تقویم اخبار

آذر 1396
ی د س چ پ آ ش
27 28 29 30 1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 1

بایگانی اخبار

لینک به روزنه

www.rovzane.com

نگاهی به قیام سربداران- بخش اول: تشیع سربداری به سبک عبدالرزاق باشتینی

نگاهی به قیام سربداران- بخش اول: تشیع سربداری به سبک عبدالرزاق باشتینی

 

  • ای مظهر الطاف الهی، دل پاکت
  •  
  • بشناخته چون مردم یکفن، همه فن را
  •  
  • با نکهت خُلق تو ز خود لاف زدن نیست
  •  
  • جُز عین خطا نافه‌ی آهوی ختن را
  •  
  • از گلشن خُلق تو وزد باد بهاری
  •  
  • در باغ که خوشبوی کند صحن چمن را

تقدیم به شیخ مجاهد نیشابور
شهید حسن جوری


- مقدمه


سفر امام رضا علیه‌السلام از مدینه به مرو، مهم‌ترین رویداد تاریخی تشیع در ایران و خراسان است که دارای ابعاد و برکات فرهنگی، مذهبی و اجتماعی فراوانی در بسط و گسترش تشیع در ایران و خراسان می‌باشد. افتخار میزبانی حرم ملکوتی حضرت ثامن‌الحجج علیه‌السلام در مشهدالرضا و همچنین بیان حدیث قدسی سلسلة‌الذهب در مدینة‌الرضای نیشابور، موهبتی است که همچون خورشیدی معنوی، خراسان ایران‌زمین را به جلوه‌ای درخشان‌ و کانونی نورانی در سرزمین‌های شیعه، به منصه ظهور رسانیده است.


با وجود طلوع معنویت نورانی شمس‌الشموس خراسان در اوایل قرن دوم هجری، اکنون و متاسفانه، پس از 12 قرن، عبارت «فرهنگ مامونی»، اصطلاحی است که در ماه‌های اخیر، به همت یکی از سایت‌های اینترنتی شهر همجوار، مطرح شده و برای تاکید بر خودگمانی شیعه‌تر بودن مردم شهرش، به صورتی تلویحی و رندانه به نقاط دیگر خراسان نسبت داده می‌شود. از این روی، بر آن شدیم که در مجموعه مطالبی، به بازبینی گوشه‌هایی از تاریخ پرافتخارترین دوره مورد ادعای سایت مذکور بپردازیم. اولین بخش مطلب که تحت عنوان «تشیع سربداری به سبک عبدالرزاق باشتینی» به خوانندگان گرامی تقدیم می‌گردد و تنها در برگیرنده دو یا سه سال نخست قیام سربداران خراسان با تاکید بر شخصیت موسس و اولین حکمران حکومت سربداران به پایتختی سبز‌وار است.


این مقاله و مجموعه مقالات پس از آن، اشارتی بر این نکته خواهد بود که برجسته‌سازی توانمندی‌ها و هویت‌سازی برای یک منطقه خاص، هیچ حقی و مجوزی مبنی بر کوچک شمردن، انگ زدن و تخریب نقاط همجوارش، ایجاد نمی‌نماید. بدون تردید، در زوایای گوناگون، مواردی فراوان وجود دارد که می‌تواند به عنوان نکات نقضی بر هویت‌های ساختگی، انتزاعی و غلو شده، مطرح گردد. امیدواریم که این مهم، بیش از پیش، مورد توجه مسولان فرهنگی منطقه و به ویژه شهر عزیز سبزوار قرار گرفته و با جدیت بیشتری به وضعیت سایت اینترنتی یادشده که سرمنشاء ایجاد محتواهای قشری‌گرایانه و ابهام‌برانگیز در فضای فرهنگی منطقه شده است، رسیدگی نمایند، زیرا سکوت در برابر محتواسازی‌های مغرضانه آن سایت، حمایت غیرمستقیم و ضمنی از آن شیوه نگرش و تفکر، تلقی می‌گردد.


