف: بیچاره ما، بیچاره سبزوار ...
بجای بحث کردن بیخود، شما که در پروفایلهایتان ظاهر مذهبی دارید، حداقل تفکر کنید. با چند نفر مشاور مذهبی، روانشناس و ... مشورت کنید شاید بخودتان بیایید.

نوشته‌های قدیم و جدید شما در اسرارنامه و گل زیره، واقعا تاسف‌برانگیز است. در شرایط فعلی به نظر می‌رسد که در شما، ظرفیت تعامل وجود ندارد. خواهش میکنم حداقل، از اسم سبزوار، استفاده نکنید که واقعا و شرافتا سبزوار و سبزواری، مثل شما نیست. لطفا بروید در کف همان کوچه بازاری که مطالب گل زیره را می‌آورید، بدنبال اثبات خودتان باشید.

معلم آینده و این سطح از بداخلاقی و کینه و حقارت ... نگرانم برای آن کودکان سرزمینم که قرار است شما، معلمشان باشید. متاسفم برای شما. اگر دیگران هم از فعالیت‌های تاسف‌آور شما مطلع باشند، حال بهتری از من نخواهند داشت. به همان اندازه نوشته‌هایتان در گل زیره و اسرارنامه، تاسف‌آورید.

اگر دوستان عزیز، از خواندن حرفهای این آقا در اینجا، به عصبیت و کینه‌توزی و بلاتکلیفی اخلاقی این آدم، پی نبرده‌اند. پیام بگذارند تا آدرس مطالب تهوع‌آور ایشان را، در صورت صلاحدید مدیریت محترم سایت روزنه، برایشان ارسال نمایم.

این بحث، از نظر من، تمام شده است.

از دوستان همشهری تقاضا میکنم جدا به فکر آینده و توسعه نیشابور باشیم، خدا نکند سرنوشت مردمی به دست این آقایون با این تفکر تاسف‌برانگیز بیفتد. اگر اینطور شود، تضمین میکنم که این اختلاف سلیقه‌هایی که الان با همشهریان عزیز مشهدی وجود دارد در برابر وضعیتی که این آقایون در صورت سروری بر مردم منطقه، ایجاد خواهند کرد مثل بهشت برین در مقابل قعر سوزان و تاریک جهنم است.

#40.1 عطف به: عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
مسعود - یک شنبه 17 دی 1396  

با سلام به دوست عزیزی که بنده را سبزواری خطاب کرده بودند بنده مسعود رحیمی نژاد و متولد نیشابور میباشم هرچند چند صباحی است به دلیل وضعیت شغلی مجبور به سکونت در تهران هستم البته لازم به ذکر است که بنده معتقدم به دلیل یکپارچگی سرزمینی هر نیشابوری سبزواری است و هر سبزواری نیشابوری. اگر چنانچه خواننده خیام نامه باشید هرازچندگاهی مقالاتی در باب تاریخ نیشابور در آن نوشته ام . پیشنهاد بنده در باب ارتقا ادارات نیشابور و سبزوار طبیعی ترین حق این دو شهرستان است و اتفاقا نظرات ارسالی از سوی خوانندگان اکثرا در تقدیر از آن بود و حتی مورد توجه خیام نامه قرارگرفت از تمامی دوستان درخواست دارم به این دعواهای حیدری نعمتی خاتمه دهند و سعی داشته باشند به جای محکوم کردن طرف مقابل سعی در رفع ایرادات خود نمایند امیدوارم همه ما یاد بگیریم که مرز نگاهمان را از سطح کوچه و محله فراتر ببریم و بدانیم که ما همه ساکنان دهکده جهانی هستیم

#42 عطف به: طرحی بر نزدیکترین مسیر جاده‌ای اصفهان به مشهد؛ پیشنهادی در راستای حفظ و ارتقای سرمایه‌های ملی

