تقویم اخبار

آبان 1396
ی د س چ پ آ ش
29 30 1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 1 2 3

بایگانی اخبار

لینک به روزنه

www.rovzane.com

«همچون اعتمادی که می‌میرد»؛ واکنشی به برداشت تاسف‌انگیز از «خراسان غربی» و پیشنهاد تحقیق و تفحص

نیشابور را ناباوری و بُهت فرا گرفته است ...

رویدادی؛ باور و تدبیر و امید و اعتماد را به تاریکی و اغما برده است ...

گاه؛ آنچه «نباید»، اتفاق می‌افتد و گاه؛ آنچه می‌دانی و می‌دانند که «نباید»، اتفاق می‌افتد ...

گاهی؛ حرف‌ها، یک کَل‌کَلِ نهایتاً شیطنت‌آمیز است که می‌گذری و می‌گذرد ...

و گاهی حرف‌ها را کسی می‌زند که می‌داند «نباید بزند»، چون بار و وزن آن‌ها را می‌داند؛ چون در جایگاهی است که اگر وزن و بار حرف‌ها را نداند، دیگر در آن جایگاه نباید باشد.

آری؛ کسی در خانه‌ات و بر سر سفره‌ات نشسته است، جایگاهی دارد؛ میهمان است و به رسم بزرگی، در آن بالاها نشسته است. گرامی‌اش می‌داری، بزرگش می‌شماری و حریمش را پاس میداری. ناگاه؛ حرفی می‌‎‌زند که از نوع حرف‌های معمول نیست. اصلا «حرف» نیست ... «ضدِ حرف» است. می‌گوید: حرفی است که خود آمده است.

اما ... اصلا هیچ کس انتظارش را ندارد. نباید آن حرف، می‌آمد. آخر این حرف، از آن حرف‌هاست که حتی با اندیشیدن و تصور کردن آن؛ جایگاه گوینده، چنان سست و متزلزل می‌شود که از چشم‌ها می‌افتد و از باورها فرسنگ‌ها فاصله می‌گیرد ... 

همچون اعتمادی که می‌میرد ...

همچون اعتمادی که مُرده است ...

بعضی‌‌ها می‌گویند: بی‌تدبیری را با عذرخواهی و اظهارِ تاسفِ عمیق، می‌توان پوشانید ...

و بعضی‌های دیگر می‌گویند: اگر سابقه قبلی باشد و اگر گویای هدفی باشد، آیا تضمینی هست که ماجراهای شبیه آن و یا شدیدتر و جانکاه‌تر از آن روی ندهد؟؟؟

و آنگاه؛ تو می‌مانی میان دو نگاه و دو گفتمان ...

 

ناگاه ... اشاره می‌کنند به سندی که در آن؛ بُریدن و پراکندن پاره‌ای از وجودت (سرولایت عزیز) پیشنهاد شده و خانه‌ات (نیشابور) که قرن‌هاست چراغش روشن (حضور پایدار در تاریخ)؛ محل رفت و آمد فرزانگان (پیشینه و پایگاه فرهنگی)؛ و خانه امید همسایگان (خراسان غربی) بوده را در انزوایی ابدی قرار داده است. نام آن سند، این است: «تمرکز زدایی، نظام جمعیتی ارتباطی خراسان غربی و شهرستان سبزوار و مقایسه آن با سایر استانهای کشور». این مقاله، نوشته سیدجواد حسینی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد سبزوار است که در همایشی در سال 1376 ارائه شده است.

باری؛ امروز، در شهریورماه سال 1396، جناب آقای دکتر سیدجواد حسینی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری خراسان رضوی است. ایشان، چند روز پیش و در شورای اداری و افتتاحیه پارلمان جدید بانوان نیشابور در محل فرمانداری این شهرستان‌، در میانه صحبت‌هایش از اصطلاح «خراسان غربی» در اشاره به شهر غربی استان، استفاده کرده و سپس در پاسخ به تذکر یک خبرنگار نکته‌سنج، بابت این اشتباه خود، عذرخواهی نیز نموده است. 

گفتنی است که «دفتر امور سیاسی، انتخابات و تقسیمات کشوری»، زیر مجموعه مدیریتی و تحت امر معاون محترم سیاسی استاندار (جناب آقای حسینی) می‌باشد.

گفته‌اند: اندیشه‌ات، باورت می‌شود و باورت، رفتارت را شکل می‌دهد: آیا در مورد نویسنده مقاله‌ای که در نوشته‌اش پیشنهاد تاسیس چند استان و مخصوصاً استانی با عنوان «خراسان غربی» با مرکزیت موطن خود، سبزوار، را داده است و در آن مقاله هیچ جایگاه خاصی برای نیشابور، یکی از مهم‌ترین شهرستان‌های خراسان و شمال شرق کشور، قائل نشده، باید انتظار داشت که اندیشه‌اش، باورش و باورش، بنیاد عملکرد امروزش نشده باشد؟! نمی‌دانم ....