- نگاه اول: عبدالرزاق باشتینی (موسس حکومت سربداری)


منابع تاریخی درباره جنبش و شورشی که به سرکردگی عبدالرزاق باشتینی و با حمایت و پیروی مردم ناحیه باشتین و پس از آن بیهق (سبزوار کنونی) قرن هشتم هجری روی داد، مستندات جالب توجهی دارند که ما را به مبانی فکری و ایدئولوژی عبدالرزاق باشتینی به عنوان رهبر این قیام و اولین پادشاه سربداری دلالت می‌نمایند.


  1. عبدالرزاق باشتینی، پیش از دوران سرکردگی شورش مردم باشتین و پادشاهی حکومت سربداری به پایتختی سبزوار، به «خدمت در دربار ایلخانی مغول» مشغول بود و چنان مورد وثوق و نزدیک به دربار دستگاه مغولی زمان بود که به عنوان مامور مالیات کرمان گمارده شد. ماجرای «مزدوری» وی از زبان میرخوند چنین نقل شده است: اصحاب دیوان، او (عبدالرزاق) را به جمع مالیات کرمان فرستادند و قرار بر آن نهادند که از مالیات مردم کرمان، صد و بیست‌هزار دینار، نقد کند و بیست هزار دینار را خود برداشته، صدهزار دینار را به خزانه پادشاه فرستد.

  1. خوندمیر همچنین در زمینه «بی‌بند و باری و عشرت‌طلبی و فساد» عبدالرزاق می‌نویسد: عبدالرزاق به کرمان رفت و صد و بیست هزار دینار از رعایا استخراج کرد و چون مردی عیّاش و مسرف بود و در پی شراب و شاهد (جنس مونث) شد و روزی از خواب مستی بیدار شد که همه مالیات استخراج شده را خرج کرده بود.

  1. در متون تاریخی، هیچ‌گاه از یک منشاء و سرچشمه و فرآیند فکری و ایدئولوژیک (مثلا آموزه‌های تشیع) که دارای بنیان و اساسی باشد و طی مجاهدت‌ها و تلاش‌هایی، منجر به شکل‌گیری شخصیت اولین پادشاه سربداری گردد، سخنی در کار نیست بلکه همگی بر این موضوع تاکید دارند که: عبدالرزاق، پس از عیّاشی (با شراب و شاهد)، و حیف و میل مالیات جمع‌آوری شده از مردم ستمدیده کرمان برای دستگاه ستمکار و زورگوی ایلخان مغول، به شدت نگران توبیخ و عتباب و خطاب و مجازت توسط اربابان مغولی‌اش بود که در همان اوان، خبر مرگ سلطان ابوسعید ایلخانی به او رسید، بنابراین تا حدی خاطرش از بابت مجازاتی که به جرم «خیانت» به دربار مغولی‌ ایلخانی، انتظارش را می‌کشید راحت شد بنابراین روی به زادگاه خود یعنی باشتین نهاد و چون به آنجا رسید، شورش محلی مردم باشتین بر علیه ستم ماموران جمع‌آوری مالیات دستگاه ایلخانی مغول (یعنی دقیقاً همان شغلی که رسماً عبدالرزاق، در کرمان بدان مشغول و مامور بود)، آغاز شده بود. بنابراین عبدالرزاق، که دارای توانایی‌های نظامی بسیار خوبی بود «از فرصت بدست آمده نهایت استفاده را نمود بر موج احساسات مردم باشتین سوار شد» و سرکردگی شورش را بر عهده گرفت.