avatar
صبا - یک شنبه 24 دی 1396  

آقای مسعود، سلام بر شما.
از اینکه خودتان را معرفی کردید متشکرم.
از روی محتوا و جهت نوشته شما این برداشت شده است مخصوصا اینکه شما در نوشته قبلیتان نوشته بودید به شهردار سبزوار درباره موضوع، پیشنهادی داده بودید. اما همه اینها، و اینکه شما زاده یا شهروند کدام شهر باشید، منافاتی با اصل موضوع مطرح شده ندارد. فردی به نام حمیدرضا جمال‌آبادی، در فعالیت‌هایی جهت‌دار و مغرضانه و در همیاری با سایت مجله اینترنتی اسرارنامه، با هدف ارتقای شهر مطبوع خود، با هر نحوی از حیل و فنون چند سال است که اقدام به تخریب وجهه نیشابور دارند تا جایی که الان و در همین نظر قبلی‌شان مستقیما دارند به مردم نیشابور توهین می‌کنند! اگر تردیدی دارید لطف کنید اندکی بررسی بفرمایید که این‌ها در این چند ساله، مخصوصا از اواخر دهه 1380 (به بعد) چکار کرده‌اند؟! فقط باید خدمتتان عرض کنم که اسرارنامه، سند زنده این موضوع است و به قولی؛ دم خروسی است که بیرون زده است. موضوع، ابعاد مخفی و مگوی دیگری دارد که جای طرح آن در اینجا نیست.
اینکه جنابعالی، این دو شهرستان را دارای مشترکات تاریخی و فرهنگی عمیق میدانید کاملا صحیح و منطقی و بحق است حتی من به این مجموعه کاشمر و جوین و مشهد و تربت حیدریه و فریمان و ... (و کلا همه خراسان) را اضافه می‌کنم اما در تاریخ ماندن و به شرایط و وقایع امروز توجه نکردن، زیاد جالب به نظر نمی‌رسد، آن هم در صورتی که طرف مقابل شما، همین تاریخ را دارد تحریف می‌کند تا در رسیدن به هدفش، به عنوان ابزاری از آن استفاده کند.
برگردیم به امروز. به عنوان یک نمونه خدمتتان عرض کنم: سه چهار سال پیش خبرنگار محلی از آقای محسنی ثانی درباره چهار روستایی (که به جعل و تقلب از شهرستان فیروزه جدا کرده‌اند) می‌پرسد ایشان، این آقای نماینده، به صلاح و مصلحت مردمی اشاره می کند که حتی یک رای از آنها در خورجینش ندارد! شما انتظار دارید که ایشان در جهت فرمایشات شما، در جهت منافع مشترک هر دو شهرستان حرکت کند؟! زهی خیال باطل! ایشان در دوره بعد از حوزه انتخابیه مشهد، کاندید شد تا مگر تعداد نمایندگان حوزه انتخابیه اصل اش را به 3 برساند؛ ایشان رای نیاورد، اما آیا فکر میکنید این تفکر که این قدر حق به جانب هستند که صلاح و مصلحت مناطق شهرستانهای دیگر را در جهت برآورده کردن منافع شهر س، بهتر از خود مردم و مسولان آن مناطق میدانند، از بین رفته است؟!
شما یا ندیدید و یا متوجه نشدید که این قشر "مطلبی" اسرارنامه‌ای در جریان وقایع مربوط به خانم نماینده چکار کردند؟! و بر سر سایه لاشه اشتباه یک نفر نشستند و چطور حق همسایگی را بجا آوردند؟! خدا نکند، سرنوشت و زمام امور کسی دست اینها بیفتد که تا فشلش نکنند و انتهای عصاره وجودش را در نیاورند، دست بر نمی‌دارند! همسایگی و رفاقت و اشتراک برای اینها فقط ابزار تجارت است که بتوانند به واسطه آن، به منفعتی برسند. این است مرام تفکر اشراریان اسرارنامه سبزوار و حامیان آن، بروید بررسی کنید و ببینید که ضمن احترام به اشتراکات تاریخی و فرهنگی، در دنیای واقعی چه می‌گذرد. بله آقا با یقین خواهید دریافت اسراری‌ها چگونه هستند اینها که اگر کوچکترین نقصانی ببینند، اصلا رحم نمی‌کنند. بروید و ببینید. آیا شما می‌دانید اسرارنامه سبزوار، مطالب منفی مربوط به نیشابور را از اظهارات آقای ترقی در باره مسائل داخلی نیشابور تا غیر فعال شدن چند واحد صنعتی در شهرک صنعتی خیام در چند سال پیش، قرار دادن یک تجمع نمایشی در مقابل یک حرکت احساساتی انفرادی با عبارت «دریای غیرت ملی در مقابل تعصبات قومی» و ... به بهترین وجه منفی ممکن، بازانتشار می‌دهد؟! فقط کافی است که در یک مطلب منتشره توسط یک پایگاه خبری، حتی یک طعن و لطمه کوچک به دومین شهر بزرگ خراسان باشد، در بازانتشارش حتی کوچکترین تردیدی نمی‌کنند. اسرارنامه سبزوار، ادعایش این است که می‌خواهد سبزوار را توسعه دهد آن هم (در عمل) به این روش‌ها. کدام رسانه نیشابوری، اینطور است؟!
