تقویم اخبار

مرداد 1398
ی د س چ پ آ ش
29 30 31 1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31 1

بایگانی اخبار

لینک به روزنه

www.rovzane.com

2 مرد از یک شهر: فرزندان کدکنی نیشابور

2 مرد از یک شهر: نگاهي به آثار عطار با توجه به تصحيح‌هاي تازه از آثارش
نویسنده: آرش شفاعی



نیشابور، عصاره تاریخ ایران و عطار:
بیست و پنجم فروردین را در تقويم رسمي كشور، روز بزرگداشت شاعر نامدار ايراني فريدالدين عطار نيشابوري نامگذاري كرده‌اند. اين نامگذاري هوشمندانه نشانگر جايگاه و اهميت او در شعر فارسي و بخصوص ادبيات عرفاني ايران است، چرا كه او حلقه‌اي است كه شعر عرفاني را از سنايي غزنوي به مولاناي بلخ وصل مي‌كند. عطار در قامت شاعري معنويت‌گرا كه هنرمندي خود را در راه ترويج انديشه‌هاي انساني و الهي‌اش قرار داده و سهم بزرگي در باروري ادبيات اين سرزمين داشته نيازمند شناخت و تحقيق همه‌جانبه از مخاطبان عام و حرفه‌اي ادبيات است و اين روز مي‌تواند به شناخت او و آثارش كمك كند. نوشته‌اي كه پيش‌ روي شماست با نگاهي به تصحيح‌ها و پژوهش‌هاي تازه منتشر شده از آثار عطار نوشته شده است.
كدكن نام يكي از توابع شهر تاريخي و مهم نيشابور است كه امروز نيز برپاست. فريدالدين نيشابوري زاده اين شهر است.
اهميت نيشابور در سپهر معرفتي ايران پس از اسلام چنان است كه بسياري از پژوهشگران آن را عصاره تاريخ ايران و به طور خاص خراسان بزرگ مي‌دانند.
بايد به ياد داشت كه تولد ادبيات فارسي، خط و شعر فارسي از خراسان بزرگ بوده است و نيشابور به عنوان مركزي علمي و شهري بزرگ و جريان‌ساز در اين خطه، نقش بسيار مهمي در تربيت اهل ادب، انديشه و هنر داشته است. درباره عظمت و اهميت اين شهر تحقيقات بسياري انجام شده است و ما امروز بخوبي مي‌توانيم مركزيت و جريان‌سازي اين شهر را بخصوص تا قرن ششم هجري در ايجاد و گسترش مكاتب فكري و ادبي ايران آن روز درك كنيم. اگرچه حوادث طبيعي نظير زلزله و حوادث تاريخي همچون فتنه غزها، حمله مغول و تيموريان بارها اين شهر را به نابودي كامل كشانيده، اما نيشابور در دل تاريخ زنده مانده و باز سربرآورده، البته آن مركزيت و اهميت را ديگر هرگز به دست نياورده است. در ميان بزرگان ادبيات فارسي كه از اين شهر به جهان معرفي شده‌‌اند حكيم عمرخيام نيشابوري و شيخ فريدالدين عطار نيشابوري قامتي بلندتر و صدايي جهاني‌ دارند، اما بايد در كنار اين دو از ده‌ها شاعر و دبير و فقيه و عارف و محقق نام برد كه در طول تاريخ در اين شهر پرورده شده‌اند و هر كدام بخشي از بار فرهنگ و هنر ايران كهن را بر دوش كشيده‌اند.