  1. در ابتدا، فعالیت حرکت سربداری به رهبری عبدالرزاق باشتینی، به شکل دستبرد به قافله‌ها و کاروانیان شروع شد و حتی نویسندگان مسلمان و غیرمسلمان مانند ابن بطوطه و مارکوپولو، عبدالرزاق را «راهزن» دانسته‌اند. پطروشفسکی (نویسنده تاریخ سربداران) نیز با استدلالاتی که یکی از آنها همین موضوع است بر ماهیت عصیان توده‌ای مردم منطقه بر علیه حکام زمان تاکید می‌کند و چنین در ذهن تداعی می‌نماید که این جنبش، «ماهیتی توده‌ای» (شبه‌کمونیستی و ماتریالیستی) دارد، که البته نگاه به پیشینه و اقدامات بعدی عبدالرزاق باشتینی که در راس این قیام قرار گرفته است، می‌تواند راه را برای احتمال چنین برداشت‎‎هایی باز نماید. ‎‎هایی باز نماید.

  1. عبدالرزاق بعد از بر تخت پادشاهی نشستن در سبز‌وار، خواهان دختر علاء‌الدین هندوی فریومدی (که این علاءالدین وزیر دربار حکومت ملوک‌الطوایف مغولی خراسان بود) گردید و با اینکه خاتون، عار داشت که زن عبدالرزاق شود و از حصر عبدالرزاق در سبزه‌وار فرار کرد، اما عبدالرزاق، برادرش وجیه‌الدین مسعود (دومین پادشاه سربداری) را به «تعقیب» او فرستاد.

  1. در تاریخ روضة‌الصفا مطلب قابل توجهی درباره موضوع گرایش عبدالرزاق به دختر بیوه علاءالدین ثبت شده که اشاره‌ای بر «انحراف اخلاقی» و بی‌قیدی اوست: امیر عبدالرزاق می‌خواست که دختر علاءالدین محمد را بگیرد اما آن زن می‌دانست که مقصود امیر عبدالرزاق از این وصلت، تنها او نیست بلکه پسر او است که صاحب جمال بود و به همین جهت به این وصلت تن در نداد و از سبزوار بیرون رفت.

  • - نگاه دوم: پاسخ به تاریخ

  • با توجه به همین اشارات اجمالی و ضمن تایید سخنان آقای حسین آزاد -استاد دانشگاه پیام نور سبز‌وار و همکار با آن سایت مذکور- که تاکید دارند «شیخ حسن جوری، جزو موسسین حکومت سربداران نبوده است» باید به نکات زیر اذعان نمود:

  1. مستندات فراوان تاریخی، در فساد، شهوت‌پرستی و هوسرانی عبدالرزاق باشتینی متفق‌القولند.

  1. عبدالرزاق باشتینی جزو موسسین حکومت سربداران و اولین پادشاه سربداری به پایتختی و میزبانی شهر سبزوار بوده است.

  1. با نظر به اینکه عبدالرزاق باشتینی در میان مردم باشتین و سبزوار آن زمان، دارای حُسن شهرت نبوده است و عموم مردم، کمابیش از وضعیت عبدالرزاق، اطلاع داشته‌اند، جای سوال وجود دارد که چرا مردم مومن و غیور آن منطقه، با توجه به اعتقادشان به مذهب روشنگر و ظلم‌ستیز تشیع که هم‌اکنون نیز به عنوان یکی از ویژگی‌های تاریخی افتخارآور آن منطقه مطرح می‌گردد، به سرکردگی و فرماندهی عبدالرزاقی تن می‌دهند که در نه تنها فساد اخلاقی شهره است بلکه دست در دست و مزدور دستگاه ستمگر مغولی زمان است؟ مگر نه اینکه یکی از اهداف والای قیام سربداران، برچیدن ظلم و جور دستگاه مغولی است؟!