خلاصه، ایشان، چندین سال بعد، و در شهریورماه همین امسال، متصدی مقامی می‌شود که مسولیت تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اقدام در امور تقسیمات کشوری استان را بر عهده دارد و در جلسه‌ای که در پایگاه و کانون خراسان غربی تاریخی و فرهنگی، برگزار می‌شود، در نیشابور، و در جمع شخصیت‌های سیاسی، بزرگان، اهالی فرهنگ و رسانه نیشابور، در برداشتی تصنعی از اصطلاح «خراسان غربی»، به شهر یا منطقه غربی استان خراسان رضوی، اشاره می‌نماید.

همه می‌دانند که استان خراسان رضوی امروز، بخشی از خراسان غربی قدیم است که آن، یکی از بخش‌های چهارگانه خراسان کهن ایران بزرگ فرهنگی می‌باشد. چطور می‌توان این اصطلاح را با این برداشت خاص و تصنعی، آن هم در مرکز تاریخی و فرهنگی خراسان غربی کهن، در اشاره به فقط یک پاره کوچک از خراسان غربی تاریخی و فرهنگی به کار برد اگر اندیشه‌ات، باورت و اگر باورت، بنیاد کردارت نشده باشد؟! نمی‌دانم ...

بر می‌‎گردیم به چند سال پیش، فکر میکنم سال 1389 بود؛ به همت یکی از دست‌اندرکاران سبزواری دفتر تقسیمات استانداری، به نام آقای شمقدری، چهار روستای جمبرجوق، رباطی امامزاده، فرخار و چزک، در عملی مخفیانه، پنهانی و بدون اطلاع مردم چهار روستا و حتی مسولین منطقه از شهرستان فیروزه جدا کردند و به بخش خوشاب شهرستان سبزوار الحاق کردند تا جمعیت این بخش کم‌جمعیت به حد نصاب برسد و شهرستان شود. این شهرستان، امروز در بین چند شهرستانی لیست می‌شود که در بعضی وبلاگ‌ها و سایت‌های اینترنتی محلی، تحت عنوان استان پیشنهادی «خراسان غربی» معرفی می‌شود.

از اینکه این نامگذاری، غلط است، بگذریم ... 

از اینکه این کار غیرمسولانه و خودخواهانه، اشتباه بزرگی است که هویت تاریخی و فرهنگی خراسان امروز (بخش غربی خراسان بزرگ قدیم یا خراسان غربی تاریخی و فرهنگی)، به اسارت ندانم‌کاری کور و ذوق‌زدگی جدایی‌طلبانه نامگذاری قطعه‌ای کوچک در غرب این خراسان غربی بزرگ در می‌آورد، بگذریم.

از این‌ها که بگذریم؛ در اردیبهشت همین امسال، دو روستای طبس و بازقند از شهرستان کم‌جمعیت خوشاب را رسماً جدا کردند و به شهرستان سبزوار الحاق کردند. شهرستان خوشاب، همان بخش کم‌جمعیتی است که برای شهرستان شدنش به چهار روستای شهرستان مجاور، دست‌درازی کردند و از همان ابتدا، نارضایتی مردم و مسولان منطقه، به دفعات فراوان و بسیار، ابلاغ و انتشار گردید. اما مثل اینکه هفت شهر انتفاع دلبرانه از تقسیمات کشوری را سبزوار بُرد و ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم!!! هنوز و پس از چندین سال، هنوز هم چهار روستا، به طور رسمی، به سرزمینی که به آن تعلق دارند، بر نگشته‌اند!

از ظاهر امر، چنین پیداست که رفع و فتق امور شهرستان سبزوار، در دفتر تقسیمات کشوری معاونت سیاسی استانداری از اولویت خاصی برخوردار است! یا چنین می‌توان برداشت کرد که این شهرستان یا «از ما بهترانِ» همه شهرستانهای استان است و یا اینکه برداران وطن‌پرست سبزواردوست خراسان‌غربی‌ساز باهمتی مثل آقای شمقدری و جناب دکتر حسینی، مسیر و شاه‌لوله فیوضات توسعه و ارتقاء در بخش تقسیمات کشوری را به سمت این همسایه عزیز و کهن‌مان، هدایت فرموده‌اند!

این حرف، بخواهم یا نخواهم، ادامه دارد ... ادامه‌اش را به فرهیختگان و مدبران و دلسوزان می‌سپارم که آن بزرگان دانند چاره این درد را باید کدام داد کند؟

با مردم عزتمند و نمایندگان گرانقدر شهرستان‌های نیشابور و فیروزه همصدا می‌شوم و برای درستی و بی‌طرف شدن امور تقسیمات کشوری و تمام امور در معاونت سیاسی، امنیت و اجتماعی استان خراسان رضوی، کناره‌گیری و یا برکناری فرهیخته ارجمند، جناب آقای دکتر سید جواد حسینی را خواستارم.