کجایید شما مسعود خان؟! می‌خواهید اداره راه را به اینها بدهید و اداره صنعت را به خودتان؟! زهی خیال باطل؟! این تفکر سنتی را کنار بگذارید، پشت به پشت کسی بدهید که گوشت تن شما را نبریده باشد. حداقل، با کسی اشتراک مساعی کنید که در رفتارش کوچکترین اظهار پشیمانی نسبت به ناوراهای گذشته وجود داشته باشد. چه تضمینی برای رفتار درست و جوانمردانه، در قبال این رویاهای اتحاد وجود دارد؟! مشاعره که نیست سرنوشت مردم است. شما که تاریخ می‌دانید سرنوشت اتحاد مسعود باشتینی و شیخ حسن جوری را هم برای خودتان یادآوری کنید. اتحاد خوب است. اما با چشم باز، شرایط را دقیقا بسنجید، مسائل را محاسبه کنید و بعد به رویای تقسیم غنائم محل استقرار ادارات کل برسید.
من هم با پیشنهاد وحدت و همدلی نیشابوریان و سبزواری‌ها در جهت منافع جمعی موافقم و اتفاقا دوستان سبزواری قدیمی خیلی خوب و همدلی هم دارم، می‌شناسم این مردم خوب را دارم و عمیقا میدانم حرف شما کاملا منطقی و درست است. اما متاسفانه در آن طرف سیاستمدارانی و رسانه ‌های مزدورشان (مخصوصا اسرارنامه) هستند که هیچ اعتمادی و اطمینانی به آنها نیست. سرمایه مردم نیشابور و سبزوار را می‌خواهید در جیب چه کسی بگذارید؟! سرنوشت این مردم را می‌خواهید دست چه کسی بدهید؟!
جناب مسعود، آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید چرا به داد مردم چهار روستای شهرستان فیروزه، از همان زمانی که (سال 1389) با نیرنگ از سرزمین آنها سوء استفاده شد و از سرزمین مادری جدا شدند ظرف این 8 سال رسید گی نشده‌ است و چرا از همان بخش خوشاب که این چهار روستا را برای شهرستان شدنش، به جعل و پنهانکاری به آن ضمیمه کردند، در سال 1396، به درخواست مردم دو روستای دیگر (طبس و بازقند) از همین شهرستان به شهرستان سبزوار ضمیمه می‌شوند؟! اگر جمعیت خوشاب کم است چرا طبس و بازقند را از آن جدا می‌کنند و اگر جمعیتش زیاد است چرا برای جبران جمعیت آن، از سرزمین و جمعیت شهرستان همسایه، غصب می‌کنند؟! علت این تناقض‌ها و تبعیض‌ها چیست؟
بله. فرمایش شما در مورد مردم متین و محترم و همدل هر دو شهرستان درست؛ اما گیر واقعی در سیاستمدارانی است که جهتدار هستند در راستای منافع یک شهرستان خاص، هر کاری می‌کنند و اینها اتفاقا همان کسانی هستند که طرح و پروژه قبضه کردن سرنوشت مردم این منطقه را در دست کار دارند. برادر عزیز! لطفا برای آن مسولان، مطلب بنویسید و بخواهید که دهکده جهانی که شما می‌گویید را به رسمیت بشناسند. به رسمیت که نه، فقط بشناسند.
من از ایده‌آل‌ها و احساسات صحبت نمی‌کنم، از شرایط واقعی بر روی زمین واقعی صحبت می‌کنم. مطمئن باشید، مرز نگاه‌ها فراتر از کوچه و محله های قضاوت‌های سطحی و احساسی است. شما که اهل نوشتن هستید و پژوهشگر هستید بروید و بررسی بفرمایید و پیشنهادها و راهنمایی‌هایی برای مسولانی بگذارید که مسولیت فرامحلی دارند اما در زیر لبخند و آرامش و پنهانکاری، مستقیما در جهت منافع محلی، حتی به قیمت تبعیض و تضییع حقوق همسایه، جهد وافر و مستدامی دارند.

آقا مسعود. شما در همینجا ببینید جماعتی را که در برابر یک طرح پیشنهادی که اصلا یک بار اسم سبزوار عزیز در آن نیامده است اینقدر بلبشو درست کردند که حاشیه، 20 برابر متن است. حالا با این جماعت، می‌خواهید به وا دادن اتحادی فکر کنید؟! پیشنهاد من جسارتا خدمتتان این است، بجای این طرحهای خیالی، جدا و عمیقا به فکر توسعه زیرساخت‌ها باشیم که خدا نکند سرنوشت ملتی به دست این افراد بیفتد؟!

درج نظر

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید
XML نظرات: RSS | Atom

پل های ارتباطی کاربران گرامی با روزنه

مناسبت ها

دکتر مریم جغتایی، متخصص بیماری های داخلی
کمپین حمایت از کالای ایرانی

تبلیغات

دریافت اخبار نیشابور
شهروند خبرنگار

اوقات شرعی نیشابور

۰۴:۲۰
۰۵:۵۳
۱۲:۳۳
۱۹:۱۴
۱۹:۳۲

آمار بازدیدکنندگان

۷
۳۰۹
۳۳۰۸
۹۱۰۷۴۱۴