  1. در پی پروژه اختلاف‌افکنی در منطقه، که در سال اخیر توسط همان سایت سبزواری دنبال می‌شود و گهگاه با جلوه‌های مختلفی نمود پیدا می‌کند و از جمله یکی از نمودهای آن تخریب شخصیت رهبر معنوی نهضت سربداران خراسان -شیخ حسن جوری نیشابوری- و کمرنگ کردن نقش معنوی و روحانی وی در نهضت سربداران خراسان است. در پاسخ این ابهام‌افکنی‌ها لازم به ذکر است:

  • 1. با مراجعه به متون تاریخی به وضوح می‌توان دریافت که شیخ حسن جوری، پس از شهادت شیخ خلیفه مازندرانی (رهبر ایدئولوژیک و پایه‌گذار اندیشه قیام از آمل مازندران) و حلق‌آویز شدن شیخ خلیفه، توسط برخی متعصبان سبز‌وار، ماندن در محیط سبز‌وار را به مصلحت قیام ندید چرا که پس از کشته شدن رهبر قیام بدست متعصّبین شهر، درگیری مذهبی بین جناح قدرتمند متعصب و متحد سنّی (اهل سنت) سبزوار -که متهم به قتل روحانی مجاهد شیعه (شهید شیخ خلیفه مازندرانی) بودند- با طرفداران شیعه شیخ خلیفه آغاز شده بود و ذهنیت کشتن پیروان قیام و حذف تفکر شیخ خلیفه و شیخ حسن، شکل گرفته بود، یعنی عدم مهاجرت شیخ حسن جوری از شهر پر از آشوب و توطئه سبز‌وار آن زمان، کشتار وسیع طیف شیعه را در سبز‌وار در پی داشت و چه بسا منجر به خفه شدن قیام در نطفه، و حتی نابودی تشیع در آنجا می‌گردید. بنابراین باید گفت که تاریخ تشیع و تداوم حیات شیعه در سبزوار، مدیون و مرهون تدبیر و دوراندیشی رهبر اندیشمند و نستوه قیام سربداران خراسان -شیخ حسن جوری- است.

  • 2. در زمان شروع شورش مردم باشتین و تشکیل حکومت سربداری نیز، شیخ حسن جوری در حوزه جغرافیایی کویر غربی خراسان نبوده است و در زندان و حصر دستگاه ایلخانی زمان به سر می‌برده است. اکنون ما خدمت پژوهشگران ارجمند تاریخ ایران و اسلام و تشیع و همچنین خوانندگان عزیز، سوالاتی را در این زمینه مطرح می‌نماییم:

  • 1.2. چرا مردم منطقه سربداران و سبز‌وار آن زمان، رهبر مذهبی خود را از زندان مغول آزاد نکردند و تن به سرکردگی عبدالرزاق فاسد و معلوم‌الحال دادند؟

  • 2.2. به فرض قحط‌الرجال -از دیدگاه رهبری قیام- بودن در منطقه، و ضرورت پذیرش رهبری فردی مانند عبدالرزاق، چرا هنگامی که عبدالرزاق پس از تصرف این شهر، حکومت سربداری‌ را تاسیس کرد و به نام خود خطبه خواند و حکومت شیعه اعلام کرد، مردم آن ناحیه -با وجود اعتقادات عمیق و دیرینه شیعی که دیارشان از سوی سایت مذکور و همراه با همراه کردن عناوینی همچون «دارالمومنین» و «پایتخت شیعه» به عنوان یکی از وجوه برتری و فخر بر سایر نقاط خراسان و ایران تبلیغ می‌شود-، در مقابل این فرد فاسد و فاقد صلاحیت رهبری حکومت شیعی نایستادند و از او نخواستند که رهبر مذهبی قیام را از زندان مغول‌ها آزاد گردد؟ مگر آموزه‌ها و دستورات اساسی مذهب ناب و الهی تشیع، چیزی جز این را توصیه و سفارش می‌کند؟ ولایت و سرپرستی‌تان را به افراد فاسد و ستمگر واگذار نکنید. چرا دارالمومنین، باید ولایت و رهبری چنین فردی را بپذیرد؟

  • 3.2. شاید تنها دفاعی که بتوان از این موضوع نمود این است که به علت خطرات و تهدیدات احتمالی فراوان که از سوی عبدالرزاق متوجه‌شان بوده است، تقیه کرده‌اند اما باز هم باید توجه داشت که تقیه شیعیان سربداری در برابر حکومت شیعی سربداری، چه معنی‌ای دارد؟ البته باید اعتراف نماییم که شاید دلایل دیگری هم برای پذیرش ولایت و رهبری عبدالرزاق بر شیعیان سبز‌وار وجود داشته باشد که از چشم ما پنهان مانده است.