حرفی می‌ماند. آن هم این است که پیشنهاد نمایم بخاطر همه ابهامات و حرف و حدیث‌هایی که در امور و فرایند رسیدگی به تقسیمات کشوری این منطقه وجود دارد؛ امروز، زمان مناسبی است که پیشنهاد درخواست تحقیق و تفحص از معاونت سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری را برای بررسی، آسیب‌شناسی و درست‌سازی همه چیزهایی که در این سال‌ها اتفاق افتاده (چه آن‌هایی که رسانه‌ای شده و چه آن‌هایی که ممکن پنهان باشد و هیچ کس بجز خواص ندانند مانند ماجرای چهار روستا در ابتدای جدایی) مطرح نمایم.

با احترام

یکی از فرزندان نیشابور خراسان غربی

#1 عطف به: «همچون اعتمادی که می‌میرد»؛ واکنشی به برداشت تاسف‌انگیز از «خراسان غربی» و پیشنهاد تحقیق و تفحص

avatar
دوستدرار اعتلای نیشابور - سه شنبه 14 شهریور 1396  

مگر بزرگان نیشابور در خوابند.. اگر چنین است بیدارشان کنید... آقا جان حب وطن یکی از نشانه های اصلی ایمان است ...
مردم باید مسرانه پیگیر باشند. کاری به فلان شهر و فلان قصبه نداشته باشیم .
باید با این پشتوانه فرهنگی و ظرفیت های عظیم کشاورزی و گردشگری متناسب با سایر نقاط کشور سهم خود را از منابع ملی در راه اعتلای نیشابور عزیز دریافت کنیم.
نمایندگان نیشابور باید پیگیری کنند تا دانشکده علوم پزشکی به دانشگاه تبدیل شود
دانشگاه نیشابور چنانکه شایسته است شکل بگیرد
مطمئن باشید پیشرفت نیشابور عزیز اعتلای ایران را رقم خواهد زد تاریخ گواه میدهد که با کمترین توجه به این ناحیه از ایران بزرگ ،حداقل در دویست سالی که نیشابور در تاریخ فرهنگ ایران درخشید، چه ثمرات گرانبهایی تا قرن ها پس از آن نصیب علم و فرهنگ جهانی شده است

#2 عطف به: «همچون اعتمادی که می‌میرد»؛ واکنشی به برداشت تاسف‌انگیز از «خراسان غربی» و پیشنهاد تحقیق و تفحص

avatar
داود - سه شنبه 14 شهریور 1396  

سلام. پیشنهاد خوبی است. اما به نظر من باید نیشابور هم مثل سبزوار برای استان شدن خودش تلاش کند.

#3 عطف به: «همچون اعتمادی که می‌میرد»؛ واکنشی به برداشت تاسف‌انگیز از «خراسان غربی» و پیشنهاد تحقیق و تفحص

avatar
محمدرضا - سه شنبه 14 شهریور 1396  

داود شما چ تابلو اینجایی نیستی(:در تقسیمات بعدی اگر هم انجام گیرد بی شک نیشابور بهترین گزینه و جایگاه را دارد نیشابور ابروی ایران است شهری ک ب تنهایی رهبر بیست و پنج میلیون نفر از مردم ترکیه را در خود دارد و خیامی ک در جهان زبانزد است شهر بهترین فیروزه جهان است...حق پر واضح نیشابور است ک تمام مسئولین کشور برای حفظ ابروی کشور حق را ب حقدار بدهند و بس...با تشکر

#4 عطف به: «همچون اعتمادی که می‌میرد»؛ واکنشی به برداشت تاسف‌انگیز از «خراسان غربی» و پیشنهاد تحقیق و تفحص

avatar
فرزند نیشابور - پنج شنبه 16 شهریور 1396  

قطعا هر کسی حق دارد و موظف است برای آبادانی و توسعه دیار و موطن خود تلاش کند.
اما آقای داود عزیز! بحث در اینجاست که بعضی‌ها در حین این تلاش کردن، دستشان را در جیب دیگران می‌کنند، حق و ناحق می‌کنند و به دیگران آزار و آسیب می‌رسانند.
شما طرفدار کدام گروه هستید؟! آیا باز هم فکر می‌کنید الگوی خوبی معرفی کردید؟

درج نظر

XML نظرات: RSS | Atom

پل های ارتباطی کاربران گرامی با روزنه

مناسبت ها

هموطنان عزیز کرمانشاهی تسلیت

تبلیغات

دریافت اخبار نیشابور
شهروند خبرنگار

اوقات شرعی نیشابور

۰۴:۴۶
۰۶:۱۶
۱۱:۲۰
۱۶:۲۴
۱۶:۴۲

آمار بازدیدکنندگان

۱۰
۱۱۵۷
۳۴۹۳
۸۷۱۶۴۴۵