گمشده در افسانه:
چنان‌كه گفتيم عطار شاعري مهم در تاريخ ادبيات ايران است و اين اهميت تنها به دليل توانمندي‌هاي ادبي او نيست، بلكه او نقشي مهم و تاريخي در دگرديسي ادبيات ايران از شعر درباري صرف به شعر عرفاني داشته است.
او در تمامي قالب‌هاي ادبي روزگار خود آثار ارزشمندي آفريده است. غزل‌هاي شورانگيز، رباعي‌هاي برآمده از روحي گدازان و عاشق، مثنوي‌هاي عميق و داستان‌پردازانه و نثري زنده و پرخون از قلم او بيرون آمده است. اما در اين ميان منظومه منطق‌الطير و تذكره`‌الاوليا چيز ديگري است.
با اين همه زندگي شخصي و هنري عطار در هاله‌اي از افسانه‌ها و داستان‌پردازي‌ها و روايت‌هاي نادرست يا كم‌اعتبار گم شده است. تا چندي پيش عطار شاعري بود كه از تولد و مرگ او اطلاع دقيقي نبود. شمار آثارش بدرستي احصا نشده و در ميان آثار منتشر شده نيز اضافه و كاستي‌هاي بسيار ديده مي‌شد. درباره وقايع زندگي او چون داستان عرفان‌گزيني‌اش، ملاقاتش با مولوي در كودكي شاعر بلخي، نحوه شهادتش در حمله مغول‌ها و... داستان‌پردازي‌هاي بسيار شده بود و نياز به تحقيق و مطالعه در آثارش بشدت احساس مي‌شد.
بزرگاني چون فروزانفر، نيكلسون، گوهرين، نوراني وصال، مشكور، استعلامي، نفيسي و ريتر درباره آثارش تحقيقات و تصحيحاتي انجام دادند، اما تمامي اين تحقيقات با انتشار مجموعه‌اي از چند دهه پژوهش يكي از همشهريان عطار كامل شد؛ تحقيقاتي كه حاصل يك عمر فعاليت علمي دكتر محمدرضا شفيعي كدكني بود.


آثار كدكني معاصر درباره همشهري‌اش:
علاقه‌مندي دكتر شفيعي كدكني به مجموعه آثار و مواريث برآمده از مكتب عرفاني خراسان از كلاس‌هاي زنده‌ياد استاد فروزانفر آغاز شد، وقتي كه استاد شاگردش را به تحقيق و مطالعه درباره آثار ابوسعيد ابوالخير، عارف نامي اهل مهينه مرو مكلف كرد.
اين آغاز راهي بود كه شفيعي كدكني را به تحقيقي همه‌جانبه و طولاني‌مدت درباره چهره‌هاي عرفاني خراسان بزرگ كشاند و نخستين طليعه آن در تصحيح‌هاي شفيعي از دو كتاب ذكراحوال و آثار «ابوسعيد ابوالخير» و «اسرار‌التوحيد في مقامات شيخ ابوسعيد» ديده شد. شفيعي در اين كتاب‌ها بسياري از مشكلات درباره زندگي، آثار، شخصيت‌ها و روايت‌ها درباره زندگي ابوسعيد ابوالخير را حل و تصويري روشن و همه‌جانبه از اين عارف نامي ارائه كرد.
در اين مسير، شفيعي كدكني به ديگر چهره‌هاي اين جريان فكري عرفاني نيز پرداخت و كتاب‌هايي كه او در معرفي چهره‌هايي چون ابوالحسن خرقاني و بايزيد بسطامي نوشت نيز در جايگاه ممتازي براي شناخت جريان عرفان خراسان در برابر عرفان ابن‌عربي و امتيازات و خصايص آن قرار دارد.
شفيعي در اين مسير با توجه به شخصيت هنري خود به عنوان يك شاعر و اهميت شعر نزد عارفان خراساني به چهره‌هاي ادبيات عرفاني از جمله سنايي، عطار و مولانا نيز پرداخت، اما مهم‌ترين و گل‌سرسبد تحقيقات علمي او را بايد در كار طولاني‌مدت، طاقت‌فرسا اما عاشقانه‌اش در تصحيح مجموعه آثار عطار ديد.
او نخست «مختارنامه»‌ و سپس 5 سال پيش تصحيح جديدي از «منطق‌الطير» منتشر كرد و پس از آن سال گذشته «الهي‌نامه»، «مصيبت‌نامه» و «اسرارنامه» را منتشر كرد، اما بايد پذيرفت كاري كه او با آثار عطار انجام داده است از حد يك تصحيح علمي منقح بالاتر است، چرا كه شفيعي به جنبه‌هاي مختلف درباره آثار و زندگي عطار، تاثير و تاثر او بر شاعران و عارفان ديگر و موقعيت او در سپهر معرفتي ادبيات و فرهنگ پارسي نيز پرداخته است.


