![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای یک نیشابوری |
|
آسمان دل من پر ابر است
باز هم با يک رعد بغض من مي ترکد... کوچه لبريز دعاست در خيابان دلم مسجدي غرق خداست اشک ها مي گويند: سينه بر دل زدن است اين همه ناله و رشک بوي يک عالمه حلوا و نسيم در هوا مي پيچد نفسم مي گيرد ياد لبهاي حسين دل تو را مي ميرد...
منبع:وبلاگ نجف زاده
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 7:27 توسط امید |
|
|
کم کم داریم به روز موعود نزدیک میشیم.روزی که برای من یکی اصلا خوشایند نیست.بله بعد از مدتها بلااخره فرماندار شهرستان تازه تاسیس شهر فیروزه مشخص شد و قراره از هفته آینده(بعد از تاسوعا ، عاشورا) کار خودش را شروع کنه و قضیه شهرستان شدن شهر فیروزه را از بالقوه به بالفعل تبدیل کنه.من نمیخوام زیاد در مورد بعد سیاسی و اقتصادی قضیه اظهارنظر کنم چون چیزی نمیدونم ولی در حد عقل خودم چند جمله ی بی سوادی میگم. بقیش در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 7:53 توسط امید |
|
|
تقریبا از همون روزهای اول مشخص بود اما میخواستم مطمئن بشم.آخه خیلی عجیب بود و باورش مشکل.کم در اجرای این پروژه تاخیر شده بود که این هم روش.شاید در جریان نباشید اما من که میونم با نشریات محلی بد نیست یادمه که پارسال همین موقع ها تو نشریه صبح نیشابور خوندم که پل عابر پیاده اول دارایی از اول اردیبهشت ماه 87 مجهز به پله برقی میشه و علتش هم که مشخص بود.بله ما با شنیدن این خبر زمانیکه هنوز به هر حال از این بچه تر بودیم و حس خبرکشی مون(!)هم از این بیشتر بود به هر کسی میرسیدیم میگفتیم که آره قراره از اردیبهشت پل عابر پیاده را پله برقیش کنند(یعنی من باخبرم!).بالاخره اردیبهشت ماه هم اومد و رفت و هیچ خبری از پله برقی نبود و ما هم شرمنده خودمون و دیگران که این خبر آبکی از آب در اومد.تو همین فاصله ها بود که درسهای زیادی درمورد اطمینان از اخبار و اعتماد به اونها گرفتیم و باعث شد که از اون به بعد بیشتر به صحت اخبار دقت کنیم.البته خب ما از کجا بدونیم قول شخصی مثل آقای شهردار هم اینجوری میشه هر چند که ما هم دوستش داشته باشیم.مَثَل این قضیه مََثَل قول(میخوام یک جمله حرف سیاسی بزنم)**** که گفته بود اول تیرماه اولین ماهواره ایرانی با موشک ایرانی و پرتابگر ایرانی که اتفاقا موشکه هم اسم ما هم بود به فضا پرتاب میشه و الان با گذشت حدود 6 ماه از این موعد هنوز چنین اتفاقی نیفتاده.هر چند که ما این آقا را هم دوست داریم. خلاصه بگم بالاخره پله برقیهای پل اول دارایی دارند راه میفتند ولی از نوع یک طرفش . یعنی شما با این پله ها فقط میتونی بالا بری و برای پایین اومدن باید به پاهای نازنینت زحمت بدی و از پله های معمولی پایین بیای.ولی خودمونیم ها بد فکری هم نکردن.چون ملت بالا که حتما میرن چون زحمتی که نداره بمونه که لذت هم داره!وقتی هم که بالا رفتن چاره ای جز پایین اومدن ندارن.چه با پله برقی،چه پله معمولی.پس کاری را که پله معمولی راه میندازه(پایین اومدن) چرا کلی براش خرج کنن و پله برقی بگذارند. فقط امیدوارم پله برقی ها طاقت و توان حمل چند ده نفر را بطور همزمان داشته باشن و زود خراب نشن.چون از این به بعد بعیده کسی از زیر پل رد بشه و همه این جماعت از روی پل و البته با استفاده از پله برقی ها رد میشن.