  • - نگاه سوم: فرهنگ مامونی و کدامین فرهنگ؟!

  • آنچه در بالا آمد، فقط به بازبینی بخشی از نکات تاریخ سربداری‌ پرداخته که شامل فقط 3 سال اول (736 تا 738 هجری) از دوره کوتاه حدود 50 ساله این دوره می‌شود که در صورت تمایل خوانندگان عزیز، به مرور زمان، به بازبینی چهل و اندی سال باقیمانده دیگر این دوره تاریخی کوتاه نیز پرداخته خواهد شد. اما در اینجا لازم می‌دانیم که به برخی ابهامات ایجاد شده توسط سایت مذکور در مورد فرهنگ مامونی بپردازیم:

  • به فرض درستی داستان مطرح شده از سوی آن سایت، مبنی بر اینکه موسس سلسه طاهریان (از اهالی پوشنگ یا هرات)، با این استدلال که دست راستش در بیعت مامون است با دست چپ با امام رضا علیه‌السلام (خورشید درخشان خراسان) بیعت کرد، باید گفت که وی، فقط بنیانگذار یک حکومت (نخستین حکومت ایرانی بعد از اسلام) به پایتختی شهر همسایه شهر مطبوع آنان بوده است و او هیچ ارتباط دیگری با این شهر ندارد. افزون بر این، این شهر ، دارای چنان پیشینه و غنای تاریخی –با ابعاد فرهنگی، اجتماعی، انسانی، علمی و تمدنی درخشان- است که هیچ گاه نیاز به بستن شالوده هویت خود به یک شخص یا دوره خاص نداشته، ندارد و نخواهد داشت و از همین روست که این شهر را «نماد تاریخ و فرهنگ ایران» دانسته‌اند. اما باید به گردانندگان آن سایت گفت: آیا می‌توان منکر این شد که «اصالت و زادگاه عبدالرزاق» -اولین پادشاه پرافتخارترین دوره تاریخ برای شهر شما و تنها شالوده و نماد اوج هویت تاریخی امروز شما- جایی بجر همین دیار پرافتخار سربداران شما و «همراهی مردم این منطقه با این شخص» در حد تشکیل یک حکومت، بوده است؟

  • صلت قصیده اوج افتخار تاریخی شما، قطعه‌ای ناموزون است از جنس عبدالرزاق باشتینی و چه شگفت‌آور است که گستاخانه، دون‌منشانه و زیرکانه، سعی در منسوب کردن تلویحی نسبت‌هایی مثل «فرهنگ مامونی» به شهرهای دیگر، به واسطه اموری بی‌ربط، می‌کنید؟! فرهنگ مامونی را می‌توان به فردی مانند وجیه‌الدین مسعود باشتینی (دومین پادشاه سربداری) نسبت داد که رهبر مذهبی و مجاهد روحانی زمان را به سوی خود می‌خواند تا به بازی‌ها و رویاهای پلید قدرت و سیاست خود برسد، اما زهی خیال باطل! وقتی که اقبال روزافزون مردم را به آن مقام معنوی و ایستادگی آن مقام معنوی در مقابل قدرت‌طلبی‌ها و خودرأیی‌هایش می‌بیند، دستور قتل مقتدای مذهبی و معنوی مردم را می‌دهد، مگر مامون، رفتاری به جز این، با امام عزیزمان داشت؟