مزاياي يك تصحيح:

 

نخستين مزيتي كه كار شفيعي كدكني در تصحيح آثار عطار دارد اين است كه شفيعي كدكني خود همشهري عطار است و با ويژگي‌هاي زباني و اقليمي آثار عطار آشنايي كامل دارد. عطار شاعري است كه در زبان ادبي خود از لهجه و لحن نيشابوري استفاده فراواني برده است. از سوي ديگر هنوز بسياري از واژگان غيرمعمول و شايد مرده زبان فارسي دري، در روستاها و قصبات خراسان امروز از جمله نيشابور مورد استفاده است و آشنايي با اين گويش و واژگان مزيتي نسبي براي محقق است، چرا كه سراسر آثار شفيعي كدكني درباره چهره‌هاي ادبي و عرفاني خراسان بزرگ پر است از تذكرهاي او درباره استفاده امروزي يا تغيير شكل‌يافته خراسانيان از واژگاني كه در نظر بسياري از محققان مجهول مي‌نموده است.
نكته دومي كه آثار شفيعي كدكني را برجسته مي‌كند، دقت نظر و وسواسي است كه او در ارائه بهترين، منقح‌ترين و علمي‌ترين نسخه به مخاطب دارد، به گونه‌اي كه وقتي امضاي نهايي‌اش بر كتابي مي‌نشيند مي‌‌توان مطمئن بود نويسنده ديگر در اين حوزه همه تحقيق و سعي علمي خود را به كار برده است.
او گاه براي حل مشكل ناشناخته بودن يك واژه، نام يك شخص يا يك مكان و رجحان بخشي از يك نسخه بر نسخه ديگر، اصولا تحقيقي در سطح يك پژوهش مستقل و كامل را انجام مي‌دهد و حوصله علمي او تا آنجاست كه در آستانه چاپ تذكره‌الاوليا كه حاصل چند دهه فعاليت او بود به نسخه تازه و معتبر جديدي دست يافت همه حروفچيني كتاب را به كناري نهاد و دوباره مشغول تصحيح كتابي در اهميت تذكره` الاوليا شد. اين موضوع از آنجا قابل توجه است كه بدانيم تذكره`‌الاوليا و بخصوص الحاقي يا عدم الحاقي بودن مباحث مربوط به پس از حلاج و نيز ترتيب نام‌ها همواره يكي از معضلات پيش‌ روي عطارشناسان بوده است و شفيعي كدكني دراينباره به ديدگاه‌هاي مهمي رسيده است.
نكته بعدي درخصوص اهميت نسخه‌شناسانه تصحيحات شفيعي كدكني است. محقق در تنقيح آثار خود اگرچه يك نسخه را مورد توجه و مركز ثقل قرار داده است اما توجه او به نسخه‌هاي بدل، توجهي حرفه‌‌اي و بيش از تطابق معمولي است.
به عبارت ديگر محقق با استفاده پويا از نسخه بدل‌ها، برخي امتيازات آنها در روشن شدن معضلات متن و رجحان آنها بر ديگر متون را به خواننده نشان مي‌دهد و در مواردي كه احتمال اشتباه كاتبان وجود دارد، اين اشتباهات را با حوصله و ذكر دلايل و مستندات علمي براي خواننده تشريح مي‌كند.
اين مساله بخصوص درباره تذكره`‌الاوليا اهميت فراواني دارد، چرا كه مصحح پيشين (نيكلسون)‌ در مواردي از عهده حل برخي اشكالات كتابت برنيامده و گفته مي‌شود اين مشكلات در تصحيح شفيعي كدكني حل شده است.
علاوه بر همه اينها شفيعي كدكني در بررسي و تنقيح آثار عطار نيشابوري تنها به مقابله نسخه‌ها با هم اكتفا نكرده است، بلكه با حوصله همه مشكلات پيش‌ روي عطار‌شناسان را مورد تحقيق قرار داده و به حل بسياري از آنها توفيق يافته است، به گونه‌اي كه امروز عطارشناس با انتشار آثار عطار به تصحيح كدكني چند گام به جلو رفته است. او در اين بررسي، نخست پيشنهاد روشن و مستندي درباره حل مشكل سالمرگ عطار ارائه كرده و به سال 671 هجري رسيده است.