کاش برای اطمینان از این مورد با مهندسین پله برقیهای متروی تهران هم یک مشورت میکردن.چون اونها پله برقیهایی برپا کردن که توان حمل بیش از 100 نفر جمعیت را در یک لحظه داره. راستی ما یک پیشنهاد هم در جهت بالا بردن رضایت شهروندان و نیز نوآوری و ابتکار برای این پل داریم و اون اینکه حالا که قراره مردم بالا رفتنشون با پله برقی باشه و پایین اومدنشون با پله معمولی ،پس دو تا سرسره هم این ور اون ور پل بذارن تا بچه ها هم از این پروژه بهره بیشتر ببرند و تازه نیشابور مجهز به اولین سرسره ها با پله برقی در کشور باشه!تازه کلی هم کلاس داره!!!!!!!!! موفق باشید. این روزها بیشتر به روزم پس منتظر پستهای جدید دیگه هم باشید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 11:0 توسط امید |
|
|
امان از بی پولی... بله این بی پولی بد دردیه مخصوصا اینکه دامنگیر سازمانهای پر خرجی مثل شهرداری بشه. اینطور که این روزا مشخصه کفگیر شهرداری خورده ته دیگ و داره خودش را به هر آب و آتیشی میزنه تا بلکه چندرغاز پولی در بیاره و لااقل هم حقوقهای عقب افتاده کارمندها و کارگراش را بده. البته اگه مردم و مشاغل همیشه عوارضشون را به موقع بدن شهرداری هیچ وقت تو همچین هچلی نمیفته ولی خوب ما عادت نداریم وظیفمون را به زبون خوش انجام بدیم.خب همچین میشه که شهرداری هم وقتی میبینه که ملت به روی خودشون نمیارند مجبور میشه یک کارهایی بکنه که زیاد قشنگ نیستند. بله من خودم شاهد بودم که بارها و بارها و با التماس و به بهانه های مختلف شهرداری در عوارض خیلی چیزها تخفیف قائل شده تا مردم بیان و با تخفیف ویژه عوارض مربوطه را بدن اما از قراری این روشها کارساز نبوده.خب شهرداری هم وقتی دید که این روشها جواب نمیده بالاخره از راه قانونی و به حق خودش وارد عمل شد. امروز یه هو چند تا مامور از طرف شهرداری اومدن سر کوچه و شروع کردن به پلمپ کردن مغازه ها.کاسبهای بی خبراز همه جا هم موندن که خدایا چی خبره؟بله اینطور که مشخصه اون آقای صاحبخونه ای که از نصف خونَش 4 باب مغازه در آورده عوارض تجاری سازی را نداده.خب حالا این آقا کجایه زنگ بزن این ور زنگ بزن اونورتا بلاخره آقای فلانی پیداش شد.بله حق با مامورهای شهرداری بوده و این آقا 45 میلیون تومان عوارض تجاری سازی را نداده.خب حساب کنید اگه تو هر خیابون 4 تا خونه با این وضع باشه مگه هیچ وقت کفگیر شهرداری به ته دیگ میخوره؟.اون آقا هم مجبور شد یک چک ضرب الاجلی به تاریخ فردا به مبلغ مذکور در وجه شهرداری بکشه تا مغازه هایی که اجاره داده پلمپ نشن.45 میلیون نوش جون شهرداری. این وضعیت امروز برای چندین و چند مغازه محله ما اتفاق افتاد و احتمالا روزهای دیگه هم در جاهای دیگه شاهد چنین موضوعی خواهیم بود.البته شما نگران چک 45میلیونی اون آقا یا امثالهم نباشید چون با دو سال کرایه دادن مغازه ها اون پول بهش برمیگرده و بعدش همه 5/1 میلیون درآمد ماهیانه از این راه میره تو جیب گُندَش! من اول که میخواستم این مطلب را بنویسم بیشتر میخواستم مخالف اقدامات شهرداری باشه اما بعد دیدم که بابا حق دارن بنده خداها.آقای مدیح هم که خدارا شکر شهردار خوبیند و ما از بابت این که تمامی این پولها صرف خود شهر میشه هیچ شکی نداریم.در آخر هم یکی دیگه از وقایع بی پولی شهرداری را اینجوری براتون بگم که اون ساختمون شماره 2 شهرداری که کنار اداره پسته و قبلا فرمانداری بود و بعد شهرداری شد،الان شده ساختمون شماره 2 فرمانداری.