  • اما عبدالرزاق (پادشاه اول سربداری‌) حتی شایسته منسوب بودن به همین اصطلاح «فرهنگ مامونی» که شما و مخاطبانتان (برای فضاسازی نسبت دادن آن به شهرهای همسایه‌تان) بکار برده‌اید نیز نیست. عبدالرزاق را نیز می‌توان شایسته «فرهنگ یزیدی و معاویه‌ای» یا «فرهنگ اموی» دانست، عبدالرزاقی که با وجود آن سابقه میخوارگی و زنبارگی، با عوامفریبی و سوء استفاده از دیانت و باورهای عامه مردم، حکومتی با رنگ و لعاب دیانت می‌سازد تا به خواهش‌های نفسانی خود برسد، مجاهد روحانی و رهبر معنوی جنبش را در زندان بیگانگان می‌خواهد تا مبادا چرخ قدرت از دست او و همپیمانانش خارج شود. آیا معاویه و یزید اموی، سیاستی به جز انزوا و حذف ولی زمان و دور کردن مردم از شعاع نورانی و معنویت آن بزرگواران داشتند؟

  • در این میان، عملکرد خواجه علی موید سبزواری (آخرین پادشاه سربداری) را به چه فرهنگی باید منسوب دانست؟ خواجه علی موید که درویش عزیز مجدی و یارانش را به بهانه جهاد با حکومت آل کرت سنی‌مذهب به میدان جنگ می‌فرستد و سپاهی را بدنبال آنان روانه می‌دارد تا در میانه راه، آنان را به قتل برسانند! همو که دستور به تخریب مرقد رهبران مذهبی قیام سربداران –شیخ خلیفه مازندرانی و شیخ حسن جوری- و تبدیل آن جایگاه را به مزبله اهل بازار سبزوار می‌دهد! همو که به مردم حکم می‌کند تا به رهبران روحانی قیام –شیخ خلیفه و شیخ حسن- لعن و طعن کنند! نمونه‌رفتارهای خواجه علی موید را در میان کدام یک از خلفای غاصب بنی‌امیه و بنی‌عباس نمی‌توان یافت؟

  • خواجه علی موید سبزواری، همان فردی است که نه تنها حکومت سربداران را –که داعیه رهانیدن مردم از چنگال جور و ستم ایلخانان مغولی و تشکیل حکومت شیعی داشت- به گورکانیان مغولی سنی‌‌مذهب، تسلیم و تقدیم می‌کند بلکه خود به خدمت دریوزه‌منشانه و ملازمت خفّت‌بار تیمور گورکانی (تیمورخان لنگ) در می‌آید تا زنجیره خیانت خود را به سرزمین خراسان و مذهب تشیع، تکمیل‌تر نماید. خواجه علی موید –آخرین پادشاه سربداری- را به کدامین فرهنگ نسبت دهیم؟ فرهنگ مامونی؟ فرهنگ اموی؟ کدام فرهنگ؟

  • اندیشمندان و اهالی قلم به اصطلاح هیات تحریریه آن مجله اینترنتی که بر سفر امام رضا علیه‌السلام به خراسان، تحلیل می‌نویسید! شما بگویید، به کدامین فرهنگ؟ ای تنهاترین اصحاب رسانه‌ای سبز‌وار، که در سبز‌وار هیچ کس مثل شما نیست و تاکنون نیز نبوده است و حتی حال شما را درک هم نکرده است! شما که به کمک ابزار قدرتمند قلم آمده‌اید که شهرهای همسایه‌تان را از بن‌بست، نجات دهید و در پیشرفت کمکشان کنید! شما که اولین ایده‌پردازان مرکز استان شدن سه شهر استان -با رمز اتحاد- هستید! شما که به تنهایی به تمام غرب خراسان هشدار می‌دهید! شما که برای فرزندان شیخ حسن جوری، کلاس خصوصی برگزار کرده‌اید و می‌خواهید تفاوت فضل و فضله را در دانشگاه‌های دارالمومنین، پایتخت شیعه‌ و دیار پرافتخار سربدارانتان به آنها بیاموزید! شما بگویید که اینها را و دیگران را -که نامشان را هنوز نیاورده‌ایم- به کدامین فرهنگ، نسبت دهیم؟