از سوي ديگر، موضوع نسب معنوي عطار كه در سلسله‌هاي عرفاني مورد توجه و داراي اهميت خاص است، در تحقيق شفيعي حل شده و او با اشاره به اين كه فروزانفر كتاب «قصيحي‌خوافي» را نديده است به اين نظر مي‌رسد كه نسب معنوي عطار با چند پشت به ابوسعيد ابوالخيري مي‌رسد كه او نيز داراي نسب مشخص و تحقيق‌شده‌اي است.
همچنين حل برخي معضلات ادبي ‌نظير آثار سرگردان بخصوص رباعي‌ها، ريشه برخي حكايات منظوم در آثار پيشينيان، مقايسه سبكي آثار عطار و هم‌عصران خود، نام عطارهاي ديگر مشهور در زمان فريدالدين نيشابوري، احوالات و فضاي متنوع در برخي آثار كه شبهه الحاقي بودن را در ذهن مي‌آورد و ... ازجمله امتيازاتي است كه تحقيق شفيعي كدكني درباره عطار دارد، اما از همه مهم‌تر تحقيق درباره شماره دقيق آثار عطار است كه همواره به عنوان يك معضل مورد توجه بوده است و شفيعي كدكني در اين زمينه به قطعي بودن 7 اثر عطار (تذكره`‌الاوليا، الهي‌نامه، مصيبت‌نامه، مختارنامه، اسرارنامه، منطق‌الطير و ديوان اشعار)‌ نظر مي‌دهد.
با منتشر شدن تصحيح شفيعي كدكني از ديوان اشعار و تذكره`‌الاوليا در حقيقت ده‌ها سال تحقيق مفصل، مستمر و ريزبينانه در احوال، آثار و زندگي يكي از بزرگ‌ترين چهره‌هاي شعر فارسي به پايان مي‌رسد، اما بايد در نظر داشت شفيعي كدكني با همه ارادت و عشقي كه به آثار عطار دارد، از ابراز نظر انتقادي و علمي درباره شعر عطار فرار نمي‌كند و خود مي‌نويسد: شايد خوانندگاني كه با غزل حافظ و غزل‌هاي مولوي آشنايي و الفت بسيار دارند، در اين گونه غزل‌ها به شيفتگي ننگرند، اما در خواندن اين غزل‌ها هيچ‌گاه از 2 نكته نبايد غفلت كرد. نخست نقش تاريخي اين غزل‌هاست. اگر تجربه‌هاي سنايي و عطار نبود بي‌گمان ديوان شمس تبريز مولانا نمي‌توانست شكل بگيرد و اگر مجموعه تجربه‌هاي سنايي و عطار و مولوي به ضميمه خلاقيت نظامي و خاقاني و سعدي و همام و بسياري شاعران ديگر نبود، غزل‌هاي خواجه روي زمين تحقق نمي‌يافت. نكته دوم تازگي حال و هوا و عمق تجربه روحي شاعر است كه در اغلب اين غزل‌‌ها خود را نشان مي‌دهد و هر غزل در كل حاصل يك نوع در خويش فرو رفتن است؛ سفر به درون ذره و از ذره به كهكشان يا تصوير حالات دروني عارفاني كه تمامي كشش‌هاي ظاهري و قراردادهاي اجتماعي و محترمات عرفي را ناگهان به يك سوي مي‌نهند و پاي بر سر داوري‌هاي عام مي‌گذارند.

 

برزین مهر نیشابور


منبع: روزنامه جام جم، سه شنبه 25 فروردین 1388
آدرس وب:
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100904070704

درج نظر

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید
XML نظرات: RSS | Atom

پل های ارتباطی کاربران گرامی با روزنه

اوقات شرعی نیشابور

۰۴:۲۵
۰۵:۵۸
۱۲:۳۷
۱۹:۱۶
۱۹:۳۴

آمار بازدیدکنندگان

۱۳
۹۶۶
۱۸۰۱
۱۰۳۸۳۵۲۰