چون شهرداری برای جبران کسری بودجش مجبور شده اون را بفروشه. یک نکته قرمز:ببینید دوستان من دوست ندارم توی هیچ کدوم از پستام به شایعات دامن بزنم اما اگه احیانا خدای نکرده در جایی چیزی دیدید که با مطالب مندرج در این وبلاگ مطابقت نداشت یا احیانا متضاد بود ببخشید و بدونید که عمدی نبوده و در ضمن به من هم اطلاع بدید.چون به هر حال من هم اطلاعات را از اطراف میگیرم و البته سعی میکنم راجع بهشون تحقیق کنم ولی با تمامی این تفاسیر گاهی باز هم اشتباه میشه. با تشکر از همراهیتون. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 6:55 توسط امید |
|
|
سلام دوستان چند روزی نبودم که داشتم رباعیات خیام را تایپ می کردم.بلاخره امروز کار تایپ تموم شد و نتیجشم این چیزیه که انشاالله ازش استفاده خواهید کرد.بله این روزها که ماشاالله دست ایرانسل درد نکنه دست هر کدوم از ما یک گوشی موبایله که همیشه باهامونه،منم گفتم رباعیات خیام را بصورت قابل مطالعه در موبایل در بیارم تا هر وقت بی کار بودید یگ نگاهی هم به اون بندازید و چندتایی هم رباعی حفظ کنید تا این ور اون ور اگه ازتون خواستن یک رباعی از همشهریتون بخونید یک چیزی داشته باشید تحویلشون بدید. امیدوارم دانلود کنید و ازش استفاده کنید.البته سختی کار من همون تایپ 186 تا رباعی بود و بقیه کارها را نرم افزار انجام می داد!گر چه که کتابه زیاد قشنگ نیست اما از هیچی بهتره.اگه برنامه نویسی یاد گرفتم سعی می کنم بهترش را درست کنم.برای نوشتن رباعیها از دو تا منبع استفاده می کردم که در بعضی موارد با هم اختلافات فاحشی داشتند و من هم که میموندم کدوم درست تره به سلیقه خودم قشنگتره را انتخاب میکردم! پس اگه یه جایی دیدید رباعی با اون چیزی که جای دیگه خوندید مطابقت نداره زیاد تعجب نکنید. راستی ازتون می خوام اگه تو این کتاب اشتباه تایپی یا غیر تایپی دیدید بگید تا برطرف کنم. موفق باشید و باز هم به ما سر بزنید نظر هم یادتون نره چند نکته فنّیم بگم بد نیست: فایل مربوطه از نوع جاوا است که اغلب گوشی های موجود اون را اجرا می کنند. حجم فایل حدود 100 کیلو بایته. برای انتخاب فونت و زمینه مورد نظر میتوانید از کلید* استفاده کنید.احتمالا فونت اولیش جالب نباشه. کلید صفر راهنمای خوبی خواهد بود. برای دانلود رباعیات خیام برای موبایل اینجا کلیک کنید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم دی 1387ساعت 14:21 توسط امید |
|
|
خودتونم میدونید که ضریب عاطفه اسم قبلی وبلاگ کمی بالا بود.برای همین همیشه این اسم کمی توی دلم میپیچید و دنبال یک اسم بودم که حداقل جای این و اون روم بشه بگم.با کمک یکی از آشناها و بعد از بررسی گزینه های مختلف آخر سر روی این اسم به اجماع رسیدیم که هم به محتویات وبلاگ بخوره و همم زیاد احساساتی نباشه.البته اسم "یادداشتهای یک نیشابوری" هم اسم خوبی بود و درواقع تنها یک دلیل باعث شد که این اسم را انتخاب نکنیم و اون هم این بود که ممکنه در آینده به تعداد نویسندگان این وبلاگ افزوده بشه که در این صورت این اسم نمیتونست با این وضعیت جور در بیاد و اگر هم این اسم را جمعش میکردیم و میشد:"یادداشتهای چند نیشابوری" دیگه به قشنگی "یادداشتهای یک نیشابوری" نمی رسید. خلاصه اینکه نتیجه کند و کاوها و بررسیها و نظرات شد این اسمی که الان می بینید یعنی: " یادداشتهایی برای نیشابور ".