  • شماها را به کدامین فرهنگ؟

  • باری! اگر شماها در محتواسازی‌هایتان دقت نمی‌کنید و بر راه احساسات شخصی و گره‌های ناگشوده و مبهم ذهنی‌تان می‌روید، ما راه را روشنگری می‌کنیم و نشان می‌دهیم: اتهامات و نسبت‌هایی مانند «فرهنگ مامونی»، شایسته و لایق شخصیت‌هایی مانند عبدالرزاق‌های سربداری، تابعان، همپیمانان و طرفداران آنان است‌ که با وجود فساد عالمگیر و عالمسوزشان، و با تمسک به عوامفریبی، و با شهوت فراوانشان به قدرت، ادعای مذهب و دیانت و حکومت شیعی نیز دارند. اگر می‌خواهید برای خودتان هویت بسازید، بسازید، این به خودتان ارتباط دارد. اما اگر هویت‌سازی شما با انگ و اتهام و بدگفتاری در مورد دیگران، همراه می‌گردد چیزی جز پلیدی و فضاحت و پلشتی و رسوایی، برایتان نخواهد داشت. لطفاً سعی کنید این را بفهمید.

  • خراسان؛ سرزمین خورشید، سرزمین امام رضا علیه‌السلام، دیار مبلغان حدیث قدسی سلسلة‌الذهب، دیار دانشوران بزرگ شیعه، را حرمتی است مینوی، و نه شایسته هر قلمی و سخنی. بنابراین از مسولان فرهنگی شهر عزیز سبزوار، انتظار می‌رود که نسبت به محتواسازی‌های عوامانه، منافقانه، موزیانه و کینه‌توزانه آن سایت (چه توسط خود سایت و چه برخی مخاطبانش) توجه خاص شود. امیدواریم مسولان فرهنگی سبزوار، این دست همشهریان خود -که ادعای جنبش رسانه‌ای سبزوار هم دارند- را توجیه نمایند که در مسیری سالم و متعهدانه گام برداند و اگر فعالیت سالم و متعهدانه در توانشان نیست، آبرو و نام بیهق (سبزوار کنونی) و وجهه عظیم و شکوهمند فرهنگی شهرهای همسایه را بازیچه احساسات و منویات و منیّات مغرضانه، خام و کودکانه خود ننمایند و یا حداقل، تراوشات ذهنی و قلمی، «جنبش رسانه‌ای» و «فتح فرهنگی» خود را فقط به حوزه جغرافیایی سبز‌وار خودشان، محدود گردد، چرا که اگر مناطق دیگر، به اینگونه نوابغ نیاز داشتند حتما آنها هم یک چیزی مثل «اسرارنامه سبز‌وار» برای خودشان درست می‌کردند.

  • این منبع فیض و فتح فرهنگی و جنبش رسانه‌ای (!!!)، در شأن جایگاه فرهنگی خراسان و سرزمین شمس‌الشموس معنوی ایران نیست.

  • سپاس/ برزین‌مهر نیشابور

درج نظر

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید
XML نظرات: RSS | Atom

پل های ارتباطی کاربران گرامی با روزنه

تبلیغات

دریافت اخبار نیشابور
شهروند خبرنگار

اوقات شرعی نیشابور

۰۵:۰۵
۰۶:۳۷
۱۱:۲۹
۱۶:۲۱
۱۶:۴۰

آمار بازدیدکنندگان

۱۴
۲۹۰۵
۳۰۱۴
۸۷۹۰۳۱۱