که امیدوارم شما هم قبولش داشته باشید.ببخشید از اینکه در مورد اسم جدید تو وبلاگ نظرسنجی نکردم ولی با این وجود اگه شما پیشنهادی دارید که به نظر خودتون فکر می کنید از این اسم مناسبتره ارائه بدید تا اون را هم بررسی کنیم و اگه دیدیم واقعا بهتره از اون اسم استفاده کنیم.البتهدوستان پیشنهاداتتون را تا نهایتا یک هفته دیگه یعنی دوشنبه 9 دیماه بدید تا هر چه زودتر یک اسم را قطعی کنیم. با تشکر از همگی ارادتمندتان امید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم دی 1387ساعت 21:9 توسط امید |
|
|
سلام دوستان در این پست میخوام یک چند تا نکته را همینجوری بگم شاید به دردتون بخوره 1-اگه یک وقت یکی از مدارکهای شناسایی مثل شناسنامه یا کارت ملی را گم کردید(یادتون رفت کجایه) تایپ و تکثیر جای خوبی برای ردگیری اونهاست.چون بسیار پیش اومده که مدارک شناسایی تو تایپ و تکثیری ها جامونده و متاسفانه صاحبان این مدارک هم خیلی وقتها دیگه به اونجا بر نگشتند. 2-هیچ وقت گوشی موبایل یا مموری کارت موبایلتون را در اختیار تایپ و تکثیریهایی که روشون شناختی ندارید قرار ندید چون اولین کاری که می کنند کپی اطلاعات بر روی کامپیوترشونه و بعد از این که شما رفتید یکی یکی اونها را بررسی می کنند.به هر حال متاسفانه حس کنجکاوی و نفس اماره در این زمینه ها خیلی بد چیزهاییند.الان دیگه شکر خدا تو هر خونه ای یک کامپیوتر هست.یک رم ریدر هم بخرید و خودتون از کامپیوتر به گوشی آهنگ بریزید و برای این کارها گوشیتون را به جایی ندید. 3- متاسفانه اغلب تایپ و تکثیری ها نرخهای مصوب اتحادیه را رعایت نمی کنند.این نرخها به صورت دو برگه باید به دیوار تایپ و تکثیر نصب شده باشه تا شما بتونید اونها را ببینید.فعلا یکی دو قلم مهم از نرخها را میگم و بعدا در همین پست کاملش را میگم تا کلاه سرتون نره خدای نکرده.فتو شناسنامه و کارت ملی برگی25تومنه.فتو آ چهار یک رو 45 تومان ،دو روشم50 تومان خیرش را ببین.پرینت هم بدون ویرایش برگی 50 تومنه.بقیش را به زودی به طور دقیق میگم. قضیه مدارک جامانده را به آشناهاتون هم بگید تا اگه اونها هم احیانا به مشکلی برخوردند ان شاالله از این طریق بتونن حلش کنند. یک مطلبی هست میخوام برای پستهای بعدیم بنویسم اما هر کار میکنم که درش افراط نکنم نمیشه.بدجوری اعصابم را خورد کرده.خلاصه این را پیشاپیش گفتم که اگه بعدا یک کم تند رفتم دلگیر نشید.ان شاالله چند روز دیگه اون مطلب را میگذارم. خواهشا نظراتتون را از ما دریغ نکنید. خدانگهدار |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 22:48 توسط امید |
|
|
صفحه اصلي مشخصات مدير وبلاگ پست الکترونيک بايگاني عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ دیدگاههایی پیرامون مسائل مختلف شهری شهرستان نیشابور مطرح خواهد شد.
اگر دوستانی تمایل دارند در این وبلاگ فعالیت و همکاری داشته باشند میتوانند درخواست همکاری خود را مطرح کنند.در اسرع وقت به درخواستها رسیدگی خواهد شد. |
| پيوندهاي روزانه |
|
رباعیات خیام بر روی موبایل دانلود رباعیات خیام آرشيو پيوندهاي روزانه |
| نوشته هاي پيشين |
|
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| آرشيو موضوعي |
|
گالری تصاویر اسامی نیشابور نیشابور از دید ویکی مپیا انفجار قطار |
|
RSS
|